• 1405 سه‌شنبه 31 شهريور
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
بانک سپه fhk; whnvhj ایرانول بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6424 -
  • 1405 سه‌شنبه 31 شهريور

وقتی سازمان‌های بزرگ دیگر جعبه سیاه نباشند

یک هلدینگ عمومی با صد شرکت را تصور کنید. برای شناخت آن امروز باید صورتهای مالی، بودجه، گزارش حسابرس، قراردادها، پروژهها، منابع انسانی، مصوبات هیاتمدیره و اطلاعات شرکتهای زیرمجموعه را کنار هم گذاشت. مشکل الزاما فقدان این اطلاعات نیست؛ مشکل این است که رابطه میان آنها معمولا دیده نمیشود.

 حال تصور کنید دوقلوی دیجیتال سازمان بهتدریج به سیستم مالی، بودجه، خزانه، قراردادها، پروژهها، منابع انسانی، مصوبات و گزارشهای حسابرسی متصل شود و از آنها یک مدل واحد بسازد. آن وقت میتوان پرسید: چرا شرکت یا سازمانی سه سال است زیان میدهد یا به اهدافش نمیرسد؟ چرا هزینه یک پروژه دوبرابر پروژه مشابه شده؟ کدام شرکتها عملا کار مشابه انجام میدهند؟ چرا تعداد کارکنان واحدی افزایش یافته، اما خروجی آن تغییر نکرده؟ کدام مصوبات اجرا نشدهاند؟ کدام پرداخت از الگوی معمول فاصله دارد؟ و مهمتر از همه، سازمان کاری را که برای آن ایجاد شده، چقدر درست انجام میدهد؟

مهمتر از کشف فساد و تخلفممکن است وسوسه شویم چنین سیستمی را «سامانه هوشمند کشف فساد» بنامیم؛ اما این نام هم ظرفیت فناوری را کوچک میکند و هم دقیق نیست.

سازمانی میتواند بدون تخلف جدی، بسیار ناکارآمد باشد؛ ساختار غلط داشته باشد، چند واحدش یک کار را انجام دهند، داراییهایش بلااستفاده بماند یا پروژههای کمارزش را سالها ادامه دهد. بنابراین مساله بزرگتر، «کشف مساله» است. هوش مصنوعی در کنار چنین مدلی میتواند ناهنجاریها را شناسایی کند؛ مثلا قراردادی با شرایط غیرمتعارف یا افزایش ناگهانی یک هزینه. اما ناهنجاری الزاما تخلف نیست. سیستم باید بگوید «این مورد نیاز به بررسی دارد»، نه اینکه خود را همزمان حسابرس، بازپرس و قاضی بداند. قابلیت مهمتر DTO اما شبیهسازی است: اینکه پیش از اجرای یک اصلاح، آثار احتمالی آن را در مدل امتحان کنیم. اگر پنج شرکت یا سازمان ادغام شوند چه اتفاقی میافتد؟

اگر فعالیتی برونسپاری شود، هزینه و کیفیت خدمت چگونه تغییر میکند؟ اگر بودجه واحدی ۲۰ درصد کاهش یابد، کدام خدمت آسیب میبیند؟ اگر نهادی منحل شود، چه ماموریتی بدون متولی میماند؟ در اینجا دوقلوی دیجیتال از آینه سازمان به «آزمایشگاه تصمیمگیری» تبدیل میشود. شاید مساله ما در ایران کمبود اطلاعات نباشد؛ کمبود شناخت یکپارچه باشد. صورت مالی، بودجه، قرارداد، منابع انسانی، مصوبات و گزارش حسابرس هر کدام قطعهای از پازلند. DTO پیشنهاد میکند رابطه این قطعات را نیز مدل کنیم: عدد مالی را به فعالیت، فعالیت را به فرآیند، فرآیند را به مسوول، تصمیم را به مصوبه، مصوبه را به اجرا و همه اینها را در نهایت به ماموریت سازمان وصل کنیم. گزارش ۲۰۲۶ گارتنر نشان میدهد فناوری لازم برای حرکت در این مسیر دیگر صرفا تصوری آیندهنگرانه نیست. شاید اکنون زمان آن باشد که به نسل متفاوتی از DTO برای سازمانهای بزرگ دولتی، عمومی و هلدینگهای چندلایه ایران فکر کنیم؛ مدلی که هم اقتصاد سازمان را ببیند و هم ماموریت آن را، ناهنجاریها را برای بررسی انسانی علامتگذاری کند و پیش از اصلاحات بزرگ، امکان آزمودن آثار آنها را فراهم آورد.

دستاورد اصلی چنین فناوریای شاید نه «هوشمند کردن دولت»، بلکه چیزی سادهتر و مهمتر باشد: کوتاه کردن فاصله میان وجود مسائل و فهمیدن آن. سازمان بزرگ همیشه پیچیده خواهد بود. فناوری قرار نیست این پیچیدگی را از بین ببرد؛ اما میتواند بخش بیشتری از آن را قابل مشاهده کند و برای اصلاح سازمانهای بزرگ، شاید نقطه شروع همین باشد: اول بفهمیم داخل جعبه چه خبر است؛ بعد درباره تعمیرش تصمیم بگیریم.

پژوهشگر سیاستگذاری دولت الکترونیک

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون