تحريمهاي هوايي سوت پايان فوتبال ايران را ميكشند؟
بحران در آسمان
تاريخ ورزش ايران به ياد ندارد كه ديپلماسي پرواز تا اين اندازه بر سرنوشت مستطيل سبز سايه انداخته باشد. از روز چهارشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ شوك بزرگي به صنعت هوانوردي كشور وارد شد. امريكا با اعلام تحريمهاي جديد عليه شركتهاي هوايي آسمان ايران را در يك محاصره نانوشته قرار داد، اما پيامد اين تصميم سياسي حالا فراتر از حمل و نقل عمومي به كابوسي براي فوتبال باشگاهي ايران در رقابتهاي ليگ نخبگان و ليگ قهرمانان آسيا بدل شده است.
تصوير وضعيت فعلي روشن است: آسمان امارات و عراق و عمان و چند كشور ديگر به روي پروازهاي ايراني بسته شده و حتي مسيرهاي ترانزيتي تاجيكستان هم ديگر امن و در دسترس نيستند. اين يعني باشگاههاي پرطرفدار ما براي حضور در ميادين بينالمللي ديگر با يك سفر ساده روبهرو نيستند، بلكه با يك پروژه لجستيكي پيچيده و فرساينده مواجه شدهاند كه عملا توان جسماني بازيكنان را قبل از سوت آغاز مسابقه به يغما ميبرد.
استقلال نماينده ايران در ليگ نخبگان قرباني نخست اين چيدمان تحميلي است. آبيپوشان كه بايد ۲۰ مهرماه در قطر به مصاف الغرافه بروند حالا در بنبستي گرفتار شدهاند كه مديران باشگاه را وادار به ارسال نامهاي اضطراري به كنفدراسيون فوتبال آسيا كرده است. وقتي پرواز مستقيم به قطر وجود ندارد بازيكنان بايد با سفرهاي غيرمستقيم، زمان طلايي ريكاوري و تمرين را در سالنهاي ترانزيت فرودگاهها سپري كنند. در اين شرايط مسافتهاي طولاني خستگي مفرط و به هم خوردن چرخه خواب و استراحت رقيبي سختتر از بازيكنان حريف براي نمايندگان ايران خواهد بود.
اما ماجرا براي تيم تراكتور پيچيدهتر است! سرخپوشان تبريزي بايد براي ميزباني از الشمال قطر در مسقط (عمان) به ميدان بروند. تراكتور عملا در يك چرخه بيپايان جابهجايي اسير شده است: خروج از ايران، رسيدن به عمان براي مسابقه بازگشت به ايران براي بازي ليگ برتر مقابل ملوان در انزلي و دوباره خروج براي جدال با العين امارات. اين يعني تيم بايد بخش عمدهاي از انرژي خود را به جاي زمين تمرين در راهروهاي فرودگاههاي كشورهاي واسط يا مسيرهاي احتمالا زميني صرف كند.
در اين ميان وضعيت باشگاه گلگهر سيرجان هم بسيار نگرانكننده است. برنامه بازيهاي اين تيم شبيه به يك معماي رياضي است. از بحرين تا تهران و از آنجا به تاجيكستان و تركمنستان.
حال در چنين شرايطي وقتي مسيرهاي هوايي اصلي بسته شدهاند، راهكارهاي پيشنهادي مانند خروج زميني از مرزها و سپس پرواز از تركيه يا ساير كشورهاي همسايه نه تنها هزينههاي سرسامآوري روي دست باشگاهها ميگذارد چه بسا ريسك مصدوميت بازيكنان بر اثر فشارهاي سفر را به شدت افزايش ميدهد.
در اين وضعيت كه حالا به نقطه جوش رسيده اگر راهحل عاجلي براي تسهيل پروازهاي ورزشي انديشيده نشود، ماجرا فقط در بحث خستگي باقي نميماند. خطر اصلي كنار گذاشته شدن تيمهاي ايراني به دليل عدم حضور به موقع در مسابقات يا انصراف اجباري به دليل شرايط غيرانساني سفر است.
فوتبال زبان مشترك ملتهاست، اما گويا امروز ديوار تحريمها اين زبان را هم در گلو خفه كرده است. حالا پرسش اينجاست كه آيا فدراسيون فوتبال و وزارت ورزش ميتوانند با ديپلماسي ورزشي راهي به آسمانهاي بسته پيدا كنند يا بايد منتظر حذف تيمهاي ايراني از آسيا باشيم؟