نگاهي به كتاب «سپيدهدمان همه چيز: تاريخ جديد نوع بشر»
آيا تاريخ بشر آنگونه كه فكر ميكنيم پيش رفته است؟
حميد پشتوان
ما معمولا تاريخ بشر را مانند جادهاي ميبينيم كه از گذشتهاي ساده و ابتدايي به سوي امروز پيچيده و پيشرفته حركت كرده است: انسانها ابتدا گروههايي كوچك از شكارگران و گردآورندگان بودند، سپس كشاورزي را كشف كردند، روستاها و شهرها شكل گرفتند، دولتها و سلسلهمراتب پديد آمدند و سرانجام جهان مدرن با نهادهاي سياسي، اقتصادي و فناوريهاي پيچيده امروز شكل گرفت. در اين روايت، هر مرحله گويي نتيجهاي تقريبا اجتنابناپذير از مرحله پيشين است؛ گويي انسانها، قدم به قدم و بدون امكان انتخاب واقعي، در مسير مشخصي از سادگي به پيچيدگي حركت كردهاند. كتاب «سپيدهدمان همه چيز: تاريخ جديد نوع بشر» نوشته ديويد گريبر، انسانشناس و ديويد ونگرو، باستانشناس، تلاشي بلندپروازانه براي به چالش كشيدن همين روايت است. اين كتاب كه در سال ۲۰۲۱ منتشر شد و ترجمه آن را نشر چرخ منتشر كرده، نه يك تاريخ معمولي درباره آغاز تمدن، بلكه دعوتي است براي بازانديشي درباره آنچه درباره گذشته انسان ميدانيم و آنچه تصور ميكنيم، ميدانيم. ايده اصلي كتاب ساده، اما پيامدهايش عميق است: تاريخ بشر مسير خطي و از پيش تعيين شدهاي نبوده است. انسانها در طول هزاران سال شكلهاي بسيار متنوعي از سازمان اجتماعي را آزمودهاند؛ شكلهايي كه بسياري از آنها در روايتهاي رايج تاريخ تمدن ناديده گرفته شدهاند. گريبر و ونگرو با تكيه بر يافتههاي باستانشناسي و انسانشناسي نشان ميدهند كه جوامع انساني گذشته بسيار متنوعتر از آن بودهاند كه معمولا تصور ميكنيم. شكارگران و گردآورندگان هميشه گروههايي كوچك، ساده و كاملا برابر نبودهاند. كشاورزي الزاما به معناي آغاز مالكيت، نابرابري دايمي و پيدايش دولتهاي متمركز نبوده است. شهرنشيني نيز هميشه به تشكيل حكومتهاي سلسلهمراتبي و متمركز منجر نشده است. به بيان ديگر، نويسندگان ميخواهند نشان دهند كه انسانها در گذشته نيز مانند امروز درباره شيوه زندگي خود تصميم ميگرفتند. آنها فقط قرباني نيروهاي بزرگ تاريخي مانند فناوري، جمعيت يا اقتصاد نبودند، بلكه درباره شكل حكومت، ميزان آزادي، نحوه توزيع قدرت و نوع روابط اجتماعي انتخاب ميكردند. اين پيام در زماني كه بسياري از روايتهاي تاريخي بر اجتنابناپذيري مسير بشر تاكيد ميكنند، اهميت ويژهاي دارد. در برخي روايتهاي مشهور مانند نظريههايي كه تاريخ را حركت تدريجي از جوامع ساده به جوامع پيچيده ميدانند، گويي دولت، نابرابري و سلسلهمراتب، پيامدهاي طبيعي پيشرفت انساني هستند. سپيدهدمان همه چيز اين پرسش را مطرح ميكند: آيا واقعا چنين بوده است؟ آيا پيچيدگي اجتماعي الزاما به معناي كاهش آزادي انسانها بوده است؟ يكي از نقاط قوت مهم كتاب، شكستن اين تصور است كه انسانهاي گذشته فاقد توانايي انديشه سياسي بودهاند. نويسندگان نشان ميدهند كه بسياري از جوامع پيشامدرن درباره قدرت، آزادي و عدالت دست به آزمايش زدهاند. آنها گاهي ساختارهاي بسيار متفاوتي ايجاد و گاهي نيز آگاهانه از تمركز قدرت جلوگيري كردهاند. اما اهميت كتاب فقط در ارايه اطلاعات تازه درباره گذشته نيست، بلكه در پيام فكري آن است. گريبر و ونگرو ميخواهند يادآوري كنند كه اگر انسانها در گذشته توانستهاند شكلهاي مختلفي از زندگي اجتماعي را تصور كنند، جوامع امروز نيز الزاما تنها يك مسير ممكن پيش روي خود ندارند. با اين حال، كتاب با نقدهاي جدي نيز روبهرو شده است. برخي تاريخپژوهان و باستانشناسان، ضمن ستايش از تلاش نويسندگان براي شكستن روايتهاي ساده تاريخي معتقدند كتاب گاهي بيش از حد بر نقش انتخاب آگاهانه انسانها تاكيد ميكند و عوامل ساختاري مانند محيطزيست، جمعيت، فناوري و محدوديتهاي مادي را كمتر از حد لازم در نظر ميگيرد.
والتر شيدل، مورخ برجسته تاريخ جهان در نقدي دانشگاهي بر كتاب اشاره ميكند كه جوامع انساني گرچه امكان انتخاب داشتهاند، اما انتخابهاي آنها هميشه در خلأ رخ نميداده است. منابع طبيعي، تغييرات جمعيتي، شرايط اقليمي و فناوريها چارچوبهايي ايجاد ميكردند كه امكانهاي انساني را محدود يا گسترده ميساختند. از اين منظر، تاريخ نه فقط داستان انتخابهاي انسانها، بلكه تعامل ميان انتخاب انساني و شرايط بيروني است.
يكي از مهمترين درسهاي كتاب اين است كه تاريخ بشر را نبايد به داستاني ساده درباره «پيشرفت» تقليل داد. پيشرفتهاي علمي و فناوري دستاوردهاي بزرگي براي انسان به همراه آوردهاند، اما پيچيدهتر شدن جوامع هميشه به معناي بهتر شدن همه جنبههاي زندگي نبوده است. افزايش قدرت سياسي و اقتصادي گاهي با افزايش نابرابري و كاهش آزادي همراه شده است از اين منظر، كتاب گريبر و ونگرو فقط درباره گذشته نيست، درباره امروز ما نيز است. در جهاني كه بسياري از بحرانها- از تغيير اقليم تا نابرابري اجتماعي- با اين احساس همراهند كه «راه ديگري وجود ندارد»، يادآوري تاريخهاي فراموش شده ميتواند اهميت زيادي داشته باشد. شايد مهمترين پيام سپيدهدمان همه چيز اين باشد: انسانها هميشه تنها يك شيوه براي زندگي كردن نداشتهاند. جوامع انساني ساخته دست انسانها هستند نه نيروهايي طبيعي و تغييرناپذير. شناخت گذشته فقط شناخت آنچه اتفاق افتاده نيست، شناخت دامنه امكانهايي است كه هنوز ميتوان درباره آنها انديشيد.
اين كتاب شايد در همه استدلالهايش خواننده را قانع نكند، اما موفق ميشود كاري را كه بهترين كتابهاي تاريخ انجام ميدهند، انجام دهد: گذشته را از حالت داستاني آشنا و قطعي خارج و ما را وادار كند دوباره درباره خودمان، جامعهمان و آيندهمان فكر كنيم.