یادداشتی بر کتاب «موسسه روزنامهنگاري دانشگاه تهران»
پژوهشي تاريخي در باب جرايد
مهيار رشيديان
«من تاكنون در عمرم مردمي به خوبي، مهرباني و باهوشي روزنامهنگاران ايراني نديدهام.» اين جمله پروفسور ويلسون در جمع روزنامهنگاران در فرودگاه مهرآباد نقطه پاياني بود بر اولين دوره رسمي روزنامهنگاري در دانشگاه تهران؛ روايتي كه با فارسي شيرين سيد فريد قاسمي در كتابي به اسم «موسسه روزنامهنگاري دانشگاه تهران» به رشته تحرير درآمده.
سيد فريد قاسمي كه از جمله پركارترين پژوهشگران معاصر ايران است. بعد از انتشار آثار گوناگوني در حوزههاي تاريخ مطبوعات و همچنين لرستانپژوهي -كه در دومي به تنهايي كار بنيادهاي بزرگ ايرانشناسي را به انجام رسانده- توانسته است به شيوه روايت جذابي برسد كه تلفيقي از تاريخ شفاهي، اسناد و... او در آثاري همچون «فرجام بازي» و «اخگر انفجار» اين شيوه روايت را به اوج رسانده. به نحوي كه بعد از يك صفحه خواندن ديگر تا پايان كتاب رهايت نميكنند. شيوايي و ريتم زبان نوشتاري سيدفريد قاسمي در اين ميان نقشي بسيار بسزا دارد. شكل جملات و نحوه ارايه اطلاعات چنان تعليقي ايجاد ميكند كه به دفعات فراموش ميكني با اثري پژوهشي روبهرو هستي! انگار داستان جذابي را دست گرفتهاي كه چنين زمان و مكان را فراموش ميكني.
كتاب شامل 6 سرفصل اصلي است. ناشر در مقدمهاي كه به امضاي رسول جعفريان در تاريخ 26 خرداد 1405 نوشته شده، اشاره ميكند كه «در اين اثر با يكي از موسسات وابسته به دانشگاه تهران يعني موسسه روزنامهنگاري از طريق اسناد به جاي مانده آشنا ميشويم؛ موسسهاي كه نقش بنياديني در شكلگيري و توسعه آموزش روزنامهنگاري به عنوان يك رشته علمي در ايران داشته است.» دكتر جعفريان كه از پژوهشگران جدي تاريخ اسلام، تشيع و ايران است، در ادامه اين مقدمه مينويسد: «تدوين اين كتاب را مديون استاد سيد فريد قاسمي هستيم كه با همت و دقت فراوان، اسنادي را كه دراختيار مدير موسسه روزنامهنگاري، زندهياد ابوالفضل مرعشي بوده و پيش از درگذشت خود به ايشان سپرده بود، حفظ و دراختيار پژوهشگران قرار داد. اين مجموعه اسناد ارزشمند اين روزها توسط استاد قاسمي به كتابخانه مركزي دانشگاه تهران اهدا شد و پژوهش حاضر نيز بر پايه همين اسناد شكل گرفته و تاريخ تاسيس، فعاليت و رشد اين رشته را در دانشگاه تهران بازسازي كرده است...»
سيد فريد قاسمي ذيل «سرآغاز» اين كتاب مينويسد: «217 سال و اندي از حضور ميرزا صالح شيرازيكازروني، مدير نخستين نشريه فارسي چاپ ايران در دوره آموزش روزنامهنگاري در انگليس ميگذرد. آموزش اول سبب انتشار نشريه ادواري در ايران روزگار محمد شاه شد اما نسلپروري به دنبال نداشت. گسستگي مطبوعاتي در سپيده دم روزنامهنگاري موجب شد آموزش و تجربه يكم دفن شود ....» و در ادامه ميافزايد:«... در روزگار قاجار، اگر از تشكيل دارالطباعه، وزارت انطباعت و دارالترجمه درگذريم اساسا نسلپروري و نهادسازي براي آموزش مطبوعاتي به وسيله دولت معنا و مفهوم نداشت، آنچه تحول ميبينيم بر پايه كوشش فردي شكل گرفت.» قاسمي كه خود نويسنده مهمترين اثر در حوزه تاريخ مطبوعات ايران است در سطرهاي پاياني اين مقدمه چنين ميافزايد كه«...عدهاي علاقهمندحدود 17 سال قبل از تاسيس خبرگزاري پارس از آشفتهنويسي خبري به تنگ آمدند و اولين خبرگزاري خصوصي را در ايران راهاندازي كردند تا به همكاران خود يادآور شوند خبرنويسي آداب دارد و نمونههايي را روزانه با سياق آن روزگار در گرما و سرما با پاي پياده به دفتر روزنامهها ميرساندند.»
ازجمله ديگر بخشهاي جذاب اين اثر بايد به خبر روزنامه اطلاعات در تاريخ سهشنبه 3 آذر 1335 اشاره كرد. اين خبر درباره اساسنامه موسسه روزنامهنگاري است كه پيرو برگزاري جلسهاي در ساعت شش روز پنجشنبه اول آذر شكل گرفته. در پانصدوسيودومين جلسه دانشگاه تهران به رياست دكتر اقبال برگزار شده و نتيجهاش تصميم تشكيل دانشكده علوم اجتماعي و ذيل آن فعاليت رشته روزنامهنگاري است. كورسويي كه در اولين قدم با تشكيل نشدن دانشكده علوم اجتماعي در آن تاريخ خاموش ميشود. هرچند بايد گفت كه ازجمله خواندنيهاي اين اثر اساسنامهاي است كه توسط بزرگان آن روز دانشگاه تهران نوشته شده است و جالبتر از آن دروس و تعداد واحدهايي است كه براي اين رشته تعريف شده. كليتي كه نشان از پختگي و سختگيريهاي آن نسل خاص دارد. درنهايت آن كلاسها در دانشكده حقوق برگزار ميشود و پروفسور ويلسون امريكايي اولين استاد آن دوره در سال 1336 است. كلاسهايي كه گزارششان بهطور مفصل و پيوسته در جرايد آن روزها منتشر شده و بسيار خواندني است.
در اين كتاب روند آموزش را تا دهه چهل و بعدتر نيز با مجموعهاي از مكاتبات، اسناد و بريده جرايد دنبال ميكنيم و وقتي اين بريدهها پازلوار كنار هم چيده ميشوند. تصوير درخشاني از سرگذشت آموزش روزنامهنگاري در اين مقاطع پيش رويمان شكل ميگيرد.
فصل پاياني كتاب «موسسه روزنامهنگاري دانشگاه تهران» مبتني بر انتشار تصوير اسناد است. اسنادي كه كنار هم و همراه با روايتهاي سيد فريد قاسمي تصويري فراتر از آنچه هدف كتاب بوده را به نمايش ميگذارد. خواندن برگ به برگ اين اسناد براي كساني كه نسبت به تاريخ معاصر ايران شناخت كافي دارند، بر بخشهايي تاريك نور مياندازند و مخاطب آگاه را به چنان كشف و شهودي ميكشاند كه بارها برميگردد تا يك سند را دوباره بخواند يا با مقايسهاش با اسناد ديگر به كشف تازهتري دست يابد.نویسنده