• 1405 شنبه 2 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6422 -
  • 1405 يکشنبه 29 شهريور

چهار نويسنده و مدرس از اهميت و آسيب‌شناسي كارگاه‌هاي داستا‌ن‌نويسي به «اعتماد» مي‌گويند

انتقال تجربه شكست فرصتي براي نسخه‌هاي بدون سانسور و...

داستان‌نويسي امري تفنني نيست، تمرينِ مداومِ «ديدن» و كشف تجربه‌هايي است كه مي‌توانند به جهان روايي بدل شوند

هما شهرام‌بخت

هر داستاني از يك مواجهه آغاز مي‌شود: برخورد نويسنده با انساني ديگر، با تصويري، خاطره‌اي‌ يا مساله‌اي كه نمي‌تواند به ‌سادگي از كنارش بگذرد؛ اما آنچه يك اتفاق معمولي را به سوژه داستان تبديل مي‌كند، صرفا خود اتفاق نيست؛ اين است كه نويسنده چگونه آن را مي‌بيند و چه نسبتي با آن پيدا مي‌كند. انتخاب سوژه در واقع نوعي تمرين ديدن است؛ پيدا كردن چيزي در دل تجربه‌هاي روزمره كه مي‌تواند به يك مساله داستاني تبديل شود.

از همين ‌جا «چه نوشتن» به «چگونه نوشتن» مي‌رسد. سوژه و شيوه روايت را نمي‌توان كاملا از يكديگر جدا كرد؛ انتخاب زاويه ديد، زبان، ريتم و زمان روايت، گاه از جنس همان تجربه‌اي مي‌آيد كه داستان از آن آغاز شده است. يك تجربه گسسته ممكن است روايت غيرخطي طلب كند و يك موقعيت دروني، ساختاري فشرده و نزديك به ذهن شخصيت را پيش بكشد. فرم در اين معنا چيزي نيست كه بعدا به داستان اضافه شود؛ در جريان مواجهه با سوژه و نوشتن، شكل مي‌گيرد.

در اين ميان، كارگاه داستان‌نويسي در ايران سال‌هاست بخشي از مسير آموزش و تجربه نويسندگان است؛ فضايي براي خواندن، نقد كردن، آزمون ‌و خطا و آموختن تكنيك. موافقان، كارگاه را فرصتي براي كوتاه‌تر كردن مسير آزمون ‌و خطا و استفاده از تجربه نويسندگان پيشين مي‌دانند و منتقدان، اما، معتقدند آموزش داستان‌نويسي در كلاس، لزوما به شكل‌گيري نگاه و صداي شخصي نويسنده منجر نمي‌شود. در همين نقطه است كه پرسش اصلي اين گفت‌وگو شكل مي‌گيرد: از كارگاه داستان‌نويسي، جداي از «چگونه نوشتن» درباره «چه نوشتن» و انتخاب سوژه چه مي‌آموزيم؟ چگونه به موضوعات پيرامون‌مان واكنش نشان مي‌دهيم و اين واكنش چگونه با فرم و ساختار داستان درمي‌آميزد؟ اين پرسش‌‌ها را با چهار داستان‌نويس و مدرس كارگاه داستان‌نويسي در ميان گذاشته‌ايم: غلامرضا رضايي، كيهان خانجاني محمد تقوي و كاوه فولادي‌نسب. پاسخ‌هاي‌شان را در ادامه بخوانيد.

 

تمرين گفت‌وگو  و پرهيز از تك‌صدايي  غلامرضا رضايي

امروزه در كشورهايي كه سنت ادبيات داستاني در آنها ريشه‌دار است، مساله كارگاه‌ها و آموزش داستان در دانشگاه‌ها روالي معمول و عادي به ‌خود گرفته و گرايش‌هايي مثل ادبيات خلاقه و... خيلي وقت است جا افتاده. بنابراين در بحث ضرورت آن نكته‌اي بگويم كه به ‌نظرم لازم است. اولا رواج كارگاه داستان بالذاته حركتي نو و رو به رشد است در جامعه مدرن در جهت ايجاد گفت‌وگو و پرهيز از تك‌صدايي. حالا اينكه نقدهايي به اين كارگاه‌ها وارد باشد مثل همه امور ديگر امري طبيعي است و اساسا چه چيزي قابل نقد نيست؟ در كل ايجاد كارگاه و رواج آن به رشد و ارتقای داستان‌نويسي ما كمك مي‌كند و چشم‌اندازهاي گسترده‌اي پيش روي كارآموز داستان‌نويسي قرار مي‌دهد. ضمن اينكه آموزش‌هايي به اين شكل راه ميانبري است كه مانع اتلاف وقت هنرجو مي‌شود؛ كاري كه در گذشته و بعد از كلي وقت و زمان بايد از طريق آزمون و خطا به دست مي‌آمد. بنابراين آموزش و راه‌اندازي كارگاه با فرض درست بودن و رعايت برخي جوانب مثل فراهم آمدن امكاناتي از جمله مدرس واجد شرايط و... به خودي خود كاري است مثبت. اين را هم مي‌دانيم داستان يا هر شكل هنري ديگر درست است كه كاري خلاقه به‌شمار مي‌آيند، اما در پايان شكلي مهندسي به‌خود مي‌گيرند. منظور اينكه داستان، شعر، نقاشي و هنرهايي از اين دست وقتي به مرحله خلق و زايش مي‌رسند، با اينكه امري خلاقانه‌اند، در پايان بالاخره نويسنده، شاعر يا نقاش دستي به سر و روي كار مي‌كشد و مراتبي از بازبيني در آن صورت مي‌دهد. در واقع مي‌خواهم بگويم كه هر داستان موفقي ساخته مي‌شود نه اينكه دفعتا يا اتفاقي شكل مي‌گيرد و براي ساختن هم به ملزوماتي نيازمند است‌. بخش كمي از آن را كارگاه مي‌تواند در قالب آموزش و انتقال تجربه تسريع و تسهيل ببخشد؛ بخش اصلي و اساسي فرايند آفرينش به هنرجو بر مي‌گردد كه به ممارست، تجربه، تخيل و خلاقيت‌، مطالعه و محفوظات ذهني، هوشمندي و... او مربوط مي‌شود.

در مساله چه نوشتن، پرورش ايده يا ايده‌پردازي عوامل زيادي مي‌توانند دخيل باشند. نوشتن كاري تفنني نيست؛ پشتكار و اراده‌اي سخت مي‌طلبد. در اين ميان نقش اساسي به عهده خود كارآموز است‌. اگر از تجربه فردي در كارگاه بگويم، خب گذشته از آموزش مقدمات و مباني داستان‌، آشنايي با مكاتب ادبي، شگردها و تكنيك‌هاي داستاني، پرورش خلاقيت، مهارت‌هاي زباني و نوشتاري، نشان دادن عملي و بازخواني داستان‌هاي موفق از نويسندگان بزرگ، تمرين و... در مبحث پرورش ايده بنظرم كاري كه مدرس مي‌كند، علاوه بر تجارب فردي- البته اگر سودمند باشد بيان و شرح ايده‌پردازي‌هايي است كه از بزرگان داستان‌نويسي جسته‌وگريخته درباره آثار قلمي‌شان به دست ما رسيده از طريق مصاحبه، گفت‌وگو يا ايده‌هايي كه براي تمرين به كارآموز داده مي‌شود كه مي‌تواند در جهت رشد خلاقيت و تخيل او سودمند باشد‌. اما اينكه سوژه را انتخاب كنيم، اگر براي تمرين نباشد از آن حرف‌هاست و با آن اصلا همدلي ندارم و چيزي جز نويسنده فست فودي پرورش نمي‌دهد، حاصلش هم همان شير بي‌يال‌و‌دم اشكم است. اثري كه هيچ رگ و خوني ندارد و نمي‌تواند با اجتماعش ارتباط برقرار كند. متاسفانه چنين مواردي زياد است و از آن بدتر جوايزي است كه با وساطت‌هايي به آنها هم تعلق مي‌گيرد.

 در زمينه فرم و ساختار، مدرس علاوه بر مواردي كه پيش‌تر برشمردم و تجزيه و تحليل فرم‌ و ساختار داستان‌هاي گوناگون، نشان دادن آنها به هنرجو و نقد آثار آنها، پيشنهادهایی براي مطالعات بيشتر و آشنايي و اهميت اين عناصر در داستان كاري نمي‌تواند بكند. همه اينها، گامي است در جهت اندوخته‌هاي ذهني و يادگيري و تربيت كارآموز. در اين بده‌بستان، كارآموز فعالِ ‌ما‌يشاء است و در سايه آموزش و تجاربي كه اندوخته همراه با ممارست، تفكر و... چه بسا توفيقاتي حاصل كند.

 

بازگشايي مسير، نه تعيين  مقصد  محمد تقوي

من هيچ ‌وقت به اين معنا كلاس داستان‌نويسي برگزار نكرده‌ام و در اين مورد حرف چنداني ندارم و با احترام به همه عزيزان راستش چندان اعتقادي هم به آموزش به اين معنا ندارم كه يك دوره آموزشي موظف باشد به شخصيت ادبي و نگاه نويسنده شكل بدهد يا طرح و برنامه‌اي براي اين كار داشته باشد اگر همچنين فرضي وجود داشته باشد بعيد است منجر به نتيجه‌اي بشود كه فرض يا برنامه‌ريزي شده است. به همين دليل از پربارترين دوره‌ها و دانشگاه‌ها تعداد معدودي نويسنده بيرون مي‌آيد كه اغلب شباهتي به هم ندارند. به همين دليل هم برنامه‌هاي حكومتي با صرف بودجه‌هاي هنگفت و جايزه‌هاي كلان اغلب بي‌نتيجه‌اند. عواملي كه به شخصيت انسان شكل مي‌دهند بسيار پيچيده هستند و نويسنده در اين ميان استثنا نيست و به اين آساني‌ها نمي‌شود بر شخصيت كسي تاثير گذاشت.

 هميشه مي‌توانيم از جلسات داستان‌خواني و نقد داستان چيزهايي ياد بگيريم. به همين دليل به نظرم برگزاري دوره‌هاي داستان‌خواني و نقد و گفت‌وگو مي‌توانند با كمك نسل قبل دستاوردهايي داشته باشند. اين جلسات مي‌توانند يك جنبه خلاقانه داشته باشند و روي همه كساني كه در اين دوره‌ها شركت مي‌كنند، تاثير  بگذارند.

شرط برگزاري يك كلاس اين است كه بتوان دانش مدوني را در جهان خارج از كلاس فرض كرد و آن را به ترم‌هاي آموزشي تقسيم كرد و برايش شرح درس نوشت و يك دوره را برگزار كرد. اين دوره مي‌تواند پيش‌نياز يك دوره ديگر باشد يا مستقل عمل كند، مثل روش آموزشي رشته‌هاي فني و عمراني در دانشگاه‌ها. اينها شرط لازم براي يك مهندس عمران است اما خلاقيت او را براي يك معماري زيبا تضمين نمي‌كند.

شنيده‌ام در ممالك راقيه و در دانشگاه‌هاي معتبر دوره‌هايي با عنوان نويسندگي خلاق برگزار مي‌شود. به نظر مي‌رسد دستاورد اين دوره‌ها بيشتر انتقال تجربه يا انتقال دانش سينه به سينه به دانشجوست. شايد استادان دانشگاه هم از اين فرصت‌ها براي بازنگري به اصول و برنامه‌هاي آموزشي خود استفاده كنند. حالا سوال اين است كه چرا در دانشكده‌هاي ادبيات دانشگاه‌هاي ما اين دوره‌هاي نويسندگي خلاق برگزار نمي‌شود؟

آموزش داستان‌نويسي بيش از آنكه قادر به ساختن نويسنده‌اي بر اساس الگويي مشخص باشد، مي‌تواند زمينه‌اي براي خواندن، گفت‌وگو، نقد و بازنويسي فراهم كند و بخشي از آزمون‌وخطا را كوتاه‌تر سازد؛ اما حاصل اين فرآيند از پيش قابل ‌تعيين نيست. مشكل از جايي آغاز مي‌شود كه آموزش بخواهد به جاي گشودن مسير، مقصد را هم مشخص كند؛ اينكه چه بنويسيم، چگونه ببينيم يا به چه صدايي برسيم. در اين صورت، تجربه‌اي كه قرار است به كشف فردي منجر شود، ممكن است به بازتوليد يك الگو  بينجامد.

شايد مهم‌ترين دستاورد چنين فضايي فراهم آوردن مجال آزمودن و خطاست؛ اينكه هركس بتواند در ميان خواندن، نوشتن و بازنويسي، مساله‌اي را پيدا كند كه براي او ضرورت روايت دارد. از آنجا به بعد، مسير ديگر در كلاس تعيين نمي‌شود.

 

بلندخواني بر سر جمع براي  بازنويسي

 كيهان خانجاني

به جلسات داستان مي‌رويم تا كه سنت داستان بياموزيم و ملزومات عناصر داستان را بدانيم، سپس آن را پشت‌ سر بگذاريم و به سخن تازه دست يابيم؛ شرط اصلي، چنته زيستي ماست به‌همراه پشتكار و مطالعه و تجربه‌گرايي.

انتقادي شديد است بر جلسه‌اي كه بخواهد داستان‌نويسان را مانند ‌هم يا قالبي خاص درآورد. طبق نقل قولي از فاكنر «داستان نوشتن ياد مي‌دهيد يا  نويسنده‌ شدن؟»

جلسه داستان موضوع و شخصيت نمي‎دهد، چرا كه [اينها] از زيست نويسنده مي‌آيد. جلسه داستان مضمون يا محتوا نمي‌دهد، چرا كه عملي ايدئولوژيك است. جلسه داستان سبك نمي‌دهد، چرا كه برخورد هر شخص با زبان، امري دروني و خاص اوست. جلسه داستان تابلوهاي كنار راه است: «خود راه بگويدت كه چون بايد رفت». آنچه در جلسات داستان مهم است، «بلندخواني» بر سر جمع است، چرا كه به قول سوزان سانتاگ سبب ايجاد صداي سوم، مابين نويسنده و خواننده مي‌شود؛ اين صدا را به نقد مي‌نشينيم تا سبب‌ساز مقوله‌اي مهم‌تر شود به نام بازنويسي كه نخستين وجه مميزه داستان‌نويس جوششي و كوششي است. به قول همينگوي: «نسخه اول هر چيزي آشغال است.» و آخرين ايستگاه كارگاه داستان «لحن» است؛ يكي از سه وجه تشكيل‌دهنده زبان داستان به غير از نحو (نثر يا حالات مختلف چيدمان جمله) و صرف (شكل‌هاي گوناگون يك كلمه). لحن آموزش ‌دادني نيست، لحن فوت است نه فن. لحن پسِ‌پشتِ زبان است، لحن ديدني نيست و درك‌شدني است، فرق داستان سالم و درخشان غالبا در لحن است. اينجاست كه تفاوت‌ها آشكار مي‌شود. بين داستان‌نويس گزيده‌كار و داستان‌نويس سري‌دوزي كه مي‌خواهد با موضوعات اجاره‌اي و نزيسته، خودي نشان بدهد. لحن، نفرين خداوندگار هنر است براي آنان ‌كه ميان‌مايه‌اند و مي‌خواهند بحران هويت خويش را با كارت ملي «يك جلد كتاب با نام خود» برطرف كنند؛ يا آناني كه پس از پيروزي با «جايزه‌‌اي يك‌شبه از زير بوته درآمده» شكست را توسط «روح نخبه‌ زمانه» مي‌فهمند پس با برگزاري كارگاه داستان و يافتن هويت جعلي جديد (استاد) سعي در جبران آن دارند.

گرداننده جلسه داستان كسي است كه تجربه شكست خود را با ديگران در ميان بگذارد. انتقال صادقانه تجربه شكست، از هر نسل، در عالم هنر و سياست و... بسيار كاراتر است تا نشان‌دادن راه پيروزي. هر كس و هر نسل در نهايت راه خود را مي‌يابد، اما دانستن تجربه شكست ديگران سبب مي‌شود به حماقت دوباره‌آزمايي دچار نشويم.

گرداننده جلسه داستان كسي است كه بتواند خود را به جاي نويسنده داستان قرار بدهد و با او همذات‌پنداري كند و بگويد در اين راهي كه مي‌روي، با چنين نقشه‌اي كه داري، به چنان درونمايه‌اي كه مي‌انديشي، اين ابزار را پيشنهاد مي‌دهم. فقط پيشنهاد، همين. تمام. گرداننده يك جلسه داستان تنها بايد ناخودآگاه نويسنده را به خودآگاهش آورد.

 كمترين حسن جلسه داستان، كتاب‌خواندن، كتاب خوب خواندن، خوب ‌خواندن كتاب خوب، لذت ‌بردن از امكان‌هايي به غير از موضوع و تعليق و حس‌آميزي (تكنيك و سفيدي متن و نشانه‌ها و...) است. در روزگار كمبود سنديكاهاي مستقل فرهنگي، جلسه داستان اندكي اين مهم را جبران مي‌كند. صندلي‌هاي جلسه را مدور بچينيم تا رخ در رخ، به نقد و تمرين گفت‌وگو بنشينيم. گرداننده جلسه نيز به ‌مانند باقي اعضا، داستان منتشر نشده خود را بخواند و به نقد بگذارد و بباوراند كه ملاك، فقط و فقط متن است و بس.

 

تمرين تكثرگرايي و رواداري

 كاوه فولادي‌نسب

اين سوال‌ها پاسخ به بي‌اعتمادي يا ترديدي است كه بعضي‌ها درباره كارگاه‌هاي داستان‌نويسي دارند. اينكه اين كارگاه‌ها صرفا تكنسين تربيت مي‌كنند؛ يعني كساني كه صرفا فن نوشتن را مي‌دانند. واقعيت امر اين است كه در يك فضاي كارگاهي سالم، در يك كارگاه داستان‌نويسي درست، اسلوب‌مند و باقاعده - ‌نه آن چيزي كه صرفا يك محفل يا دورهمي است - متن‌هاي مختلف داستاني و نظري و غيرداستاني خوانده و درباره‌شان بحث و گفت‌وگو مي‌شود. متن‌هاي داستاني و نظري كه تكليف و تعريف‌شان معلوم است، متن‌هاي غيرداستاني هم ممكن است متن‌هايي در حوزه علوم انساني و اجتماعي باشند؛ از فلسفه بگير تا جامعه‌شناسي و روان‌شناسي و سياست. يك كارگاه داستان‌نويسي درست، كارگاهي است كه در آن جريان فكر و انديشه جاري است و حول موضوعات گوناگون گفت‌وگو مي‌شود و اعضا به‌تدريج در مسير رشد و بلوغ  فكري گام  برمي‌دارند.

باز اگر بخواهم يك قدم جلوتر بروم، بايد بگويم كه شكل درست‌تر و مطلوب‌تر اين است كه يك كارگاه واجد تنوع و تكثر فكري باشد؛ هرچه باشد زمانه، زمانه تكثرگرايي است. لازم است اداره‌كننده كارگاه آدمي تكثرگرا و روادار باشد تا بتواند هنرجوها را با ديدگاه‌ها و جهان‌بيني‌هاي مختلف در حوزه‌هاي گوناگون مطلع كند و فضاي فكري كارگاه را به سوي تك‌صدايي نبرد. به ‌اين ‌ترتيب هر هنرجويي اين امكان را پيدا مي‌كند كه در جهان انديشه غور كند و به‌واسطه كشف و شهودي كه كسب مي‌كند، سمت‌وسو و جهت فكري خودش را دقيق‌تر پيدا و در مسير رشد و تعالي حركت كند.

بگذاريد در پايان دوباره تاكيد كنم كه كارگاه داستان‌نويسي بد كارگاهي است كه در آن فقط درباره زاويه‌ ديد و پيرنگ و ساير عناصر داستان صحبت مي‌شود و كارگاه داستان‌نويسي خطرناك آني است كه اداره‌كننده‌اش بخواهد ايدئولوژي و دستگاه فكري خودش را به هنرجوها تحميل كند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران