داستان جنبش حذف سدها در جهان
رودخانههايي كه دوباره راه افتادند
نورا بيگ
سالها طول كشيد تا انسان ياد بگيرد آب را مهار كند. رودخانه را بست، مسيرش را تغيير داد، پشت ديوارهاي بتني نگه داشت و براي هر مترمكعبش حساب و كتاب نوشت؛ چند مگاوات برق، چند هكتار زمين كشاورزي، چند ميليون مترمكعب آب؛ حالا اما در بخشي از جهان، اتفاق ديگري در حال رخ دادن است كه در اين گزارش بخشي از آن را مرور ميكنيم. كشورهايي كه دههها و گاهي بيشتر از يك قرن رودخانههايشان را با سد و بند و آبگذر مهار كردهاند، براي برداشتن بعضي از همين سازهها هزينه ميكنند و ديوارهايي كه زماني نماد توسعه و پيشرفت بودند، در برخي نقاط ديگر نه يك سرمايه كه مانعي در مسير رودخانه محسوب ميشوند.
طبق گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان «حذف سدهاي اروپا» دستكم ۶۰۳ مانع رودخانهاي يا همان سد در اين سال از ميان برداشته شده و بيش از ۳ هزار و ۷۴۰ كيلومتر از رودخانهها دوباره به مسيرهاي آزاد متصل شدهاند. اين پنجمين سال پياپي بود كه ركورد حذف موانع رودخانهاي در اروپا شكسته شد و تعداد حذفها نسبت به ركورد سال قبل، ۱۱ درصد افزايش داشت. اين اعداد نشان ميدهد كه درباره اين سازه عظيم كه روزي براي كنترل رودخانه ساخته شده با تغيير نگاه روبهرو هستيم. بخش قابل توجهي از سازههايي كه در اروپا حذف ميشوند، سدهاي بزرگ نيستند؛ بندهاي كوچك، آبگذرها، دريچهها و موانعي هستند كه سالها پيش ساخته شدهاند و در بسياري از موارد ديگر كاربرد اقتصادي اوليه خود را ندارند.
بر اساس گزارش شبكه اروپايي حذف سدها و موانع رودخانهاي، بيش از يك ميليون و 200 هزار مانع در مسير رودخانههاي اروپا وجود دارد و بيش از ۱۵۰ هزار مورد از آنها در حال حاضر بدون استفاده يا فاقد كاركرد ضروري ارزيابي شدهاند.
در گزارشي كه روزنامه گاردين در مه ۲۰۲۶ درباره ركورد جديد حذف موانع رودخانهاي در اروپا منتشر كرده تعداد اين حذفها از نخستين شمارش رسمي در سال ۲۰۲۰ تا همين حالا حدود شش برابر شده است. سوئد با حذف دستكم ۱۷۳ مانع در سال ۲۰۲۵ در صدر قرار گرفته و پس از آن فنلاند با ۱۴۳ و اسپانيا با ۱۰۹ مورد در ردههاي بعدي قرار دارند.
رودخانه يك سيستم زنده است؛ آب را حركت ميدهد، رسوب جابهجا ميكند، مواد مغذي را منتقل ميكند، زيستگاه ميسازد و مسير حركت گونهها را فراهم ميكند و زماني كه يك سد يا بند در مسير آن قرار ميگيرد، زنجيره طبيعي تغيير ميكند و از ماهيت اصلي خود دور ميماند. آژانس محيطزيست اروپا در گزارش «رديابي موانع و تاثير آنها بر اكوسيستمهاي رودخانهاي اروپا» مينويسد كه سدها و ديگر موانع، جريان طبيعي رودخانه را تغيير ميدهند، مسير مهاجرت ماهيها و ديگر گونههاي آبزي را مسدود و انتقال رسوب را مختل ميكنند؛ مسالهاي كه ميتواند به تجمع رسوب در بالادست، كاهش شن و قلوهسنگ در پاييندست و تغيير زيستگاههاي آبزي منجر شود.
اين مساله زماني جديتر ميشود كه بدانيم بر اساس دادههاي اتحاديه اروپا، حدود ۴۲ درصد گونه ماهيان آب شيرين اروپا در معرض خطر انقراض قرار دارند. بر همين اساس طي ۵ سال گذشته اتحاديه اروپا اين تغيير نگاه را وارد سياست رسمي خود كرده است.
در «قانون احياي طبيعت» اروپا، تا سال۲۰۳۰ هدفگذاري شده است كه دستكم ۲۵ هزار كيلومتر از رودخانههاي اروپا به وضعيت جريان آزاد بازگردد كه در واقع حذف موانع يا همان سدها و آبندها، يكي از ابزارهاي اصلي براي رسيدن به اين هدف است.
اما رودخانههايي كه در چند قرن گذشته براي كشاورزي، صنعت، توليد برق، كنترل سيلاب و حملونقل تغيير داده شدهاند، چگونه بايد دوباره بخشي از كاركرد طبيعي خود را به دست بياورند؟ براي پاسخ به آن بايد، ابتدا اين سوال را پاسخ داد: اين سد هنوز چرا اينجاست؟ آيا حضور اين سد همچنان ضرورت دارد؟
اين تغيير سياستها تنها مختص به اروپا نيست و در امريكا هم يك تغيير بزرگ ايجاد شده است. مهمترين مثال آن به تخريب سدهايي برميگردد كه روي رودخانه كلمث، سومين رودخانه بزرگ توليدكننده سالمون در سواحل غربي ايالات متحده زده شده و حدود صد سال دسترسي ماهيها به حدود ۶۴۰ كيلومتر از زيستگاه حياتي رودخانه را متوقف كرده بود. چهار سد برقآبي روي رودخانه كلمث در مرز كاليفرنيا و اورگن قرار داشتند كه بين سالهاي ۱۹۱۸ تا ۱۹۶۲ ساخته شده بودند. طبق گزارش اداره ملي اقيانوسي و جوي امريكا حذف چهار سد رودخانه كلامث حدود ۴۰۰ مايل، معادل بيش از ۶۴۰ كيلومتر، از زيستگاه تاريخي سالمون را دوباره در دسترس اين ماهي قرار داد.
خبرگزاري آسوشيتدپرس سال ۲۰۲۴ در گزارشي از حذف اين چهار سد خبر داد و اين پروژه را بزرگترين پروژه حذف سد در تاريخ امريكا توصيف كرد. «قبايل پايان بزرگترين پروژه تخريب سد در تاريخ ايالات متحده را جشن ميگيرند» گزارش با چنين تيتري نوشته شده و در متن آن آمده بود: «قبايل محلي از طريق اعتراضات، شهادت در جلسات رسمي و پيگيريهاي قضايي، خسارتهاي زيستمحيطي ناشي از چهار سد بزرگ برقآبي را برجسته كردند؛ خسارتهايي كه بهويژه متوجه ماهي سالمون بود. سالمون براي قبايل اين منطقه اهميت فرهنگي و معنوي ويژهاي دارد. سدها مسير دسترسي سالمونها به زيستگاه تاريخيشان را مسدود كرده بودند و شرايط نامناسب كيفيت آب باعث مرگ اين ماهيها در شمار نگرانكنندهاي شده بود.» مارك برانسوم، مديرعامل «شركت احياي رودخانه كلمث» كه براي نظارت بر اجراي اين پروژه ايجاد شده، گفت: «اگر تلاش قبايل براي نشان دادن خسارتي كه اين سدها نهتنها به محيطزيست، بلكه به بافت اجتماعي و فرهنگي اين ملتهاي بومي وارد ميكرد وجود نداشت، حذف سدها اتفاق نميافتاد.» در اين گزارش به تلاشهاي مولي مايرز اشاره شده است كه عضو قبيله كاروك بود و مبارزه براي حذف سدها را حدود دو دهه ادامه داد. مايرز در سال ۲۰۰۴ زماني كه شش ماهه باردار بود، همراه گروهي از اعضاي قبيله براي اعتراض به جلسه سهامداران شركت مادر «پسيفيكورپ» به اسكاتلند رفت. تجربه كلامث در امريكا نشان ميدهد كه حضور جوامع محلي ميتواند در تغيير سرنوشت محيط طبيعي انسان تعيينكننده باشد. مردم سالها درباره اين رودخانه و سدهايش مطالبهگري كردند ولي مطالبه آنان زماني نتيجه داد كه از سوي سياستگذاران جدي گرفته شد. بنابراين اهميت جامعه محلي فقط در بلند بودن صدا و شنيده شدن آن نيست و حتما خواسته آنها بايد در مناسبات و تصميمات نهايي جايي از سوي دولتمردان پيدا كند.