• 1405 دوشنبه 6 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6429 -
  • 1405 دوشنبه 6 مهر

ضرورت بازطراحي مسير شناسايي نخبگان علوم انساني؛ از مدرسه تا حكمراني

محمدامين سودي

بنياد ملي نخبگان استعدادهاي برتر را از طريق المپيادهاي علمي و ساير روش‌ها شناسايي مي‌كند. در ميان اين المپيادها، سهم علوم انساني بسيار محدود است؛ اين در‌حالي است كه علوم انساني، باتوجه به گستردگي رشته‌ها و نقش مهم آن در مديريت و اداره كشور، اهميت زيادي دارد.
در سال تحصيلي ۱۴۰۴–۱۴۰۵، از مجموع ۱۴ رشته المپياد دانش‌آموزي، سه رشته «ادبي»، «مديريت، اقتصاد و حكمراني» و «جغرافيا» در حوزه علوم انساني و اجتماعي قرار مي‌گيرند؛ يعني حدود 21.4 درصد از عناوين المپيادها. در مقابل، حدود 78.6 درصد عناوين المپيادها به ساير حوزه‌ها اختصاص دارد. اين درحالي است كه علوم انساني طيف گسترده‌اي از رشته‌ها، از علوم سياسي، جامعه‌شناسي و حقوق گرفته تا اقتصاد، مديريت، علوم تربيتي، ارتباطات، فلسفه و تاريخ را دربرمي‌گيرد و بخش مهمي از دانش و تخصص موردنياز براي مديريت، سياستگذاري و اداره كشور را تامين مي‌كند. بنابراين، اين پرسش قابل طرح است كه چرا با وجود گستردگي علوم انساني و اهميت آن در ساختار علمي و مديريتي كشور، سهم اين حوزه در نظام المپيادهاي دانش‌آموزي به تنها سه عنوان از ۱۴ عنوان محدود شده است؟ از طرفي، بسياري از استعدادها و توانايي‌هاي موجود در علوم انساني را نمي‌توان صرفا از طريق آزمون شناسايي و ارزيابي كرد. براي مثال، توانايي در انديشه‌هاي سياسي، ايده‌پردازي، نظريه‌پردازي، تحليل و ارزيابي جامعه، پرداختن به انديشه‌ها و آرمان‌ها و بسياري از موارد ديگر، الزاما از طريق يك آزمون قابل سنجش نيست. براي مثال، ممكن است فردي در سنين نوجواني يا پيش از ورود به دانشگاه، در زمينه علوم انساني و به‌خصوص علوم سياسي، ايده يا نظريه‌اي ارايه كند، پژوهشي انجام دهد يا كتابي تأليف كند؛ اما سازوكارهاي معمول آزمون‌محور لزوما نمي‌توانند همه اين توانايي‌ها را شناسايي كنند. ازسوي ديگر، در مقاطع دانشگاهي، براي ورود استعدادهاي برتر از كارشناسي به كارشناسي ارشد يا از كارشناسي ارشد به دكترا، در چارچوب مقررات مربوط، امكان پذيرش براساس سوابق علمي و بدون شركت در آزمون سراسري وجود دارد، بنابراين، اين سوال مطرح مي‌شود كه چرا براي ورود استعدادهاي برتر از ديپلم به كارشناسي، با توجه به سوابق علمي و توانايي‌هاي آنها، سازوكاري مشابه وجود نداشته باشد؟ در واقع، اگر معيار اصلي شناسايي استعداد، علمي و نوآورانه بودن توانايي فرد باشد، نبايد صرفا مقطع تحصيلي باعث شود كه يك توانايي علمي ناديده گرفته شود. فردي كه پيش از ورود به دانشگاه داراي آثار علمي، پژوهشي، كتاب، ايده يا توانايي فكري قابل‌توجهي است، مي‌تواند مورد ارزيابي قرار گيرد. از طرف ديگر، براي برخي حوزه‌ها، سازوكارهايي وجود دارد كه در آن فرد در كنار تحصيلات دانشگاهي، براي ورود به يك مسير حرفه‌اي مشخص نيز آماده مي‌شود. براي مثال، در دانشگاه علوم قضايي، آموزش دانشگاهي با مسير تربيت نيروي قضايي ارتباط دارد و در دانشگاه فرهنگيان نيز تحصيل با مسير حرفه‌اي معلمي پيوند خورده است. اما در زمينه مديريت كشور، علوم سياسي و حوزه‌هاي مرتبط با سياستگذاري و حكمراني، چنين ساختاري به شكل موردنظر وجود ندارد. مي‌توان ساختاري طراحي كرد كه نسل جوان و افراد مستعد، در كنار تحصيل در دانشگاه و يادگيري علوم مربوط، به‌ صورت همزمان و تدريجي با محيط‌هاي مديريتي كشور نيز آشنا شوند و تجربه مديريتي و اجرايي كسب كنند. در چنين ساختاري، جوانان مستعد مي‌توانند در كنار مقامات و مديران، البته تحت نظارت و در چارچوب مشخص، با فرآيندهاي مديريتي و تصميم‌گيري آشنا شوند و در كنار تحصيلات دانشگاهي، تجربه عملي نيز به دست آورند. به اين ترتيب، فرد فقط از نظر علمي آموزش نمي‌بيند، بلكه همزمان با تحصيل، تجربه و مهارت نيز كسب مي‌كند و مي‌تواند آمادگي بيشتري براي پذيرش مسووليت‌هاي آينده در حوزه مديريت و حكمراني كشور داشته باشد.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون