• 1405 پنج‌شنبه 9 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6393 -
  • 1405 يکشنبه 25 مرداد

گفت‌وگوي «اعتماد» با رضا مقصودي، نويسنده و كارگردان فيلم «‌خواب‌نما» به مناسبت اكران در سينماها

جسارت جامعه به سينما هم بيايد

قصه برايم مهم‌تر است تا خنداندن مردم

تينا جلالي 

رضا مقصودي، نويسنده شناخته شده سينما كه اين روزها فيلم «خواب‌نما» را بر پرده سينماها دارد، معتقد است در فيلم «خواب‌نما» قصدم فقط خنداندن نبود براي همين است كه مردم خيلي از لحظات نمي‌خندند، ولي داستان را دنبال مي‌كنند تا ببينند قصه چه اتفاقي مي‌افتد. براي اين كارگردان، قصه مهم‌تر از خنداندن مردم است. مقصودي همچنين برخلاف عده‌اي كه معتقدند مشكل عمده سينماي ايران فيلمنامه است، مي‌گويد: همكاران من فيلمنامه‌هايي مي‌نويسند كه فوق‌العاده است اما ساخته نمي‌شود، از آن طرف فيلمنامه‌هاي احمقانه‌اي مي‌نويسند كه ساخته مي‌شود.  متن گفت‌وگوي ما با اين نويسنده و كارگردان پيش روي شماست.

 

   جناب مقصودي اين روزها چه مي‌كنيد؟ با توجه به اينكه پيگير اكران فيلم خواب‌نما هستيد، فعاليت سينمايي ديگري هم داريد؟

فكر و ذكرمان اكران فيلم خواب‌نماست، اما از آنجايي كه حرفه اصلي من فيلمنامه‌نويسي است، هيچ‌وقت بيكار نيستم و هميشه براي خودم در حال نوشتن طرح و فيلمنامه و قصه هستم، كار خاصي نمي‌كنم در واقع كار عام مي‌كنم هميشه كار نوشتن انجام مي‌دهم.

   فيلم خواب‌نما در اكران خيلي مهجور است و تبليغات خاصي ندارد، چرا؟

بله، تبليغات خاص نداريم، بعضي فيلم‌ها تبليغات محيطي و كارناوال در سطح شهر دارند.

   در فضاي مجازي هم تبليغات نداريد؟

تا يك حدي مي‌توان در اينستاگرام تبليغ كرد، البته موافقم در بخش تبليغات ضعيف هستيم، چون اين بخش خودش هزينه‌هاي زيادي مي‌خواهد، اساسا فيلم را مقداري با بودجه پايين ساختيم و براي تبليغات هم همين وضع را داريم، ولي در حد توان سعي كرديم فيلم را تبليغ كنيم، اما موافقم به هر حال بايد بيشتر فيلم به مخاطب معرفي شود، در اين بخش كم‌كاري شد.

   زمان ساخت فيلم هم خبرهاي زيادي از فيلم منتشر نشد.

ما دوسال پيش اين فيلم را ساختيم تا مراحل فني طي و فيلم آماده نمايش شود با وقايع كشور مواجه شديم، دنبال فرصتي بوديم فضا آرام شود تا فيلم را اكران كنيم.

اما فضا مدام ملتهب‌تر شد تا اينكه يك‌ماه پيش تفاهمنامه امضا و آتش‌بس برقرار شد، به محض اينكه كمي فضا آرام شد ما هم بلافاصله فيلم را اكران كرديم.

همين كه فيلم را اكران كرديم، دوباره جنگ شروع شد انگار جنگ ما را تعقيب مي‌كرد (مي‌خندد)، اين را هم بگويم كه هميشه سعي مي‌كنم بدون سر وصدا كارم را پيش ببرم. يكي، دو خبر همان زمان ساخت رفتيم.

   در شرايط فعلي خيلي‌ها دست و بالشان مي‌لرزد فيلم را اكران كنند، چطور شما اين ريسك را پذيرفتيد؟

دو سال براي اكران دست و بالمان لرزيد و اوضاع ناجور بود، نمي‌توانستيم بيشتر از اين صبر كنيم، آن وقت فيلم از جاي ديگر سر در مي‌آورد. به محض اينكه فضا آرام شد فيلم را اكران كرديم ولي متاسفانه با افزايش بحران‌ها و چالش‌هاي سياسي اقتصادي مواجه شديم و مردم خيال راحتي ندارند. واقعا پيش‌بيني اتفاقات را نمي‌كرديم. اين را هم بگويم فيلم را تا حدي مي‌شود نگه داشت بعد از دو سال به هر حال بايد اكران مي‌كرديم.

   جناب مقصودي اين پرسش وجود دارد كه بعضي فيلمسازان به پيوست كار مي‌كنند و حتي به اصطلاح نفس كوتاهي نمي‌كشند، آيا مداوم و پشت سرهم كار كردن فيلمسازان روي كيفيت كار تاثير نمي‌گذارد؟ به عنوان نمونه بعد از خجالت نكش 1 و 2 نمي‌شد براي ساخت فيلم كمي صبر كنيد؟

معني حرفتان اين است كه با عجله فيلمنامه نوشته مي‌شود در نتيجه زمان و فكر مناسب برايش گذاشته نمي‌شود و پخته نمي‌شود و همين فيلمنامه ناپخته سرصحنه برده مي‌شود و كار در نهايت ضعيف ارايه مي‌شود، اما من به شما مي‌گويم روي فيلمنامه خواب‌نما 10 سال كار كردم، براي اجرا در صحنه، بارها بازنويسي كاركردم و درست‌ترين روش را انتخاب كردم، البته كه سرمايه‌اي تهيه شده و از فرصت براي ساخت فيلم استفاده كردم. همان‌طور كه مي‌دانيم در سال‌هاي اخير تامين سرمايه براي سينماي ايران بسيار كار سختي است. نمي‌شد گفت كه سرمايه‌اي به دستم آمد نگهش دارم و 10‌سال ديگر يا پنج سال دير كار كنم. بايد از موقعيت استفاده مي‌كردم، ضمن اينكه فيلمنامه خواب‌نما را دوست داشتم، كار با مزه و نه كمدي است.

   خواب‌نما فيلم سالمي است كه تلاش مي‌كند لحظات مفرح براي مخاطب به وجود ‌آورد  ولي نظرات مخاطب را برآورده نكرده، نظر بعضي مخاطبان اين بود كه خجالت‌نكش 1 و 2 را بيشتر دوست داشتيم.

البته خودم شخصا خواب‌نما را از خجالت‌نكش 2 بيشتر دوست دارم، قصه‌مند‌تر و فرماليستي‌تر است و فضاي هنري‌تري دارد، خواب‌نما كمدي است كه به ساختار هنري نزديك‌تر است.

ولي يادم مي‌آيد آن زمان كه خجالت‌نكش 1 را ساختم، به من گفتند آقا شما ليلي با من است را نوشتيد، خجالت‌نكش براي شما افت دارد، وقتي خجالت‌نكش 2 را ساختم، به من گفتند شما ليلي با من است و خجالت نكش 1 را د‌ر كارنامه داريد ، خجالت نكش 2 كمدي ضعيفي است.

حالا كه خواب‌نما را ساختم، به من مي‌گويند خجالت نكش 1 و 2 خيلي خوب بود، نمي‌دانم عاقبتم به كجا مي‌كشد، به هر حال همه سلايق را نمي‌توان جلب كرد.

   انگار خنداندن مخاطب در سال‌هاي اخير خيلي سخت شده، انگار قديم مردم راحت‌تر مي‌خنديدند.

واقعيتش نمي‌دانم، نه موافق نيستم، البته شايد قاعده درستي باشد. من به شخصه بيشتر از اينكه علاقه‌ام به خنداندن باشد به قصه گفتن است.

تمام قصه‌هايي كه نوشتم ساختار دراماتيك، قصه‌مند بودن و قصه داشتن برايم مهم‌تر بوده تا اينكه بيننده را بخندانم.

اگر كارگرداني قصد ساختن فيلم كمدي داشته باشد كه مردم را بخنداند، سر صحنه هر كاري مي‌كند تا مردم بخندند كه خود اين موضوع بلاي جان خيلي از فيلم‌هاست، اما اگر بحث فيلمي باشد كه ساختاردرست دراماتيك داشته باشد، بيننده را دنبال خودش بكشاند و در لحظات خاص او را بر اساس قصه بخنداند آن اتفاق ديگر است، همان نكته‌اي كه در خجالت نكش مي‌افتاد.

در فيلم خواب‌نما قصدم فقط خنداندن نبود براي همين است كه مردم خيلي از لحظات نمي‌خندند، ولي بيننده دنبال اين است كه ببيند قصه چه اتفاقي مي‌افتد، قصه برايم مهم‌تر از خنداندن مردم است، اگر بتوانم در قصه‌ام مردم را بخندانم، مي‌خندانم. سرصحنه موقع توليد فيلم اگر بازيگري بگويد اين حرف را بزنيم كه مردم بخندند، به آنها مي‌گويم اين حرف منطق قصه‌اي دارد يا ندارد؟ چون مخاطب باهوش مي‌گويد اين چه ديالوگي بود ربطي به كليت قصه و شخصيت نداشت، چون قصه برايم مهم‌تر است، سعي مي‌كنم به نفع قصه از خنداندن بكاهم.

   درباره ذائقه مخاطب در سال‌هاي اخير چه نظري داريد؟ رواج كمدي در سال‌هاي اخير باعث شده مردم ازتماشاي فيلم كمدي اشباع شوند ، حالا با اينكه روزهاي تلخ و پراضطراب جنگي را پشت سر مي‌گذرانيم؛ ميل مردم به فيلم‌هاي درام و اجتماعي تلخ بيشتر شده، نظر شما چيست؟

من فكر مي‌كنم فيلم خوب غير كمدي، جذاب، خوش‌ساخت و متفاوت مردم را جذب مي‌كند. بازار، فيلم خوب به آنها ارايه نمي‌دهد، بازار توسط فيلم‌هاي كمدي اشباع شده، الان هم اگر فرصت فراهم شود و توليد باشد بازار به سمت فيلم‌هاي كمدي مي‌رود، چون تصورشان اين است كه فيلم اجتماعي تلخ است و در مردم رغبت تماشا وجود ندارد، من فكر مي‌كنم اين تصور غلطي است، آنها فكر مي‌كنند تنها فيلم پرفروش تاريخ سينما فقط فيلم‌هاي كمدي است، در صورتي كه اصلا اين‌گونه نيست، در سينما فيلم‌هايي داشتيم كه كمدي نبوده، جدي بوده، اما پرفروش بوده، مثال‌هاي زيادي وجود دارد .اتفاقا فيلم جدي خوش‌ساخت كه پرداخت خوبي شده باشد مردم را جذب مي‌كند.

وقتي تهيه‌كننده و سرمايه‌گذار فكر مي‌كنند اگر فقط فيلم كمدي بسازند پولدار مي‌شوند، فيلم كمدي مي‌سازند؛ دنبال كار جدي كم نمي‌روند، كساني در سينما كار جدي مي‌كنند كه يا نهاد‌هاي خاصي هستند يا آدم‌هايي كه پول‌هايشان را به سختي جور كرده‌اند؛ مثل ساخت فيلم كمدي نيست كه سرمايه آن به راحتي جور شود و سرمايه‌گذارش دست به جيب باشد؛ متاسفانه در ايران و اين عصر، يك‌جور درك از سينما وجود دارد كه براي اينكه فيلم پرفروش داشته باشيد و مخاطب را به سينما بكشانيد بايد كمدي بسازيد، اين درك درستي نيست ولي غالب شده، درك درست اين است كه فيلم جذاب ساخته شود، لزوما فيلم جذاب كمدي نيست، فيلم جذاب لزوما مردم را نمي‌خنداند، ممكن است فيلم جذاب مردم را بترساند، ما ژانر ترسناك داريم كه در دنيا جذاب ساخته مي‌شود، ژانر پليسي داريم، اين ژانرها در سينماي ايران وجود ندارد، به نظر من جامعه و مخاطب ايراني  فيلم‌هاي متفاوت ببيند ، اگر فيلم متفاوت خوب، ساخته شود و خوب هم عرضه شود مي‌بيند و دوست خواهد داشت.

   با توجه به اينكه گفته مي‌شود مردم در اين شرايط بحراني، نياز به روحيه و شاد بودن دارند، چرا براي فيلم خواب‌نما كه مفرح است، فضا‌سازي نمي‌كنيد؟

اين هم از آن حرف‌هاست كه گفته مي‌شود مردم در شرايط بحراني نياز به خنديدن دارند، به نظرم مردم از بعضي اتفاق‌ها عصباني هستند و حالشان بد است بعد مي‌گويند بي‌خيال، آنجا را نگاه نكنيد و فيلم خنده‌دار ببينيد و بخنديد تا حواسشان پرت شود.

   ولي روحيه غم و ناراحتي در جامعه وجود دارد و نياز است كه حال مردم خوب شود و براي لحظاتي هم كه شده از فضاي پرتنش خارج شوند.

دراين بحثي ندارم، اما به نظرم بر اساس يكسري اتفاقات غم و اندوه بر دل مردم مي‌ريزند و مردم دلگير هستند، بعد مي‌گويند فيلم بسازيم مردم حالشان خوب شود. اين مسكن موقت است، امروز به سينما مي‌روند حالشان خوب مي‌شود و بعد دوباره دو روز بعد حالشان بد مي‌شود. البته منم موافقم و روحيه‌ام با فيلم بامزه همخواني دارد، البته اسم كمدي را نمي‌آورم، چون خنده‌هاي بي‌در وپيكر دارد، فيلم بامزه عناصر ديگري را هم براي جذب مخاطب استفاده مي‌كند از جمله خنداندن مثل فيلم خواب‌نما، كمتر مي‌خنداند، اما لحظات بامزه دارد كه بيننده را دنبال خود مي‌كشاند، من اين نوع سينما را دوست دارم.

   در صحبت‌تان اشاره كرديد سرمايه‌گذاري در سينما سخت است، در يك‌سال اخير به نظر مي‌رسد سرمايه‌گذاري به مراتب سخت‌تر هم شده، با كارگرداني صحبت مي‌كردم، مي‌گفت از پارسال نتوانستم سرمايه‌گذار براي ساخت فيلم پيدا كنم.

طبيعي است نه‌تنها در سينما كه در بخش اقتصادي هم سرمايه‌گذار پيدا نمي‌شود، سرمايه‌گذار در بخش‌هاي صنعتي سرمايه‌گذاري نمي‌كند، سمت بخش فرهنگي كه اصلا نمي‌‌آيند، در فضاي آشفته كه نمي‌دانيم پس‌فردا چه مي‌شود سرمايه خرج نمي‌شود. اقتصاد و سرمايه‌گذاري نياز به فضاي آرام دارد.

   به نظر مي‌رسد افت كيفي فيلم‌ها دليل عقب‌نشيني بعضي سرمايه‌گذاران است.

اتفاقا به نظرم سينماي ما هر چه مي‌گذرد كيفيت بهتري پيدا مي‌كند، هم تعداد سالن‌هاي ما بيشتر شده و هم عوامل سينما باسوادتر، ريسك‌پذيرتر شدند و هم ايده‌هاي نو وارد سينما مي‌شود.

   يعني شما معتقديد فيلم‌هاي سينما در سال‌هاي اخير با كيفيت‌تر شده است؟

به نظرم فيلم‌هاي سال‌هاي اخير باكيفيت‌تر شده به لحاظ فيلمنامه، فيلمبرداري، تروكاژ و بازي، بازي‌هاي بازيگران بسيار بهتر شده، ما بازيگر كم داريم ولي همانقدر هم كه داريم بازي‌هايشان خيلي خوب است. آنچه در سال‌هاي اخير براي ما دردسر شده، اين است كه اين عوامل بايد فضاي ظهور پيدا كنند، سرمايه‌گذار بايد با اطمينان وارد كار شود و اطمينان داشته باشد كه وقتي فيلمش ساخته شد اكران مي‌شود و مردم فيلم را مي‌بينند و سرمايه‌اش با سود بر‌مي‌گردد. وقتي سرمايه‌گذار واردسينما شود نمي‌داند كه يك‌سال بعد كه فيلمش مي‌خواهد اكران شود چه اتفاقي مي‌افتد و درنهايت جنگ باعث مي‌شود مردم به سينما نروند. معلوم است كه سرمايه‌گذار در سينما سرمايه‌گذاري نمي‌كند.

   البته بعضي معتقدند سينما در سال‌هاي اخير به لحاظ كيفي افت بيشتري داشته است و سرمايه‌گذار به اين دليل هم از سينما دوري مي‌كند.

اين ادعا بايد با آمار و ارقام ثابت شود. به نظر من ميزان تماشاگر و فروش بيشتر شده، ولي يك مشكل وجود دارد عرضه ما هم عرضه خوبي نيست، بخشي از سينما در سال‌هاي اخير به پلتفرم‌ها رفتند، استقبال زيادي در آن بخش مي‌شود و پلتفرم‌ها جاي تصوير بزرگ سينما را گرفتند و اينها مباحث مختلفي است. بايد در برآوردهايمان دقت كنيم كه نمي‌كنيم.

   نكته ديگري كه در مباحث سينما گفته مي‌شود اين است كه سينما درگذشته جسورتر بود و با جامعه همگام‌تر بود، اما در حال حاضر تصوير واقعي از جامعه نشان داده نمي‌شود.

من فكر مي‌كنم تا جايي كه فضاي فيلمسازي اجازه مي‌دهد فيلمسازاني كه مي‌خواهند جسارت در فيلم‌هايشان داشته باشند كارشان را انجام مي‌دهند، ببينيد اين دعواهاي توقيف و سانسور براي چيست؟ به خاطر اين است كه فيلمسازان تلاششان را مي‌كنند تا از سدها بگذرند و جسارت بيشتري نشان دهند و از خط قرمزها كه خيلي هم خط قرمزهاي بي‌خودي است، عبور كنند. همين اتفاقات‌ باعث شده كه فيلمسازي نسبت به 5 سال پيش جسارت‌آميز‌تر شود، البته تناقض بزرگ و آشكاري داريم، جامعه را نگاه كنيد و بعد فيلم‌ها را نگاه كنيد، اين تناقض آشكار است و براي عبور از آن بايد جسارت داشت. همان جسارتي كه در جامعه وجود داشت در سينما هم بايد وجود داشته باشد، مساله‌اي شدني است، اما زمانبر است.

   به نظر شما چطور دوباره مي‌توان به حضور سرمايه‌گذار در سينما اميدوار شد؟

اولين اتفاق بايد فضاي سياسي جامعه آرام شود، وقتي فضاي جامعه و كشور آرام شود نه‌تنها در سينما كه در ديگر عرصه‌هاي ديگر هم رونق به وجود مي‌آيد، سرمايه‌گذار با طيب خاطر در فضاي آرام سرمايه‌گذاري مي‌كند و مي‌داند دو سال بعد، شش‌ماه بعد سرمايه‌اش را برداشت مي‌كند، چه سينما و چه غير سينما و صنعت و جاهاي ديگر يا حتي عرصه‌هاي ديگر فرهنگي مثل مطبوعات و كتاب در صورت آرامش اجتماعي و سياسي مي‌شود رغبت براي سرمايه‌گذاري ايجاد كرد، وگرنه آدم‌هايي را مي‌شناسم كه عاشق سرمايه‌گذاري در سينما هستند و مي‌خواهند در سينما فيلم بسازند، اما نمي‌خواهند سرمايه‌شان به باد رود، مي‌خواهند كاري كنند و سينما رونق پيدا كند، اما حداقل به سرمايه خود برگردند، متاسفانه اين فضا و موقعيت براي سينماگران آماده نيست، آنقدر سيطره مسائل غير فرهنگي و هنري در جامعه وجود دارد كه بر فرهنگ و صنعت و ... سايه انداخته كه اين موضوع بايد حل شود.

شما در نظر بگيريد با مشكلات دهه‌هاي اخير در كشور، سينما توانسته روي پاي خودش بايستد و كارهاي خوب كند و فيلم‌هاي ارزشمند در سينما توليد شود يعني پوست كلفت فيلمسازان ما بوده كه فيلم‌هاي خوب توليد شده. عشق و انگيزه بالا باعث شده كه آثار خوب در سينما ساخته شود اگر انگيزه و عشق نبود كه در شرايط سخت فيلم‌هاي خوب ساخته نمي‌شدند، الان ببينيد در شرايط سخت فيلمسازان كار مي‌كنند، آدم‌هاي علاقه‌مند به سختي سرمايه‌گذار پيدا مي‌كنند، سرمايه‌گذار حاضر است ضرر كند، اما اثر خوب توليد كند اين چيزي كه مي‌گويم خيلي كم اتفاق مي‌افتد اما عشق و غيرت است كه باعث مي‌شود فيلم‌هاي خوب توليد شود. اگر شرايط مهيا شود، سينما اوج پيدا مي‌كند.

   بحث ديگري هم وجود دارد، اين است كه گفته مي‌شود يكي از مشكلات اساسي سينماي ايران فيلمنامه است.

حرف كليشه‌اي است، چهل سال است كه گفته مي‌شود مشكل سينماي ايران فيلمنامه است.

   نيست؟

نه، نيست، من فقط فيلمنامه‌نويس نيستم، فيلمنامه‌خوان حرفه‌اي هم هستم، همكاران من فيلمنامه‌هايي مي‌نويسند كه فوق‌العاده است، اما ساخته نمي‌شود، فيلمنامه‌هاي احمقانه‌اي مي‌خوانم كه ساخته مي‌شود. چه كسي در سينما بايد فيلمنامه را انتخاب كند كه ساخته بشود؟ تهيه‌كننده.

تهيه‌كننده است كه مي‌گويد اين فيلمنامه را انتخاب مي‌كنم و آن فيلمنامه را انتخاب نمي‌كنم. تهيه‌كننده است كه بايد تشخيص بدهد فيلمنامه خوب كدام است و فيلمنامه بد كدام است.

من آثاري از همكاران خودم و حتي افراد غيرحرفه‌اي مي‌خوانم كه عالي است ،اما در كمد خاك مي‌خورد. عمرم را در فيلمنامه گذراندم كه مي‌گويم.

   شايد سانسور هم دليل باشد.

نه، آن بحث جداست، سانسور كار خودش را مي‌كند، حتي به نظرم سانسور در بعضي جاها خلاقيت ايجاد مي‌كند. اما صحبت من الان اين است كه مثل اين مي‌ماند لباس‌هاي خوب وجود دارد، اما شما بايد لباس‌هاي خوب را انتخاب كنيد.

   اتفاقا يكي از گلايه سينماگران و فيلمسازان اين است كه تهيه كننده‌هاي ناآشنا در سينما زياد شده‌اند. كساني كه ادبيات سينما را نمي‌دانند.

آن هم بحث ديگر است و آن هم مشكل سينماي ايران است ولي وارد آن بحث نمي‌شوم، اما مي‌گويم تهيه‌كننده است كه عوامل و فيلمنامه خوب را انتخاب مي‌كند، كنار هم مي‌چيند. سينماي ايران نياز به تهيه‌كننده تيز هوش، با تجربه، با ذكاوت دارد كه انتخاب‌هاي درست را كنار هم بچيند.

   خوش سليقه.

شما خاطرات منوچهرمحمدي درباره ساختن فيلم مارمولك را بخوانيد، خودش فيلمنامه‌نويس مي‌آورد، بعد آن را كنار مي‌گذارد، طرح مي‌نويسد، فيلمنامه‌نويس ديگر مي‌آورد و بعد عناصر مختلف را كنار هم مي‌چيند تا به فيلمنامه خوب برسد. كارگردان انتخاب مي‌كند تا در نهايت به فيلمي به نام مارمولك مي‌رسد.

به نظرم تهيه‌كننده‌هاي خوب باشخصيت، باسواد و با درايت در سينما زياد داريم. آثار خوب سينماي ايران را چه كسي توليد كرده؟ همين تهيه‌كننده‌هاي باسواد بودند كه در ميان فيلمنامه‌ها، فيلمنامه‌هاي درخشان را پيدا كردند. تشخيص اينكه فيلمنامه خوب است يا بد باتهيه‌كننده است و اين خيلي مهم است. وگرنه در دنيا قلم و كاغذ داريم و همه مي‌توانند فيلمنامه بنويسند. شما در جشنواره‌ها اعلام كنيد مسابقه فيلمنامه‌نويسي است، ميليون‌ها فيلمنامه مي‌آيد، اما اينكه از ميان آن گوهري انتخاب كنيد، بايد گوهرشناس باشد. مشكل سينماي ايران به نظرم فيلمنامه‌نويسي نيست، فيلمنامه‌نويسي هم مثل كارگرداني و بازيگري در طول تاريخ سينما به اندازه خودش پيشرفت كرده است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون