علي شمساردكاني از ضرورت بازآرايي الگوي امنيت انرژي و تقويت گفت و گو با همسایگان ميگويد
اهمیت دیپلماسی منطقهای
مهدي بيكاوغلي| عقبنشيني آشكار دونالد ترامپ از تهديد به حمله عليه زيرساختهاي ايران، بيش از هر چيز بازتابي از بنبست راهبردي واشنگتن در مواجهه با قدرت بازدارندگي ايران است. دشمن كه در ميدان عمل توان تقابل با توانمنديهاي دفاعي ايران را ندارد، با تمركز بر تهديد مراكز غيرنظامي و شريانهاي اقتصادي، درصدد ايجاد جنگ رواني برآمد، اما آمادگي پدافندي و ايستادگي ملي، محاسبات آنها را برهم زد. با اين حال، اين فضاي تهديدآميز ضرورت حياتي بازنگري در الگوهاي پدافند غيرعامل و ساختار توزيع انرژي كشور را دوچندان ميسازد. وابستگي شديد به شبكههاي متمركز و لولهكشيهاي سرتاسري، آسيبپذيري زيرساختها را در شرايط بحران افزايش ميدهد. براي بياثر كردن سناريوهاي تهاجمي دشمن، دولت بايد سياست اصلاح كانونهاي انرژي را با جديت دنبال كند. انتقال به سمت الگوهاي غيرمتمركز، نظير توسعه مخازن گاز تحت فشار سيار براي مناطق دوردست و بهينهسازي مصرف داخلي براي جلوگيري از هدررفت منابع، از اقدامات ضروري است. حفاظت از داشتههاي اين حوزه كه ثمره دههها سرمايهگذاري ملي است، تنها از مسير مقاومسازي ساختارها و خنثيسازي بسترهاي آسيبپذيري در داخل محقق خواهد شد. علي شمساردكاني، ديپلمات پيشين ايران و كارشناس ارشد حوزه انرژي در گفتوگو با «اعتماد» معتقد است كه هر چند اين تهديدها ناشي از درماندگي حريف در تقابلهاي ميداني است، اما همزمان زنگ خطري جدي را براي بازنگري در ساختار پدافند غيرعامل حوزه انرژي و اصلاح الگوهاي توزيع داخلي به صدا درميآورد. او كليد خنثيسازي تحريمها و سناريوهاي تهاجمي دشمن را در دو اقدام موازي ميداند؛ نخست، اصلاح كانونهاي آسيبپذير انرژي در داخل و دوم، توسعه زنجيره امنيت منطقهاي از مسير ديپلماسي فعال و جلب اعتماد همسايگان.
چطور ضريب آسيبپذيري را كاهش دهيم؟
شمساردكاني در تحليل خود، تمركز بر تهديد عليه ساختارهاي غيرنظامي و حوزه انرژي را واكنشي ناشي از عجز توصيف ميكند. او تاكيد دارد كه وقتي دشمنان در صحنه ميدان و در روياروييهاي استراتژيك قادر به كسب دست برتر نيستند، ناگزير به تهديد زيرساختهاي معيشتي و عمومي روي ميآورند تا از اين طريق فشار رواني ايجاد كنند. با اين حال، شمساردكاني اين فضا را فرصتي براي بازخواني انتقادي و اصلاح الگوهاي توسعه انرژي در كشور ميداند. اقدامي كه به باور اين ديپلمات پيشين، دولت كنوني گامهاي نخست و درستي را در مسير آن برداشته است. حفاظت از داشتههاي حوزه انرژي كه با زحمت و هزينههاي هنگفت در طول دههها حاصل شده، نيازمند درك عميق مسوولان از اهميت حياتي اين بخش است. سرمايهگذاريهاي عظيمي كه از محل درآمدهاي نفتي در حوزه انرژي طي دهههاي گذشته انجام شده، از معدود نمونههاي موفق و صحيح هدايت منابع ملي بوده كه منافع عمومي پايداري براي كل جامعه و نسلهاي آينده به همراه داشته است. امروز شبكه وسيع پالايشگاهي و لولهكشي گاز در سراسر كشور گسترده شده، اما نحوه چينش و پدافند غيرعامل اين شبكه، نيازمند بازنگري جدي است تا ضريب آسيبپذيري آن كاهش يابد. يكي از نقدهاي اساسي مطرح شده در اين تحليل، به الگوي توزيع و طراحي پدافندي شبكه انرژي كشور بازميگردد. شمساردكاني معتقد است كه وابستگي تام كشور به بنزين و لولهكشيهاي سرتاسري و متمركز، آسيبپذيري زيرساختها را در شرايط بحران افزايش ميدهد. به باور اين تحليلگر، به جاي لولهكشيهاي طولاني و شبكهاي تا دورترين روستاها كه در صورت بروز هرگونه حادثه يا ضربه احتمالي ميتواند كل شبكه را با بحران مواجه كند، بايد از الگوهاي غيرمتمركز نظير مخازن گاز تحت فشار سيار استفاده شود. حداقل بايد اين رويكرد سيار به عنوان جايگزين در نظر گرفته شده و زمينههايي براي استفاده از آن در شرايط بحراني در نظر گرفته شود. اين رويكرد غيرمتمركز كه در بسياري از كشورهاي توسعهيافته براي شهرهاي بزرگ و مناطق دوردست اعمال ميشود، از فلج شدن كل سيستم در مواقع بحراني جلوگيري ميكند. از سوي ديگر، او به هدررفت منابع و طراحيهاي غلطي كه منجر به قاچاق روزانه ۲۰ ميليون ليتر بنزين و هدررفت سرمايههاي ملي ميشود، اشاره كرده و معتقد است بايد از طراحان اين الگوها در دولتهاي قبل پرسيد چرا رويكردهايي را طراحي كردهاند كه ضربهپذيري كشور را بالا ميبرد. از اين رو، بهزعم شمساردكاني اصلاح كانونهاي زيرساختي كه در دستور كار دولت چهاردهم قرار گرفته، اقدامي راهبردي است كه بايد با حمايت همهجانبه ساير نهادهاي حاكميتي دنبال شود.
ديپلماسي شاهكليد عبور از تهديدات
شمساردكاني در بخش ديگري از صحبتهايش ميگويد: «بخش دوم راهبرد خنثيسازي تهديدها، به ديپلماسي منطقهاي و تقويت پيوند با همسايگان مربوط ميشود. همسايگان ايران، زنجيره امنيت ملي كشور به شمار ميروند و هيچ قدرتي قادر به ناديده گرفتن اين پيوستگي جغرافيايي نيست. تلاشهاي واشنگتن براي محاصره دريايي ايران پيش از اين با شكست مواجه شد، چراكه ايران توانست از طريق مسيرهاي مواصلاتي درياي شمال (درياي خزر) و همچنين مرزهاي زميني خود در شرق، غرب، شمال و جنوب، نيازهاي استراتژيك و مبادلات تجاري خود را به راحتي تامين كند. اين واقعيت نشان ميدهد كه مسدود كردن كامل كشوري با موقعيت ژئوپليتيك ايران غيرممكن است. با اين حال، استمرار اين امنيت ارتباطي نيازمند گفتوگوهاي مستمر، صريح و جلب اعتماد همسايگان است.» او يادآور ميشود: «ايران بايد با اتكا به ديپلماسي فعال به كشورهاي منطقه اطمينان دهد كه توسعه قدرت و منافع ملياش هيچگونه تعارضي با امنيت و منافع آنها ندارد، بلكه همافزايي منطقهاي ميتواند سدي محكم در برابر دخالتهاي مخرب خارجي ايجاد كند. امروز ايالات متحده به دليل سياستهاي جنگافروزانه خود در ميان ملتهاي منطقه منفور است و اين موضوع، بستري مناسب براي همگرايي بيشتر ايجاد ميكند.» اين ديپلمات پيشين با يادآوري خاطرهاي از سفر خود در دهه ۵۰ خورشيدي به هند براي گفتوگو درباره سرمايهگذاريهاي مشترك انرژي در زمان نخستوزيري جواهر لعل نهرو، به پيشينه تاريخي بياعتمادي ملتهاي منطقه به ايالات متحده اشاره ميكند. او نقل ميكند كه چگونه نهرو به دليل هراس از شنودهاي كارگذاري شده توسط ماموران امريكايي در دفتر كارش، گفتوگوهاي حساس با ايران را به فضاي باز منتقل و با بياني تند از روشهاي مداخلهجويانه واشنگتن انتقاد ميكرد. اين نگاه بدبينانه به سياستهاي مداخلهجويانه امريكا از گذشته تا به امروز در ميان نخبگان و افكار عمومي منطقه زنده است و همين امر، ظرفيت مناسبي را براي ايران فراهم ميآورد تا با استفاده از ابزار ديپلماسي، منافع ملي خود را تامين كند. در نهايت، تلفيق اصلاحات ساختاري در درون مرزها و فعالسازي سلاح گفتوگو در سياست خارجي، پايدارترين پاسخ به تهديدهاي گذرا خواهد بود.