• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6400 -
  • 1405 دوشنبه 2 شهريور

گذار از « مردم پراكنده» به «مردم متشكل»

علی ربیعی

در مراسمي به مناسبت روز تشكل‌ها، در سالن كتابخانه مركزي دانشگاه علوم پزشكي ايران، ميان چهره‌هاي دغدغه‌مند و فعالان خستگي‌‌ناپذير حوزه سلامت، حضور يافتم. همانطور كه در ابتداي صحبت‌هايم گفتم، من در يك كنشگري مرزي، بيشتر در سمت و سوي نهادهاي مدني مي‌ايستم. دلم با آنهاست كه در ميدان واقعي جامعه، بي‌هيچ منت و ادعايي، بار محروميت‌ها و رنج‌ها را به دوش مي‌كشند. روز ملي تشكل‌ها براي من، اين فقط يك مناسبت تقويمي نيست؛ يك يادآوري مداوم است كه جامعه ما اگر قرار است قد بكشد و از بحران‌ها عبور كند، راهي جز «سازمان يافتگي» ندارد. جامعه، ضلع سوم قدرت: من همواره از سه ضلع دولت، بازار و جامعه سخن گفته‌ام. باور قلبي‌ام اين است كه جامعه هنوز آنگونه كه بايد، هم‌وزن دو ضلع ديگر نشده است. ما نمي‌توانيم جامعه‌اي داشته باشيم كه فقط مخاطب تصميم‌هاي دولت و بازار باشد. تحليل مناسبات قدرت در ايران نشان مي‌دهد كه جامعه همواره در سايه دو ضلع مسلط «دولت» و «بازار» قرار داشته است و ما با بحران «اتميزه شدن» (Atomization) روبه‌رو هستيم؛ جايي كه فرد تنها در مواجهه با ساختارهاي كلان، فاقد عامليت است. مردم وقتي «تشكل» پيدا مي‌كنند، «نهاد» مي‌شوند و وقتي نهاد شدند، بازيگر ميدان مي‌شوند. تشكل، تنها يك فعاليت داوطلبانه نيست؛ بلكه نهادي است كه فرد را  از يك سوژه منفعل، به يك كنشگر اصلي در ميدان سياستگذاري تبديل مي‌كند. ما بايد از «مردم پراكنده» به «مردم متشكل» برسيم. از خيريه تا توانمندسازي: نهادهاي مدني ما از دوران «كمك‌رساني صرف» به سمت «توانمندسازي ساختاري» عبور كرده‌اند. 

وقتي از اعتماد اجتماعي آسيب ديده سخن مي‌گوييم، سازمان‌هاي مردم‌نهاد در واقع «پل‌هاي اعتماد» هستند. مساله فقط پول نيست؛ مساله «سرمايه اجتماعي» است. وقتي تورم، سفره‌هاي مردم را كوچك مي‌كند، قدرت خيرين هم محدود مي‌شود؛ اما در همين شرايط، كمك‌هاي خرد همچنان جاري است. همان مردمي كه به گفته كودكان كار، سرنشينان خودروهاي مدل پايين بيش از خودروهاي گران قيمت، به آنها كمك مي‌كنند. اين يعني كنش اجتماعي را نمي‌توان با «تومان» اندازه گرفت؛ بايد با «اعتماد» سنجيد. ما بايد ارزش اين شبكه انساني را درك كنيم و اين «اخلاق نهفته» را به «ساختار عيني» تبديل كنيم.
سلامت؛ محصول مناسبات اجتماعي: مطالعات جهاني پيرامون تعيين‌كننده‌هاي سلامت، حاوي نكات بسيار مهمي است. فقر، مسير سلامت يك انسان را از همان كودكي تغيير مي‌دهد. ضروري است نظام سلامت، خيرين و فعالان مدني در حوزه سلامت فراتر از ساخت «بيمارستان» و خريد «تجهيزات»، «انسان» را در مركز نظام سلامت بنشانند و هر آنچه موجب كاهش مقاومت جسم و زمينه‌ساز بيماري مي‌شود را مورد توجه قرار دهند. در گفتمان سلامت، ما نبايد دچار تقليل‌گرايي بيولوژيك شويم. سلامت، يك كالاي صرفا پزشكي نيست، بلكه برآيند شرايط اجتماعي است. فقر، تنها يك شكاف اقتصادي نيست؛ يك محروميت ساختاري است كه بر «زيست جهان» انسان اثر مي‌گذارد. بيمارستان، آخرين سنگر است؛ ما بايد در لايه‌هاي اجتماعي و خانوادگي، تاب‌آوري مردم را تقويت كنيم. آموزش سواد سلامت، محيط امن رواني، حساسيت جامعه، محيط زيست سالم از جمله تعيين‌كننده‌هاي سلامت هستند. شناسايي و گفت‌وگو پيرامون اين متغيرها مي‌تواند از نهاد خانواده تا نهادهاي مدني را به عنوان كنش‌گران سلامت فعال سازد.
تاب‌آوري اجتماعي؛ از دل پيوندهاي انساني: در بحث تاب‌آوري، بايد نگاه خود را تغيير دهيم. تاب‌آوري اجتماعي در اينجا فراتر از كليشه‌هاست. تاب‌آوري، صرفا تابعي از زيرساخت‌هاي سخت‌افزاري يا منابع مالي نيست؛ بلكه ريشه در «سرمايه ارتباطي» دارد. در شرايط بحراني، گروه‌هايي كه «شبكه‌هاي افقي» يا به تعبير من «گعده‌ها» را شكل دادند، بهتر توانستند انسجام خود را حفظ كنند. تاب‌آوري واقعي، محصول همان شبكه حمايت‌گر انساني است كه در بزنگاه‌هاي زيست جهان فرد، به او هويت و پناه مي‌بخشد و اجازه نمي‌دهد در «تنهايي ساختاري» غرق شود. اين نوع كنش است كه در لحظات دشوار، فرد را سرپا نگه مي‌دارد.
دولت فروتن: به باور من، دولت رييس‌جمهور پزشكيان، دولتي فروتن، اجتماعي و جامعه‌سالار است؛ دولتي كه داشته‌هاي ديگران را ارج مي‌نهد، كاستي‌هاي خود را انكار نمي‌كند و در طلب مشاركت جامعه است. اين دولت مي‌داند براي عبور از تحريم‌ها و بحران‌ها، سازمان‌هاي مردم نهاد نه فقط مجري پروژه، كه «حامل تفكر» و «پل اعتماد» هستند. دولت در تلاش است تا موانع مجوز، صف‌هاي طولاني و فقدان چارچوب‌هاي حمايتي را بردارد. هدف نيز روشن است: ظرفيت‌سازي براي تشكل‌ها، بدون آنكه استقلال آنها خدشه‌دار شود.
سايه‌سار همبستگي؛ افق‌هاي پيش رو: در نهايت، وقتي از «تاب آوري اجتماعي» سخن مي‌گوييم، به چيزي فراتر از تجهيزات فني نياز داريم؛ ما به شبكه‌هاي انساني نياز داريم كه در بزنگاه‌هاي بحران، به فرد تنها، «هويت» و «پناه» بدهند. اين «سايه سار اجتماعي» همان جايي است كه دولت بايد با تمام توان از آن حمايت كند. اگر نهادهاي مدني قد بكشند و بزرگ شوند، آن گاه است كه مي‌توان گفت جامعه ما، نه با شعار، كه با «نهادمندي»، به سمت مردمي شدن و پايداري حركت كرده است. اميدوارم در اين مسير، همه ما - از دولت تا تك‌تك كنش‌گران- در حفظ سلامت و كرامت اين سرزمين، سربلند باشيم. شايد روزي كه جامعه بتواند براي خودش «پناه» بسازد، يعني ديگر تنها بازيگر ميدان، دولت نيست؛ يعني جامعه ما، بالاخره قد كشيده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون