هوش مصنوعي من كمكخلبان (Co-pilot) من است
واقعيت، بهويژه براي جوانان، ديگر به دو بخش ديجيتال و فيزيكي تقسيم نميشود. اگرچه اين دو ممكن است رسانههاي متفاوتي باشند، اما زندگي جوانان بدون هيچ تصميم آگاهانهاي، بهطور يكپارچهاي ميان اين دو در هم تنيده شده است. چند سال پيش، انتظار ميرفت متاورس (Metaverse) و واقعيت مجازي (Virtual Reality) به اتفاق بزرگ بعدي تبديل شوند. اما ديگر اينطور نيست. در عوض، واقعيتها در تجربههاي روزمره از طريق استفاده از چتباتهاي هوش مصنوعي (AI chatbots)، فيلترهاي واقعيت افزوده (Augmented-reality filters) و آواتارها (Avatars) با يكديگر تركيب ميشوند.
اين واقعيتهاي تركيبي قابليت سفارشيسازي و شخصيسازي دارند. پيامد اين دنياهاي ديجيتال جديد، چندپاره شدن فرهنگ و جايگزيني آن با خردهفرهنگهاي بسيار تخصصي (Hyper niche sub-cultures) است. امروزه، بيشتر افراد نسل زد (Gen Z) ميگويند كه ديگر يك «جريان اصلي» (Mainstream) و واحد از فرهنگ عامه (Pop culture) - با تجربيات مشترك گستردهاي مانند برنامههاي تلويزيوني، فيلمها و آهنگهاي تابستاني - وجود ندارد. فراگا (Fraga) ميگويد، در واقع، نسل زد (Gen Z) و نسل آلفا (Gen Alpha) از بسياري جهات به نسلهاي خُرد (Micro-generations) تقسيم شدهاند، زيرا سن والدين آنها و ماهيت تربيتشان بسيار بيشتر از نسلهاي پيشين متفاوت است.
ابزارهاي هوش مصنوعي (AI tools) نيز به اين واقعيت تركيبي افزودهاند؛ بهطوري كه فراگا اشاره ميكند در حالي كه نسل زد بومي دنياي ديجيتال و شبكههاي اجتماعي (Digitally and socially native) است، نسل آلفا به اولين نسل «بومي هوش مصنوعي» (AI-native) تبديل شده است. نتيجه اينكه: اين نسلها از چتباتهاي هوش مصنوعي به عنوان كمكخلبانِ (Co-pilots) خود براي انتخابهاي زندگي استفاده ميكنند. بر اساس دادههاي نظرسنجي مستركارت (Mastercard)، ۵۹درصد از نسل زد ميگويند كه براي دريافت مشاوره شغلي با استفاده از ابزارهاي هوش مصنوعي راحت هستند. فراگا ميگويد بومي هوش مصنوعي بودن به نسل آلفا كمك ميكند تا با ورود به نيروي كار، سريعتر به موفقيت دست يابند.
دنياي جديدِ توليدكنندگان محتوا (Creators)
يك توليدكننده محتواي ۲۶ساله در تيكتاك (TikTok creator)، اخيرا يك ويديوي ۱۱ثانيهاي منتشر كرد و در آن يك آهنگ تبليغاتي (Jingle) براي نوشابه «دكتر پپر» (Dr Pepper) پيشنهاد داد. چند هفته بعد، اين برند نوشابه از همان آهنگ در يك آگهي تلويزيوني ملي در جريان مسابقات قهرماني ملي پليآف فوتبال كالجها (College Football Playoff National Championship) استفاده كرد.
اين اتفاق نمونهاي عالي از دنياي جديدِ خلقِ مشترك (Co-creation) و همكاري (Collaboration) را ارايه داد كه نسل زد و نسل آلفا از شركتها انتظار دارند. مساله ديگر نشستن و مصرف كردنِ صِرفِ آنچه به آنها ارايه ميشود نيست - بلكه بحثِ ريميكس كردن (Remixing)، بازبيني (Revising) و افزودن به ايدهها و مفاهيم است.
با بزرگتر شدن و كسب نفوذ بيشترِ اين نسلها، بايد انتظار تعاملات بيشتري از اين دست با ميمها (Memes) و فرهنگ را داشت. امروزه، ۶۵ درصد از افراد نسل زد خود را به عنوان توليدكننده محتوا (Creator) ميشناسند و به اين فكر ميكنند كه چگونه برند شخصي (Personal brand) خود را بسازند. موفقترينِ اين توليدكنندگان احتمالا جوامع مخاطبان خود را به فرصتهاي پولساز تبديل كرده و اشتياق و علاقه خود را به كارآفريني (Entrepreneurship) بدل خواهند كرد.
مثال دكتر پپر در اينجا بسيار مناسب است ؛ اين توليدكننده محتوا دستمزد هنگفتي براي اين تبليغ ملي دريافت كرد و با سيل درخواستها از سوي برندهاي ديگر مواجه شد تا براي آنها نيز آهنگهاي تبليغاتي اختصاصي بسازد.
فراگا گفت: «پيش از اين، موضوع بيشتر شبيه به محتواي توليد شده توسط كاربر (User-generated content) بود، اما اكنون به يك داستانسرايي واقعا مشترك (Co-authored storytelling) تبديل شده است كه آنها نيز در آن مشاركت دارند. به نظر من اين يك فرصت بسيار عالي براي برندهاست. شما چگونه برند يا محصول خود را معرفي ميكنيد تا اين نسل بتواند خلاقانه با آن تعامل داشته باشد و اين تعامل را به ارزش واقعي تبديل كند؟»
مترجم: نيكنام فرهند
منبع:
https: //www.mastercard.com/global/en/news-and-trends/stories/2026/gen-z-gen-alpha-culture.html