• 1405 سه‌شنبه 10 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6400 -
  • 1405 دوشنبه 2 شهريور

شهر پمپئي و آتشفشان كوه وزوو

مرتضي ميرحسيني

گدازه‌ها در روز دوم به شهر رسيدند و آن را بلعيدند. بيشتر اهالي همان ساعات نخست پس از انفجار، بعد از شنيدن صداهاي مهيب و ديدن دود غليظي كه به آسمان مي‌رفت، گريختند. به ترسي كه به دلشان افتاده بود، اعتماد كردند. مطمئن بودند كه انتخاب ديگري ندارند و اگر درنگ كنند يا به اما و اگرها اميد ببندند از حادثه جان به در نمي‌برند. دارايي‌هاي باارزش‌شان را برداشتند و از شهري كه سال‌ها در آن زيسته بودند، بيرون زدند. اما هزار و چند صد نفر در پمپئي گير افتادند و قرباني حادثه‌اي شدند كه تا چند روز پيش حتي به احتمال وقوع آن فكر هم نمي‌كردند. شماري از اين قربانيان، ديرتر از آنچه بايد تصميم به فرار گرفتند و شمار ديگري هم از شدت گرما يا در باران خاكستر جان باختند. عده‌اي هم - هر كدام به جرمي - در زندان شهر در حبس بودند و كسي به نجات‌شان نرفت. در پايان دومين روز، مرگبارترين فاجعه اينچنيني در تاريخ اروپا رقم خورد و فوران آتشفشان كوه وزوو به حيات شهري در نزديكي ساحل خليج ناپل پايان داد. كوهي كه هشت كيلومتر با شهر پمپئي فاصله داشت و هميشه بخشي از چشم‌انداز شهر بود. قديمي‌هاي پمپئي چيزي از خشم وزوو به ياد نداشتند و در خاطرات قديمي‌ترها هم حرفي درباره‌اش نشنيده بودند. آن را كوه آرام و ساكتي مانند همه كوه‌هاي ديگر مي‌ديدند و خاموشي آن را مثل طلوع هر روزه خورشيد واقعيتي بديهي فرض مي‌كردند. اما از پمپئي -كه نزديك شهر ناپل امروزي است و - تابستان سال 79 ميلادي همراه با چهار شهر كوچك اطرافش زير چند متر خاك و خاكستر فرو رفت چه مي‌دانيم؟ بيشتر باستان‌شناساني كه بقاياي كشف‌ شده از اين شهر، از خانه‌هاي شخصي و ساختمان‌هاي عمومي آن را بررسي كرده‌اند، نظرشان اين است كه پمپئي شهر پرجمعيتي بوده و عموم مردم آن در رفاه نسبي زندگي مي‌كردند. پل بان در كتاب «باستان‌شناسي» مي‌نويسد: «روي ميزها وعده‌هاي غذايي دست‌نخورده‌اي شامل ماهي و تخم‌مرغ و نان و پسته و بادام و همچنين در چند فروشگاه مواد غذايي پيدا شد.» البته تا جايي كه به خود حادثه برمي‌گردد بسياري از اهل فن در جزييات روايت پليني كوچك - كه در هفده سالگي شاهد فوران كوه وزوو بود - ترديد انداخته‌اند و با نگاه به لباس اجساد كشف ‌شده در شهر معتقدند آتشفشان نه در تابستان سال 79 (ماه آگوست) كه چند هفته بعدتر، در پاييز (سپتامبر يا اكتبر) فوران كرده است. اين شهر، يكي از مشهورترين مثال‌ها براي آشنايي با گوشه‌اي از كار باستان‌شناسان است. بان مي‌نويسد گاهي جسدي براي مطالعه وجود ندارد، اما جاي خالي آن باقي مانده است؛ «حفره‌هايي كه حاصل پوسيدن و از بين ‌رفتن اين اجساد در درون خاكستر آتشفشاني سفت ‌شده به دور آنهاست. باستان‌شناسان داخل اين حفره‌ها دوغاب گچ مي‌ريزند و تنديسي كه بدين صورت شكل مي‌گيرد وضع ظاهري، مدل مو، پوشاك، وضع قرار گرفتن و حتي حالت چهره آنان را هنگام مرگ نشان مي‌دهد. شايع است كه در زندان شهر، بقاياي سفت‌ شده چندين بزهكار به دست آمده است. چندين جاي پا، جاي دست و نقش رنگي دست نيز در پمپئي پيدا شده است.» اكنون پمپئي كه ايتاليايي‌ها گاهي از آن به شهر سوخته ياد مي‌كنند در فهرست ميراث جهاني يونسكو جاي گرفته است و يكي از جاذبه‌هاي گردشگري ايتاليا محسوب مي‌شود. گويا سالي نزديك به دو‌ونيم ميليون نفر - كه بيشترشان اروپايي هستند - از آن ديدن مي‌كنند. چندين عنوان كتاب و چند فيلم درباره نابودي اين شهر ساخته‌اند كه اولين‌شان به سال 1908 ميلادي و فيلم بيست دقيقه‌اي «آخرين روزهاي پُمپئي» برمي‌گردد و جديدترين نيز فيلم نه چندان ديدني «پُمپئي» (2014) ساخته پل دبليو اندرسون است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون