• 1405 شنبه 21 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6415 -
  • 1405 شنبه 21 شهريور

اين آزادي، شانس بود نه قانون

كامران مشفق آراني

هر بار كه از اين ماشين‌هاي زبان فهم درباره يك تصميم دولتي، رفتار يك سياستمدار يا حتي رهبران همين كشورهاي غربي سوالي تند مي‌پرسم، هرگز به اين فكر نمي‌كنم كه ممكن است پاسخي نگيرم. برايم عادي شده كه وقتي دنبال حقيقت پشت يك ادعاي رسمي مي‌گردم يا مي‌خواهم عملكرد يك قدرت حاكم را زير سوال ببرم، همان ابزاري كه همين قدرت‌ها ساخته‌اند بي‌هيچ تعارفي كمكم كنند، حتي اگر پاي خود شركت سازنده هم به ميان بيايد. اين عادت روزمره آنقدر ساده و بي‌دردسر شده كه ديگر برايمان جاي تعجب ندارد، اما همين سادگي، وقتي از زاويه‌اي ديگر نگاهش كني، اصلا بديهي نيست.
كافي است همين ابزار را جاي ديگري تصور كنيد، لازم هم نيست خيال‌پردازي كنيم، چون نمونه‌هاي واقعي ديپ‌سيك و گيگاچت همين امروز در دسترسند و مي‌شود دقيقا همان پرسش‌ها را از آنها هم پرسيد. ديپ‌سيك، محصول چيني كه به لطف قيمت پايين و كيفيت بالا ميليون‌ها كاربر در سراسر جهان پيدا كرده، اگر بپرسي در ميدان تيان‌آن‌من چه گذشت يا رهبر كنوني چين چه انتقادهايي مي‌شنود يا وضعيت مسلمانان اويغور چگونه است، پاسخش يا امتناع صريح است يا جمله‌اي مبهم كه ادامه‌ گفت‌وگو را به موضوعي ديگر حواله مي‌دهد. حتي يك سوال به همين سادگي كه رهبر كنوني چين كيست هم گاهي با يك جمله گنگ روبه‌رو مي‌شود، انگار خود نام او هم در فهرست كلمات حساس نشسته. گاهي حتي مي‌شود ديد كه پاسخ در حال نوشته ‌شدن است و ناگهان، همان لحظه، محو و با يك عبارت كليشه‌اي جايگزين مي‌شود، انگار دستي پشت پرده لحظه به لحظه مراقب است. اين ديگر حدس نيست، آزمايش عملي ده‌ها روزنامه‌نگار و پژوهشگر در سراسر دنياست. جالب اينجاست كه همين كشور، راه دسترسي به رقيبان بي‌سانسور خارجي را هم از همان اول بسته، پس كاربر حتي امكان مقايسه و انتخاب هم ندارد.
روسيه از اين هم فراتر رفته، پژوهشي كه چهارده مدل زباني بزرگ از امريكا، چين و روسيه را با هم مقايسه كرده، نشان مي‌دهد گيگاچت و ياندكس جي‌پي‌تي بالاترين سطح خودداري از پاسخگويي سياسي را در ميان همه اين مدل‌ها دارند، حتي بيشتر از رقيبان چيني‌شان. از جنگ اوكراين بپرسي، از الحاق كريمه، از كشته‌شدگان بوچا، پاسخ يا سكوت است يا جمله‌اي كه هيچ نمي‌گويد، يا اين جمله آشنا كه يك شبكه عصبي نظر شخصي ندارد و بحث درباره اين موضوع فعلا محدود شده. اخيرا جايي مي‌خواندم يك بار حتي يكي از مقام‌هاي ارشد روس علنا از دستيار هوش مصنوعي ياندكس گله كرد كه چرا حاضر نيست درباره‌ يك بناي يادبود در كي‌يف حرف بزند، انگار خود او هم فراموش كرده بود كه اين محتاط ‌بودن، محصول همان سياستي است كه خودش پايه‌‌گذارش بوده. جايي ديگر هم يكي از مقام‌هاي قانونگذار فضاي ديجيتال در روسيه هم ديگر حتي تلاش نمي‌كند پنهانش كند و علنا گفته سياست رسمي اين است كه هوش مصنوعي بايد بتواند در ورودي و در خروجي، پرسش‌هاي معيني را ببندد.
اينجا نكته‌اي هست كه نبايد از آن گذشت، مساله اين نيست كه عده كمي به اين ابزارها دسترسي دارند. برعكس، همين ديپ سيك را ميليون‌ها آدم عادي حالا رايگان روي گوشي‌شان دارند. پس محدوديت در تعداد كاربر نيست، در جنس چيزي است كه آن تعداد زياد دريافت مي‌كنند. آنها به دنيا دسترسي دارند، اما به نسخه‌اي هرس شده از واقعيت. اين دقيقا همان چيزي است كه فوكو «رژيم حقيقت» مي‌ناميد، جايي كه قدرت نه با سركوب آشكار، بلكه با تعيين اينكه چه چيزي اصلا قابل گفتن است، اعمال مي‌شود.
از اينجا مي‌شود به نكته‌اي فلسفي‌تر رسيد، هيچ فناوري‌اي خنثي‌زاده نمي‌شود. همان‌طور كه در جمله معروفي آمده «مصنوعات، سياست دارند» (عنوان مقاله‌اي از لنگدون وينر - نظريه‌پرداز سياسي)، يعني رابطه‌هاي قدرت جامعه‌اي كه يك ابزار را مي‌سازد، در طراحي و شيوه‌ استقرار همان ابزار رسوب مي‌كنند، اين چيز تازه‌اي هم نيست. 
البته صداقت ايجاب مي‌كند اين را هم بگويم كه همين آزادي غربي هم مطلق نيست. يك پژوهش نشان داده حتي دستيار هوش مصنوعي گوگل، در پاسخ به پرسش‌هاي سياسي به زبان روسي درباره پوتين، با اينكه همان اطلاعات به راحتي از جست‌وجوي ساده در دسترس بود، از پاسخگويي طفره رفته است. يعني شركت‌هاي غربي هم، وقتي پاي بازار يك كشور اقتدارگرا در ميان باشد، مي‌توانند به سمت احتياط متمايل شوند. اما تفاوت اينجا در نوع است، نه فقط در اندازه. آنجا احتياط از فشار تجاري يا نگراني حقوقي مي‌آيد، اينجا از يك الزام قانوني رسمي براي همراستايي با يك قدرت حاكم مشخص.
چيزي كه همه اينها به من يادآوري مي‌كند همين است، باز بودن كنوني هوش مصنوعي يك داده‌ طبيعي نيست، محصول يك آرايش نهادي خاص (رقابت، رسانه آزاد، حكومت قانون) است كه مي‌تواند فرسوده هم بشود. هيچ تضميني نيست كه ده سال ديگر همين سوال ساده‌اي كه امشب بي‌دردسر پرسيدم، همين‌قدر بي‌دردسر جواب بگيرد. رقابتي كه امروز چند شركت را وادار مي‌كند براي جلب اعتماد كاربر از سانسور دوري كنند، ممكن است فردا جايش را به انحصار بدهد. رسانه‌اي كه امروز جرات پرسيدن دارد، ممكن است فردا زير فشار خاموش شود و حكومت قانوني كه امروز جلوي دستور مستقيم سانسور را مي‌گيرد، هيچ ضمانت ابدي ندارد.
شايد فايده اين تمرين ذهني همين باشد، وقتي از گوشي‌مان سوالي مي‌پرسيم و بي‌درنگ جواب مي‌گيريم، يادمان بيايد اين سادگي شانس بوده، نه قانون ثابت فناوري  و شانس را، برخلاف قانون، بايد نگه داشت، پيش از آنكه يك روز، بي‌آنكه متوجه شويم، از دستمان خارج شده باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون