• 1405 دوشنبه 13 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6391 -
  • 1405 سه‌شنبه 20 مرداد

در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي شد

امريكا براي خروج از بن‌بست هرمز به دنبال راه‌حل ديپلماتيك است

نوشين محجوب

رحمن قهرمانپور، پژوهشگر ارشد مسائل بين‌الملل و تحليلگر سياست خارجي، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره قابليت اجراي توافق احتمالي ايران و عمان با لحاظ شروط شش‌گانه تهران، گفت: ايران پيش‌تر نيز چنين شروطي را مطرح كرده بود. در جريان جنگ ۴۰ روزه و پيش از برقراري آتش‌بس، ايران تقريبا همين مطالبات، ازجمله دريافت غرامت، پايان دايمي جنگ و آزادسازي اموال را عنوان كرد؛ با اين حال، پيش از تحقق اين شروط، آتش‌بسي موقت را پذيرفت كه پس از آن نيز به يادداشت تفاهم اسلام‌آباد رسيديم. او افزود: طرح اين شروط الزاما به اين معنا نيست كه همه آنها بايد اجرا شوند و سپس توافق صورت گيرد. امريكا نيز شروطي را مطرح كرده كه ايران تا امروز نپذيرفته؛ ازجمله كنار گذاشتن برنامه هسته‌اي، تحويل دادن اورانيوم، كاهش فعاليت‌هاي محور مقاومت و موارد ديگر. اين تحليلگر سياست خارجي در ادامه خاطرنشان كرد: ديپلماسي زماني مطرح مي‌شود كه دوطرف بتوانند تا حد امكان از طرف مقابل امتياز بيشتري بگيرند. بنابراين، طرح شروط نه لزوما به اين معناست كه توافق حتما حاصل خواهد شد و نه به اين معنا است كه توافق قطعا شكل نخواهد گرفت. بايد ديد در پشت‌پرده و بر سر ميز ديپلماسي، در جريان گفت‌وگوهايي كه در جريان است، امريكا تا چه حد امتياز مي‌دهد و ايران تا چه حد اين امتيازها را مي‌پذيرد.قهرمانپور افزود: به نظر مي‌رسد فعلا هر دو بازيگر به نوعي توافق و آتش‌بس نياز دارند، اما نياز امريكا در شرايط كنوني بيشتر از ايران است، زيرا ترامپ در داخل امريكا با فشار بيشتري روبه‌رو است و انتقادها از او افزايش يافته است. كارشناسان، فعالان سياسي و حزبي مدام مي‌گويند ترامپ گرفتار شده است. حتي طرحي نيز مطرح شده كه امريكا بايد هرچه سريع‌تر خود را از اين مخمصه نجات دهد.  او ادامه داد: اطلاعاتي كه درباره كاهش ذخاير تسليحاتي امريكا، به‌ويژه موشك‌هاي رهگير، به رسانه‌ها درز كرده نيز كار ترامپ را تا حدي دشوارتر كرده است. بنابراين، اين احتمال وجود دارد كه ترامپ، مانند زمان يادداشت تفاهم اسلام‌آباد، حاضر باشد امتيازهاي خوبي به ايران بدهد. اين پژوهشگر ارشد مسائل بين‌الملل در ادامه اين گفت‌وگو يادآور شد: ظاهرا ايران با چنين ارزيابي‌اي از وضعيت موجود، اين شروط را مطرح كرده‌ تا امريكا و ترامپ را تا حدي بيشتر تحت فشار قرار دهد و امتيازهاي بيشتري بگيرد. او تاكيد كرد: تا اين لحظه، مسير جاري با افت‌وخيزها ادامه دارد، اما به نظر مي‌رسد روند ديپلماسي قطع نشده و همچنان تلاش مي‌شود امريكا و ترامپ به دادن امتيازهاي بيشتر به ايران متقاعد شوند.

 

شرايط دشوار كشورهاي عربي

در ميانه زورآزمايي تهران و واشنگتن

قهرمانپور در پاسخ به پرسش ديگر «اعتماد» درباره واكنش امريكا و كشورهاي حاشيه خليج‌فارس به مشروط شدن بازگشايي تنگه هرمز ازسوي تهران، گفت: كشورهاي خليج‌فارس در وضعيت دشواري قرار دارند و اين دشواري پس از جنگ ۴۰ روزه بيشتر نيز شده است.  او در توضيح اين وضعيت گفت: نخست آنكه مشخص شد هزينه‌هايي كه اين كشورها براي خريد تجهيزات پيشرفته دفاعي صرف كرده‌اند، كارآمدي لازم را نداشته است. ايران توانست با پهپادها و موشك‌هاي خود، برخي اهداف و بخشي از تاسيسات آنها را هدف قرار دهد و آسيب‌هايي وارد كند. در نتيجه، سرمايه‌گذاري در اين كشورها و نيز صنعت گردشگري با مشكل مواجه شد. نكته دوم اين است كه توافق‌هاي امنيتي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس با امريكا و پايگاه‌هايي كه واشنگتن در اين كشورها ايجاد كرده بود و هزينه‌هاي زيادي هم داشت، نتوانست كارآمدي لازم را داشته باشد. در چنين شرايطي، كشورهاي عربي خليج‌فارس در وضعيتي دشوار قرار گرفته‌اند؛ نه به ‌تنهايي و به ‌صورت مستقل توان دفاع از خود را دارند، نه ساختار و تشكيلات نظامي يا ارتش قدرتمندي دراختيار دارند و نه مانند گذشته مي‌توانند براي تامين امنيت خود به امريكا متكي باشند.  قهرمانپور در ادامه خاطرنشان كرد: همزمان ضعف‌هاي امريكا آشكار شده و اين مساله پس از حمله به آرامكو در سال ۲۰۱۹ نيز تا حدي روشن بود، از همين رو به باور اين كشورها، امريكا نه فقط توان كافي براي حمايت از آنها ندارد، بلكه انگيزه و رغبت لازم را نيز نشان نمي‌دهد و بيشتر به ‌دنبال گرفتن پول از اين كشورهاست. اين كارشناس مسائل سياست خارجي ادامه داد: در چنين وضعيت دشواري، گزينه‌هاي كشورهاي عربي محدود است. اگر بحران به جنگي گسترده‌تر و تشديد تنش منجر شود، آسيب‌پذيري آنها افزايش مي‌يابد، احتمال حمله به زيرساخت‌هاي انرژي‌شان بالا مي‌رود و درآمدهايشان كاهش خواهد يافت. از سوي ديگر، اگر جنگ ادامه پيدا كند و به تضعيف ايران بينجامد، باز هم اين وضعيت به زيان آنها خواهد بود؛ زيرا ممكن است ايران به منبع بي‌ثباتي تبديل شود و رفتار تهاجمي‌تري در پيش بگيرد. از منظر اين پژوهشگر ارشد مسائل بين‌الملل كشورهاي عربي در كنار اين وضعيت دشوار، با رقابت داخلي شديد ميان عربستان و امارات نيز روبه‌رو هستند؛ تا حدي كه امارات از اوپك خارج شده و عربستان نيز تقريبا راه خود را جدا كرده است.  قهرمانپور در پايان اين بخش از گفت‌وگو نتيجه گرفت كه كشورهاي حاشيه خليج‌فارس در مجموع در وضعيتي سخت قرار دارند؛ به‌ گونه‌اي كه يك چشم‌شان به واشنگتن است تا ببينند ترامپ چه خواهد كرد و چشم ديگرشان به منطقه است تا مشخص شود آيا مي‌توانند با كشورهايي مانند پاكستان، تركيه، مصر و ديگر بازيگران، نوعي توافق همكاري امضا كنند؛ مشابه آنچه عربستان در توافق مكه دنبال كرد.

 

پيام ائتلاف‌هاي كاغذي در خاورميانه

قهرمانپور در پاسخ به پرسشي ديگر درباره شكل‌گيري ائتلاف‌هاي تازه در منطقه، از جمله توافق مكه و همكاري‌هاي دفاعي احتمالي كويت و پاكستان نيز خاطرنشان كرد: يك نگاه كوتاه‌مدت به اين توافق‌ها نشان مي‌دهد كه آنها بيشتر كاركردي مسكن‌گونه، نمادين و پيام‌رسان دارند؛ يعني پيامي به ايران، اسراييل و امريكا مبني بر اينكه كاهش تنش ضروري است و ادامه تنش به سود اين كشورها نيست. 

او افزود: در بلندمدت، به نظر مي‌رسد زيرساخت‌هاي اداري، تسهيلاتي، نظامي و سياسي لازم براي كارآمد شدن چنين اتحادها و ائتلاف‌هايي وجود ندارد. خاورميانه از ابتدا منطقه‌اي بوده كه سازمان‌هاي منطقه‌اي قدرتمندي نداشته و به تبع آن، ائتلاف‌هايي كه شكل گرفته‌اند نيز عموما ناپايدار، ضعيف و شكننده بوده‌اند و در بلندمدت موفق عمل نكرده‌اند. اين تحليلگر سياست خارجي در ادامه خاطرنشان كرد: علت آن است كه كشورهاي منطقه انبوهي از اختلافات و درگيري‌ها دارند. ازسوي ديگر، ائتلاف بايد در عمل به نهاد و تشكيلات تبديل شود؛ بايد دبيرخانه داشته باشد، مانورهاي نظامي مشترك برگزار كند، تبادل اطلاعات انجام دهد و نيروهاي نظامي اعضاي ائتلاف در كشورهاي يكديگر حضور داشته باشند؛ مشابه آنچه در ناتو يا در همكاري‌هاي نظامي امريكا و ژاپن ديده مي‌شود. قهرمانپور افزود: آنچه اكنون مشاهده مي‌شود عمدتا توافق‌هايي روي كاغذ است. هنگامي كه اين ائتلاف‌ها با ناتو مقايسه شوند، روشن مي‌شود كه فاقد تشكيلات نظامي، ساختار بروكراتيك، همكاري‌هاي آموزشي و نظامي، همكاري‌هاي اطلاعاتي و ديگر سازوكارهاي لازم هستند؛ بنابراين در بلندمدت ناكام خواهند ماند. تجربه‌هاي گذشته نيز نشان داده كه اتحادهاي موقت شكل گرفته‌اند، اما دوام چنداني نداشته‌اند. او ادامه داد: نكته مهم ديگر اين است كه نه‌فقط در سطح منطقه‌اي، بلكه در سطح بين‌المللي نيز با يك دوران گذار روبه‌رو هستيم؛ گذار به نظم قدرت‌هاي بزرگ. در چنين شرايطي گفته مي‌شود جهان از چندجانبه‌گرايي، حداكثرگرايي و ائتلاف‌هاي گسترده به سمت حداقل‌گرايي، ائتلاف‌هاي محدود، گذرا، موقت و موردي حركت مي‌كند. بر همين اساس، توافق مكه نيز دست‌كم در مقطع كنوني در چارچوب اين قاعده قرار مي‌گيرد و بيشتر تاريخ مصرفي موقت دارد. با اين حال، اگر كشورهاي ديگري به آن بپيوندند و تشكيلاتي براي آن شكل بگيرد، شايد بتوان گفت عمر اين ائتلاف كمي بيشتر از ائتلاف‌هاي پيشين خواهد بود.

 

تلاش براي كاهش وابستگي به هرمز

قهرمانپور در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» مبني بر گسترش تنش‌هاي ژئوپليتيكي از هرمز به باب‌المندب و درياي سرخ و خيز بازيگران ذي‌نفع براي يافتن راه‌هاي جايگزين خاطرنشان كرد: ظاهرا كشورها ترجيح مي‌دهند در افق بلندمدت، وابستگي خود به تنگه هرمز را تا حد امكان از طريق مسيرهاي مختلف كاهش دهند. اما روشن است كه اين كاهش وابستگي نمي‌تواند صددرصدي باشد؛ زيرا همچنان نفت، گاز و مواد ديگر بايد منتقل شوند و هزينه مسيرهاي زميني نيز طبيعتا بيشتر است. با اين حال، استفاده از چنين مسيرهايي مي‌تواند تاب‌آوري اين كشورها را در برابر بحران‌هاي احتمالي آينده افزايش دهد. اين تحليلگر سياست خارجي با بازگشت به موضوع ائتلاف‌ها گفت: ترامپ اساسا اعتقادي به ائتلاف به آن معنا ندارد. هنگامي كه به ايران حمله كرد، از كره‌جنوبي و ژاپن درخواست كمك كرد؛ دو كشوري كه متحدان نظامي امريكا در شرق آسيا هستند و امريكا در اوكيناوا و كره‌‌جنوبي پايگاه نظامي دارد، با اين حال، هر دو كشور اين درخواست را رد كردند. اروپا نيز حضور در چنين ائتلافي را نپذيرفت.

قهرمانپور افزود: علت اين است كه كشورها معتقدند ترامپ برمبناي حركت جمعي، خرد جمعي، استفاده از متحدان و همكاري با آنها عمل نمي‌كند، بلكه خواهان اتحادي است كه در آن هرچه امريكا مي‌گويد، ديگر كشورها بپذيرند. 

به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي، در ادبيات روابط بين‌الملل، چنين وضعيتي را ائتلاف نمي‌نامند، بلكه از آن تحت عنوان «دنباله‌روي» ياد مي‌شود؛ يعني امريكا در جايگاه راهبر قرار مي‌گيرد و ديگران بايد از آن تبعيت كنند. در اين وضعيت، منافع ديگر كشورها در اتحاد لحاظ نمي‌شود. حال اگر تنگه هرمز براي مدت طولاني بسته بماند، بعيد است ائتلافي جهاني به معناي دقيق كلمه شكل بگيرد؛ اما ممكن است چند كشور اروپايي همراه با امريكا، همكاري يا ائتلافي حداقلي براي حل مساله تشكيل دهند. البته اين امر مشروط به آن است كه روشي كه امريكا اكنون در پيش گرفته، يعني انتقال نفت تحت اسكورت برخي كشتي‌ها از كريدور جنوبي، كارآمد نباشد. اين پژوهشگر ارشد مسائل بين‌الملل گفت: در دو هفته گذشته اخباري منتشر شد مبني بر اينكه امريكايي‌ها نفت را با كشتي‌هاي كوچك به كشتي‌هاي بزرگ منتقل مي‌كردند و از اين طريق بخشي از نفت از تنگه هرمز صادر مي‌شد. به باور او، سياست فعلي امريكا نخست رسيدن به توافق با ايران است؛ دوم، در صورت حاصل نشدن توافق، انتقال بخشي از نفت از طريق همين شيوه و كريدور جنوبي و سوم، كاهش وابستگي به تنگه هرمز براي كاستن از اهميت راهبردي آن است. حال اگر هيچ‌ يك از اين روش‌ها موثر واقع نشود، اين احتمال وجود دارد كه ائتلافي حداقلي براي حل مساله شكل بگيرد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون