زیر پوست حوادث
اجير كردن آدمكش براي قتل همسر
راز جنايت باغ ژاله سنندج فاش شد؛ همسر مقتول با پرداخت يك ميليارد تومان، فردي را براي اجراي قتل اجير كرده بود.كوچههاي محله توليد بلوار باغ ژاله سنندج در نخستين روز شهريور ماه جاري شاهد حادثهاي تلخ و تكاندهنده بود؛ حادثهاي كه با پيدا شدن پيكر بيجان يك زن جوان 26 ساله، موجي از نگراني و تأثر را در ميان مردم ايجاد كرد.آنچه در نگاه نخست يك پرونده قتل عمدي به نظر ميرسيد، با ورود سريع و تخصصي كارآگاهان پليس آگاهي كردستان وارد مرحلهاي تازه شد. ماموران جنايي با بررسي صحنه جرم، جمعآوري شواهد و رصد دقيق سرنخها تلاش كردند پرده از چگونگي وقوع اين جنايت بردارند.تحقيقات اوليه نشان داد مقتول با ضربات مستقيم و مهلك چاقو جان خود را از دست داده است، اما بررسيهاي تخصصي كارآگاهان نشان داد پشت اين جنايت، نقشهاي پنهان وجود دارد؛ نقشهاي كه مسير پرونده را از يك قتل ساده به يك جنايت برنامهريزي شده تغيير داد.پس از وقوع قتل عمدي يك زن جوان با هويت مشخص در يكم شهريور ماه سال جاري در محله توليد بلوار باغ ژاله سنندج، بلافاصله تيمي از كارآگاهان جنايي پليس آگاهي استان كردستان وارد عمل شدند.كارآگاهان با حضور در محل، بررسي دقيق آثار و شواهد موجود و انجام اقدامات اطلاعاتي و ميداني، روند شناسايي عامل يا عاملان اين جنايت را آغاز كردند.در جريان تحقيقات، برخي رفتارها و اظهارات همسر مقتول مورد توجه ماموران قرار گرفت و سرنخهايي از احتمال ارتباط او با اين حادثه به دست آمد.شهرام عبدي، رييس پليس آگاهي استان كردستان درباره جزييات اين پرونده گفت: «كارآگاهان پس از بررسيهاي تخصصي و جمعآوري مستندات، به سرنخهايي درباره نقش همسر مقتول در اين جنايت دست يافتند.»او گفت: «با هماهنگي مقام قضايي، عمليات شناسايي و دستگيري متهمان انجام شد و همسر مقتول به همراه فرد ديگري كه در اجراي نقشه قتل نقش داشت، دستگير شدند.»رييس پليس آگاهي كردستان گفت: «متهمان پس از انتقال به پليس آگاهي و مواجهه با ادله و مستندات موجود، به ارتكاب جرم اعتراف كردند.»او گفت: «بررسيهاي انجام شده نشان داد همسر مقتول به دليل اختلافات خانوادگي كه طي چند سال ميان آنان وجود داشته، با پرداخت مبلغ يك ميليارد تومان، فردي را براي قتل همسرش اجير كرده است.»عبدي گفت: «فرد متهم در شرايطي كه قصد خروج از شهر سنندج و عزيمت به يكي از استانهاي ديگر را داشت، در خروجي شهر، توسط ماموران شناسايي و دستگير شد.»به گفته رييس پليس آگاهي كردستان، تحقيقات تكميلي پرونده با انجام بازسازي صحنه جرم و اقدامات تخصصي ادامه يافت و در نهايت هر دو متهم پس از تشكيل پرونده براي سير مراحل قانوني تحويل مراجع قضايي شدند.پرونده قتل زن جوان باغ ژاله سنندج، بار ديگر اهميت سرعت عمل، دقت و اشراف اطلاعاتي پليس در كشف جرايم پيچيده و از سوي ديگر خيانت و جنايت يك مرد را نشان داد؛ پروندهاي كه در آن يك جنايت طراحيشده پشت پرده اختلافات خانوادگي، با تلاش كارآگاهان جنايي به سرانجام رسيد و متهمان دراختيار دستگاه قضايي قرار گرفتند.
قتل برادرزاده به خاطر حسادت
چند روز قبل، گزارش مرگ مشكوك پسري جوان در يكي از بيمارستانهاي تهران به بازپرس ويژه قتل اعلام شد. با حضور تيم جنايي در بيمارستان مشخص شد مقتول جواني حدودا ۲۵ ساله است كه بر اثر اصابت ضربه چاقو به دستش و بريده شدن شريان حياتي و خونريزي شديد جان باخته است.تحقيقات تيم جنايي از همان دقايق نخست اعلام گزارش در بيمارستان كليد خورد. نخستين سرنخ كليدي اين پرونده، اظهارات مادر داغدار مقتول بود.او گفت: «پسرم داخل خانه بود كه با عمويش تلفني تماس گرفت و از او خواست براي صحبت درباره يك موضوع خانوادگي به مقابل خانه بيايد. وقتي برادرشوهرم رسيد، پسرم به مقابل در رفت. چند دقيقه بعد پسرم درحالي كه دستش به شدت خونريزي داشت خود را كشانكشان به داخل خانه رساند. در همان حال كه از حال ميرفت گفت كه با عمو درگير شدم و او با چاقو به من ضربه زد.»با افشاي اين حقيقت، بازپرس جنايي دستور بازداشت عموي مقتول را صادر كرد و او خيلي زود بازداشت شد. پسر جوان وقتي خبر مرگ برادرزادهاش را شنيد با چشماني اشكبار به ارتكاب جنايت اعتراف كرد و براي انجام تحقيقات بيشتر در اختيار ماموران اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفت.متهم گفت: «ما هميشه با هم كلكل داشتيم. برادرزادهام مدام به من حسادت ميكرد. حس ميكرد همه در فاميل به من احترام بيشتري ميگذارند و حرف مرا بيشتر قبول دارند. نه تنها فاميل، بلكه تصورش اين بود كه بچههاي محل، دوستان و آشنايان نيز مرا خيلي قبول دارند و او را ناديده ميگيرند. يك اتفاقي اين اواخر رخ داد كه حسادت او بيشتر از قبل، نسبت به من برانگيخته شد. مدتي قبل يكي از دوستانم به من زنگ زد و گفت با رقيب عشقياش دچار اختلاف شده و قرار دوئل عشقي گذاشتهاند. با او رفتم سر قرار كه متاسفانه، دوستم جان رقيب عشقياش را گرفت، چون نزاع منجر به قتل بود و من هم در آن شركت داشتم، به زندان افتادم. در مدتي كه زندان بودم، برادرزادهام بارها نزد خانواده مقتول رفت تا از آنها رضايت بگيرد و جان دوست قاتلمان را نجات بدهيم اما موفق نشده بود. بعد از مدتي، من كه نقشي در درگيري نداشتم، آزاد شدم و به سراغ خانواده مقتول رفتم و موفق شدم رضايت آنها را جلب كنم.»او گفت: «برادرزادهام از آن زمان كينه گرفته بود. اين كينه ادامه داشت تا اينكه روز حادثه تماس گرفت و گفت بيا جلوي در صحبت كنيم. وقتي رفتم، دوباره بحثهاي قديمي شروع شد. حين بحث، او چاقويي را به سمت من پرتاب كرد. من جا خالي دادم و چاقو را روي هوا گرفتم و گفتم خجالت بكش، ما فاميليم. رفتم سوار ماشين شوم و محل را ترك كنم، اما ماشينم استارت نخورد و روشن نشد. برادرزادهام به سمتم آمد و يقه مرا گرفت. من به شدت عصباني شده بودم، در همان وضعيت چاقو را به سمتش پرتاب كردم كه به دستش برخورد كرد. او دستش را گرفت و به داخل خانه رفت. چند ساعت بعد فهميدم خونريزي شديد داشته و در بيمارستان فوت كرده است.»