• 1405 يکشنبه 5 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6428 -
  • 1405 يکشنبه 5 مهر

كاوه صباغ‌زاده در گفت‌وگو با « اعتماد» از تبعات حذف پروانه ساخت می‌گوید

آسیب‌شناسی سینمای زیرزمینی

​تينا جلالي

اين روزها سينماي زيرزميني و موضوع حذف پروانه ساخت، مناقشه‌برانگيزترين بحث ميان سينماگران و مسوولان سينمايي است، ‌از يك طرف فيلمسازان جواني كه فضاي ذهني و دغدغه‌هاي خود را در دنياي متفاوت از سينماي مرسوم دنبال مي‌كنند، اين گروه فيلم‌هايي مي‌سازند كه برآمده از واقعيات جامعه است و تلاش مي‌كنند در ساخته‌هايشان حرف مردم را بازگو كنند، از طرف ديگر سينماگراني كه اصرار به حذف پروانه ساخت دارند و مي‌خواهند مسووليت ساخته‌هايشان را خودشان بر عهده بگيرند. سوي ديگر اين ماجرا مسوولان سينما هستند كه ضمن احترام به سلايق مختلف هنوز نتوانسته‌اند خودشان را با ديدگاه فيلمسازان وفق بدهند. ما با كاوه صباغ‌زاده، كارگردان سينما در همين راستا گفت‌وگويي داشتيم كه پيش روي شماست.

 

    چه خبر از كار جديد؟ اگر اشتباه نكنم هفت سالي هست كه از سينما دور هستيد.

بله، اما چند وقتي مي‌شود فيلمنامه علمي- تخيلي به نام محشر صغري نوشتم كه به فارابي ارايه دادم و منتظر حمايت مالي آنها هستم.

    از چه نظر بايد حمايت دولتي داشته باشد؟

به لحاظ مالي بايد فيلمم حمايت شود، چون سرمايه‌گذار خصوصي الان يا براي فيلم كمدي سرمايه‌گذاري مي‌كند يا براي فيلم‌هايي با بازيگران چهره، اما جنس فيلم‌هايي كه من مي‌سازم نه كمدي است و نه تابع بازيگران چهره، به همين خاطر بهتر است كه حمايت دولتي داشته باشد و دست‌كم بخشي از بودجه فيلم از نهاد دولتي تامين شود بخشي ديگر را شايد بشود از طريق سرمايه‌گذار خصوصي تامين كرد.

    به سرمايه‌گذاري در مورد فيلم اشاره كرديد، فيلم اول شما «ايتاليا، ايتاليا» كه خيلي هم زمان اكران و هم نمايش در جشنواره سروصدا به پا كرد، فيلمي لوباجت بود كه اهالي سينما رفاقتي با شما در ساخت همكاري داشتند، آيا نمي‌شود ساختار فيلم‌هاي لوباجت در سينماي ايران بيشتر رواج پيدا كند، باتوجه به تورم و افزايش سرسام‌آور قيمت‌ها و دستمزدها و... ؟

به اين نكته دقت كنيم كه فيلمنامه‌ها فرق مي‌كند و همه را نمي‌توان لوباجت توليد كرد. فيلم «ايتاليا، ايتاليا» مربوط به 10 سال پيش و سال 1395بود، خاطرم هست كه اين فيلم با 400 ميليون آن زمان ساخته شد، فيلم هم خرج خودش را درآورد و هم سود كرد. ولي الان شرايط خيلي فرق كرده، آ‌دم‌هايي كه آن زمان با من رفاقتي و با قيمت پايين كار كردند ديگر اين كار را نمي‌كنند، چون الان فشار اقتصادي بر دوش اهالي سينما بسيار زياد است.

اين روزها واقعا نمي‌شود با بودجه پايين فيلم ساخت، البته شدني است، اما فيلم به اثري مهجور و فقير تبديل مي‌شود كه در اكران هم فقير و مهجور است، يعني بودجه براي تبليغ فيلم نيست. فيلم بازيگري كه مردم به خاطر آن به سينماها بيايند، ندارد، اصولا ساخت فيلم لوباجت فقط يك بار امكان ساختش براي فيلمساز، آن هم فيلم اولي ممكن است. البته اين را هم در نظر بگيريد كه فيلم لوباجت الان دست‌كم 10 ميليارد خرج دارد، اين رقم با 400 ميليون سال 95 فرق مي‌كند.

    بيشتر از اين منظر طرح شد كه با توجه به تورم و گران شدن سينما، امكان ساخت فيلم براي فيلمسازان بيشتري فراهم شود.

اينجا دو بحث مطرح است؛ اول اينكه فيلم لوباجت ساخته شود و دوم اينكه فيلم لوباجت ديده شود. فيلم لوباجت در ساختار هنر و تجربه به دليل محدوديت سالن‌ها و نوع تبليغات توسط اقليت مخاطب ديده مي‌شود، در حالي كه كارگردان دلش مي‌خواهد فيلمش ديده شود و بيشتر مخاطبان فيلم را ببينند، البته كه فيلم لوباجت ساختن كار بسيار سختي است، چون بايد كارگردان از بسياري از هزينه‌ها از انتخاب دوربين تا ميزانسن و لوكيشن مناسب و بازيگر و... كم كند و در ضمن نگران هم باشد كه اين كم كردن هزينه‌ها روي كيفيت فيلم تاثير نگذارد. ولي خودبه‌خود به فيلم لطمه وارد مي‌شود و فقر فيلم روي پرده خودش را نشان مي‌دهد و مخاطب متوجه مي‌شود كه سازندگان پول فيلم را نداشتند. اين را هم در نظر بگيريد فيلم لوباجت‌هايي كه در حال حاضر هم ساخته مي‌شود از سر اجبار است، چون فيلمساز به دليل بودجه پايين مجبور است كه از هزينه‌ها كم كند .

    اما بحثي كه اين روزها در سينما زياد مطرح است، حذف پروانه ساخت است. به عنوان فيلمساز نظر شما در اين باره چيست؟

بحث حذف پروانه ساخت از فيلم‌ها سال‌هاي زيادي است كه در سينما مطرح است، اما چند سالي است كه صورت رسمي پيدا كرده و توسط اهالي سينما پيگيري مي‌شود و نظر شخصي من هم اين است كه پروانه ساخت بايد از سينما حذف شود. واقعيتش اين است كه كشورهايي كه سينماي حرفه‌اي و صنعتي دارند پروانه ساخت ندارند، يكسري مجوزهاي قانوني براي ساخت فيلم لازم است از جمله، مجوز از شهرداري، مجوز از پليس و... اما اينكه شورايي بر اساس چارچوب‌هاي اعلام نشده مجوز صادر كند، اشتباه است و به نظرم در هيچ جاي دنيا نداريم. اما درباره پروانه نمايش بايد گفت كه سيستم سانسور در ايران با ديگر كشورهاي صاحب سينما بسيار فرق مي‌كند. سانسور در سينماي امريكا، هاليوود و سينماي اروپا هم وجود دارد و اصلا چيز غريبي نيست، با اين تفاوت كه در سينماي هاليوود دفترچه‌اي از طرف وزارت فرهنگ و سينماي امريكا (اسم رسمي سازماني آنجا را نمي‌دانم) منتشر مي‌شود و در اختيار تمام كمپاني‌ها و فيلمساز و تهيه‌كننده‌ها قرار مي‌گيرد و همه خطوط قرمز در آن مشخص مي‌شود.

    و هر سال اين دفترچه آپديت مي‌شود.

دقيقا، بر اساس شرايط آن سال و اينكه جامعه يك‌سال بزرگ‌تر شده است. دنيا يك‌سال پيشرفته‌تر شد، به‌روزرساني مي‌شود. دفترچه‌اي بسيار كامل كه يك نسخه آن را من حدود ده، دوازده سال پيش ديده بودم. خيلي جالب كه با رسم شكل، سانسور را نشان مي‌دهند، اگر بخواهم مثالي بزنم درباره فيلم رواني هيچكاك كه بسيار معروف است، در صحنه معروف زير دوش حمام كه قاتل به زن حمله مي‌كند، به هيچكاك گفته بودند اگر قرار است اين خانم زير دوش آب برهنه باشد اگر صحنه كلوزآپ باشد، درجه 13 سال به بالا مي‌توانند فيلم را ببينند، اگر صحنه مديوم‌شات باشد فيلم براي درجه 18 سال به بالاست ولي اگر اين صحنه را تمام قد فيلمبرداري كنيد افراد 20 سال به بالا فيلم را بايد با خانواده خود ببينند. يعني در امريكا يا ديگر كشورهاي صاحب سينما نمي‌گويند اين فيلم را نسازيد ولي درجه‌بندي كه بر فيلم مي‌گذارند باعث محدوديت در اكران مي‌شود نه ممنوعيت در اكران. يعني اول خانواده‌ها و مردم خودشان مراعات مي‌كنند و دوم محدوديت در اكران فيلم به وجود مي‌آورند.

    ولي در ايران توقيف مي‌كنند.

بله، ولي در كشورهاي صاحب سينما توقيف وجود ندارد، آنجا فيلمي كه بدترين صحنه‌ها را داشته باشد چه به لحاظ خشونت، حرف‌هاي ركيك و صحنه‌هاي جنسي، مصرف مواد مخدر و... حتما اجازه اكران پيدا مي‌كند، اما خود مردم به آگاهي و فرهنگ رسيده‌اند كه چه فيلمي را ببينند و چه فيلمي را نبينند و همچنين سالن‌هاي فيلم‌هاي مورددار را محدود مي‌كنند. در كشورهاي صاحب سينما، نتيجه توقيف يا ممنوعيت وجود ندارد، چون با سرمايه خودشان هيچ‌ وقت شوخي نمي‌كنند.

در پلتفرم‌هايي نظير نتفليكس هم وضع همين‌گونه است، نگهبان وجود ندارد، درجه رده‌بندي سني در ابتداي سريال‌ها مشخص شده و خانواده‌ها خودشان از فرزندانشان براي تماشاي اين سريال‌ها مراقبت مي‌كنند. ممنوعيت در پلتفرم‌هاي خارجي وجود ندارد، اما در ايران هيچ ‌وقت خط قرمزها و سانسورها مشخص نيست و بيشتر سليقه‌اي و تفسير سيستم و شوراي نظارت است و براساس شايعه‌هايي است كه فيلمسازان به خط قرمزها پي مي‌برند.

    يك بحث ديگر كه ميان سينماگران مطرح است اينكه مجوز و پروانه ساخت فيلم باعث مي‌شود، هنگام اكران فيلم، سخت‌گيري كمتر شود و سرمايه و هزينه به كار گرفته شده از بين نرود. نظر شما چيست؟

اين نظر اشتباه و صد درصد غلط است، براي اينكه نمونه‌هاي فراواني فيلم توقيف شده داريم كه همه پروانه ساخت داشتند، اما با توقيف فيلم، سرمايه سرمايه‌گذار به باد رفته، اگر پروانه ساخت تضميني براي اكران باشد قابل قبول است، اما متاسفانه مجوز ساخت اصلا تضمين نمايش فيلم نيست، مجوز ساخت بيشتر گول زدن و دروغ گفتن به فيلمساز است، چراكه وقتي فيلمي ساخته مي‌شود شورايي با نام پروانه نمايش سخت‌گيرتر فيلم را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد و انگار با شوراي مجوز ساخت، دشمني دارد و پروانه ساخت را اصلا قبول ندارد. در دو فيلم تجربه دارم كه اين نكات را مي‌گويم.

شوراي پروانه نمايش نظرات شوراي پروانه ساخت را اصلا قبول نداشت. «ايتاليا، ايتاليا» پروانه ساخت داشت، واو به واو فيلمنامه را ساختم نه از روي ترس‌، به اين دليل كه به فيلمنامه اعتقاد داشتم، اما شوراي پروانه نمايش ده‌ها ايراد به فيلم گرفت، ايرادهايي كه مربوط به ديالوگ‌هايي بود كه هنگام دريافت پروانه ساخت در فيلمنامه وجود داشت. در جوابم مي‌گفتند: «ما به شوراي مجوز ساخت كاري نداريم آنها هر نظري داشتند و هر چه گفتند براي خودشان بود.» خب اين چه كاري است كه براي دريافت مجوز ساخت وقت صرف كنيم.

    اما به نظر مي‌رسد انتشار دفترچه‌اي كه حاوي خطوط خط قرمز در سينماي ايران باشد راهگشاي بسياري از مشكلات سينما از جمله پروانه ساخت باشد.

دفترچه‌اي كه براي شوراي پروانه ساخت و پروانه نمايش با هم باشد و حرف هم را قبول داشته باشند. آخر خيلي مضحك است كه دو شورا در يك وزارتخانه باشند، اما حرف هم را قبول نداشته باشند. حتي يك شخص در شوراي پروانه نمايش به من گفته بود كه من كاري به حرف‌هاي شوراي پروانه نمايش هم ندارم بايد اين ديالوگ از فيلمت حذف شود، چون از بالا به آن گير دادند. در جواب گفتم كپي فيلم به دست كسي نرسيده چطور از بالا فيلمم را ديده‌اند. داشت دروغ مي‌گفت و مي‌خواست اعمال سليقه كند .

    در كنار اين بحث، يكسري هم از سينماگران هستند كه به سينماي زيرزميني روي آوردند.

با سينماي زيرزميني ارتباط برقرار نمي‌كنم.

    چرا؟

چون نشان‌دهنده شكاف عميق ميان سيستم و فيلمساز است. سينماي زيرزميني محصول تضاد بين سيستم و هنرمند است. سينماگر كار خودش را مي‌كند و قيد اكران و جشنواره و نگاه داخلي را مي‌زند براي اينكه به خواسته خودش برسد.

متاسفانه فيلم‌هاي زيرزميني ما با اينكه برايش زحمت زيادي كشيده مي‌شود، اما حاشيه از متن جلو مي‌زند و كيفيت ندارد. فيلم‌هاي زيرزميني عموما براي دور زدن سانسور ساخته مي‌شود. اصلا اشتباه نشود، به نظر من دور زدن سانسور هيچ اشكالي ندارد ولي به شرط اينكه فيلم به لحاظ ساختاري سينما باشد و مخاطب اول به فيلم توجه كند و بعد به حواشي.

    سينماي زيرزميني يعني ديده شدن و حاشيه، يعني آنچه نمي‌توان در سينماي رسمي گفت ولي خب به قول شما سينماي زيرزميني كه اين روزها مي‌بينيم، كيفيت ندارند.

ساده بگويم سينماي زيرزميني چند سال اخير سينما نيست، بيانيه و شعار سياسي است، يك‌جور مانيفست است، دهن كجي به سيستم است، فيلمساز با فيلمش به مسوولان مي‌گويد: ديدي از عهده‌اش برآمدم. اما به نظرم يك فيلم اول بايد سينما باشد بعد مي‌تواند حواشي هم داشته باشد. وظيفه فيلمساز دهن كجي و شعار دادن نيست، فيلمساز يا بايد مخاطب را سرگرم يا او را به فكر وادار كند و بدتر اينكه اين فيلم‌هاي زيرزميني تاثيرگذاري لازم را ندارند، انگار عصبانيت فيلمساز را مي‌رساند كه با فرياد خودش را خالي مي‌كند و بعد هم فراموش مي‌شود.

    در جشنواره‌هاي خارجي هم اين فيلم‌ها با استقبال مواجه مي‌شوند.

براي من به شخصه جشنواره مهم نيست، براي من مردم و اكران داخلي اهميت دارد.

    چه بايد كرد؟

به نظرم سيستم بايد خودش را با واقعيت‌هاي جامعه وفق دهد. جامعه ما بعد از اتفاقات 1401 كاملا متفاوت شده و خانم‌ها پوششان تعمدا عوض شده، نگاه خانواده‌ها تغيير كرده چه توقعي داريم كه همان آدم‌ها به سينما بيايند و از فيلم‌هايي كه با واقعيت جامعه همخوان نيست، استقبال كنند. من به فيلمساز حق مي‌دهم كه بخواهد واقعيت جامعه را نشان دهد، اما به شرط آنكه فيلم شعاري نباشد.

به نظرم سيستم بايد چشم‌هايش را باز كند و براي جامعه واقعي تصميم بگيرد و دست فيلمساز را باز بگذارد. آنچه در سينماي امروز مي‌بينيم لج و لجبازي بين سيستم و فيلمساز است. در نهايت هم به كوچ هنرمندان از ايران منجر مي‌شود .

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون