دانشگاه در ميانه دو تيغ
محسن برهاني
دانشگاه هميشه در زمانشناسي، مدعي بوده است كه در بزنگاههاي تاريخي بهترين انتخابها از سوي نخبگان دانشگاهي صورت ميگيرد. هيچ ترديدي نيست كه كشور ما ايران در يكي از حساسترين مقاطع تاريخي خويش قرار دارد و دشمنان اين مرز و بوم بعد از ناكامي فضاحتبار در تجاوز به كشور، چشم اميد به فضاي داخلي و التهابات دروني و خيابان دارند و يكي از مراكزي كه ميتواند خيابان را تحريك كند، دانشگاه و دانشجويان هستند. اينجاست كه وظيفه تاريخي دانشگاهيان در قبال «وطن» روشن ميشود. اگر وطن باارزشترين ارزشها در حيات اجتماعي است و هيچ حقي در حالت تزاحم با وطن، اهم محسوب نميشود و اگر دشمن غدار مترصد ضربهاي ديگر به كشور است و اگر آرامش دانشگاه پيامي روشن به دشمنان متجاوز محسوب ميشود، بر همگان فرض مسلم است كه از هرگونه تقابل و درگيري و تجمعي پرهيز كنند. صاحب اين قلم بارها و بارها بر حق دانشجويان بر اعتراض و تجمع و تعطيلي كلاس و... كه بخشي جداييناپذير از حيات دانشجويي است، تاكيد كرده، اما همه اين حقوق و ساير حقوق تنها زماني معنا دارد كه تماميت ارضي ايران در تهديد نباشد. اين نكته را نيز قبول دارم كه آنقدر از عبارت «موقعيت حساس كنوني» استفاده شده كه ديگر اين كليشه، كليشهاي بيمعنا و تكراري و بيتاثير شده است. اما انصافا به قول معروف «اين تو بميري از آن تو بميريها نيست!» اين موقعيت براي ايران و ايرانيان در ۵۰۰ سال اخير اتفاق نيفتاده است؛ صريحا ما را به نابودي تمدن و نابودي ايران و بازگرداندن به عصر حجر و پاره پاره كردن كشور تهديد ميكند و اين تهديدات، توهمات يا فريبهاي رسانهاي نيست و حقيقتي است خارجي كه در ماههاي اخير با پوست و گوشتمان آن را حس كرديم. دانشجويان عزيز بايد مراقب باشند كه هيچ صداي دشمنشادكني از فضاي دانشگاه شنيده نشود حتي اعتراضهاي بحق صنفي در روزهای بازگشايي دانشگاه به چندصدايي در دفاع از ميهن تفسير و رسانهها با بزرگنمايي در پي تزلزل در انسجام ملي در برابر متجاوزان خواهند بود. بازگشايي دانشگاهها و برگزاري كلاسها به صورت حضوري مطلوب همگان است و كلاسهاي مجازي به هيچ نميارزد، اما بايد مراقب بود كه زحمات اولياي امر با اقدامات دانشجويان در زمان نامناسب نقش برآب نشود. دو گروه به دنبال ايجاد تشنج در دانشگاه خواهند بود: گروه اول، تندروهاي داخلي كه به دنبال تسويه حساب با دانشگاه و وزارت علومند واز شهوت اخراج دانشجويانشان ارضا نشده اند و ميخواهند با به هم ريختن دانشگاه به همه اثبات كنند كه تحليلهايشان درست است و برخورد با دانشجويان بايد سختتر باشد و حتي بالاتر بر اين باورند كه دانشگاهها نبايد به صورت حضوري باشد و وضعيت مطلوب همان وضعيت از اسفند تا امروز و تعطيلي دانشگاههاست. گروه دوم، بيوطناني كه طرفدار مداخله خارجي هستند و براي متجاوزان سوت و كف ميزدند. براي اين جماعت مصلحت دانشگاهيان هيچ ارزشي ندارد و فقط التهاب، هدف نهايي است. جالب آنكه اخراج دانشجويان مطلوب هر دو جريان است، چراكه اولي، زهرچشم طلب ميكند و دومي به دنبال قرباني گرفتن از ميان دانشجويان و مرثيهسرايي و تحريك فضاست. تلاشهاي فراواني شد كه تا پيش از شروع سال تحصيلي، دهها نفر دانشجو اخراج شوند، اما با تحمل فشارهاي فراوان اين تعداد بسيار كاهش يافت. آرامش فضاي دانشگاه، امكان بازگرداندن دانشجويان تعليقي را فراهم ميكند و التهاب فضا، نه تنها چنين امكاني را منتفي ميكند، بلكه دانشجويان در شرف تعليق را نيز در خطر قرار ميدهد و بيشك هيچ دانشگاهي دغدغهمندي نميتواند مسووليت تحميل چنين رنجي را برعهده گيرد. قطعا اكثريت قريب به اتفاق دانشجويان هيچ گرايشي به اين دو جريان ويرانيطلب ندارند و با بازگشايي دانشگاهها اثبات خواهند كرد كه خطشان از خط تندروهاي زماننشناس جداست. بايد همه ما دانشگاهيان مراقب باشيم و اجازه ندهيم اعتراضات بحق، به نتايج سوء منجر شود و مورد سوءاستفاده قرار گيرد و در اين ميان تنها و تنها گفتوگو كارساز است و آزادي پس از بيان.