لرستان را نميتوان صرفا يكي از استانهاي كشور دانست؛ اين سرزمين بخشي از حافظه تاريخي، فرهنگي و تمدني ايران است؛ سرزمين زنان و مردان تاريخسازي كه در بزنگاههاي مهم، نام خود را در حافظه اين سرزمين ثبت كردهاند؛ سرزمين آريوبرزنهاي لر كه همواره در پاسداشت و دفاع از ايران پيشقدم بودهاند.
همين روحيه در دوران دفاع مقدس نيز خود را نشان داد. به تعبير رهبر شهيد انقلاب، حضرت امام خامنهاي (قدسسره)، «رزم فرزندان لر بيش از آنكه شنيدني باشد، ديدني است». جواني كه ديروز در ميدان دفاع از كشور ايستاد، امروز ميتواند در ميدان اقتصاد، علم، فناوري، توليد و كارآفريني نيز نقشآفرين باشد.
از همين منظر، نسل Z لرستان خود را صرفا وارث گذشته نميداند؛ بلكه خود را مسوول ساختن آينده ميداند. مطالبه اين نسل آن است كه همانگونه كه نسلهاي پيشين سهم خود را در دفاع از كشور ايفا كردند، امروز نيز فرصت حضور در ميدان پيشرفت كشور را داشته باشد.
ظرفيتهايي كه هنوز به فرصت تبديل نشدهاند
مساله امروز لرستان، كمبود ظرفيت نيست؛ مساله، تبديل نشدن ظرفيتها به فرصتهاي پايدار اقتصادي براي مردم و بهويژه نسل جديد است. لرستان حدود ۱.۷ درصد مساحت و ۲.۲ درصد جمعيت كشور را در خود جاي داده، اما از سهم ۱۲ درصدي منابع آبهاي جاري، ۲ درصدي ذخاير سنگ و 5.5 درصد اراضي كشاورزي كشور برخوردار است. طبيعت كمنظير، آبشارها، آثار تاريخي و ظرفيتهاي باستانشناختي نيز اين استان را در شمار مناطق داراي مزيتهاي واقعي براي توسعه قرار داده است. اما براي نسل Z سوال اساسي اين است: اين ظرفيتها دقيقا چه سهمي در آينده زندگي او خواهند داشت؟
ظرفيت زماني معنا پيدا ميكند كه از يك عدد در گزارشهاي آماري به سرمايهگذاري، كسبوكار و اشتغال پايدار تبديل شود. ميان «ظرفيت» و «توسعه» فاصلهاي جدي وجود دارد و آينده نسل Z دقيقا در همين فاصله تعيين ميشود.
از ماموريت ملي تا فرصت ملي براي لرستان
در يك دولت مركزي مانند جمهوري اسلامي ايران، استانها در چارچوب سياستهاي دولت ملي و برنامههاي توسعه كشور حركت ميكنند. بنابراين اگر در اسناد ملي، لرستان به عنوان يكي از قطبهاي كشاورزي و دامپروري تعريف شده است، بايد ابزارهاي لازم براي ايجاد زنجيرههاي كامل اقتصادي نيز در اختيار استان قرار گيرد.
مطالبه نسل Z روشن است: اگر لرستان ماموريت ملي دارد، بايد از ابزارهاي ملي براي ايجاد فرصتهاي ملي نيز برخوردار باشد.
كشاورزي و دامپروري بهتنهايي مساله اشتغال را حل نميكنند. ارزش افزوده زماني شكل ميگيرد كه توليد ماده خام به فرآوري، صنايع تبديلي، بستهبندي، لجستيك، صادرات، فناوري و خدمات متصل شود. لرستان اگر قرار است قطب كشاورزي و دامپروري باشد، بايد قطب صنايع تبديلي، فرآوري، زنجيره سرد، صنايع غذايي و صادرات نيز باشد. نسل Z نميخواهد صرفا در مزارع و واحدهاي توليدي مشغول شود؛ ميخواهد در تمام زنجيره ارزش، از مهندسي و فناوري تا بازاريابي، برندينگ، تجارت الكترونيك و صادرات، نقش داشته باشد.
گردشگري؛ از جاذبه تا اقتصاد
گردشگري لرستان نيز نبايد به بازديد از چند جاذبه طبيعي و تاريخي محدود شود. اشتغال پايدار زماني شكل ميگيرد كه هتل، اقامتگاه، حملونقل، صنايعدستي، رستوران، خدمات فرهنگي، راهنماي گردشگري و اقتصاد ديجيتال در كنار آن شكل بگيرد.
براي نسل Z، گردشگري ميتواند بستري براي كسبوكارهاي ديجيتال، توليد محتوا، عكاسي و فيلم، طراحي تجربه گردشگري، پلتفرمهاي رزرو، بازاريابي ديجيتال و صنايع خلاق باشد.
بنابراين مطالبه نسل Z اين است كه گردشگري لرستان از «جاذبه» به «اقتصاد گردشگري» تبديل شود.
از سوي ديگر، كشاورزي، دامپروري و گردشگري در شرايط محدوديتهاي خارجي و تحريمها آسيبپذيريهايي دارند. بنابراين توسعه استان بايد بر پايه تنوعبخشي اقتصادي باشد؛ اقتصادي كه آينده جوانان را به يك صنعت، دستگاه دولتي يا مسير استخدامي وابسته نكند.
اصل ۴۴؛ وقتي مردم بايد موتور توسعه باشند
راهحل اساسي اشتغال جوانان را بايد در اجراي واقعي اصل ۴۴ قانون اساسي جستوجو كرد؛ نه انتقال مالكيت از دولت به ساختارهاي شبهدولتي، بلكه ايجاد محيطي امن، رقابتي و شفاف براي سرمايهگذار، كارآفرين و توليدكننده.
از نگاه نسل Z، اصل ۴۴ زماني معنا پيدا ميكند كه جوان صاحب ايده بتواند سرمايه جذب كند، جوان متخصص وارد بازار شود و صاحب كسبوكار امكان رشد داشته باشد.
حتي اگر تمام كاركنان دولتي بازنشسته و با جوانان جايگزين شوند، اين اقدام بهتنهايي مساله بيكاري را حل نميكند. اشتغال پايدار بايد در اقتصاد واقعي و بخش مولد شكل بگيرد. نسل Z نميخواهد آينده خود را در انتظار يك صندلي اداري تعريف كند؛ ميخواهد توليدكننده، كارآفرين، متخصص، صادركننده و صاحب كسبوكار باشد.
نقشه سرمايهگذاري براي آينده جوانان
يكي از راهكارهاي عملي، ايجاد «نقشه سرمايهگذاري لرستان» بر اساس مزيتهاي هر شهرستان است؛ نقشهاي كه پروژههاي آماده، سرمايه مورد نياز، زمين، زيرساخت، بازار، مشوقها و دستگاه مسوول را شفاف كند و مسير مجوز، تأمين زمين، انرژي، آب و خدمات دولتي را كوتاه و يكپارچه سازد.
براي نسل Z، چنين نقشهاي فقط سند اقتصادي نيست؛ نقشهاي براي آينده شغلي نسل جديد است.
دولت نيز ميتواند با صندوقهاي ضمانت، تسهيل تأمين مالي، مشوقهاي مالياتي هدفمند، مشاركت عمومي ـ خصوصي و واگذاري واقعي پروژهها، ريسك سرمايهگذاري را كاهش دهد. بسياري از جوانان سرمايه اوليه ندارند، اما دانش، مهارت، ايده و انگيزه دارند؛ بنابراين دسترسي به اعتبار، زيرساخت و بازار ميتواند فاصله ميان «ايده» و «كسبوكار» را از ميان بردارد.
عدالتسرزميني؛ محل تولد نبايد سقف موفقيت باشد
مساله نسل Z فقط سرمايهگذاري نيست؛ عدالت سرزميني نيز هست. توزيع درآمدهاي حاصل از ماليات بر ارزش افزوده بايد بهگونهاي باشد كه استانها از آثار اقتصادي فعاليتهاي ملي عادلانهتر بهرهمند شوند و سهم استانهاي كمبرخوردار صرف تقويت زيرساختهاي عمومي، مديريت شهري و سرمايهگذاري توسعهاي شود.
براي نسل Z، عدالت سرزميني يعني محل تولد نبايد تعيينكننده سقف موفقيت اقتصادي يك جوان باشد.
جوان لرستاني نبايد صرفا به دليل ضعف زيرساخت اقتصادي براي دستيابي به فرصت مناسب مجبور به ترك استان شود. دسترسي به سرمايه، اينترنت، آموزش، بازار و زيرساخت بايد بخشي از حق توسعه او باشد.
از تجربه امروز تا مديريت فردا؛ سهم نسل Z از آينده لرستان
در اين مسير، مديريت فعلي استان نيز نشان داده است كه شناخت ظرفيتهاي بومي، هماهنگي ميان دستگاهها، پيگيري مطالبات استان در سطح ملي و تلاش براي تبديل ظرفيتهاي محلي به فرصتهاي توسعهاي ميتواند بخشي از مسير عبور لرستان از مشكلات انباشتهشده را هموار كند. استمرار و تقويت اين رويكرد ميتواند زمينهساز الگوي مديريتي موثرتري در استان باشد.
مطالبه نسل Z نيز دقيقا در همين نقطه شكل ميگيرد؛ نسلي كه انتظار دارد همانگونه كه امروز امكان نقشآفريني مديران توانمند و آشنا با مسائل استان فراهم شده است، در آينده نيز فرصت حضور، تجربهاندوزي و پذيرش مسووليتهاي مديريتي براي نسل جديد فراهم باشد.
نسل Z نميخواهد صرفا مخاطب تصميمهاي مديريتي باشد؛ ميخواهد بهتدريج در تصميمسازي، اجرا و مديريت آينده استان سهم داشته باشد. نسلي كه قرار است بخش اصلي اقتصاد و جامعه آينده استان را تشكيل دهد، بايد از امروز امكان تجربه، يادگيري، مشاركت و مديريت را پيدا كند.
نمايندهاي كه براي هزاران جوان فرصت ميسازد
انتظار از نمايندگان مجلس نيز روشن است. شأن نمايندگي، قانونگذاري و نظارت است. نمايندگان زماني بيشترين خدمت را ارايه ميكنند كه از ظرفيت قانوني خود براي اصلاح قوانين، جذب اعتبارات، رفع موانع توليد و نظارت بر دستگاهها استفاده كنند.
از نگاه نسل Z، نماينده موفق كسي نيست كه صرفا براي يك جوان شغل اداري ايجاد كند؛ نماينده موفق كسي است كه قانوني را اصلاح كند كه بتواند براي هزاران جوان فرصت اقتصادي ايجاد كند.
نسل Z بيش از هر چيز به حكمراني شفاف، قابل پيشبيني و مبتني بر شايستهسالاري نياز دارد؛ فضايي كه جوان متخصص بتواند بدون وابستگي به روابط شخصي، مسير پيشرفت خود را بر اساس توانايي و عملكرد طي كند.
نسل Z؛ فراتر از مطالبه استخدام
همه اين سياستها در نهايت بايد يك مخاطب اصلي داشته باشد: جوانان لرستان.
جواناني كه در سختترين روزهاي كشور در كنار ايران ايستادند، امروز نيز ميتوانند در برابر جنگ اقتصادي و تحريم، در عرصه توليد و پيشرفت نقشآفرين باشند. پاسخ به جنگ اقتصادي، بخشي در ساختن اقتصاد قدرتمند داخلي است؛ و ساختن اين اقتصاد بدون مشاركت نسل جديد ممكن نيست.
جوان لرستاني نبايد صرفا مخاطب وعده اشتغال باشد؛ بايد شريك توسعه باشد. دولت بايد راه را باز كند، بخش خصوصي سرمايهگذاري كند، مديريت استان هماهنگكننده و تسهيلگر باشد و جوانان در متن تصميمسازي و اجرا قرار گيرند. نسل Z لرستان مطالبهاي فراتر از استخدام دارد؛ مطالبه او فرصت برابر براي ساختن آينده است؛ فرصت تأسيس كسبوكار، دسترسي به سرمايه، استفاده از زيرساخت، حضور در تصميمسازي، دسترسي به بازار و امكان ماندن و ساختن در سرزمين خود.
اگر جوان لرستاني بتواند ايدهاش را به كسبوكار، مهارتش را به درآمد و تخصصش را به اثرگذاري تبديل كند، سرمايه انساني به موتور توسعه استان بدل خواهد شد.
در واقع، مطالبه اصلي نسل Z لرستان را ميتوان در يك جمله خلاصه كرد: ما نميخواهيم صرفا براي ما فرصت ايجاد شود؛ ميخواهيم در ايجاد فرصتها نيز سهم داشته باشيم .