• 1405 شنبه 18 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6414 -
  • 1405 پنج‌شنبه 19 شهريور

« اعتماد »در گفت‌وگو با رحمن قهرمانپور بررسي می‌کند

ديپلماسي در اوج فشار

ارجاع احتمالي پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت، فراتر از ابعاد حقوقي، ابزاري براي افزايش فشار سياسي بر تهران و آزموني براي ميزان همراهي چين و روسيه با كشورمان خواهد بود. اين درحالي است كه امريكا با تلفيق تحريم‌ها، فشار نظامي، محاصره دريايي و تلاش براي شكل‌دهي ائتلاف منطقه‌اي، راهبرد «ديپلماسي اجبار» را دنبال مي‌كند تا ايران را به مذاكره با دستوركار گسترده‌تر وادار كند. رحمن قهرمانپور، پژوهشگر و كارشناس روابط بين‌الملل، در پاسخ به پرسش نخست «اعتماد» درباره هدف امريكا و تروييكاي اروپايي از ارجاع پرونده ايران به شوراي حكام و اينكه آيا اين روند مي‌تواند زمينه بازگشت تحريم‌هاي شوراي امنيت را فراهم كند، گفت: «ارجاع پرونده هسته‌اي ايران ازسوي آژانس به شوراي امنيت، ذيل موضوع عدم پايبندي (Non-Compliance)، مي‌تواند بحران ميان ايران و امريكا را پيچيده‌تر كند. روسيه و چين پس از فعال‌سازي سازوكار ماشه از سوي اروپا، بازگشت تحريم‌ها را براساس تفسير خود از قطعنامه ۲۲۳۱ نپذيرفتند؛ اما ارجاع دوباره پرونده ذيل عدم پايبندي، مي‌تواند موضع آنها را در حمايت از ايران تا حدي تضعيف كند.» او در ادامه افزود: «در عين حال، ترامپ در دوره كنوني خود را مقيد به چارچوب سازمان‌هاي بين‌المللي و حقوق بين‌الملل نمي‌داند؛ نه در اعمال تحريم‌ها منتظر شوراي امنيت مي‌ماند و نه در لغو آنها خود را وابسته به اين نهاد مي‌بيند؛ چنان‌كه در تفاهم اسلام‌آباد تحريم‌ها عليه ايران را لغو كرد. اين رويكرد، جايگاه آژانس، سازمان ملل و شوراي امنيت را تضعيف كرده است.» قهرمانپور در ادامه تصريح كرد: «امريكا، بدون ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت و خارج از چارچوب‌هاي حقوقي، حملات نظامي عليه تاسيسات هسته‌اي ايران و محاصره دريايي را آغاز كرد؛ اقدامي كه از نگاه او در سطحي فراتر از تحريم‌هاي ذيل ماده ۴۱ منشور ملل متحد و نزديك به اقدامات پيش‌بيني‌شده در ماده ۴۲ قرار مي‌گيرد. از اين منظر، ارجاع پرونده به شوراي امنيت ديگر اثر حقوقي سابق را ندارد و شايد براي ايران نيز بازدارندگي پيشين را ايجاد نكند.» اين پژوهشگر ادامه داد: «با اين همه، اين اقدام همچنان از نظر سياسي مهم است. نخست، امريكا مي‌تواند از اين مسير فشار بر روسيه و چين را براي كاهش سطح حمايت از ايران افزايش دهد. دوم، همراهي امريكا و اروپا در ارجاع پرونده ايران مي‌تواند نشانه نزديكي دوباره دو سوي آتلانتيك پس از شكاف‌هاي اخير باشد؛ نزديكي‌اي كه ممكن است از پرونده اوكراين به موضوع ايران نيز گسترش يابد.»

 

وضع چين و روسيه در شوراي امنيت تعيين‌كننده است

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه چين و روسيه در برابر تلاش امريكا و اروپا براي ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت از چه رويكردي پيروي خواهند كرد، گفت: «بخشي از رويكرد روسيه و چين را در پاسخ پيشين توضيح دادم. اين دو كشور در شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي معمولا با قطعنامه‌هاي مورد حمايت غرب مخالفت مي‌كنند؛ اما از آنجا كه در اين نهاد حق وتو وجود ندارد، مخالفت آنها لزوما مانع تصويب قطعنامه نمي‌شود و امريكا مي‌تواند موضوع را به راي‌گيري بگذارد.»  او افزود: «مساله مهم‌تر، مرحله احتمالي ارجاع پرونده به شوراي امنيت است. در آن صورت، تفسير حقوقي چين و روسيه تعيين‌كننده خواهد بود: بايد ديد آيا آنها همچنان بر تفسير خود پس از فعال‌سازي سازوكار ماشه پايبند مي‌مانند يا ارجاع پرونده ذيل عدم پايبندي، موضع‌شان را تغيير مي‌دهد.»

محاصره دريايي؛ فشار موثر با داده‌هاي مبهم

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه كارزار اقتصادي و محاصره دريايي عليه ايران تا چه اندازه موفق بوده و موجب شده تا واشنگتن به اهداف ادعايي‌اش دست يابد، گفت: «براساس گزارش‌هايي كه ظاهرا سازمان سيا و ديگر نهادهاي اطلاعاتي امريكا چند هفته پيش به ترامپ ارايه كرده‌اند، محاصره دريايي تاكنون موثرتر از حمله نظامي ارزيابي شده است. روشن نيست كه در اين گزارش‌ها، هدف نهايي امريكا از محاصره نيز تشريح شده يا نه؛ اما به نظر مي‌رسد برداشت ترامپ، دولت او و نهادهاي اطلاعاتي امريكا اين است كه اين سياست كارآمد بوده است.» اين كارشناس مسائل بين‌الملل افزود: «اسكات بسنت نيز اعلام كرده ايران اكنون ۳۵ ميليون بشكه نفت روي دريا دارد كه در زمان تفاهم اسلام‌آباد از تنگه خارج شده و ممكن است آن را بفروشد. ايران پيش از آن نيز حجم قابل‌توجهي نفت روي دريا داشت كه به كشورهايي ازجمله چين فروخت و منابع حاصل از آن را بازگرداند.» قهرمانپور در ادامه تصريح كرد: «ارزيابي دقيق ميزان اثرگذاري محاصره دريايي به اطلاعاتي نياز دارد كه در دسترس عموم نيست. نه آمار فروش نفت ايران شفاف است و نه ادعاي امريكا درباره حجم نفت عبوري از كريدور جنوبي به‌آساني قابل ارزيابي است. بنابراين، نمي‌توان درباره ميزان موفقيت محاصره، قضاوتي قطعي ارايه داد.»  قهرمانپور در ادامه تاكيد كرد: «سال‌ها تحريم، دو پيامد متضاد براي ايران داشت: ايران راه‌هايي براي فعاليت و دورزدن محدوديت‌ها آموخته، اما تاب‌آوري اقتصادي كشور نيز به ‌تدريج كاهش يافته است. از اين زاويه، ممكن است تحريم‌ها و فشارهاي كنوني نسبت به گذشته اثر بيشتري داشته باشند؛ حتي اگر ايران همچنان مسيرهايي براي كاهش آثار آنها دراختيار داشته باشد.»

ائتلاف‌سازي؛ اهرم امريكا براي فشار بر ايران

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه آيا واشنگتن با تشديد فشارها در پي شكل‌دهي ائتلافي عليه ايران است، گفت: «پاسخ مثبت است. گزارشي كه اين هفته درباره تدوين سياست امريكا در خاورميانه براي دوران پس از جنگ ايران منتشر شد، نشان مي‌دهد اين سياست بر سه ستون استوار است: تشكيل ائتلاف منطقه‌اي براي مهار ايران، برقراري صلح ميان اسراييل با لبنان و سوريه، و پيشبرد توافق‌هاي ابراهيم براي عادي‌سازي روابط ميان كشورهاي عربي و اسراييل.»  او افزود: «ترامپ در ۹ اسفند و هنگام ورود به جنگ با ايران اعلام كرد به ديگران نياز ندارد و تصور مي‌كرد امريكا مي‌تواند به ‌تنهايي اهدافش را پيش ببرد. همين رويكرد باعث شد متحدان امريكا، از جمله ژاپن، كره‌جنوبي و اعضاي ناتو، به درخواست واشنگتن براي همكاري پاسخ منفي دهند.» اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «پس از ناكامي امريكا، گرايشي در درون دولت ترامپ مطرح شد كه همكاري با متحدان مي‌توانست نتيجه بهتري به همراه داشته باشد. در اجلاس سران ناتو در آنكارا نيز مارك روته، دبيركل ناتو و ترامپ از بهبود روابط ناتو و امريكا سخن گفتند؛ موضوعي كه نشان مي‌داد شكاف ميان دوطرف در حال كاهش است.»  قهرمانپور ادامه داد: «در پي آن، كشورهاي اروپايي اعلام كردند در عمليات «خشم اقتصادي» عليه ايران با امريكا همكاري مي‌كنند و كره‌جنوبي نيز از اعزام يك تيم تحقيقاتي و بررسي به خليج‌فارس خبر داد. هنوز موضع ژاپن روشن نيست، اما به نظر مي‌رسد ترامپ پس از اعلام بسته تحريمي روز دي، همزمان محاصره را تشديد كرده، با كشورهاي مختلف براي اعمال تحريم‌ها گفت‌وگو مي‌كند و از متحدان خود مي‌خواهد در ائتلافي براي واداشتن ايران به پذيرش شروط امريكا و بازگشايي تنگه هرمز مشاركت كنند.»

باب‌المندب و موشك‌ها؛ اهرم‌هاي مكمل

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه تهران، افزون بر اهرم تنگه هرمز، چه ابزارهايي براي تعديل فشارها و تقويت بازدارندگي دراختيار دارد، خاطرنشان كرد: «ايران ممكن است در تنگه باب‌المندب نيز اقدام‌هاي بازدارنده‌اي انجام دهد؛ هر چند اثرگذاري آن نسبت به تنگه هرمز كمتر خواهد بود.»  او افزود: «توان موشكي ايران همچنان متغيري مهم و تعيين‌كننده است. ايران مي‌تواند در برابر حمله به مراكز موشكي خود، ازجمله با اتكا به شهرهاي زيرزميني، مقاومت كند و علاوه بر آن، توان وارد كردن ضربه‌هاي تهاجمي را نيز دراختيار دارد. از اين منظر، توان موشكي همچنان يكي از ابزارهاي بازدارندگي ايران است.»

نقش تعيين‌كننده چين

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه چين، روسيه و هند در برابر تحريم‌ها و فشارهاي تازه عليه ايران چه راهبردي اتخاذ خواهند كرد، گفت: «هند به ‌دليل روابط نزديك و راهبردي با امريكا، ملاحظات و محدوديت‌هاي بيشتري دارد. با اين حال، دهلي‌نو در پي استقلال راهبردي است و پس از جنگ اوكراين، برخلاف مخالفت واشنگتن، از روسيه نفت خريد. بنابراين، هند در صورت وجود اراده سياسي مي‌تواند با ايران نيز همكاري كند، اما به نظر مي‌رسد اراده نيرومندي براي چنين همكاري‌اي در دهلي‌نو وجود ندارد.»  اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه و درباره نقش روسيه نيز افزود: «روسيه خود تحت تحريم است و شايد نتواند كمك گسترده‌اي دراختيار ايران قرار دهد، اما با توجه به برخورداري از ناوگان سايه و تجربه دور زدن تحريم‌ها، مي‌تواند در برخي حوزه‌ها با ايران همكاري كند.» اين پژوهشگر روابط بين‌الملل تصريح كرد: «نقش چين مهم‌تر و تعيين‌كننده‌تر است، زيرا بخش عمده نفت ايران را خريداري مي‌كند. پكن تاكنون هم با تحريم‌هاي امريكا و هم با بسته ‌شدن تنگه هرمز مخالفت كرده و رويكردش اين است كه از ايران بازگشايي تنگه و از امريكا لغو تحريم‌ها را بخواهد.» قهرمانپور ادامه داد: «چين از افزايش قيمت نفت آسيب مي‌بيند، زيرا گراني انرژي هزينه توليد و قيمت كالاها را بالا مي‌برد و تقاضا براي صادرات چين در بازارهاي جهاني را كاهش مي‌دهد، از همين رو، به گفته او، چين پس از حمله امريكا به ايران تقاضاي نفت خود را كاهش داد تا توان صادراتي‌اش را حفظ كند. چين، با حدود يك‌هزار ميليارد دلار مازاد صادراتي، نيازمند حفظ بازارهاي جهاني براي كالاهاي خود است.»

ديپلماسي اجبار؛ فشار براي مذاكره

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه آيا پيگيري همزمان فشارهاي اقتصادي، ديپلماتيك و نظامي نشان‌دهنده راهبردي چندلايه ازسوي امريكا عليه ايران است و آيا اين راهبرد نتيجه‌بخش خواهد بود يا خير، گفت: «قدرت‌هاي بزرگ به‌ دليل امكانات و توانايي‌هاي خود مي‌توانند همزمان از راهبردهاي چندگانه، چندلايه و چندبعدي استفاده كنند. امريكا اكنون از نظر نظامي، با استقرار پايگاه و نيرو در نزديكي مرزهاي ايران و اعمال محاصره دريايي، فشار وارد مي‌كند؛ همزمان در سازمان‌هاي بين‌المللي مسير ديپلماتيك را پيش مي‌برد و از طريق تحريم‌ها نيز فشار اقتصادي را افزايش داده است.»  به باور اين كارشناس مسائل بين‌الملل، «اين ابزارها و لايه‌هاي مختلف آن چيزي هستند كه «ديپلماسي اجبار» ناميده مي‌شود. هدف ترامپ، واداشتن ايران به پذيرش خواسته‌هاي امريكا از طريق هم‌افزايي فشار نظامي، ديپلماتيك و اقتصادي است. به نظر مي‌رسد واشنگتن به اين جمع‌بندي رسيده كه تحريم‌ها به‌تنهايي مانند گذشته اثرگذار نيستند؛ ازاين‌رو، فشارها را به‌طور همزمان ادغام و همسو مي‌كند.» قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه باتوجه به مواضع اخير ترامپ درباره مذاكره با ايران و همچنين فشارهاي چندلايه، آيا مي‌توان گفت امريكا به دنبال فاز تازه‌اي از رايزني براي كسب امتيازهاي حداكثري‌اش است يا خير، گفت: «رفتار ترامپ نشان مي‌دهد هر زمان فشار را افزايش مي‌دهد، از نبود مذاكره سخن مي‌گويد؛ اما در منطق ديپلماسي اجبار، تمايل به آغاز گفت‌وگو درست در اوج فشار شكل مي‌گيرد. ترامپ در چنين وضعيتي تصور مي‌كند طرف مقابل را به پذيرش خواسته‌هاي خود واداشته و زمان مناسبي براي ديپلماسي است.» او افزود: «از اين منظر، هدف فشارهاي كنوني بازگرداندن ايران به ميز مذاكره و گرفتن امتيازهاي بيشتر است. گفته مي‌شود دولت امريكا اين‌بار خواستار آن است كه موضوع تنگه هرمز و پرونده هسته‌اي همزمان در دستور كار مذاكرات قرار گيرند؛ درحالي كه در تفاهم اسلام‌آباد، ابتدا بازگشايي تنگه هرمز و سپس مذاكرات هسته‌اي مطرح بود.»  اين پژوهشگر روابط بين‌الملل در ادامه تصريح كرد: «ايران نيز دلايلي براي مذاكره دارد و به نظر مي‌رسد اجماعي نسبتا قوي در داخل كشور درباره مفيدبودن تفاهم اسلام‌آباد و امكان بازگشت به آن شكل گرفته است. اين وضعيت نشان مي‌دهد تهران نيز از ديپلماسي استقبال مي‌كند؛ بنابراين، ممكن است در روزهاي آينده ايران و امريكا دوباره به ميز مذاكره بازگردند.»

انتخابات امريكا و اسراييل؛ اثرگذاري نامتقارن

قهرمانپور در پاسخ به اين پرسش كه انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا و انتخابات پارلماني اسراييل تا چه اندازه مي‌تواند بر رويكرد واشنگتن و تل‌آويو درقبال ايران را تحت تاثير قرار دهد، گفت: «اثر تنش امريكا با ايران بر انتخابات ميان‌دوره‌اي امريكا محدود است. بخشي از پيامدهاي جنگ تا همين حالا در رقابت‌هاي درون‌حزبي و مقدماتي خود را نشان داده است. همچنين، روند انتخابات امريكا تا ۱۳ آبان حدود ۴۵ روز ادامه دارد و در اين فاصله، راي‌گيري زودهنگام و پستي انجام مي‌شود؛ درنتيجه، بخش قابل‌توجهي از راي‌دهندگان پيش از روز انتخابات راي خود را ثبت مي‌كنند و تحولات بعدي اثر چنداني بر انتخاب آنان نخواهد داشت.»  او افزود: «سازوكار انتخاباتي امريكا چند ماه زمان مي‌برد تا هيجان‌ها كاهش يابد و شناخت راي‌دهندگان از نامزدها افزايش پيدا كند. بنابراين، با نزديك‌ شدن به روز راي‌گيري، شمار راي‌دهندگان مردد كمتر مي‌شود و دامنه اثرگذاري تحولات خارجي، ازجمله تنش با ايران، محدودتر خواهد بود.» اين پژوهشگر روابط بين‌الملل تصريح كرد: «انتخابات اسراييل سازوكار متفاوتي دارد؛ ورود احزاب كوچك به كنست و شكل‌گيري ائتلاف‌ها در تشكيل دولت نقش تعيين‌كننده دارد. نتانياهو پيش‌تر نيز بدون كسب اكثريت مطلق آرا، از طريق ائتلافي قدرتمندتر توانسته دولت تشكيل دهد.»  قهرمانپور ادامه داد: «نتانياهو در آستانه انتخابات تلاش مي‌كند تنش با ايران را افزايش دهد، زيرا امنيت براي راي‌دهندگان اسراييلي مساله‌اي مهم است و در اين حوزه اعتماد بيشتري به او وجود دارد. هر چه فضا امنيتي‌تر و تنش با ايران، لبنان و سوريه بيشتر شود، احتمال گرايش راي‌دهندگان به چهره‌هاي باتجربه‌تر افزايش مي‌يابد؛ حتي اگر آيزنكوت در نظرسنجي‌ها اندكي پيشتاز باشد.»  او در پايان تاكيد كرد: «نتانياهو مي‌كوشد امنيت اسراييل را به مساله اصلي انتخابات تبديل كند. از اين رو، احتمال دارد براي جلوگيري از توافق ايران و امريكا تلاش كند و در صورت مساعدبودن شرايط، به‌ دنبال افزايش تنش يا درگيري با ايران باشد تا فضاي سياسي را به سود خود تغيير دهد.»

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون