• 1405 چهارشنبه 11 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6407 -
  • 1405 چهارشنبه 11 شهريور

شانگهای دیپلماسی عبور از انزوا

بهمن اکبری

سفر رییس‌جمهور پزشکیان به اجلاس سازمان همکاری شانگهای را نباید صرفا در شمار سفرهای خارجی و دیدارهای دیپلماتیک دولت قرار داد. اهمیت این سفر در معنایی فراتر از تشریفات دیپلماتیک نهفته است: ایران در یکی از مهم‌ترین کانون‌های شکل‌گیری نظم نوین آسیایی حضور یافته و همزمان با مجموعه‌ای از قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای وارد گفت‌وگو شده است. دیدارهای رئیس‌جمهور ایران با رهبران هند، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان و دیگر کشورها، در شرایطی انجام می‌شود که سیاست فشار و تحریم آمریکا طی سال‌های گذشته بر این فرض استوار بوده است که افزایش هزینه تعامل با ایران، به تدریج تهران را از شبکه‌های مؤثر منطقه‌ای و بین‌المللی دور خواهد کرد. اما واقعیت پیچیده‌تر است. ایران همچنان با محدودیت‌های سنگین مالی، بانکی، فناورانه و سرمایه‌گذاری مواجه است؛ اما در عین حال، از معادلات آسیایی حذف نشده و توانسته است در نهادهایی همچون سازمان همکاری شانگهای و بریکس جایگاه خود را تثبیت کند و با طیف متنوعی از قدرت‌های آسیایی روابط خود را حفظ یا توسعه بدهد. از این منظر، شاید دقیق‌ترین توصیف این باشد که سیاست انزوای ایران در حوزه دیپلماتیک با محدودیت مواجه شده، اما انزوای مالی و فناورانه همچنان پابرجاست.  این تمایز، کلید فهم دستاوردهای سفر شانگهای است. نباید حضور ایران در یک اجلاس چندجانبه را به معنای پایان سیاست انزوا تعبیر کرد. تحریم‌های آمریکا همچنان هزینه مبادلات مالی، انتقال فناوری، جذب سرمایه خارجی و حضور شرکت‌های بزرگ بین‌المللی در ایران را افزایش داده‌اند. بسیاری از کشورهای آسیایی حاضرند با تهران گفت‌وگو کنند، قرارداد امضا کنند و روابط سیاسی خود را حفظ کنند؛ اما این الزاما به معنای آمادگی بانک‌ها و شرکت‌های بزرگ آنها برای پذیرش ریسک تحریم‌های ثانویه آمریکا نیست. از این ‌رو، دو واقعیت همزمان وجود دارد: ایران از انزوای دیپلماتیک کامل خارج شده، اما هنوز از انزوای مالی و فناورانه عبور نکرده است. این همان نقطه‌ای است که ارزش سفر شانگهای را از یک «موفقیت نمادین» به یک «فرصت راهبردی» تبدیل می‌کند؛ فرصتی که اگر به ساز و کارهای اقتصادی و اجرایی منتهی نشود.

 اثر آن در همان سطح دیپلماتیک باقی خواهد ماند. پزشکیان و آزمون دیپلماسی چندجانبه: دیدار رییس‌جمهور ایران با رهبران هند، پاکستان، تاجیکستان، قرقیزستان، جمهوری آذربایجان، روسیه و دیگر کشورهای حاضر در اجلاس، از یک منظر مهم نشان‌دهنده ظرفیت ایران برای حفظ کانال‌های ارتباطی متنوع در محیط آسیایی است. اما این روابط را نباید به‌ سادگی «رقابت قدرت‌ها برای جذب ایران» تعبیر کرد. واقعیت آن است که بسیاری از قدرت‌های آسیایی در قبال ایران، سیاست تعامل گزینشی را دنبال می‌کنند: در حوزه‌هایی که منافع مشخص و هزینه تحریمی قابل مدیریت هست، همکاری می‌کنند؛ اما در حوزه‌هایی که احتمال برخورد مستقیم با سیاست آمریکا وجود دارد، محتاطانه عمل می‌کنند. چین، هند، روسیه، پاکستان و حتی برخی همسایگان ایران، هر یک محاسبات مستقل خود را دارند. آنان نه الزاما خواهان حذف ایران از معادلات منطقه‌ای هستند و نه لزوما آماده‌اند ایران را به شریک راهبردی تمام‌عیار تبدیل کنند. بنابراین، واقعیت مطلوب برای تهران نه «رقابت قدرت‌ها بر سر ایران» بلکه افزایش قدرت چانه‌زنی ایران در میان قدرت‌های رقیب است. این تفاوت، کوچک نیست؛ بلکه اساس یک سیاست خارجی واقع‌گرایانه است.
هند و پاکستان؛ فرصت در میان رقابت:- دیدار با رهبران هند و پاکستان از مهم‌ترین ابعاد این سفر است؛ اما همین عرصه، نمونه‌ای روشن از ضرورت دیپلماسی متوازن ایران به شمار می‌رود. هند برای ایران تنها یک شریک اقتصادی نیست؛ این کشور می‌تواند دروازه‌ای برای اتصال ایران به بازارهای جنوب و شرق آسیا باشد. بندر چابهار و کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب در این میان جایگاهی راهبردی دارند. پاکستان نیز به دلیل همسایگی، جمعیت، موقعیت ژئوپلیتیکی و جایگاهش در معادلات آسیای جنوبی، برای ایران اهمیت ویژه دارد. اما هند و پاکستان رقیب یکدیگرند. چابهار و گوادر نیز صرفا دو پروژه اقتصادی بی‌ارتباط با یکدیگر نیستند؛ هر دو در منظومه بزرگ‌تر رقابت بر سر مسیرهای دسترسی به آسیای مرکزی و اقیانوس هند معنا پیدا می‌کنند. از این ‌رو، هنر دیپلماسی تهران آن است که با هند رابطه‌ای عمیق‌تر و با پاکستان رابطه‌ای پایدارتر ایجاد کند، بدون آنکه روابط با یکی به هزینه دیگری تمام شود. این همان معنای واقعی چندجانبه‌گرایی است: نه انتخاب یک شریک در برابر شریک دیگر، بلکه مدیریت همزمان منافع متعارض.
آسیای مرکزی؛ میدان مهم قدرت‌یابی ایران- آسیای مرکزی امروز عرصه حضور همزمان روسیه، چین، ترکیه، اتحادیه اروپا و آمریکا است. کشورهای منطقه نیز بیش از آنکه بخواهند در مدار یک قدرت قرار بگیرند، سیاست چندبرداری را برای افزایش قدرت چانه‌زنی و حفظ استقلال راهبردی خود دنبال می‌کنند.
ایران در این میان از یک مزیت کم‌نظیر برخوردار است: جغرافیا.- ایران می‌تواند آسیای مرکزی را به خلیج‌فارس و اقیانوس هند متصل کند؛ اما این مزیت جغرافیایی تا زمانی که به زیرساخت، سرمایه‌گذاری، شبکه ریلی، خدمات بندری، انرژی، بیمه و نظام پرداخت تبدیل نشود، صرفا یک امتیاز بالقوه است. بنابراین، حضور در شانگهای زمانی برای ایران ارزش راهبردی خواهد داشت که تهران بتواند این جغرافیا را به شبکه اقتصادی و ترانزیتی تبدیل کند.
حلقه مفقوده؛ اقتصاد سیاسی داخلی-  شاید مهم‌ترین نکته‌ای که در ارزیابی سفرهای دیپلماتیک کمتر دیده می‌شود، این باشد که بخش مهمی از مساله سیاست خارجی ایران در داخل کشور تعیین می‌شود. دیپلماسی می‌تواند دروازه‌ها را باز کند؛ اما نمی‌تواند به‌ جای نظام بانکی، بخش خصوصی، گمرک، دستگاه مالی و ساختار حکمرانی اقتصادی عمل کند. اگر قرار است شانگهای به تجارت منجر شود، ایران به نظام بانکی کارآمد نیاز دارد. اگر قرار است سرمایه جذب شود، امنیت حقوقی و شفافیت اقتصادی ضروری است. اگر قرار است کریدور شمال ـ جنوب فعال شود، زیرساخت، بیمه، تعرفه و لجستیک باید اصلاح شوند. اگر قرار است چابهار به دروازه آسیای مرکزی تبدیل شود، باید محیط سرمایه‌گذاری و مقررات تجاری آن رقابت‌پذیر باشد.
به بیان صریح‌تر: بحران دیپلماسی اقتصادی ایران فقط در خارج از کشور نیست؛ بخشی از آن در کیفیت حکمرانی اقتصادی داخل کشور ریشه دارد. از این ‌رو، شانگهای نمی‌تواند جایگزین اصلاحات اقتصادی شود؛ بلکه می‌تواند پاداش اصلاحات اقتصادی باشد. یکی از خطرهای مهم پس از عضویت ایران در شانگهای و بریکس، شکل‌گیری این تصور است که شرق می‌تواند جایگزین غرب شود. این نگاه، در واقع نسخه معکوس همان خطای راهبردی است.
سیاست خارجی مطلوب ایران نه غرب‌گرایی است و نه شرق‌گرایی؛ بلکه چندجانبه‌گرایی مؤثر و متوازن است.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون