پيوند ناگسستني در توسعه اشتغال جوانان
محمدامين تيموري
در سالهاي اخير، مفهوم كارآفريني اجتماعي از يك ايده آرمانخواهانه به رويكردي راهبردي در توسعه جوامع تبديل شده است. اين مفهوم كه در تقاطع كسبوكار و عدالت اجتماعي قرار دارد، به دنبال حل مسائل مزمن اجتماعي از طريق سازوكارهاي اقتصادي و خلاقانه است. اما آنچه امروز بيش از پيش مورد تاكيد صاحبنظران و نهادهاي بينالمللي قرار گرفته، نقش حياتي طرحهاي كارآموزي و كارورزي در تحقق عملي اين مفهوم است. تجربه الگوهاي موفق جهاني نشان ميدهد كه كارآفريني اجتماعي بدون ايجاد پلهاي مستحكم ميان آموزش دانشگاهي و ميدان عمل، در بهترين حالت به نظريهپردازيهاي فاقد اثر ملموس محدود خواهد ماند. يكي از مهمترين دستاوردهاي طرحهاي كارآموزي در حوزه كارآفريني اجتماعي، ايجاد ارزش دوگانه براي كارآموز و جامعه هدف است. دانشگاه هاروارد به عنوان يكي از پيشگامان اين عرصه، برنامه تابستاني خود را با رويكردي هدفمند طراحي كرده است كه در آن، كارآموزان نه تنها مسووليتهاي سطح بالا با قابليت اكتشاف مسائل مديريتي در حوزه اجتماعي را بر عهده ميگيرند، بلكه از يك رابطه راهنمايي روشن با متخصصان كارآزموده بهرهمند ميشوند . اين برنامه بر مالكيت پروژههاي مشخص با دستاوردهاي قابل تحويل تاكيد دارد و كارآموز را در تعامل با ذينفعان كليدي از جمله مشتريان، اعضاي هياتمديره و سازمانهاي شريك قرار ميدهد . اين ساختار، تجربهاي است كه در آن «يادگيري از طريق انجام» به اصل محوري تبديل ميشود و كارآموز را از نقش منفعل تماشاگر به بازيگري تاثيرگذار در فرآيند تغيير اجتماعي ارتقا ميدهد. در سوي ديگر جهان، برنامه كارآموزي مركز يونس در بنگلادش كه زيرنظر محمد يونس، برنده جايزه نوبل صلح فعاليت ميكند، الگويي كاملا عيني از پيوند كارآموزي با كارآفريني اجتماعي ارايه ميدهد. كارآموزان اين برنامه كه از نقاط مختلف جهان جذب ميشوند، علاوه بر كسب تجربه كاري در دفتر مركزي، فرصت بازديد از مراكز عملياتي گرامين بانك و شركتهاي تابعه آن را پيدا ميكنند . اين بازديدهاي ميداني كه بهطور منظم براي كارآموزان برگزار ميشود، آنها را با چهره واقعي كارآفريني اجتماعي آشنا ميكند و چارچوب نظري را در بستر عمل اجتماعي به آزمون ميگذارد. چنين رويكردي، درك كارآموزان را از چالشهاي پيش روي كارآفرينان اجتماعي به سطحي عميقتر و چندبعدي ارتقا ميدهد. تحولات اخير در طراحي برنامههاي كارآموزي اجتماعي، نشان از حركت به سمت رويكردهاي نوآورانه و مشاركتي دارد. برنامه «اورت» در دانشگاه كاليفرنيا، سنتاكروز، نمونه بارزي از اين تحول است. اين برنامه با تكيه بر رويكرد «يادگيري از طريق انجام» در گروههاي كاري، به دانشجويان آموزش ميدهد كه از ابزارهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات براي طراحي و اجراي پروژههاي قابل اندازهگيري در حوزه فقرزدايي و توسعه پايدار استفاده كنند . كارآموزان در اين برنامه، طي يك دوره سه درسـي، ايده خود را به طرح كسبوكار تبديل كرده، آن را پيادهسازي كرده و حتي براي دريافت كمكهاي مالي درخواست ميدهند . اين رويكرد كه كارآموز را در تمام زنجيره ايجاد يك كسبوكار اجتماعي همراهي ميكند، زمينهساز شكلگيري نسل جديدي از كارآفرينان اجتماعي است كه با تمام ابعاد كار، از ايدهپردازي تا تامين مالي، آشنايي كامل دارند. در قاره اروپا، طرح «اديوكاكوپ» در اسپانيا، الگوي ديگري از پيوند كارآموزي با كارآفريني اجتماعي را به نمايش ميگذارد. اين طرح با هدف توانمندسازي جوانان ۱۸ تا ۲۹ ساله در حوزه تعاونگري و كارآفريني اجتماعي، تركيبي از كارگاههاي تعاملي، بازديد از شركتهاي اقتصاد اجتماعي و دورههاي كارآموزي را ارايه ميدهد . آنچه اين الگو را متمايز ميكند، رويكرد اكوسيستمي آن است. همكاري ميان نهادهاي آموزشي، شركتهاي اقتصاد اجتماعي، دانشگاهها و نهادهاي عمومي، بستري فراهم آورده است كه دانش نظري در آن به تجربه عملي گره ميخورد و كارآموزان را براي ورود موثر به بازار كار اجتماعي آماده ميكند. آمار بيش از هزار دانشآموز شركتكننده در اين طرح، گواهي بر استقبال گسترده از چنين مدلهايي است . با وجود دستاوردهاي چشمگير، مسير پيوند كارآفريني اجتماعي و كارآموزي با چالشهاي ساختاري نيز همراه است. تحقيقات ميداني نشان داده است كه مبهم بودن معيارهاي تاثير اجتماعي، گاه سوالات اخلاقي جدي درباره به كارگيري دانشجويان كمتجربه در پروژههايي كه توان ايجاد ارزش بلندمدت براي جامعه هدف را ندارند، مطرح ميكند . اين چالش، ضرورت طراحي دقيقتر برنامههاي كارآموزي را دوچندان ميكند؛ به گونهاي كه هم نيازهاي آموزشي و توسعه فردي كارآموزان برآورده شود و هم منافع ذينفعان نهايي در اولويت باشد. در اين ميان، تجربه مركز ميلر در دانشگاه سانتا كلارا، راهبرد موثري براي مواجهه با اين چالش ارايه ميدهد. اين برنامه با تاكيد بر «فروتني فرهنگي»، كارآموزان را براي حضور در جوامع ميزبان آماده ميكند. دانشجويان پيش از عزيمت، يك فصل كامل را صرف مطالعه تاريخ و فرهنگ كشور ميزبان، يادگيري اصول حساسيت فرهنگي و طراحي پروپوزال تحقيق خود ميكنند . اين آمادهسازي، كارآموز را به شريكي آگاه و محترم براي سازمانهاي ميزبان تبديل ميكند. نتيجه اين رويكرد، نه تنها ارتقاي كيفيت پروژههاي اجرايي، بلكه شكلگيري مسيرهاي شغلي پايدار براي كارآموزان بوده است، بهگونهاي كه هفده تن از فارغالتحصيلان اين برنامه موفق به دريافت بورسيه فولبرايت شدهاند . آنچه از مرور الگوهاي موفق خارجي برميآيد، اهميت بازتعريف نقش كارآموزي در زيستبوم كارآفريني اجتماعي است. كارآموزي در اين نگاه، صرفا يك دوره گذار از دانشگاه به بازار كار نيست، بلكه فرصتي براي شكلگيري هويت حرفهاي مبتني بر مسووليت اجتماعي است. برنامه «كارآموزان تابستاني اقتصاد اجتماعي» در هاروارد، با فراهم كردن فضايي براي ريسكپذيري، استقلال عمل و بازخورد مستمر، زمينهساز شكلگيري كارآفريناني ميشود كه درك عميقي از نسبت ميان سودآوري و تاثير اجتماعي دارند . در سطح كلانتر، دولت ميتواند با الهام از اين تجارب، بستري براي شناسايي و معرفي الگوهاي موفق داخلي و خارجي فراهم آورد. انتشار روايتهاي ملموس از طرحهاي كارآموزي كه به ايجاد كسبوكارهاي اجتماعي پايدار انجاميدهاند، ميتواند انگيزه مشاركت را در ميان نسل جوان افزايش دهد و سرمايه اجتماعي را تقويت كند. در نهايت، آنچه امروز در پيوند كارآفريني اجتماعي و طرحهاي كارآموزي اهميت دارد، حركت از نگاه ابزاري به كارآموزي به سوي نگاهي راهبردي است كه در آن، هر دوره كارآموزي به منزله حلقهاي از زنجيره توسعه اجتماعي ديده ميشود. اين رويكرد، همگرايي فناوري، نوآوري و مشاركت اجتماعي را ممكن ميسازد و فصل نويني در توسعه فرهنگي و اجتماعي كشور خواهد گشود.
رييس كميته امور اجتماعي شوراي مشاوران نسلZ