گلگهر با گاف فدراسيون به آسيا رفت
نه بازخواستي، نه استعفايي!
بسيار غيرقابل باور است كه درنهايت روز گذشته قرعهكشي ليگ قهرمانان آسيا برگزار شد و درنهايت اين گلگهر سيرجان تيم بازنده در زمين مسابقه مقابل چادرملو بود كه نامش از گويها خارج شد. در اين مدت فدراسيون نه تنها نتوانست با وجود ادعاي فراوان تغييري در شرايط به وجود بياورد كه حتي يك نفر بازخواست هم نشده چه برسد به مجازات!
به گزارش روزنامه اعتماد، داستان حضور گلگهر سيرجان در ليگ قهرمانان آسيا ۲ به يكي از مبهمترين و تلخترين صفحات مديريت فوتبال ايران تبديل شد. پروندهاي كه در آن قانون و عدالت ورزشي قرباني مصلحتانديشيهاي اداري و تصميمات پشت پرده شدند. شايد لازم باشد براي بار چندم تكرار شود كه ماجرا از اين قرار است كه بعد از فريز شدن جدول به دليل جنگ اعلام شد دو تيم اول راهي ليگ نخبگان ميشوند و تيم سوم يعني سپاهان راهي ليگ قهرمانان آسيا شود. بعد از عدم موفقيت سپاهان در گرفتن مجوز حرفهاي گلگهر تيم بعدي جدول به عنوان نماينده مطرح شد. در اين كش و قوس اعلام شد يك تورنمنت سهجانبه بين پرسپوليس، گلگهر و چادرملو براي تعيين نماينده برگزار شود. در اين تورنمنت چادرملو در كمال شگفتي اول شد و سرود صعود به آسيا خواند. با اين حال در روزهاي بعد مشخص شد فدراسيون پيش از برگزاري تورنمنت نام گلگهر را به عنوان نماينده به آسيا معرفي كرده بود. اين يعني همه فوتبال ايران توسط فدراسيون سر كار رفته بود. بعد از اين اتفاق بازي «كي بود كي بود من نبودم» بين تاج و ممبيني و سازمان ليگ آغاز شد كه درنهايت به نتيجهاي نرسيد.
اما آنچه در اين ماجرا بيش از همه آزاردهنده است تناقض عيان ميان ادعاهاي پرسروصداي فدراسيون فوتبال و نتيجه نهايي است. در روزهايي كه مسوولان مدام از رايزنيهاي سطح بالا و ارسال نامههاي فوري به كنفدراسيون فوتبال آسيا و سفرهاي ديپلماتيك براي احقاق حق سخن ميگفتند و افكار عمومي انتظار داشت كه اين تلاشها به نتيجهاي شفاف ختم شود، ناگهان ورق برگشت و مشخص شد كه پيش از تمام اين نمايشهاي رسانهاي همان شد كه دبيركل فدراسيون انجام داد؛ يعني طبق آنچه گفته شد با تصميم بحثبرانگيز نام گلگهر به عنوان نماينده ايران به AFC ارسال شد و همانطور كه ذكر آن رفت، اين اقدام عملا تمام تلاشهاي صورت گرفته براي برگزاري مسابقات انتخابي (تورنمنت سهجانبه) را به يك بازي نمايشي تقليل داد.
اما سوال اصلي دقيقا همين نقطه كور اين ماجراست كه چرا هيچ كس بازخواست نشد؟ چرا سيستم مديريتي فوتبال ايران در برابر چنين تصميمات متناقضي كه عملا حقخوري محسوب ميشود، سكوت مطلق پيشه كرد؟
هفته گذشته مهدي تاج در يك برنامه تلويزيوني حاضر شد و بعد از آن همه صحبت حتي يك جمله درست در مورد اين اتفاق ارايه نداد.
در ساختار فعلي فدراسيون متاسفانه فرهنگ پاسخگويي جاي خود را به توجيه داده است. وقتي مديران به جاي پذيرش مسووليت اشتباهات اداري با فرافكني از آن عبور ميكنند، نتيجهاي جز بياعتمادي هواداران حاصل نميشود.
آنچه بيش از هر چيز آزاردهنده است اينكه حق مردم يزد و باشگاه چادرملو در اين ميان ناديده گرفته شد. تيمي كه با تلاش خود در زمين مسابقه به دنبال كسب سهميه بود قرباني كاغذبازيهايي شد كه هيچكس بابت آنها خم به ابرو نياورد. ناتواني مديريتي باشگاه چادرملو در پيگيري حقوق قانوني خود در مجامع حقوقي و سكوت آنها در برابر تصميمات فدراسيون هم بر اين تلخي افزود. گويي آنها نيز پذيرفتند كه در برابر لابيهاي اداري راه به جايي نميبرند يا شايد قول و قرارهاي ديگري گرفتند! گرچه مديران اين باشگاه از پيگيري قضايي گفتند و حتي كدهايي در مورد رد و بدل شدن برخي مبالغ ارايه دادند، اما درنهايت به نظر بيخيال ماجرا شدند.
درنهايت باز هم به همان مساله هميشگي ميرسيم؛ اينكه در فوتبال ايران هيچ تغيير و تحولي حادث نميشود. حتي وقتي چنين فاجعه بزرگي رخ ميدهد رسما كسي نه استعفا ميدهد، نه بركنار ميشود و نه حتي بازخواست! در كل وقتي شرايط در فوتبال ايران به اين شكل پيش ميرود همه منتظر ميمانند تا قضيه مشمول گذر زمان شود؛ درست مثل فاجعه ويلموتس و موارد مشابه.
در فوتبال ما متاسفانه سوابق نشان داده كه مسوولان ترجيح ميدهند توفانها را با سكوت و گذر زمان پشت سر بگذارند تا اينكه با استعفا يا پاسخگويي مسووليت اشتباهات خود را بپذيرند. درنهايت، گلگهر به آسيا رفت، اما اعتبار فرآيند انتخاب نماينده ايران براي هميشه لكهدار شد و مردم يزد تنها با اين پرسش باقي ماندند كه چرا وقتي قرار بود همه چيز پشت درهاي بسته فدراسيون تعيين شود وقت آنها و تيمشان در يك رقابت نمايشي تلف شد؟