• 1405 يکشنبه 5 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6428 -
  • 1405 يکشنبه 5 مهر

قرارداد؛ از سند توافق تا ابزار مديريت ريسك

چگونه قرارداد مي‌تواند پيش از وقوع بحران بخشي از ريسك معامله را مديريت كند؟

سينا بني‌زماني|در يك اقتصاد پرنوسان، بسياري از مشكلات قراردادها نه زماني كه اختلاف ايجاد مي‌شود، بلكه ماه‌ها قبل و هنگام طراحي قرارداد شكل گرفته‌اند. وقتي نرخ ارز تغيير مي‌كند، هزينه تامين كالا افزايش مي‌يابد، پرداخت‌ها با مشكل مواجه مي‌شود يا وضعيت مالي طرف مقابل تغيير مي‌كند، ديگر صرفا اين پرسش مطرح نيست كه «چه كسي تخلف كرده است؟»؛ پرسش مهم‌تر اين است كه آيا قرارداد از ابتدا براي مواجهه با اين تغييرات طراحي شده بود؟ اين همان نقطه‌اي است كه نقش وكيل از ارايه خدمات حقوقي واكنشي به مداخله فعال و پيشگيرانه در مديريت ريسك تغيير مي‌كند. در الگوي سنتي، وكيل اغلب زماني وارد معامله مي‌شود كه مشكل ايجاد شده است: چك برگشت خورده، وجه پرداخت نشده، كالا تحويل نشده يا يكي از طرفين قرارداد را نقض كرده است. در اين مرحله، وكيل مي‌تواند از حقوق موكل دفاع كند؛ اما بسياري از گزينه‌هايي كه مي‌توانستند از ابتدا براي مديريت ريسك طراحي شوند، ديگر وجود ندارند. وكيل فعال اما پيش از تنظيم قرارداد مي‌پرسد: مهم‌ترين ريسك‌هاي اين معامله چيست؟ چه كسي بايد آنها را تحمل كند؟ تا چه اندازه مي‌توان اين ريسك را پذيرفت؟ و اگر ريسك تحقق پيدا كرد، چه گزينه‌هايي براي واكنش باقي خواهد ماند؟ از اين منظر، قرارداد فقط سند ثبت توافق طرفين نيست؛ يكي از ابزارهاي مديريت ريسك معامله است.

1. ريسك اطلاعات: آيا واقعيت معامله را مي‌شناسيم؟

بخشي از ريسك معاملات ناشي از نداشتن اطلاعات كافي درباره طرف مقابل يا موضوع معامله است. ممكن است خريدار از بدهي‌هاي پنهان يك شركت، دعاوي موجود عليه آن، وضعيت مجوزهاي فعاليت يا تعهدات قبلي آن اطلاع نداشته باشد. اين همان چيزي است كه مي‌توان از آن به عنوان ريسك اطلاعات ياد كرد: تصميم تجاري برمبناي اطلاعات ناقص، نادرست يا افشا نشده‌. در اينجا ابزار قراردادي مي‌تواند اين ريسك را تا حد زيادي مديريت كند. براي مثال، در معاملات
حرفه‌اي از ساز و كارهايي مانند اظهارات و تضمين‌هاي قراردادي (Representations and Warranties) استفاده مي‌شود؛ يعني طرف معامله درباره وضعيت‌هاي مشخصي، مانند نبود بدهي پنهان، صحت اطلاعات مالي، مالكيت دارايي‌ها، اعتبار مجوزها يا نبود دعاوي مهم، اظهارات معيني ارايه مي‌كند و در صورت نادرست بودن آنها، مسووليت قراردادي متناسبي ايجاد مي‌شود. در كنار آن، تعهد به افشا (Disclosure Covenants) مي‌تواند طرف مقابل را مكلف كند اطلاعات مشخصي را پيش از معامله يا در طول اجراي آن ارايه كند. بنابراين، قرارداد در اينجا فقط نمي‌گويد «طرفين چه تعهدي دارند»؛ بلكه كمك مي‌كند مشخص شود چه اطلاعاتي بايد پيش از تصميم‌گيري دراختيار طرفين باشد و اگر اطلاعات اساسي نادرست بود، چه پيامدي ايجاد شود.

2. ريسك مالي: اگر ريسك تحقق پيدا كرد، چه كسي هزينه آن را مي‌پردازد؟

همه ريسك‌ها را نمي‌توان حذف كرد. مساله مهم اين است كه اگر يك ريسك تحقق پيدا كرد، هزينه اقتصادي آن برعهده چه كسي باشد و تا چه ميزان باشد. اين همان ريسك مالي است: احتمال اينكه يك رويداد يا تعهد پيش‌بيني‌ نشده، زيان مالي قابل‌توجهي براي يكي از طرفين ايجاد كند. يكي از ابزارهاي مهم براي مديريت اين ريسك، تعهد جبران خسارت (Indemnity) است. براي مثال، اگر احتمال وجود بدهي مالياتي مربوط به دوره قبل از معامله وجود داشته باشد، مي‌توان در قرارداد مشخص كرد كه در صورت مطالبه آن بدهي، فروشنده مكلف به جبران هزينه و زيان خريدار باشد. در كنار آن، محدوديت مسووليت (Limitation of Liability) مي‌تواند ميزان مسووليت قراردادي را، در حدود مجاز قانوني، مشخص كند؛ براي مثال با تعيين سقف مسووليت، مدت طرح ادعا يا مواردي كه از محدوديت مسووليت مستثنا هستند. همچنين ابزارهايي مانند نگهداشت (Retention) مالكيت مبيع يا بخشي از ثمن، تضمين، پرداخت مرحله‌اي يا ساز و كارهاي مشابه مي‌توانند به اين كاركرد كمك كنند. در نتيجه، مديريت ريسك مالي صرفا به اين معنا نيست كه در قرارداد بنويسيم كدام طرف قراردادي مسوول است. قرارداد بايد تا حد امكان مشخص كند ريسك مالي چگونه تخصيص پيدا مي‌كند، سقف آن چيست و در صورت تحقق، چگونه جبران يا تضمين خواهد شد.

3. ريسك تغيير شرايط: اگر شرايطي كه قرارداد براساس آن منعقد شد تغيير كرد، چه كنيم؟

دسته مهم ديگري از ريسك‌ها، تغيير شرايط پس از انعقاد قرارداد است. در اقتصاد پرنوسان، ممكن است نرخ ارز، هزينه مواد اوليه، مقررات، امكان انتقال پول يا شرايط تامين كالا به‌گونه‌اي تغيير كند كه اجراي قرارداد با فرض‌هاي اوليه متفاوت شود. اين وضعيت را مي‌توان ريسك تغيير شرايط دانست: احتمال اينكه تغيير مهمي پس از انعقاد قرارداد، تعادل اقتصادي يا امكان عملي اجراي توافق را تحت‌تاثير قرار دهد. در اينجا نيز قرارداد مي‌تواند از ابتدا براي سناريوهاي مشخص، ساز و كار واكنش ايجاد كند. براي مثال، شرط تعديل قيمت مي‌تواند در صورت تغيير شاخص يا هزينه‌هاي معين، قيمت را تعديل كند. شرط مذاكره مجدد مي‌تواند طرفين را در شرايط مشخص وارد فرآيند بازنگري قرارداد كند. شرط تعليق يا سازوكارهاي قراردادي مربوط به فورس‌ماژور نيز مي‌توانند براي برخي موانع اجراي تعهدات مورد استفاده قرار گيرند. در برخي قراردادها نيز مي‌توان براي تغييرات اساسي، شرايط خاتمه يا خروج را پيش‌بيني كرد. البته اين به معناي آن نيست كه هر افزايش هزينه يا تغيير اقتصادي بايد موجب تغيير قرارداد شود. نكته اصلي اين است كه آستانه تغيير، پيامد آن و ساز و كار واكنش، تا حد امكان از ابتدا طراحي شود. به اين ترتيب، قرارداد فقط براي شرايط عادي نوشته نمي‌شود، بلكه براي زماني نيز طراحي مي‌شود كه شرايط از فرض‌هاي اوليه فاصله گرفته است.

از تكنيك‌هاي خارجي تا راه‌حل‌هاي ايراني

شناخت اين تكنيك‌ها در نظام‌هاي حقوقي ديگر مي‌تواند براي وكيل ايراني مفيد باشد، اما هدف نبايد ترجمه اصطلاحات و وارد كردن آنها به قراردادهاي ايراني باشد. براي مثال، تعهد جبران خسارت، محدوديت مسووليت، شرط تغيير نامطلوب اساسي يا سازوكار مواجهه با دشواري اجراي قرارداد، هر كدام كاركرد حقوقي و اقتصادي مشخصي دارند. آنچه اهميت دارد، شناخت اين كاركرد و بررسي امكان بازسازي كاركرد آنها با استفاده از قواعد، نهادها و ظرفيت‌هاي معتبر حقوق ايران است. به اين معنا، قرارداد ايراني نبايد نسخه فارسي‌ شده يك قرارداد انگليسي باشد، بلكه بايد با منطق حقوقي ايران، همان دقت مورد نياز براي شناسايي، تخصيص و مديريت ريسك را ايجاد كند.

قرارداد براي روز بحران

هيچ قراردادي نمي‌تواند آينده را پيش‌بيني كند، اما مي‌تواند تعيين كند كه اگر آينده متفاوت از انتظار طرفين بود، چه گزينه‌هايي باقي بماند. آيا مي‌توان درباره قيمت مذاكره مجدد كرد؟ آيا مسير ديگري براي پرداخت وجود دارد؟ آيا تضمين كافي براي ريسك مالي وجود دارد؟ آيا امكان تعليق يا خاتمه قرارداد پيش‌بيني شده است؟ آيا در صورت تحقق يك ريسك، مسير جبران خسارت روشن است؟ اين پرسش‌ها نشان مي‌دهد كه قرارداد بخشي از مديريت ريسك بنگاه است نه صرفا سندي براي اثبات توافق. درنتيجه، نقش فعال وكيل در اقتصاد پرريسك، نوشتن قراردادهاي طولاني‌تر نيست؛ طراحي روابطي است كه در برابر تغيير شرايط، بنگاه را بدون گزينه نگذارد. قرارداد خوب قراردادي نيست كه فقط براي روزهاي خوب نوشته شده باشد؛ قراردادي است كه براي روزي كه شرايط تغيير مي‌كند نيز پاسخي در خود داشته باشد.

وكيل دادگستري

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون