• 1405 شنبه 4 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6427 -
  • 1405 شنبه 4 مهر

ابهام ديپلماتيك و آينده امنيت منطقه‌اي

مرحله سوم بعد از توافق اسلام‌آباد، امريكا بخش قابل‌توجهي از تاسيسات و قابليت‌هاي نيروي دريايي ايران در منطقه بوشهر، هرمزگان، سيستان و بلوچستان را هدف قرار داده و اين امر چالش‌هاي قابل‌توجهي را براي آينده توان نظامي ايران ايجاد خواهد كرد.  نكته قابل‌توجه آنكه هر يك از اقدامات نظامي امريكا در سه مرحله تاريخي يادشده، در شرايطي انجام پذيرفت كه با ايران درگير مذاكره و ديپلماسي سازنده بوده است. در سه مرحله گذشته ايران در فضاي «ديپلماسي فريب» واقع شده و در نتيجه نشانه‌هايي از «غافلگيري راهبردي» را تجربه نمود. پرسش آن است كه مذاكرات نيويورك چه ماهيتي داشته و چه تاثيري در آينده ‌روابط كشورهاي درگير بحران منطقه‌اي و جنگ‌هاي تصاعديابنده جنوب غرب آسيا به‌جا مي‌گذارد؟

1. مذاكرات نيويورك و پيامدهاي آن- سنت‌هاي ديپلماتيك بيانگر اين واقعيت است كه رهبران سياسي كشورها در اجلاسيه مجمع عمومي سازمان ملل، برخي از ملاقات‌هايي را به انجام مي‌رسانند كه زمينه حل و فصل مشكلات سياسي و امنيتي را فراهم آورد.

واقعيت آن است كه ديپلماسي در حوزه روابط و سياست بين‌الملل ماهيت خنثي دارد. مهم‌ترين مساله در روند كنش ديپلماتيك معطوف به نتايج حاصل از مذاكرات مي‌باشد. دونالد ترامپ از مذاكرات سه ساعته صحبت به عمل آورد كه در نگرش مقامات امريكايي، نشانه‌هايي از كنش مثبت و سازنده را به همراه داشته است؛ مذاكراتي كه درباره موضوع و دستور كار آن هيچ صحبتي به عمل نيامده و در نتيجه ماهيت پر ابهام پيدا كرده است.  هم‌اكنون بسياري از رسانه‌ها و تحليلگران موضوعات سياست بين‌الملل و مناقشات منطقه‌اي اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه مذاكره داراي چه نشانه‌هايي بوده و درباره چه موضوعاتي صحبت به عمل آمده است. نكته جالب توجه آن است كه ميزان فشارها، محدوديت‌ها، تحريم‌ها و منازعات اعمال شده عليه ايران پس از موافقتنامه استانبول افزايش پيدا كرده و اين امر نشان مي‌دهد كه ايالات‌متحده از «تاكتيك جنگ كم‌شدت» براي محدودسازي قدرت ايران بهره گرفته است.

كشورهايي كه در روند جنگ و منازعه با محدوديت‌هاي اقتصادي، ديپلماتيك و راهبردي روبه‌رو مي‌شوند، طبعا بخشي از قدرت ملي خود را از دست داده و به گونه تدريجي در وضعيت فرسايش قرار مي‌گيرند. ديپلماسي نيويورك مي‌بايست مبتني بر دستورالعمل مشخصي باشد. هرگاه مذاكرات ماهيت مبهم داشته باشد، طبيعي است كه جريانات و گروه‌هاي سياسي رقيب در داخل كشور، موضوعات را براساس قالب‌هاي ادراكي خود تفسير نموده و اين امر به مفهوم آن است كه «ابهام ادراكي» بر ذهنيت اجتماعي، سياسي و امنيتي كشور غلبه پيدا مي‌كند. تجربه تلخ جمهوري اسلامي در دوران گذشته مبتني بر اين ذهنيت بوده كه مذاكرات در شرايطي شكل گرفته كه زمينه برخي از درگير‌ي‌ها را اجتناب‌ناپذير مي‌سازد.  به عبارت ديگر، مي‌توان نشانه‌ها و شرايطي را موردتوجه قرار داد كه ديپلماسي نه تنها نتايج مطلوبي براي ايران به همراه نداشته، بلكه جمهوري اسلامي را در وضعيت غافلگيري تاكتيكي نيز قرار داده است.  درك هر يك از اقدامات و كنش ايران و امريكا در شرايطي از اهميت برخوردار مي‌باشد كه پيامدهاي هر مرحله از مذاكرات مورد توجه قرار گيرد. امريكايي‌ها عموما از ديپلماسي فريب بهره گرفته و در همان شرايط بسياري از كارگزاران و فرماندهان ايراني را در وضعيت غافلگيري قرار داده‌اند. كنش ديپلماتيك صرفا در شرايطي سودمند و موثر مي‌باشد كه داراي خروجي مشخص براي هر يك از كشورهاي متبوعه باشد. هرگاه ديپلماسي صرفا براي ديپلماسي به انجام رسد، هيچ‌گونه مطلوبيتي براي كشورهايي مثل ايران نخواهد داشت.

هم‌اكنون پرسش آن است كه دستور كار ديپلماتيك ايران در نيويورك چه بوده است؟ چه همگوني بين مواضع و رويكرد ترامپ با انگاره‌هاي مطرح شده در مذاكرات وجود داشته است؟ اعمال تحريم‌هاي ثانويه عليه ايران كه توسط تمامي كشورهاي منطقه‌اي نيز مورد پذيرش قرار گرفته را مي‌توان براساس چه نسبتي با ديپلماسي نيويورك مورد توجه قرار داد؟ پاسخ به هر يك از پرسش‌هاي يادشده را مي‌توان محور اصلي سنجش موفقيت مذاكرات نيويورك دانست.

2. فراديپلماسي و آينده‌پژوهي كنش تاكتيكي امريكا - اگرچه در ايران هرگاه صحبت از ديپلماسي به عمل مي‌آيد، افراد و گروه‌هاي مختلف مبادرت به طرح پرسش‌ها و ادبيات متناقض مي‌نمايند و به نتيجه مذاكرات توجه چنداني ندارند، اما نگاه حرفه‌اي به ديپلماسي براساس نتايج و پيامدهاي آن مورد توجه و سنجش قرار مي‌گيرد. واقعيت آن است كه ديپلماسي يكي از ابزارهاي كنش رفتاري و آموزه‌هاي تاكتيكي كشورها محسوب مي‌شود. كشورهايي كه از طريق فرآيندهاي ديپلماتيك، هزينه نظامي را به حداقل برسانند، طبعا به مازاد راهبردي بيشتري نايل مي‌شوند. ‌جنگ و صلح تابعي از معادله ديپلماسي، قدرت، سياست و امنيت است. ناديده گرفتن هر يك از مولفه‌هاي ياد‌شده مي‌تواند چالش‌هايي را براي آينده سياسي كشورها به وجود آورد. متاسفانه در ايران عرصه ديپلماتيك به حوزه‌های دیگر نزول پيدا كرده است. در چنين شرايطي طبيعي است كه نتيجه كار ديپلمات‌ها براي امنيت ملي ايران در وضعيت ابهام قرار مي‌گيرد. هيچ فردي در برابر كنش و ضرورت‌هاي رفتار سياسي خود پاسخگو نبوده و درنتيجه آن، بيشترين هزينه براي امنيت ملي كشورها حاصل مي‌شود.  ضرورت‌هاي راهبردي براي هر كشوري ايجاب مي‌كند كه آنان درك دقيقي از قابليت‌هاي اثرگذار خود در حوزه نظامي، امنيتي و ديپلماتيك داشته باشند. ناديده گرفتن ديپلماسي به مفهوم آن است كه يكي از ابزارهاي قدرت بازيگران، كارآمدي و اثربخشي خود را از دست بدهد. نكته ديگر آن است كه ورود به عرصه ديپلماتيك نيازمند شناخت دقيق بازيگراني است كه اهداف متناقضي را پيگيري مي‌كنند. هرگاه ديپلمات‌ها و استراتژيست‌هاي واحدهاي سياسي درك دقيقي از ميزان قدرت، قابليت‌ و توانايي‌هاي خود داشته باشند و ازسوي ديگر، شناخت دقيقي نسبت به الگوي كنش رفتاري ساير بازيگران به دست آورند، در آن شرايط به نتايج و مطلوبيت‌هاي موثرتري نايل مي‌شوند.

نتيجه- واقعيت‌هاي مذاكرات نيويورك، نشانه‌هايي از ابهام را منعكس مي‌سازد. جامعه ايراني در فضاي مذاكرات نيويورك ارزيابي‌هاي متفاوت و متناقضي را به انجام رسانده‌ است. وضعيت تراژيك آن است كه ديپلماسي بيش از آنكه براساس ضرورت‌هاي منافع و امنيت ملي ايران مورد ارزيابي قرار گيرد، تابعي از رقابت‌ گروه‌هاي سياسي خواهد بود. هر يك از كارگزاران و جريان‌هاي سياسي عموما تلاش مي‌كنند تا قالب‌هاي ادراكي خود درباره حوادث و فرآيندها را به عرصه سياست خارجي و موضوعات راهبردي تعميم دهند. هنوز مشخص نيست كه آيا مذاكرات نيويورك با شرايط هفت‌گانه ايران چه نسبتي خواهد داشت؟ نكته دوم آن است كه چه بخشي از شرايط ايران مورد پذيرش ايالات‌متحده و اسراييل قرار خواهد گرفت؟ نكته سوم را مي‌توان در ارتباط با انتظارات و مطالبات ساير بازيگران نسبت به ايران دانست. آنچه در فضاي موجود سياست خارجي و كنش راهبردي ايران مشاهده مي‌شود، آن است كه نه تنها كنش عملياتي امريكا در يك ماه گذشته افزايش يافته، بلكه محاصره دريايي و تحريم‌هاي ثانويه ايالات‌متحده، چالش‌هاي فزاينده‌اي را براي عرصه اقتصاد، سياست و امنيت ملي كشور به وجود آورده است.  ضرورت‌هاي راهبرد بقا ايجاب مي‌كند كه عرصه تصميم‌گيري و سياستگذاري راهبردي در كشور بتواند نسبت به پيامدهاي هرگونه توافق يا عدم توافق، شناخت دقيقي داشته باشد، در غير اين صورت راهبرد فرسايش مي‌تواند چالش‌هاي امنيتي بيشتر و فراگيرتري را براي واحدهاي سياسي به وجود آورد. بسياري از نشانه‌هاي موجود بيانگر آن است كه سطح جديدي از كنش تاكتيكي ازسوي امريكا و اسراييل عليه ايران در حال ساماندهي است. محدودسازي ضريب كنش عملياتي را مي‌توان به عنوان يكي از ضرورت‌هاي بنيادين ديپلماسي و راهبرد امنيتي براي بقا  ساختاري در ايران دانست.

            استاد دانشگاه تهران

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون