پزشكيان در سازمان ملل؛ صداي ايرانِ استوار و دستِ ايرانِ گشوده به جهان
امير ستاريسراي
سخنراني امسال رييسجمهور در مجمع عمومي سازمان ملل را نميتوان صرفا يك نطق رسمي و تشريفاتي دانست. اين سخنراني در شرايطي ايراد شد كه ايران در يكي از پيچيدهترين مقاطع سياست خارجي خود قرار دارد؛ جنگ و تهديد نظامي، مناقشه هستهاي، فشارهاي اقتصادي و تحريمها و بحران اعتماد ميان ايران و غرب، فضاي منطقه و جهان را تحت تأثير قرار داده است. در چنين شرايطي، پزشكيان تلاش كرد تصويري روشن از ايران ارايه كند؛ ايراني كه بر حقوق و امنيت خود ميايستد، اما درهاي گفتوگو را نيز نميبندد.شايد بتوان پيام اصلي سخنراني او را در يك عبارت خلاصه كرد: ايران ميتواند استوار باشد و در همان حال، دست خود را براي گفتوگو به سوي جهان دراز كند.در سالهاي گذشته، گاه چنين تصور شده است كه ميان «مقاومت» و «مذاكره» بايد يكي را انتخاب كرد؛ يا بايد قدرتمند بود يا اهل تعامل. پزشكيان در سخنان خود تلاش كرد اين دوگانه را كنار بزند. او از قدرت دفاعي ايران سخن گفت، اما تصريح كرد كه اين قدرت براي تجاوز و سلطه نيست؛ براي دفاع از كشور است. همزمان تأكيد كرد كه ايران براي دفاع از خود از كسي اجازه نميگيرد، اما براي صلح نيز از مذاكره نميگريزد.اين شايد يكي از مهمترين وجوه سخنراني پزشكيان باشد: مذاكره را در برابر اقتدار قرار نداد.اصلاح در سياست خارجي نيز دقيقا از همين نقطه آغاز ميشود. اصلاح به معناي چشم پوشيدن از منافع ملي، ناديده گرفتن امنيت كشور يا پذيرش فشار خارجي نيست. معناي آن، ترجيح عقلانيت بر هيجان، ديپلماسي بر بنبست و منافع ملي بر منازعات جناحي است. كشوري كه از قدرت خود براي دفاع استفاده ميكند، الزاما كشوري جنگطلب نيست؛ همانگونه كه كشوري كه مذاكره ميكند، الزاما از مواضع خود عقبنشيني نكرده است.در اين ميان، موضع پزشكيان درباره پرونده هستهاي اهميت ويژهاي دارد. او از يكسو بر حق ايران براي استفاده صلحآميز از فناوري هستهاي تأكيد كرد و از سوي ديگر سلاح هستهاي را راه تأمين امنيت ندانست. مهمتر آنكه راهحل مساله هستهاي را نه در ميدان جنگ، بلكه در توافقي دانست كه هم نگرانيهاي واقعي جامعه جهاني را پاسخ دهد و هم حقوق ايران را حفظ كند. اين نگاه، در واقع بازگرداندن مساله هستهاي به مسير ديپلماسي است.مذاكره زماني معنا دارد كه قرار نباشد يك طرف صرفا شروط خود را تحميل كند و طرف ديگر آنها را بپذيرد. مذاكره يعني يافتن نقطهاي كه در آن، ضمن حفظ منافع و حقوق ملي، امكان كاهش تنش و ساختن يك توافق پايدار فراهم شود. پزشكيان با باز گذاشتن اين مسير، نشان داد كه «مذاكره» را مترادف «تسليم» نميداند.از سوي ديگر، سخنان او درباره قدرت ملي نيز قابل تأمل بود. قدرت يك كشور فقط در توان نظامي آن خلاصه نميشود. اقتصاد قدرتمند، جامعه برخوردار، دانشگاه و فناوري پيشرفته، ديپلماسي فعال و سرمايه اجتماعي نيز اجزاي قدرت ملياند. چه بسا كشوري كه بتواند با ديپلماسي از يك جنگ جلوگيري كند، به اندازه كشوري كه توان مقابله نظامي دارد، از قدرت برخوردار باشد.از همين منظر، يكي از مهمترين وظايف دولت پزشكيان آن است كه مفهوم «قدرت» را از قدرت سخت فراتر ببرد و آن را به توسعه، رفاه و امنيت پايدار مردم پيوند بزند.در بخش ديگري از سخنراني، پزشكيان به مساله فلسطين و غزه پرداخت و آن را در چارچوب عدالت، حقوق انساني و مسووليت جامعه جهاني مطرح كرد. فارغ از اختلافات سياسي درباره راهحل نهايي مناقشه فلسطين، يك اصل روشن است: جان غيرنظاميان نبايد قرباني جنگ و رقابتهاي سياسي شود. دفاع از حقوق انسانها زماني معنا دارد كه اين حقوق براي همه انسانها و بدون معيارهاي دوگانه محترم شمرده شود.اما اهميت سخنراني پزشكيان فقط در مواضعي كه درباره امريكا، اسراييل، فلسطين يا برنامه هستهاي بيان كرد خلاصه نميشود. اهميت بزرگتر آن شايد در تصويري باشد كه از نسبت ايران با جهان ارايه كرد.پزشكيان تلاش كرد بگويد ايران نه خواهان انزواست و نه حاضر است استقلال خود را معامله كند.اين همان نقطهاي است كه سياست خارجي اصلاحطلبانه ميتواند معناي واقعي خود را پيدا كند: استقلال بدون انزوا، تعامل بدون وابستگي و قدرت بدون ماجراجويي.«وفاق» نيز اگر قرار باشد از يك شعار سياسي فراتر برود، نميتواند فقط در داخل كشور معنا داشته باشد. همان منطقي كه در داخل بر گفتوگو، كاهش شكافها و استفاده از ظرفيتهاي مختلف تأكيد ميكند، در سياست خارجي نيز ميتواند به معناي گفتوگو با جهان، كاهش تنش و استفاده از فرصتهاي ديپلماتيك باشد.ايران براي عبور از شرايط دشوار كنوني به هر دو نياز دارد: وفاق در داخل و تعامل در خارج.البته سخنراني، هرچقدر قوي باشد، به تنهايي سياست خارجي نميسازد. ارزش واقعي اين سخنان زماني آشكار خواهد شد كه به ديپلماسي موثر، توافقهاي قابل اجرا، كاهش تنش و در نهايت به بهبود شرايط اقتصادي و امنيتي مردم منجر شود. دفاع از سخنراني پزشكيان نبايد به معناي چشم پوشيدن از دشواريهاي پيش رو باشد؛ بلكه بايد دولت را به تحقق همان وعدهاي فرابخواند كه در سازمان ملل بر آن تأكيد كرد: قدرت براي دفاع و مذاكره براي صلح.سخنراني پزشكيان را ميتوان تلاشي براي شكستن يك دوگانه قديمي دانست؛ دوگانهاي كه سالها سياست خارجي ايران را ميان «تقابل» و «تسليم» محدود كرده است. راه ديگري نيز وجود دارد: ايران ميتواند روي پاي خود بايستد، از حقوق خود دفاع كند، قدرت دفاعي داشته باشد و در همان حال، با جهان گفتوگو كند. ايرانِ استوار، الزاما ايرانِ منزوي نيست. ايرانِ مقتدر، ميتواند ايرانِ اهل گفتوگو نيز باشد.و شايد مهمترين پيام سخنراني پزشكيان در سازمان ملل همين باشد: براي صلح، نبايد از قدرت خود دست بكشيم و براي قدرت نيز نبايد صلح را فراموش كنيم.