326 روز ازآغاز بهكار مشاورين جوان شوراي اطلاعرساني دولت گذشت
يكسال با نسل z
ماني جهانپور
326 روز پيش، عصر يكشنبهاي پاييزي كه قرار بود صرفا يك جلسه همانديشي متداول با يكي از اعضاي هيات دولت باشد، تبديل به آغاز مسيري شد كه ثابت كرد نسل z نه فقط مخاطب سياستگذاري كه خالق و شريك آن است.
دقيقا 326 روز پيش، شنبه ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۴، حوالي ساعت 45: 16، نشست آقاي الياس حضرتي، رييس شوراي اطلاعرساني دولت، با ۱۵ جوان و نوجوان نسلزدي آغاز شد. از نقد ضعف روابطعموميها و نبود شفافيت در عملكرد دستگاهها گرفته تا ضرورت توسعه مشاركت نسلي در فعاليتهاي دولت، افزايش حضور جوانان در احزاب، ريبرند هويت رسانهاي دولت، برگزاري نشستهاي عموميتر و ارتباط مستقيمتر با جامعه، حضور فعال جوانان در تصميمسازيها، توجه به مختصات و دغدغههاي نسل زد در سياستگذاري رسانه و تبليغات و نيز رسيدگي به وضعيت دانشجويان آسيبديده از حوادث ۱۴۰۱؛ نزديك به دو ساعت درباره اين موضوعات و چند مساله ديگر گفتوگو شد. در پايان جلسه، باتوجه به گستردگي مباحث، آقاي حضرتي پيشنهاد داد براساس اختيار قانوني شوراي اطلاعرساني در تشكيل كارگروهها و روندهاي مشورتي، بستري براي رصد، بررسي و گزارش مستمر اين مسائل و موضوعات گستردهتر و نيز توسعه مشاركت جوانان و نوجوانان نسلزدي در فرآيندهاي رسانهاي و اطلاعرساني دولت تشكيل دهيم؛ آغازش از همين جمع حاضر در جلسه باشد و نامش را بگذاريم «شوراي مشاوران نسل زد». قرار شد جلسات را هر هفته منظم برگزار كنيم، پس نخستين صورتجلسه ما شكل گرفت؛ برگزاري جلسات بهطور منظم هفتگي و توسعه اعضا براي بهبود كارايي و همافزايي بيشتر شورا مصوب شد.
در جلسات دوم، سوم و چهارم، به دنبال شناخت روشها و سازوكارهاي مناسب براي توسعه مشاركت همنسليهايمان و منظم كردن فعاليتها بوديم. با طرح مساله و راهنماييها، به اين نتيجه رسيديم كه ساختاري با كميتههاي موضوعمحور طراحي كنيم؛ از يكسو از طريق اين كميتهها با همنسليهاي فعال در آن حوزهها ارتباط بگيريم و از سوي ديگر، پيوندي با دستگاههاي اجرايي مرتبط برقرار كنيم. شايد اين سه جلسه مهمترين جلسات ما بودند، چون بيشتر زيرساختها و محورهاي اصلي فعاليتهايمان از همينجا شكل گرفت. در همان جلسات، تعداد اعضا را از ۱۵ به ۳۰ افزايش داديم و روساي كميتهها نيز مشخص شدند. در جلسه دوم، بحث مطالبات دانشآموزان درباره مثبت شدن معدل يازدهم در آزمون سراسري مطرح شد كه بلافاصله كميته ويژهاي تشكيل داديم و گزارشي استحضاري تنظيم و ارسال كرديم (اين مطالبه به نتيجه رسيد!) همچنين با پيشنهاد آقاي حضرتي، مقرر شد صفحهاي با عنوان «نسل زد» در روزنامه راهاندازي كنيم (كه امروز در سيوسومين شمارهاش اين يادداشت را مينويسم) و بهتدريج بچهها را به نوشتن مقاله و يادداشت روزنامهاي تشويق كنيم. در مسير جستوجو براي يافتن راهي مناسب براي عضوگيري و توسعه اعضاي شورا، به اين جمعبندي رسيديم كه يك فراخوان عمومي رسانهاي شايد بهترين گزينه باشد تا ضمن حفظ تنوع افكار، عقايد، شهرها و رشتهها، اعضاي جديد جذب كنيم. پس فراخوان «همراه شو!» را در روزنامه، توييتر، اينستاگرام و هر جايي كه دستمان رسيد، منتشر كرديم؛ فراخواني كه امروز بيش از ۷۰۰ نفر در آن ثبتنام كردهاند.
جلسات بعدي، آرامآرام همه فهميديم ساختار فرآيندها و كارها چگونه است. جلسات مشترك با وزارتخانهها و دستگاههاي اجرايي آغاز شد، به اصفهان سفر كرديم تا نخستين شوراي مشاوران نسل زد استاني را فعال كنيم كه با روي گشاده و همراهي استاندار اصفهان مواجه شديم، كمكم طرحها و گزارشها بهطور منظم ازسوي كميتهها تنظيم و ارسال شد و شورا روي مدار كاري خود افتاد. ديگر وقتش رسيده بود كه اين شورا را از درهاي نهاد رياستجمهوري كمي بيرون ببريم؛ يك جلسه را در هلالاحمر و يك جلسه را در كافهاي وسط شهر برگزار كرديم. واقعا جديد بود! به نظرم با سرعت خوبي پيش ميرفتيم و تقريبا فرآيندهاي كاريمان مشخص و فعال شده بود، اما چنانكه شاعر گفته، ولي افتاد مشكلها. از قضاي روزگار، زمان اوج فعاليتهاي شورا، يكي از سختترين دوران تاريخ معاصر ايران بود. سهماهه اول فعاليتها و تثبيت فرآيندها در پاييز ۱۴۰۴ سپري شد و نقطه اوج فعاليتهايمان، دقيقا در زمستان ۱۴۰۵ با دو حادثه تاريخي و بزرگ همزمان شد. توضيحي نياز نيست؛ همه ميدانيم. غم، خشم، نگراني، سوگواري و شوك؛ طبيعي بود كه همه ما را فرا گرفت.
با اين حال، تصميم گرفتيم جور ديگري رفتار كنيم و كم نياوريم. هركس بهفراخور مهارت و رشتهاي كه بلد بود، كاري انجام داد؛ از مشاركت در فعاليتهاي هلالاحمر و فراخوانهاي پزشك داوطلب، تنظيم و مكاتبه طومارها و نامههاي مختلف به سازمانهاي بينالمللي، راهاندازي پويشهاي مجازي و رسانهاي و حتي كارهاي شايد به ظاهر بسيار خرد و ناچيز كه البته بيتاثير نبود. در زمان جنگ، صفحه «نسل z» روزنامه را همچنان چاپ ميكرديم. اما يكي از كارهاي بزرگ شورا كه به دل همه ما نشست، نامه به سازمان ملل متحد بود؛ ايدهاي كه يك بعدازظهر در جمعي به ذهنمان رسيد، چند روز به دنبال دادههاي دقيق و قابل استناد گشتيم، نيمهشبي متن فارسي و انگليسياش را تنظيم كرديم و چند هفتهاي به جمعآوري امضا براي طومارش پرداختيم. درنهايت، در دو گام، تبديل شد به نامه چندين هزار نسلزدي ايراني به سازمان ملل متحد و پاسخ هم گرفتيم. بعد از برقراري آتشبس در فروردينماه ۱۴۰۵، دوباره تلاش كرديم فعاليتهاي حضوري را از سر بگيريم. آرامآرام جلسات كميتهها را از نو راه انداختيم و جلسه حضوري شورا را برگزار كرديم. امروز، در ششمين ماه سال، ميتوانيم بگوييم دوباره داريم به ثبات فرآيندهايمان در آذرماه سال قبل بازميگرديم. حالا، بعد از اين مرور خاطرهها، بياييم از اقدامات برجسته شورا در اين يك سال اخير صحبت كنيم.
در جلسات اوليه شورا، آقاي حضرتي بر ضرورت طراحي كميتههاي تخصصي براي پيشبرد اهداف تاكيد كردند، از اين رو، كنار هم نشستيم و درباره موضوعات، تركيبها و اولويتبندي اين كميتهها به بحث و تبادلنظر پرداختيم و درنهايت به ۱۵ كميته موضوعمحور تخصصي رسيديم. براي تدوين ساختار و شرح وظايف اين كميتهها، از استادان و صاحبنظران مختلفي راهنمايي گرفتيم و پس از دو جلسه بررسي و رايگيري، چارچوب نهايي تصويب شد. كميتههاي ما از آذر ماه فعاليت عملي خود را آغاز كردند و با تركيبي از جوانان و نوجوانان داوطلب در فراخوان «همراه شو» و نيز كنشگراني كه از آنها دعوت به همكاري شد، كارشان را پيش بردند؛ استقبال چندصدنفره از فراخوان اوليه، نشان داد كه ظرفيت مشاركت بسيار فراتر از تصور اوليه ماست و اين خود، انگيزهاي مضاعف براي توسعه فعاليتها ايجاد كرد. اين كميتهها موظف شدند كه بهطور منظم حوزههاي مرتبط با خود را رصد كرده و گزارشهاي تحليلي ارايه دهند، در مواقع ضروري، نكات را براي واكنش سريع و اقدام فوري دستگاههاي اجرايي مطرح كنند و طرحها و ايدههاي خود را براي تنظيم پيوستهاي رسانهاي، اطلاعرساني و اجتماعي برنامههاي مختلف دولت و وزارتخانهها پيشنهاد دهند يا خودشان نسبت به تدوين و ارايه آنها اقدام كنند. همچنين بنا گذاشته شد كه هر كميته با دستگاه اجرايي يا وزارتخانه مرتبط با حوزه تخصصي خود، ارتباط مستقيم برقرار كند تا بتواند نكات، ايدهها و گزارشهاي مرتبط با تعامل بهتر نسل زد با آن دستگاه را منتقل كند و ديدگاههاي اين نسل را در آن حوزه خاص با مديران مربوطه در ميان بگذارد. طبيعي بود كه در ابتداي راه، بسياري از دستگاهها عادت نداشتند يك گروه از نوجوانان و جوانان برايشان گزارش بفرستند يا پيشنهاد بدهند و اين ارتباطات با چالشهايي همراه بود، اما بهمرور و با اثبات جديت و كارآمدي اين كميتهها، نگاه مديران دولتي تغيير كرد و اكنون بسياري از آنها خودشان از مشاركت اين جوانان در فرآيندها استقبال ميكنند. امروز ۱۵ كميته ما همچنان برقرار و فعال هستند و با وجود تفاوت در ميزان فعاليتشان (كه امري طبيعي است) به همنسليهاي خود و نيز دولت چهاردهم در فرآيندهاي گوناگون ياري ميرسانند. تا امروز، مجموعا نزديك به ۳۰ جلسه حضوري با مشاركت بيش از ۲۰۰ نفر از اعضا برگزار شده است و حاصل بيش از ۷۵ ساعت نشست تخصصي، تدوين مجموعهاي از گزارشهاي مديريتي درباره نكات، نظرات، دغدغهها و مسائل مهم روز از نگاه كميتهها بوده كه دراختيار شوراي اطلاعرساني دولت، وزارتخانهها و دستگاههاي اجرايي قرار گرفته است.
از همان آغاز شورا، بحث استانها براي ما بسيار مهم بود؛ كمتر از يكپنجم جمعيت كشور به پايتخت دسترسي دايمي دارند و كمتراز يك درصد از وسعت ايران را شامل ميشود، پس بايد فرآيندي تدبير ميشد تا 80درصد جمعيت ديگر كشور هم مشاركت داشته باشند و بتوانند اثرگذار باشند. براي همين، شيوهنامه استانهايمان را تنظيم كرديم و استان اصفهان را پايلوت اجرا گذاشتيم؛ سفري به اصفهان داشتيم و با دكتر جمالينژاد، استاندار اصفهان، ملاقات كرديم كه با روي گشاده پذيرفتند و طبق شيوهنامه، شوراي استان اصفهان را تشكيل داديم و همين هفته نخستين شوراي نسل زد شهرستاني ما نيز در شهرستان نطنز كار خودش را شروع ميكند. آنچه در اين سفرها براي ما روشن شد، تفاوت دغدغههاي بچههاي استانهاي مختلف با يكديگر بود؛ تفاوتي كه دقيقا نشان ميداد چرا بايد به استانها برويم و چرا تمركز صرف بر پايتخت، پاسخگوي نيازهاي متنوع نسل زد در سراسر كشور نيست. حالا، پس از گذشت نزديك به يك سال و عليرغم حوادث متعدد داخلي و جنگ با دشمن خارجي، نزديك به ۴ استان را فعال كردهايم كه جديدترينشان استان البرز بوده است و با كمك خدا اميدواريم تا پايان پاييز حداقل نصف استانهاي كشور را فعال كرده باشيم؛ البته كه همراهي بيشتر استانداريها را هم نياز داريم و بايد صاف گفت كه بعضي استانداران استقبال گرمي داشتند و بعضي ديگر هنوز درگير دغدغههاي خاص خودشان بودند، اما طبيعي است كه هر تغيير و نوآورياي زمان ميبرد تا جا بيفتد و ما نيز مصمم هستيم كه اين مسير را ادامه دهيم.
در حوزه ارتباط با دستگاههاي اجرايي نيز تا امروز با بيش از ۱۵ دستگاه اعم از وزارتخانهها، معاونتهاي رياستجمهوري و سازمانهاي مختلف ارتباط برقرار كرده و همكاري داشتهايم و همچنان، پيرو دستور رييسجمهور، به دنبال توسعه همكاريها براي تقويت نقشآفريني شورا در حل مسائل و مشكلات كشور هستيم. در ذيل كميتههاي تخصصي، بيش از ۴۱ كارگروه موضوعمحور دايمي يا موقتي تشكيل دادهايم كه وظيفه هر يك از آنها، باتوجه به موضوع مهم روز يا محورهاي دايمي و كلان، رصد مستمر، گزارشدهي منظم و بررسي عميق مسائل مرتبط است. از دل اين كارگروهها، تاكنون بيش از ۵۴ گزارش و پيشنهاد اجرايي يا سياستي به ۱۳ وزارتخانه مختلف ارايه شده است كه در صدر آنها از نظر تعداد و نيز ميزان رسيدگي و پيگيري، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري قرار دارد؛ همچنين ۲۴ طرح اجرايي تدوين و به ۷ وزارتخانه مرتبط ارايه گرديده كه نشاندهنده عمق و گستره فعاليتهاي فرابخشي شورا در عرصههاي مختلف كشور است. در حوزه ارتباط با نهادهاي غيردولتي نيز، امروز با حداقل 17 موسسه غيردولتي ملي و بيش از300 انجمن علمي-دانشجويي در سراسر كشور در ارتباط هستيم كه با حداقل نيمي از آنها تعامل مستمر و همكاري فعال داريم؛ اين انجمنها از تنوع رشتهاي بسيار قابلتوجهي برخوردارند و در مجموعههاي مرتبط با وزارت علوم، وزارت بهداشت و دانشگاه آزاد اسلامي، از هر سه نوع دانشگاه (دولتي، علوم پزشكي و آزاد) عضو دارند. همچنين در رويدادهاي مختلفي ازجمله اكسپوها، نمايشگاهها، جشنوارهها و سوگوارههاي گوناگون نيز مشاركت و همكاري داشتهايم. امروز اما با نگاه به اين 326 روز فعاليت، در حال بازنگري هستيم. پس از برگزاري يك رايگيري داخلي، با راي خود اعضاي كميتهها، نفراتي براي كارگروه بازنگري شورا جمع شدند و تاكنون دو جلسه را نيز برگزار كردهايم تا بتوانيم با چابكسازي فرآيندها، اصلاح مشكلات و گرههاي قبلي و تنظيم سازوكارهاي ارزيابي عملكرد و فرآينديتر شدن كارها، نقشآفريني بيشتري داشته باشيم و خروجي بيشتري از فعاليتهايمان به دست آوريم. 326 روز پيش، عصر يكشنبهاي پاييزي كه قرار بود صرفا يك جلسه همانديشي متداول با يكي از اعضاي هيات دولت باشد، تبديل به آغاز مسيري شد كه ثابت كرد نسل z نه فقط مخاطب سياستگذاري كه خالق و شريك آن است. از دلِ نقدها، جنگ و سوگ، يك ساختار متولد شد و امروز كه به سالگرد اين شورا نزديك ميشويم، ديگر نه فقط يك صفحه در روزنامه، نه فقط يك فراخوان عضويت و نه حتي يك شبكه كميتهاي، بلكه يك مجموعه زنده و پويا از چندينصد نوجوان و جوان نسلزدي در تقريبا تمام استانهاي كشور و از دل دانشگاههاي گوناگون شكل گرفته است. آنچه در اين 326 روز به اثبات رسيد، اين بود كه حتي در سختترين برهههاي تاريخ معاصر ايران، اگر جوانان پاي كار باشند، ميتوان از دل بحران، سازوكارهاي اثرگذار ساخت؛ شورايي كه در شرايطي فعاليت كرد كه كشور درگير جنگ و بحران بود، اما با اتكا به طراحي مجموعه كميتهها، گسترش استاني و ارتباط و همراهي ۱۵ دستگاه اجرايي، نشان داد كه ميتوان صداي مطالبات نسل زد را به ورودي كاربردي براي سياستگذاري تبديل كرد. موفقيت در پيگيري مطالبه دانشآموزان درباره تاثير ثبت معدل يازدهم در آزمون سراسري، دريافت پاسخنامه و طومار هزاران نسلزدي ايراني از سازمان ملل متحد، حل مساله گواهينامه موتورسيكلت بانوان، مشاركت در حل مساله طرح جديد تغذيه دانشگاهها و چندين ده مساله ديگر، همگي گواه اين ادعا هستند كه اين شورا توانسته است در عرصههاي مختلف، از آموزش و سلامت تا سياستگذاري و حقوق شهروندي، اثرگذاري ملموسي داشته باشد، اما ادامه اين مسير، نه فقط منوط به فعاليت جوانان و نوجوانان نسلزدي است كه تا امروز در سختترين شرايط نيز پاي كار بودهاند و خواهند ماند، بلكه به همراهي و همكاري مديران ارشد دولت نيز وابسته است كه برخي از آنها هنوز درگير دغدغههاي خاص خودشان هستند و كمتر به ظرفيتهاي اين نسل توجه كردهاند. راهگشايي براي نسل جوان، نه از طريق مناصبِ آسانسوري و باد كردنِ غلطِ آنها، بلكه از طريق طراحي و اجراي فرآيندهاي كارآموزي و كارورزي هدفمند ازجمله سازوكارهايي مشابه شوراي مشاوران نسل زد امكانپذير است؛ فرآيندهايي كه در آنها جوان در دل كار واقعي ياد ميگيرد، كار به او سپرده ميشود و مشاركت او در تصميمسازيها و حل مسائل، نه يك اقدام نمادين كه يك اصل ساختاري و پايدار ميگردد. تدبير و تدارك سياستها، راه و روشهايي براي بيشتر پيوستن بچههاي نسل زد جوان و نوجوان براي محكمتر كردن ريشهها، زندگي و كار كردن همه باهم در ايران
و براي ايران.
دبير شوراي مشاوران نسل z