روزبه دلاور
تيم ملي فوتبال اميد ايران در حالي مهياي حضور در بازيهاي آسيايي ناگويا ژاپن ميشود كه اميدها براي قهرماني در اين بازيها و سپس شكستن طلسم صعود به المپيك مدتي زنده است. با وجود چالشهاي هميشگي در تعامل با باشگاهها و نوسانات در آمادهسازي فني اين تورنمنت فرصتي حياتي براي ظهور نسل جديدي از استعدادهاي فوتبال ايران محسوب ميشود. در همين راستا براي واكاوي شرايط تيم، بررسي نقاط ضعف و قوت تاكتيكي و همچنين تحليل موانع ساختاري پيش روي مليپوشان، سراغ فرزاد آشوبي رفتيم، پيشكسوت فوتبال كه با تكيه بر تجربه حضور در سطوح پايه و دانش فني خود نگاهي دقيق و كارشناسي به وضعيت كنوني تيم اميد دارد.
ارزيابي شما از فهرست نهايي بازيكنان دعوت شده به اردوي تيم اميد چيست؟
بايد صبر كرد ديد خروجي آن چيست، البته كه بازيكنان خوبي دعوت شدهاند هر چند بازيكنان خوبي ديگري هم هستند كه بنا بر صلاحديد كادرفني و نظر آنها نامشان در ليست قرار نگرفتند. خروجي چه خواهد بود نيازمند صبر و گذر زمان هست تا ببينيم چه عملكردي و چه نتايجي ميگيرند.
توازن بين سه خطوط برقرار است؟
در ليستي كه من ديدم، فكر ميكنم ميشد در منطقه دفاع كنار نفرات بيشتري را دعوت كرد، اما مبحثي است كه وجود دارد. احتمالا بازيكنان دو يا چند پستهاي داريم كه ميتوانند در صورت نياز به عنوان مدافعان كناري هم بازي كنند. احتمالا دليل اصلي اين موضوع بوده است.
به نظرتان در نهايت بين اين افراد ميتوانند به بدنه اصلي تيم ملي بزرگسالان برسند؟
در شرايط نرمال كه بايد همين اتفاق رقم بخورد. فوتبال بايد بستري را فراهم كند كه بازيكنان جوانتر مجال و فرصت براي درخشش در سطوح بالاتر ملي را به دست بياورند. نميخواهم نگرش منفي داشته باشم، چون فارغ از كيفيت فني و مبحث مربيانمان معتقدم پارامترهاي موفقيت را رعايت نميكنيم و به سمتشان نميرويم. تيم ما ۳، ۴ مانده به شروع بازيهاي آسيايي تازه سرمربياش مشخص ميشود و بايد آماده مسابقات شود. اين مدل برنامهريزي در گروههاي سني جوابگو نخواهد بود. نميتوانيم با اين مدل برنامهريزي خيلي كوتاهمدت طي مسيري موفق داشته باشيم. حتما بايد نگرش خود را تغيير بدهيم بايد به سمت برنامهريزيهاي ميانمدت و بلندمدت برويم براي رسيدن به موفقيت. در ردههاي مختلف، فرقي هم ندارد، اما بايد نگرشمان را تغيير دهيم! هميشه گروه خوبي از بازيكنان را داشتيم و غالبا مربيان و گروه فني خوبي داشتيم، اما در نهايت رسيدن به المپيك از نيم قرن گذشته و موفقيتمان در بازيهاي آسيايي بيش از دو دهه. همه اينها نشان ميدهد كه به اندازه كافي دقيق و ريزبين نبوديم نسبت به مسائل و شرايطي كه ما را به موفقيت برساند دستكم در تيمهاي پايه.
در حال حاضر سطح تعامل بين تيم ملي اميد و باشگاهها چطور است؟
اگر منظورتان اين است كه تيمها بازيكن نميدهند با توجه به اينكه مسابقات ناگويا جزو فيفادي نيست طبيعتا تيمها بازيكنان تاثيرگذار خود را يا در اختيار تيم ملي قرار نميدهند يا به سختي اين كار را خواهند كرد. اما مبحث اين است كه حتي بر فرض اينكه اين اتفاق رخ دهد هم ما بايد به شكلي جلو برويم كه همزمان دو تيم باكيفيت خيلي خوب حالا با شرايط سني متفاوت داشته باشيم تا به راحتي بتوانيم بازيكنان را جايگزين كنيم. به صرف اينكه حضور در مسابقات و يك نتيجه كاملا احتمالي نبايد باعث شود فضاي تقابلي شكل بگيرد. باشگاهها حق دارند به ويژه طبق قوانين، اصلا ما ميتوانستيم بازيهاي آسيايي را به شكل ديگري نگاه كنيم! به شكل يك تورنمنت آمادهسازي نگاه كنيم كه متر و معيار ما هم براي داشتن يك تيم و انتخاب بازيكنان كاملا متفاوت ميشد. نگاهي كه شايد امروز را از دست ميداد، اما قطعا فردا و فرداها را ميساخت.
در بازيهاي آسيايي اولويت تيم ملي چه ميتواند باشد؟ كسب مدال موفقيت است يا بايد دنبال اهداف ديگري بود؟
اين مدل كه سمت آن حركت ميكنند دقيقا هدف كسب مدال ميتواند توجيهكننده اين مسير باشد يعني با نگاه موفقيت امروز وارد مسابقات ميشويم و نميشود هم ايراد خاصي به آن وارد كرد. ديدگاهي است كاملا قابل احترام به خصوص در فوتبال كه همه چي در آن كوتاهمدت در نظر گرفته ميشود، اما عرض من اين است كه اين دست از مسابقات را تورنمنت آمادهسازي در نظر بگيريم به منظور كسب تجربه براي آينده. اين اتفاق را در بازيهاي آسيايي هم خواهيم ديد كه بخشي از تيمهاي آسيايي بازيكناني با سنين پايين در بازيها شركت ميكنند. ما اين تورنمنتها را جدي ميگيريم صرفا براي كسب نتيجه اما آنها اينطور نيستند و براي كسب تجربه وارد ميشوند براي نتيجهگيري و صعود در رقابتهاي جهاني با همين شاكله امروز در فردا نتايجي ميگيرند كه براي ما فقط افسوس و اندوه باقي ميگذارد.
بزرگترين مانع طلسم شكست نشدني رسيدن ما به المپيك چيست؟
برنامهريزي. برنامهريزي از سطوح بالا صورت ميگيرد يعني نقشه راه كه ميخواهيم به كجا برسيم و با چه مكانيزمي. تا زماني كه نتيجه محوري حاكم باشد ما روزهاي ناراحتكنندهتر از شرايط فعلي را هم تجربه ميكنيم. بايد نتيجه محوري را در فوتبال پايه براي چندين سال رها كنيم و به جاي آن در مبحث ساخته شدن آن هم با استانداردهاي فوتبال امروز برنامهريزي كنيم.