حزب عهد ايران در شرایط محاصره و دفاع ميهني بیانیهایصادر کرد
دعوت به انسجام و همبستگي ملي حداكثري
دفاع ميهني باشكوهِ ايرانيان در جنگهاي تحميلي ۱۲روزه و رمضان و نبرد هرمز در برابر امريكا و رژيم اشغالگر و نسلكشِ اسراييل، فصلي نو در تاريخ ايرانزمين گشوده است. در اين بحبوحه ملي، مواضع نيروهاي سياسي درباره جنگ و دفاع ميهني نيز واجد اهميت است. حزب عهد ايران وظيفه خود ميداند اصول مواضع سياسي و ملي خود درباره اين فراز تاريخي از سرنوشت كشور را به اطلاع هموطنان گرامي برساند. اهم و خلاصه اين اصولِ مواضع به شرح زير است:
۱- دفاع قهرمانانه و موثر نيروهاي مسلح ايران، پشتيباني يكپارچه مسوولان اجرايي، هماهنگي قوا و حمايت وسيع مردمي از دفاع ميهني در برابر تجاوزهاي دو قدرت اتمي، يكي از پرافتخارترين فرازهاي تاريخ ايران در قرون اخير است. بقا و بالندگي ايران و امنيت و زندگي نسلهاي امروز و آينده ايرانيان وامدار دفاع سلحشورانه شهدا و سربازان وطن در اين جنگهاي تحميلي است. ياد رهبر شهيد، فرماندهان جانبركف، شهداي مظلوم ناو دنا، دلاوران پاي لانچرها، سلحشوران پدافند، مدافعان هرمز، خدمتگزاران ايثارگر نهادهاي عمومي، كودكان ميناب، جوانان لامرد و هزاران شهروند شهيد و مظلوم ايران در اين جنگها در تاريخ ايران جاويدان ميماند.
۲- ايران ما، با وجود تحمل ضربات شديد و تقديم شهداي ارزشمند، متجاوزان را در وصول به همه اهداف اصلي راهبرديشان از تجاوز به ايران به شكست كشاند و برنده قطعي دفاع ميهني است. امروز واضحتر شده است كه انگاره «ايران ضعيف»، كه پيشفرض تجاوز قرار گرفت، اشتباه بود و ايران بسيار قويتر از چيزي است كه بسياري از ناظران و بازيگران تصور ميكردند. اعتماد به نفس ملي حاصل از اين دستاورد بزرگ، سرمايهاي ارزشمند براي آينده كشور و بقا و ارتقاي ايران است.
۳- عامل اصلي اختلاف و تنازع ما با امريكا سياستهاي تجاوزكارانه، استعمارگرانه و ايرانستيزانه دولت امريكا در طي هشت دهه گذشته و استيلاجويي منطقهاي اسراييلِ اشغالگر و جنايتپيشه است. نسبت دادن اين تخاصمِ استعمارگرانه به دفاع جمهوري اسلامي ايران از استقلال راهبردي ايران نوعي خودزني سستبنياد است.
۴- عامل اصلي ادامه درگيري در منطقه، بعد از امضاي يادداشت تفاهم اسلامآباد بين دو طرف، در ماههاي اخير نيز سلطهجويي، تفاهمشكني، بدعهدي و تمايلات استعماري و زورگويانه دولت امريكا است. استناد دشمن به برخي عكسالعملهاي نظامي ايران در برابرِ تفاهمشكنيهاي متعدد طرف مقابل، براي توجيه خروجش از تفاهم، بهانهجويانه است.
۵- قواي نظامي، ديپلماسي نيرومند، رضايت و همبستگي شهروندان، و قدرت اقتصادي و معنايي، همه از مولفههاي قدرت ملياند كه عزم ملي براي تقويت و همافزاييشان در دفاع ميهني كنوني ضروري است. تقويت و فعال كردن و بازنمايي همه اين مولفهها نبايد متوقف و كمتحرك و موقوف به ديگري شود.
۶- همبستگي ملي ايرانيان و پشتوانهاي كه براي نيروهاي مسلح و ديپلماتهاي ايران ساختند يكي از اصليترين پايههاي دفاع ميهني در برابر تجاوز دو قدرت بزرگ نظامي است. قويترين تجلي اين همبستگي را ميتوان در طي حدود ۲۰۰ شب اخير در تجمعهاي مستمر خياباني در تمام شهرها و روستاها و دهها ميدان پايتخت حول پرچم ايران مشاهده كرد. اين تجمعات پرشمار و مستمر را ميتوان يك جنبش بزرگ ضداستعماري براي حفاظت از ايران دانست كه چندين هدف اصلي متجاوزان را ناممكن كرد. اجتماعات خياباني بايد تجلي همبستگي فراگير ملي بماند و محل منازعات جرياني نشود. در اين مسير بايد از تغيير نمادها و شعارهاي ملي در تجمعات و مصادره خيابان توسط يك گرايش خاص پرهيز كرد. هر چه فراگيرتر و تكثرپذيرتر كردن اجتماعات شبانه حول پرچم ايران براي ميدان و ديپلماسي پشتوانه قويتري در حفاظت از ايران ميسازد. براي صيانت از همبستگي ملي، پرهيز حداكثري از هر اقدام و تصميمي كه بخشي از جامعه متكثر ايران را خشمگين و شكافهاي اجتماعي را فعال كند نيز ضروري است.
۷- حزب عهد ايران تفاهمنامه اسلامآباد را در زمان امضا يك دستاورد ديپلماتيك بسيار ارزشمند براي ايران و فتح يك خاكريز راهبردي ميداند كه بدون پشتوانه ميدان و خيابان و تداوم خدماترساني عمومي دولت ممكن نميشد. امريكا اين تفاهم را كه به سود ايران بود نقض كرد و اكنون هم ميلي براي احياي آن نشان نميدهد، ولي با اقتدار نظامي و همبستگي ملي و ديپلماسي فعال و توانا و خلاقِ ايران، تلاش براي تمكين عملي كامل طرف مقابل به اجرايش و احياي آن با ترتيباتي كه نقض نشود به سود منافع و امنيت ملي ايران است. گامهاي ديگر در اين نبرد سرنوشتساز نبايد توام با ناديده گرفتن يا كماثر كردن دستاورد يادشده باشد.
۸- ديپلماسي ايران علاوه بر زمينهسازي براي احياي مقتدرانه تفاهمنامه، بايد با ابتكار عمل، خلاقيت، استفاده از موقعيتها و تحرك حداكثري براي ايران راهگشايي كند. اين تحرك بايد معطوف به ارتقاي رابطه راهبردي با قدرتهاي جهاني و منطقهاي، استفاده بيشتر از ظرفيت شبكه شانگهاي و بريكس، كاشتن و آبياري بذر امنيت جمعي در منطقه بدون حضور امريكا، و ارتقاي روابط دوجانبه و چندبعدي با همسايگان و كشورهاي جنوب جهاني باشد. ديپلماسي در هر شرايطي يكي از عناصر مهم جعبهابزار دفاع از منافع و قدرت ملي است كه تقويت و استمرارش لازمه نقد كردن و تثبيت دستاوردهاي ميدان و خيابان و مستلزم اعطاي اختيارات و اعتماد به ديپلماتها است.
۹- پيروزي در جنگ تركيبي و دفاع ميهني، همچنين مستلزم پيروي از فرماندهي واحد است. هماهنگي كامل قواي كشور ذيل فرماندهي كل قوا ضرورتي ملي و عقلاني است. اداره جنگ و كشور در شرايط سخت كنوني همچنين نيازمند استفاده از خرد جمعي، داشتن اطلاعات و سنجشهاي دقيق و رايزني و گفتوگوي كارشناسان و نيروهاي سياسي و اجتماعي است. از نگاه ما، در امر جنگ و با اتكا به اطلاعات دقيق و تجميع ملاحظات نظامي، اقتصادي، سياسي، امنيتي و اجتماعي، شوراي عالي امنيت ملي جايگاه رسمي تجلي اين خرد جمعي و سنجشگري فرابخشي و چندوجهي است. هر گونه نقد و نظري نبايد موجب تضعيف اين نهاد ارزشمند شود.
۱۰- از نگاه ما، اصل بر زندگي در صلح است. جنگ واقعيتِ تلخي است كه بر ما تحميل شده است و ما را به دفاعي ملي در برابر متجاوزان واداشته است. پايانِ بادوامِ جنگ و ممكن شدنِ صلح عزتمندانه مستلزم شرايطي است كه بايد آنها را محقق كرد. بر اين اساس، معتقديم سياست اصولي ما بايد خلق زمينههاي صلح و امنيت پايدار در كشور و منطقه بر اساس توازن قوا و بازدارندگي تركيبي و توافقهايي باشد كه دشمنان را از تجاوزگري مجدد و مكرر باز دارد. ما ناگزيريم دشمنان را از نتيجهبخشي راهبردهايي همچون «محاصره تا فروپاشي سياسي»، «چمنزني»، «فشار حداكثري»، «تضعيف و مهار»، «تمهيد براندازي و فروپاشي سرزميني» و «جنگهاي متناوب كمشدت و پرشدتِ نظامي و اقتصادي» نااميد كنيم. ما در نقطهاي تاريخي قرار داريم كه بايد دشمن را به «تغيير رفتار در برابر ايران»، «پذيرش استقلال راهبردي ايران» و «كنار آمدن با امنيت و توسعه ايران» برسانيم.
۱۱- اعتماد به مسوولان و مديران كشور و اميد به حل مشكلات و داشتن افقي نويدبخش در آينده، ضرورتي اساسي در ايجاد حس همبستگي و همگرايي ملي و افزايش تابآوري در ابعاد مختلف است. در اين مسير هم رسانه ملي بايد مليتر و فراگيرتر عمل كند و هم اهالي رسانه و متنفذانِ اجتماعي و سياسي وظيفهاي خطير برعهده دارند تا مرز نظارت و انتقاد و گفتوگوي حلمسالهاي و ظرفيتساز با خودتخريبي و ايجاد حس نااميدي و تضعيفِ روحيه دفاع ميهني مخدوش نشود.
۱۲- قدرت چشمگيرِ موشكي و پهپادي ايران و توان آفندي و پدافندي كشور در جنگهاي نابرابر اخير، نشانگر رويكرد درست و سنجيده رهبر شهيد انقلاب در تجهيز به موقع، متناسب و راهبردي نيروهاي مسلح كشور است. اين رويكرد بايد در آينده نيز ادامه يابد و شامل تقويت زمينههاي ديگر دفاعي بر مبناي دانش و فناوري روزآمد و بهبودِ وضعيت معيشتي سربازان وطن باشد.
۱۳- دفاع دانشپايه و درونِزاد ملت ايران در برابر تجاوز بيگانگان حاكي از نقش ويژهاي است كه دانشمندان و فناوران تواناي كشور در اين عرصه داشتهاند. اين ضرورت بايد در آينده نيز وجهه همت باشد. حل معضلات كشور نيازمند بهكارگيري فرهيختگان، دانشورزان و مديران كارآمد و توانا است. ضروري است نگاههاي تنگنظرانهاي كه سر راه استفاده حداكثري از سرمايههاي انساني ايران در اين معركه ملي است، كنار گذاشته شود.
۱۴- تابآوري كشور در برابر شرايط تحميلي خارجي و محاصره اقتصادي و تحريم شديد، نيازمند عزم جدي مديران و داشتن روحيهاي خستگيناپذير و مقاوم براي تمشيت امور و حل مسائل است. مديراني كه نميتوانند واقعيتهاي سخت ناشي از شرايط كشور و فشارهاي خارجي را درك كنند، بايد از پذيرش مسووليت خودداري كنند. امروز كشور نيازمند مديران قوي، ايثارگر، مقاوم و حلال مسائل است. عملكرد دولت در تداوم خدمات عمومي حين جنگهاي اخير شايسته افتخار است. اكنون هم تا حصول شرايطِ پايان عزتمندانه و پايدار جنگ و تحريم و محاصره، بايد برنامهريزي و «آرايش جنگي» دولت و جامعه و ساير نهادهاي عمومي متناسب با اداره كارآمدتر و متمركزتر بر اولويتها در ستاد جنگ اقتصادي، ستاد تبليغات جنگ/دفاع ميهني و ستاد اجتماعي جنگ/دفاع ميهني باشد.
۱۵- بهبود شرايط زندگي و معيشت مردم و توسعه فراگير در ايران مورد توجه دولت محترم است. در حزب عهد ايران هم عميقا همدرد و دغدغهمندِ سختيها و فشارهاي معيشتي سهمگيني هستيم كه به هموطنانمان تحميل شده است. بهبود وضعيت اقتصادي كشور مستلزم تثبيت عدم موفقيت متجاوزان در تعرض به منافع حياتي ايران است. براي پذيرش حقوق حقه ايران و اقتضائات منافع حياتي كشور توسط طرفهاي درگير نيز ناگزير از مقاومت و استقامت هستيم. در تعيين مطالبات مورد نظر ايران و منافع قابل تحقق بايد مدبرانه و متناسب با اقتضائات «آرمانگرايي واقعنگرانه» عمل كرد. نه ممكن است همه منافع هدفگيريشده براي كشور يكباره و دفعتا تامين شود و نه بايد از مرزهاي استقلال راهبردي ايران و حقوق و منافع حياتي كشور عبور كرد. تثبيت پيروزي بزرگِ ايران در ناكام گذاردن دشمنان غدار در جنگهاي اخير با ميزاني از تداوم مقاومت قابل تحقق است. بر اين اساس، حمايت از ضعيفترين و محرومترين شهروندان در برابر فشارهاي اقتصادي شرايط جنگ و محاصره بايد اولويت نهادهاي عمومي در اين مرحله باشد.
۱۶- بخش اعظم جامعه و گروههاي سياسي و اجتماعي ايران در دو موضوع اصلي همنظرند: اولا مهمترين هدف، بقاي سرافرازانه ايران و پايان عزتمندانه و پايدار جنگ در عين ايجاد و حفظ ظرفيت بازدارندگي است. ثانياً انسجام و همبستگي ملي مهمترين راهبرد مورد نياز در طول جنگ و دوره بازسازي است. تفاوت نظرها در برنامهها و جزييات زمانبنديهاي اقدامات جنگي و ديپلماتيك نبايد به دو مورد اولويتدارِ ياد شده آسيب بزند و به موضوع اصلي گفتوگوها و بگومگوها تبديل شود. پاسداشت و تقويت اشتراكات در دو مورد اول از تفاوت آراء در مورد سوم مهمتر است. بر اين اساس، از سويي تداوم سنجشگري و گفتوگوي ظرفيتساز در زمينه سوم و از سوي ديگر، حمايت هر چه وسيعتر از تصميم نهايي مسوولان مطلع و تمهيدِ همبستگي ملي حداكثري ضروري است.
حزب عهد ايران
شهريور 1405