چرخ توليد در ترافيك هزينهها گير كرد
محمدرضا خدارحم|قبل از جنگ، از زمان سفارش كالا تا زماني كه كالا وارد بازار و فرآيند فروش ميشد، دو ماه طول ميكشيد. اما در حال حاضر از وقتي كه فروشنده تاييد سفارش را به خريدار ميدهد ممكن است دوماه طول بكشد تا بار به صورت دريايي جابهجا شود و در نهايت دوره گردش كالايي به 3 ماه رسيده است. همچنين بعد از شرايطي كه تحتتاثير جنگ به وجود آمد، هزينههاي حمل و نقل حداقل بين سه تا پنج برابر شد. براي مثال، حمل كالا از كشورهاي شرق آسيا كه قبلا با هزار تا 1500 دلار و نهايتا 2هزار دلار انجام ميشد، اكنون به حدود 6 هزار دلار رسيده است. زماني كه حمل ريلي به عنوان جايگزين مسير دريايي مطرح شد، تبليغات مضاعفي براي حمل ريلي انجام شد كه اصلا شبيه واقعيت آن نبود. هزينههاي حمل و نقل كالا با توجه به مسير متفاوت است و با حمل ريلي به هفت تا هشت هزار دلار هم ميرسد. در شرايط امروز اقتصاد ما، افزايش دوره گردش كالايي با توجه به اينكه همه كسبوكارها محدوديت نقدينگي دارند، هزينهاي بسيار بيشتر از اين دارد كه صرفا اين موضوع را در نظر بگيريم كه مثلا يك هزينه دو هزار دلاري به هشت هزار دلار رسيده است. موضوع ديگري كه بايد درنظربگيريم اين است كه در شرايط ركود تقاضا هستيم. اگر بازارهاي داخلي در اوج تقاضا بودند با وضعيتي كه پيش آمده اصلا نميتوانستيم پاسخگو باشيم. براي نمونه، صنعت تاير تقريبا با يكسوم ظرفيت فعال است. توليدكنندگان در كنار افزايش هزينههاي حمل و نقل و عدم اطمينان از اينكه محموله مورد نياز چه زماني به دست آنها ميرسد با ساير هزينهها و چالشهايي چون كاهش تقاضا، افت سودآوري، محدوديت نقدينگي، بحران انرژي، افزايش هزينه كارگري مواجه هستند و تاثير اين موارد بر كسب و كارها بسيار قابل توجه است. كشور از دهه ۸۰ به بعد با يكسري تحريمها مواجه بوده و مسوولان، تجار و بازرگانان همواره به دنبال پيدا كردن راهي براي ادامه فعاليت بودهاند. اما الان مساله عمده اين است كه شما فقط با يك بخش از پازل مواجه نيستيد، بلكه كل چرخه دارد از كار ميافتد. يك التهاب اجتماعي وجود دارد كه روي تقاضا تاثير گذاشته است. سياستگذار سعي ميكند گردش پول را محدود كند و اقتصاد نيز يك اقتصاد تورمي است. وقتي جلوي گردش پول را ميگيريد، طبيعتا جلوي تقاضا را نيز گرفتهايد و عدم تقاضا باعث ميشود بازرگان براي تامين كالا، با هر هزينه و قيمتي اقدام نكند. افزايش هزينه حمل و نقل و ساير هزينههاي جانبي مستقيما بر بهاي تمام شده كالا اضافه شده است، و تاثير اين موارد در نهايت گراني مواد اوليه، افزايش هزينههاي توليد و ريسك تامين مواد اوليه براي صنايع است. شاهد عدم كاركرد درست چرخه توليد هستيم و اين موضوع در كاهش تقاضا، بازار بيثبات و سرگردان مشهود است. اين درحالي است كه منطقيترين راه براي تحمل و پشت سر گذاشتن شرايط بحران، تقويت توليد است. فعال اقتصادي