ادامه از صفحه اول
يك رييسجمهور در چند جبهه!
حتي در زمينه اقتصادي مديران دولتي دستورالعمل سختگيرانهاي ندارند كه هزينههاي اضافه را حذف كنند و از ريخت و پاشهاي معمول پرهيز شود. رتق و فتق امور و معيشت مردم و حفظ چارچوبهاي اداري و استمرار خدمات دولتي يكي از جبهههاي جنگ آقاي رييسجمهور است ولي در عرصهاي ديگر هم آقاي پزشكيان اشتغال همهروزه دارد كه كمتر از آن ياد ميشود. دولت بزرگ با ساختاري پيچيده و كمبازده براي رييسجمهوري كه ميخواهد باري از دوش مردم بردارد، يك چالش حجيم است و عدم درمان و مديريت آن بسياري از امور مهم و حتي زيربنايي را تحتتاثير منفي خود قرار ميدهد. رييسجمهوري كه حتي كولرهاي محل كار خود را خاموش ميكند تا الگويي براي همه مديران كوچك و بزرگ كشور باشد، خوب ميداند كه برخي اصحاب نظر اين كارها را عوامي ميدانند يا فاقد اثر قلمداد ميكنند، ولي واقعيت آن است كه رييسجمهور اتفاقا انگشت روي نكته مهمي گذاشته و بايد در اين جهت مورد حمايت جدي قرار گيرد. وقوع دو جنگ ظالمانه عليه كشور با زمينه سالها تحريم حداكثري، اهميت انضباط شديد همه دستگاهها و شركتها و سازمانهاي دولتي و حكومتي را نشان ميدهد. متاسفانه از آنچه شنيده و ديدهايم بر نميآيد كه بسياري از مديران دولتي و حكومتي مشي و منش مقتصد رييس دولت را در مرام خود گنجانده و از ريخت و پاشهاي معمول و ديرين پرهيز كنند.هنوز همانطور كه خود آقاي پزشكيان اشاره كردند بسياري از مديران پاداشهاي كلان ميگيرند در حالي كه موفقيت چنداني از خود بروز ندادهاند.هزاران هياتمديره حاضر و هزينهساز هستند درحاليكه اعضا هر ماه درنهايت فقط در چند جلسه شركت ميكنند ولي حقوقهاي آنچناني ميگيرند! مهمانيها، سفرهاي خارجي، انواع همايشها و گردهماييهاي بيفايده و برگزاري مستدام مراسم گوناگون، افزون بر بار مالي موجب بدبيني مردم است و اين سوال را ايجاد ميكند كه اگر دولت در مضيقه پول است، هزينه اين ريخت و پاشها از كجا تامين ميشود؟ آقاي پزشكيان اولين رييسجمهوري است كه پيرامون هزينههاي بلاوجه و انضباط شديد مالي حساس است و شايد از اين جهت هم تحت فشار باشد، ولي حتي اگر شرايط خاص كشور نبود بايد اين دغدغه درست و اصولي را ستود و از گسترش و تعميق آن حمايت كرد. اينكه گفتهاند اگر بياباني را دراختيار بخش دولتي قرار دهيد بعد از ۵ سال با كمبود خاك مواجه ميشويد سخني كاملا درست و تجربه شده است. بر همين اساس هر چه دولت بر نظارتها و حساسيتهاي خويش نسبت به اموال مردم بيفزايد صحيح و درست عمل كرده است. با رصد تحولات پيراموني روشن ميشود كه فشارهاي اقتصادي امريكا افزايش خواهد يافت و دولت هيچ راهي ندارد جز اينكه بر انضباط مالي خويش بيفزايد.اگر دولت در اين زمينه حساس است بايد از توصيههاي اخلاقي عبور كند و راهكارهاي قانوني و سختگيرانه را به مورد اجرا بگذارد.اموال مردم در دست مديران دولتي امانتي هستند كه در شرايط جنگي هدررفت يك ريال از آنها مستوجب سرزنش و حتي تعقيب قضايي است.
اسراييل كجاي سونامي مهاجرت ايستاده است؟
لذا از اين منظر اگر مهاجرت را به عنوان ابزاري استراتژيك بنگريم، وضع كاملا متفاوت خواهد بود. در صورتي كه اسراييل به طور مخفيانه مهاجرت را مديريت كرده باشد، ميتوان گفت كه اين اقدام به عنوان يك استراتژي براي ايجاد فشار سياسي به طور خاص در اين مقطع زماني يكي از دلايل اين پديده درنظر گرفته شده است، زيرا افزايش مهاجرتهاي افسارگسيخته اغلب باعث ايجاد تنشهاي داخلي (اجتماعي و اقتصادي) ميشود كه به نوبه خود بر سياستهاي داخلي و خارجي كشورها تاثيرگذار است. حركتي توطئهآميز كه با تفسير و توجيه برخي قوانين مهاجرتي اسپانيا، توسط نهادهايي در مراكش، توانستند هزاران تن جوياي كار را با اميد دادن براي زندگي بهتر راهي خاك اسپانيا (منطقه خودمختار سبته (سئوتا) كند. در حقيقت اسراييل با هدف آسيب زدن و ايجاد چالشهايي براي تغيير سياستهاي اسپانيا كه منجر به تضعيف مواضع اين كشور در برابر آن گردد از اهميت خاصي برخوردار است. اما بدون ترديد هدف اسراييل از سلاحي به نام مهاجرت، صرفا ضربهاي مهلك به دولت مادريد نبود؛ بلكه با تقويت حزب پوپوليست راستگراي تندرو Vox (ضداسلام)، با آن پيشينه تاريخي ويژهاش، هدف اصلياش بازتعريف روايت «اسلام، دشمن مشترك همه ما» را همانگونه كه موردنظرش بود به افكار عمومي تلقين كند. در واقع به جاي يهودستيزي، اسلامهراسي را به عنوان خطر بزرگتر (بالقوه و بالفعل) از هر دين و آييني كه ميخواهد بر غرب مسلط شود را روايتسازي كرده و با اين شيوه آشكار و نهان خصومتها را در جهت اجماعي جهاني عليه اسلام افزايش دهد. در اين ميان با ديپلماسي، پروپاگاندا و همچنين نقش رسانهها، به عنوان ابزاري براي شكلدهي به افكار عمومي و ايجاد روايتهاي خاص را نيز به كمك گرفت. البته ظاهر امر نشان ميدهد دولت اسپانيا خيلي زود توانست سونامي ساخته دست اسراييل و نهادهاي مراكشي را كنترل نمايد و اغلب افرادي كه تحتتاثير تبليغات، هيجاني شده بودند را كنترل كرده تا آنجا كه بسياري از آنها را به صورت داوطلبانه به كشورشان بازگرداند كه متاسفانه در خبرها آمده بود كه حدود 140 نفر نيز در اين رفت و آمد جان خود را نيز از دست دادهاند. بنابر اطلاعات موجود بدون ترديد هنگامي كه بودجه تبليغاتي و رسانهاي اسراييل به صورت ناگهاني چندين برابر ميشود، حاكميتها و افكار عمومي جهان نبايد نقش اسراييل را نه در اين مورد و نه در هيچ آشوبي چه در منطقه و چه در جهان در روايتسازيها
فراموش كنند.دكتراي علوم سياسي
تأملي بر حضور تيم رسانهاي دولت در پلتفرمها
زيرا مخاطب نميداند يك پيام منتشر شده، صرفا برداشت شخصي يك مقام است يا موضع رسمي دستگاه اجرايي.
تيم رسانهاي دولت نبايد به يك نهاد متمركز تبليغاتي تقليل يابد، بلكه بايد شبكهاي از سخنگويان، تحليلگران داده و نهادهاي تخصصي باشد كه از راهبرد مشترك و نظام هماهنگ پاسخگويي برخوردارند. تعدد سخنگويان، اگر بدون هماهنگي باشد، به روايتهاي متناقض منجر ميشود؛ تناقضي كه حتي خبر درست را نيز به دليل ايجاد ابهام، بياثر ميكند. از طرف ديگر، هماهنگي رسانهاي نبايد به معناي يكسانسازي مكانيكي پيامها باشد، بلكه بايد بر اصول، دادههاي معتبر و شيوه مواجهه با بحرانها استوار شود. همچنين حسابهاي كاربري رسمي بايد مكمل سامانههاي پاسخگويي و دسترسي آزاد به اطلاعات باشند تا شهروند بتواند ميان «خبر»، «تحليل» و «موضع رسمي» تفكيك قائل شود. در اين ميان، هوش مصنوعي ميتواند در پايش اخبار، دستهبندي مطالبات و تحليل احساسات عمومي به كار گرفته شود. اما استفاده از اين فناوري بدون نظارت انساني، شفافيت و راستيآزمايي ميتواند به خطاهاي گسترده و حتي توليد اخبار جعلي منجر شود. هوش مصنوعي بايد در خدمت فهم بهتر جامعه باشد، نه ابزار كنترل پنهان آن و در اين ميان سرعت نبايد جاي دقت و اخلاق حرفهاي را بگيرد.
در مواجهه با پلتفرمهاي خارجي، تيم رسانهاي دولت ميتواند راه واقعبينانه مبتني بر «حكمراني فعال و تدريجي» را به كار گيرد كه بر سه پايه استوار است:
۱. شناخت دقيق ميدان و حضور تخصصي: پيش از هر تصميمي، بايد الگوي مصرف و روندهاي محتوايي هر پلتفرم توسط دانشگاهها و نهادهاي مدني ايراني مطالعه شود. اين شناخت در گام نخست ميتواند بستري براي توليد محتواي رسانهاي باشد كه به ارتقاي سواد رسانهاي ايرانيان كمك كند و در گام دوم بستر همكاري حرفهاي و دوسويه با مديران پلتفرمها باشد.
۲. تعامل حرفهاي و دوسويه: بيقاعدگي ارتباطي در فضاي مجازي محصول مشترك رفتار كاربران و معماري پلتفرمهاست. نهادهاي ايراني بايد با مديران پلتفرمها وارد گفتوگويي تخصصي شوند تا ابزارهاي موثرتري براي كاهش محتواي آزارگرانه، نفرتپراكن، جعلي متناسب با ويژگيهاي زباني و فرهنگي ما مطالبه كنند. اين همكاري نبايد صرفا جنبه امنيتي داشته باشد، چراكه حكمراني موثر زماني شكل ميگيرد كه دولت و جامعه مدني، در كنار مطالبهگري از پلتفرمها، خود نيز به استانداردهاي حرفهاي و شفافيت در گزارشدهي پايبند بمانند.
۳. پيگيري حقوقي و مسووليتپذير ساختن بازيگران فراملي: پلتفرمهاي فراملي نميتوانند از پيامدهاي تصميمهاي خود معاف باشند. مستندسازي دقيق موارد نقض حقوق كاربران و استفاده از ظرفيتهاي حقوق بينالملل ميتواند به پاسخگو كردن اين شركتها كمك كند، مشروط بر آنكه با ادبيات حقوقي دقيق و شواهد فني قابل راستيآزمايي همراه باشد.
در مجموع، حكمراني رسانهاي هوشمند، پيش از آنكه نيازمند ابزار باشد، نيازمند اصلاح بنيادين نگاه سياسي است. حضور تيم رسانهاي دولت در پلتفرمها ضرورتي دوچندان دارد، اما اين مهم نيازمند طرحي هوشمندانه و پوياست.
اتحاد مقدس از نگاه بنيانگذار (۳)
بنيانگذار انقلاب اسلامي براي حفظ انسجام و... وحدت مسلمانان در ايام حج، عدول از فتاواي فقهاي شيعه و عمل به فتواي علماي اهل سنت را لازم ميدانند و هر گونه اعمال تفرقهافكنانه را نشانه جهل ميدانند و در پيامهايي كه براي حجاج ايراني ميفرستند، ميفرمايند: «لازم است برادران ايراني و شيعيان ساير كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرقه صفوف مسلمين است، احتراز كنند و لازم است در جماعات اهل سنت حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهايي مخالف رويه اجتناب نمايند. (همان، ج ۱۰، ص ۶۱) و تاكيد ميكنند كه «در وقتي كه در مسجدالحرام يا مسجدالنبي نماز جماعت منعقد شد مومنين نبايد از آنجا خارج شوند و بايد از جماعت تخلف نكنند و با ساير مسلمين به جماعت نماز بخوانند. (مناسك حج، ص ۲۵۷) و در فتوايي ميفرمايند: «در وقوفين متابعت از حكم قضات اهل سنت لازم و مجزي است اگرچه قطع به خلاف داشته باشيد.» (صحيفه امام، ج ۱۰، ص ۶۲) امام خميني در سال ۱۳۴۳ و پس از آزادي از زندان وقتي متوجه ميشوند برخي طلاب جوان بعضي از مراجع را مورد بياحترامي قرار ميدهند، آنهم مراجعي كه با نهضت امام همراهي نداشتند، به شدت بر آشفته ميشوند و ميفرمايند: «آقايان متوجه باشيد اگر چنانچه شطر كلمهاي به يك نفر از مراجع اسلام، شطر كلمهاي اهانت بكند كسي به يك نفر از مراجع اسلام، بين او و خداي تبارك و تعالي ولايت منقطع ميشود. كوچك فرض ميكنند فحش دادن به مراجع بزرگ ما را كوچك فرض ميكنيد؟ اگر به واسطه بعضي از جهالتها لطمهاي بر اين نهضت بزرگ وارد بشود معاقبيد پيش خداي تبارك و تعالي. توبهتان مشكل است قبول بشود چون به حيثيت اسلام لطمه وارد ميشود.» و حتي اهانت به خودشان يا سيلي زدن به صورت خودشان را مجوّز دفاع نميدانند و ميفرمايند: «اگر كسي به من اهانت كرد سيلي به صورت من زد، سيلي به صورت اولاد من زد، والله تعالي راضي نيستم در مقابل او كسي بايستد دفاع كند، راضي نيستم.» (پا به پاي آفتاب، ج ۴، ص ۴۳) بنابراين از ديدگاه بنيانگذار، حفظ وحدت يك اصل مبنايي براي جامعه اسلامي، به ويژه مردم شريف ايران است و بر همين اساس بايد اين اتحاد مقدس را بخشي از دفاع مقدس ملّت ايران و مقاومت اسلامي در برابر متجاوزان بدانيم و عناصر تفرقهافكن را در پيشگاه ملّت رسوا كنيم.