• 1405 پنج‌شنبه 2 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6426 -
  • 1405 پنج‌شنبه 2 مهر

نگاهي به مستند «درختان كهنسال ايران»

قصه درختاني كه قرن‌ها ايستاده‌اند

فرزانه متين

 ايران، سرزميني است كه از هزاران سال گذشته گستره‌اي وسيع از گونه‌هاي گياهي را در خود جاي داده است؛ سرزميني كه در گوشه ‌و كنار آن درختاني وجود دارند كه شايد پيش از شكل‌گيري تمدن در اين سرزمين ريشه دوانده‌اند و زاد و ولد و مرگ انسان‌ها، آمد و رفت امپراتوري‌ها، بزرگ و كوچك شدن قلمروها و بسياري از اتفاقات تاريخي را ديده‌اند، اما همچنان پابرجا به رويش خود ادامه داده‌اند. مستند «درختان كهنسال ايران» كه اين روزها در اكران آنلاين براي مخاطبان قابل دسترس است، پرده از طبيعتي برمي‌دارد كه گاه قدمتش از حافظه مكتوب انسان‌ها نيز بيشتر است.
حميد كريلي در مقام كارگردان، محقق، نويسنده و حتي تصويربردار، به دليل علاقه شخصي‌اش كه به ساليان دور بازمي‌گردد، تلاش كرده مستندي بسازد كه نه‌تنها براي افرادي كه به طبيعت، درختان و محيط‌زيست علاقه‌مند هستند، بلكه براي بسياري از مخاطباني كه آگاهي چنداني نسبت به اين درختان قديمي ايران‌زمين ندارند نيز جذاب باشد. او در اين مسير صرفا به معرفي چند درخت كهنسال بسنده نكرده و تلاش كرده مخاطب را با بخشي از تاريخ طبيعي اين سرزمين مواجه كند؛ تاريخي كه معمولا در روايت‌هاي رسمي كمتر به آن پرداخته شده است. گوينده اين روايت واقعي، شهاب حسيني است؛ انتخابي كه به نظر مي‌رسد نشان از دقت كارگردان براي برقراري ارتباط با مخاطب دارد. استفاده از صداي يك هنرمند حاذق، دوست‌داشتني و محبوب، باعث شده روايت فيلم براي مخاطب غريبه نباشد. حسيني نيز بدون آنكه بخواهد بيش از اندازه بر متن و تصاوير غلبه كند، از پس اين نقش برآمده است. صداي او در كنار متن شاعرانه فيلم، حال‌ و هوايي تأمل‌برانگيز ايجاد مي‌كند و به مخاطب فرصت مي‌دهد با ريتمي آرام‌تر وارد جهان درختان شود.
باتوجه به اينكه گونه‌هاي درختان در ايران بسيار گسترده است، كريلي به دليل محدوديت زماني مستند، به معرفي شش گونه درخت پرداخته است؛ فيلمي كه تقريبا از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ وارد فاز توليد شده است. دوربين او در اين مسير به سراسر ايران سرك كشيده و به استان‌ها و آبادي‌هاي مختلف رفته است. دوربين در اين مستند صرفا ابزاري براي ثبت تصاوير نيست، بلكه خود داراي هويتي مستقل است؛ هويتي كه البته از روايت جداشدني نيست. هر دو در خدمت يكديگرند و همين همراهي باعث شده طبيعت در فيلم تنها يك پس‌زمينه براي روايت نباشد، بلكه به يكي از شخصيت‌هاي اصلي آن تبديل شود.
قصه «درختان كهنسال ايران» به شش گونه درخت ازجمله ارس، سرو «زيباي آزاد»، بنه «معشوق مهجور»، گردو «بخشنده خوش‌رو»، چنار «سايه‌سار نگار» و نوش «رعناي خاموش» سر مي‌زند و در استان‌ها و آبادي‌هاي مختلف، ويژگي‌هاي هر يك از اين درختان را باتوجه به انواع گوناگون‌شان در قاب تصوير به نمايش مي‌گذارد. درخت در اينجا تنها يك گونه گياهي نيست، بلكه موجودي است كه براي آن شخصيت و هويت درنظر گرفته مي‌شود.
حميد كريلي معتقد است كه درختان به نوعي داراي خودآگاهي هستند. فارغ از اينكه مخاطب با اين نگاه تا چه اندازه موافق باشد، زماني كه فيلم را مي‌بيند با مجموعه‌اي از حقايق و واقعيت‌هايي روبه‌رو مي‌شود كه پيش از آن از آنها اطلاعي نداشته است. شايد يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي فيلم نيز همين باشد كه تماشاي آن مي‌تواند حس كنجكاوي مخاطب را برانگيزد؛ اينكه بعد از پايان فيلم، تماشاگر بخواهد درباره تاريخ گياهان و درختان ايران بيشتر بداند و حتي به سراغ درختاني برود كه سال‌ها در نزديكي محل زندگي‌اش وجود داشته‌اند اما هيچ‌گاه به قدمت و اهميت‌شان فكر نكرده است. در واقع كارگردان با اين مستند ۱۱۱ دقيقه‌اي دست مخاطب را مي‌گيرد و او را وارد جهاني مي‌كند كه سال‌ها پيش از او وجود داشته و احتمالا سال‌ها پس از او نيز به حيات خود ادامه خواهد داد. اين نگاه زماني اهميت بيشتري پيدا مي‌كند كه بدانيم انسان معمولا تاريخ را از زاويه خودش روايت كرده است؛ جنگ‌ها، پادشاهان، سياستمداران، شهرها و بناها بخش مهمي از تاريخ مكتوب را تشكيل داده‌اند، اما درختان نيز در تمام اين سال‌ها شاهد خاموش همين اتفاقات بوده‌اند. آنها حرف نمي‌زنند، اما ماندگاري‌شان مي‌تواند نوع ديگري از روايت تاريخي را پيش روي ما بگذارد.
يكي از مواردي كه كريلي براي جذاب‌تر كردن مستندش استفاده كرده، در كنار گفت‌وگو با افراد حاذق و داراي مسووليت، صحبت‌هاي افراد محلي است؛ افرادي كه در هر منطقه داستان‌ها و روايت‌هايي را نقل مي‌كنند كه بي‌شك بخشي از تاريخ شفاهي يك سرزمين را شكل مي‌دهند. 
شايد بسياري از اين روايت‌ها جايي ثبت و ضبط نشده باشند، اما سينه به سينه منتقل شدن آنها باعث شده پيوندي ميان تاريخ و واقعيت شكل بگيرد.
از همان زماني كه تاريخ توسط مورخان به نگارش درآمد، نقل قول‌هاي چهره به چهره يا همان روايت‌هاي سينه به سينه، به‌خصوص پيش از آغاز صنعت نشر، نقش مهمي در انتقال اطلاعات و خاطرات داشته‌اند. فيلم نيز از همين ظرفيت استفاده مي‌كند و به روايت‌هاي محلي اجازه مي‌دهد در كنار اطلاعات علمي و تاريخي قرار بگيرند.
ازسوي ديگر، فيلم در مواجهه با درختان، آنها را صرفا به عنوان عناصر طبيعي و بخشي از جغرافياي ايران معرفي نمي‌كند، بلكه به آنها وجهي انساني مي‌دهد. اين نگاه شاعرانه، اگرچه ممكن است براي برخي مخاطبان بيش از اندازه احساسي به نظر برسد، اما در ساختار كلي فيلم كمك مي‌كند سوژه‌اي كه در نگاه اول شايد براي بسياري از مخاطبان خشك و تخصصي به نظر برسد، به موضوعي قابل لمس تبديل شود.  «درختان كهنسال ايران» درنهايت درباره درختان است، اما در لايه‌اي عميق‌تر درباره حافظه، زمان و ماندگاري نيز حرف مي‌زند؛ درباره موجوداتي كه بدون آنكه در هيچ جنگي شركت كرده باشند يا در هيچ كتاب تاريخي نامشان ثبت شده باشد، شاهد بخش بزرگي از تاريخ اين سرزمين بوده‌اند. شايد يكي از جذاب‌ترين نكات فيلم همين باشد كه مخاطب پس از تماشاي آن، ديگر به يك درخت كهنسال فقط به چشم يك درخت نگاه نكند.
درنهايت تماشاي اين مستند با صداي خاص و دلگرم‌كننده شهاب حسيني، همراه با متني شاعرانه و ارايه اطلاعاتي كه تاكنون مهجور مانده است، خالي از لطف نيست. 
«درختان كهنسال ايران» يادآوري مي‌كند كه تاريخ فقط آن چيزي نيست كه در كتاب‌ها نوشته شده است؛ گاهي كافي است كمي به اطرافمان نگاه كنيم تا بخشي از تاريخ را در قامت يك درخت، با ريشه‌هايي عميق در خاك و شاخه‌هايي رو به آسمان، ببينيم.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون