• 1405 پنج‌شنبه 9 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6393 -
  • 1405 يکشنبه 25 مرداد

نسخه دیپلماتیک ایران برای مدیریت تنش‌ها

بازگشت به تفاهمنامه

مهدي بيك‌اوغلي|در كشاكش رخدادهاي اخير و در شرايطي كه ايران از يك طرف در عرصه ميداني، سه رويداد همزمان، تصوير تازه‌اي از ثبات راهبردي ايران ترسيم كرد: در حالي كه يك مقام ايراني از اسارت سه خلبان نيروي هوايي به دست نيروهاي قطري خبر داد، رييس مجلس و وزير امور خارجه به موازات آن، از «خاتمه جنگ» به ‌جاي «آتش‌بس موقت» پرده برداشتند و مذاكره با مسقط بر سر نقشه ناوبري تنگه هرمز را «پيشروي باشتاب» خواندند. اين سه نشانه، نه صرفا روايتي از يك تقابل، بلكه روايتي از تاب‌‌آوري يك كشور در آزمون جنگ و همزمان، تلاش كشورهاي منطقه براي مهار پيامدهاي آن به سمت يك تفاهم پايدار است، تفاهمي كه به نظر مي‌‌رسد تنها در صورتي به بار مي‌‌نشيند كه امريكا و متحدان منطقه‌اي‌اش، واقعيت ميدان و خواست تهران را نه بر اساس توييت‌ها، بلكه بر اساس متن تفاهمنامه‌ها بسنجند. ايران اما همزمان دو مسير را پيش مي‌‌برد: از يك سو حفظ تاب‌‌آوري و بازدارندگي در برابر جنگ و فشار اقتصادي و از سوي ديگر، باز گذاشتن راه براي تفاهمي منطقي با ميانجي‌‌هاي منطقه‌اي. تفاهمي كه فقط زماني امكان‌‌پذير است كه طرف مقابل از روايت‌‌سازي‌هاي متناقض و فشارهاي تبليغاتي فاصله  بگيرد.

 

اسارت سه خلبان و ترازوي ژنو

در نخستين محور اين پرونده ايران تلاش مي‌كند از ظرفيت ميانجي‌هاي منطقه‌اي استفاده كرده و پرونده خلبانان اسير ايراني در قطر را فيصله دهد. سردار باقرزاده، فرمانده جست‌وجوي مفقودين ستاد كل نيروهاي مسلح، ديروز فاش كرد كه سه خلبان ايراني پس از سقوط جنگنده‌هاي سوخو۲۴ در جريان حملات اسفندماه، زنده به دست نيروهاي قطري اسير شده‌اند. «جواد صالحي»، «عبدالمجيد دشتيان» و «عمران به‌روشيان» شش ماه است كه در اسارت قطر به سر مي‌برند؛ اسارتي كه دولت دوحه هنوز اجازه ديدار، مصاحبه يا تماس آنان با خانواده‌هايشان و نيز با مسوولان پيگيري‌كننده را صادر نكرده است. اين وضعيت، پرونده حقوق بشري مشخصي را روي ميز مي‌گذارد: برابر كنوانسيون سوم ژنو، كميته بين‌المللي صليب سرخ موظف است هر چه سريع‌تر با اين خلبانان ديدار كند، سلامت آنان را راستي‌آزمايي كند و زمينه آزادي‌شان را فراهم آورد. تاكيد بر اين خواسته در قالب يك گفت‌وگوي خبري، در وهله نخست نه يك موضع‌گيري رسانه‌اي، بلكه ارجاعي به حقوق انساني قابل‌ اعمال است كه حتي در ميانه جنگ هم سقف آن را قراردادهاي بين‌المللي تعيين مي‌كنند و از منظر تحليل تقابل ايران و ديگران، آزموني براي آن است كه آيا ميانجي منطقه‌اي، قواعد بشردوستانه را پاس مي‌دارد يا ابزار جنگ را در اختيار گرفته است.

 

از آتش‌‌بس موقت تا خاتمه جنگ

محور دوم و شايد مهم‌ترين بخش اين تحليل، اصرار مقامات كشورمان بر مرزبندي مفهومي ميان دو واژه است. سيدعباس عراقچي، وزير امور خارجه، صراحتا گفت كه «چيزي به نام آتش‌بس ۶۰ روزه كه نيازمند تمديد باشد، وجود ندارد» و آنچه در يادداشت تفاهم اسلام‌آباد آمده بود و امريكا آن را نقض كرد، «خاتمه جنگ» بوده است. به گفته او، «۶۰ روز» نه تنفس نظامي، بلكه فرصتي براي مذاكره به منظور دستيابي به توافق نهايي بود و حالا كه درگيري‌ها از سر گرفته شده، وضعيت جديدي شكل گرفته است. اين ادعا با روايت محمدباقر قاليباف درباره آزمون ميداني شفافيت تفاهم تكميل مي‌شود. رييس مجلس دوازدهم در تشريح آخرين حمله به ضاحيه گفت: همانجا كه مسوول اطلاعات حزب‌الله با خانواده‌اش به شهادت رسيد، مذاكرات را متوقف و اعلام كرد تهران همان شب پاسخ خواهد داد و در صورت پاسخ رژيم، كل منطقه را خواهد زد. نتيجه همين ايستادگي، از نگاه قاليباف، برداشتن همان شبِ محاصره بود، در حالي كه طبق تفاهم قرار بود طي ۳۰ روز باز شود.

بخش بيروني اين روايت، نمونه ديگري از وزن واقعيت به ‌حساب مي‌آيد. قاليباف توضيح داد كه وقتي ترامپ با انتشار توييتي از باز شدن همزمان محاصره و تنگه هرمز خبر داد، او گفت: چنين چيزي توافق نشده و اگر توييت برداشته نشود تهران منطقه را خواهد زد، و به گفته او، ۵۸ دقيقه بعد، ترامپ بخش تنگه را از توييت خود برداشت و بازگشايي را به چارچوب تفاهمنامه از شنبه موكول كرد. او اين لحظه را «اين نوع مذاكره يعني مبارزه» ناميد. اين روايت، صرف‌نظر از مصداق آن، نشان مي‌دهد كه در معادله كنوني، پايداري يك توافق نه با حسن‌نيت طرف مقابل، بلكه با قدرت و انسجام داخلي راستي‌آزمايي مي‌شود.

تنگه هرمز و پرونده فني عمان

عراقچي در ادامه، مذاكرات با عمان را بحثي كاملا فني و تكنيكي، جدا از پرونده بازگشايي معرفي كرد: تعيين خطوط دريايي و مسيرهاي جديد براي تردد كشتي‌ها كه مسيرهاي قبلي ديگر كارايي ندارند. اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه نيز از پيشرفت اين گفت‌وگوها در سه هفته گذشته خبر داد و گفت كه تهران و مسقط درباره نقشه ناوبري دريايي به توافق رسيده‌اند، هر چند به گفته او واشنگتن در اين مسير موانعي ايجاد كرده است. اما نكته كليدي اين بخش، قيدگذاري تهران است. به صراحت عراقچي، بازگشايي تنگه دو بخش كاملا جدا دارد: نخست تعيين فني مسير و سپس تحقق شرايط ديگري كه امريكا بايد به آنها پايبند باشد. به ‌عبارتي، مسقط تنها نقشه عبور را طراحي مي‌كند، اما اراده گشودن درِ تنگه همچنان منوط به پايبندي يكجانبه واشنگتن به چارچوب‌هاي قبلي است، چيزي كه هنوز محقق نشده است.

 

نه با توييت، نه با ناو هواپيمابر

پاسخ تهران به ادعاهاي اخير واشنگتن درباره تنگه، يكي از صريح‌ترين مواضع اين پرونده بود. كاظم غريب‌آبادي، معاون وزير امور خارجه، درباره ادعاي ترامپ مبني بر اعلام تنگه هرمز به عنوان بخشي از قلمرو امريكا نوشت: «تنگه هرمز را نه با توييت مي‌توان تصاحب كرد، نه با ناو هواپيمابر، نه با صدور فرمان و نه با سخنراني انتخاباتي. ايران نه از تهديد مي‌هراسد و نه با نمايش قدرت مرعوب مي‌شود.» او يادآور شد تاكنون «شكست‌هاي راهبردي و سنگيني» نصيب طرف مقابل شده است و تاكيد كرد: اين تنگه تحت فرمان ايران بسته و باز خواهد شد. ايستادگي اين پيام در برابر كارزار اقتصادي واشنگتن، فقط يك موضع رسمي نيست. تحليلگران غربي نيز آن را چنين قرائت كرده‌اند. مارك گينزبرگ، سفير پيشين امريكا و مشاور سياست خاورميانه در كاخ سفيد به الجزيره گفت: كارزار كنوني دولت ترامپ عليه ايران يك «بازي اقتصادي مرغ» است كه واشنگتن احتمالا در آن شكست خواهد خورد، چراكه تنگه هرمز كاملا وارد معادله شده و ايران نيز به‌طور كامل از ذخاير ارزي خارجي محروم است. او تاكيد كرد كه دولت امريكا هيچ نقشه‌اي براي پايان دادن ندارد و كارزار فعلي را «كارزارِ استقامتِ حماسي» خواند و در نهايت حدس زد دولت واشنگتن احتمالا پيش از تهران از مسير عقب‌نشيني كند.

 

درس يك كلاس براي دنيا

آخرين لايه اين گزارش، اعتبارسنجي بين‌المللي روايت تهران است. فريد زكريا، تحليلگر سرشناس، جنگ عليه ايران را نمونه‌اي روشن از نحوه از دست رفتن اعتبار دانسته و مي‌نويسد: عربستان سعودي و قطر تنها يك‌سال پيش از ترامپ تعهدات امنيتي دريافت كرده بودند، اما رفتار رييس‌جمهور امريكا سبب شده متحدان واشنگتن به دوام و اعتبار اين تعهدات بدبين شوند. او به اظهارات مكرر ترامپ درباره نزديك بودن توافق با ايران اشاره كرده و مي‌نويسد: تا اواسط ژوئن، دست‌كم ۳۸ اظهارنظر از او ثبت شده كه از نزديك بودن توافق يا تمايل شديد تهران سخن گفته بود. از نگاه زكريا، تكرار چنين تناقض‌هايي سبب شده دولت‌هاي خارجي اظهارات ترامپ را تركيبي از واقعيت و خيال تلقي كنند. اين قرائت، دقيقا همان جايي است كه استدلال تهران و تحليل‌‌هاي خارجي بر آن همپوشاني پيدا مي‌كنند: آنچه اعتبار يك ميانجي يا يك متحد را مي‌سازد، سازگاري ميان گفتار و رفتار است و آنچه يك ملت را در آزمون جنگ تاب‌آور مي‌كند، نه شعار، بلكه انسجام ملي و پشتيباني نهادهاي دولتي از خط مقدم تصميم‌گيري است. آنچه از مجموع اين اخبار برمي‌آيد، يك نقطه اشتراك روشن است: در منطقه جديدي كه پس از حمله اسفندماه شكل گرفته، تفاهم تنها بر پايه واقعيت ميدان و پايبندي به متن تعريف مي‌شود و هر اطوار رسانه‌اي كه از آن منحرف شود، به ابزار بي‌اعتمادي تبديل مي‌شود. تهران با ايستادن بر روايت خاتمه جنگ نه آتش‌‌بس موقت، با پيشبرد نقشه ناوبري در گفت‌وگوي فني با عمان و با پاسخ قاطع به ادعاهاي انتخاباتي ترامپ درباره تنگه، در حال تقويت هر دو ستون راهبرد خود است: از يك سو تاب‌آوري داخلي و انسجام ملي در برابر فشار و از سوي ديگر آمادگي براي تداوم تفاهمِ با ميانجي‌هاي منطقه‌اي، مشروط به پايبندي عامل سومي كه هنوز وزن واقعيت را نپذيرفته است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون