درباره تقابل جنجالي مهدی تاج و عليرضا دبير
تصمیم نظام درمورد فدراسیون فوتبال چیست؟
گروه ورزش
اظهارنظر عليرضا دبير، رييس فدراسيون كشتي درباره شرايط فوتبال ايران، فدراسيوننشينها را حسابي عصباني كرد و آنها را به تقابل رو در رو با دبير سوق داد. چند تن از اعضاي فدراسيون در مصاحبههاي جداگانه حسابي به عليرضا دبير تاخته و از او خواستند «سرش به كار خودش باشد!» به گزارش «اعتماد» در پي شكستهاي تاريخي فوتبال ايران در دو روز چهارشنبه و پنجشنبه هفته گذشته و فشار افكار عمومي براي تغييرات در راس فدراسيون عليرضا دبير كه معمولا راحت و رك حرفهايش را در مورد موضوعات مختلف به زبان ميآورد، درباره فوتبال گفت كه نظام بايد يك بار براي هميشه در مورد فوتبال تصميمگيري كند. اين جمله دبير كه بازتاب بسياري در رسانهها داشت مديران فدراسيون فوتبال را به شدت عصباني كرد. اين گروه كه احتمالا با شنيدن كلمه «تصميمگيري نظام در مورد فوتبال» ترس برشان داشته به شدت دبير را مورد حمله قرار دادند و حتي تلاش كردند نتايج تيمهاي ملي كشتي را هم تخطئه كنند. اين دعواي رسانهاي كه بايد منتظر ادامهدار بودنش باشيم، از چند جهت قابل بررسي است. اول اينكه آيا آن طور كه نايبرييس اول فدراسيون يعني مهدي محمدنبي و رحمان سالاري عضو هيات رييسه ميگويند دبير حق ندارد در مورد فوتبال حرف بزند؟ دومين مساله سياست دوگانه فدراسيون در قبال تمجيد و انتقاد است و سومين مورد دليل برآشفتن باورنكردني مهدي تاج و همكارانش بابت يك جمله ساده.
دبير حق دارد در مورد فوتبال حرف بزند
واضح و بديهي است كه هر شهروند ايراني در هر جايگاهي حق دارد در مورد هر چيزي كه مربوط به كشورش است حرف بزند. دبير و فوتبال به صورت كلي يا حتي نهادي نظير فدراسيون فوتبال هم از اين قاعده مستثني نيستند. يعني حتي اگر سوابق ورزشي دبير به عنوان قهرمان المپيك و حضور در شوراي شهر و رياست يك فدراسيون المپيكي را هم كنار بگذاريم او به عنوان يك طرفدار - همان طور كه خودش ميگويد - حق دارد در مورد فوتبال و فدراسيون صحبت ميكند. حتي ميتوان يك قدم فراتر رفت و گفت اتفاقا بايد نظر دبير و امثال او در مورد فوتبال را نه به عنوان وحي منزل كه به عنوان يك نظر كارشناسي شنيد. به هر حال او از تمام آنچه در موردش صحبت ميكند، آگاهي دارد. هم ساختارهاي ورزش را ميشناسد هم بحث بودجه هم اساسنامه. اينكه نظرش پذيرفته شود يا مورد توجه قرار بگيرد يك انتخاب از سوي طرف مقابل -اينجا فدراسيون فوتبال - است، اما اينكه بگوييم چون دبير در فدراسيون كشتي است «حق ندارد» در مورد فوتبال صحبت كند يا «چيزي از اين موضوع نميداند» يا بايد «سرش به كار خودش باشد» كاملا نابجاست. در اين ميان البته يك وضعيت عرفي داريم. اينكه روساي فدراسيونها سعي ميكنند براي اينكه سوءتفاهم پيش نيايد و دلخوري شكل نگيرد در مورد فدراسيونهاي ديگر صحبت نكنند. اين يك قرارداد نانوشته و يك ملاحظه بروكراتيك است نه يك گزاره كارشناسي و منطقي. در اين ميان اگر هر رييس فدراسيوني - اينجا دبير - احساس كند حرفي در مورد وضعيت يك فدراسيون ديگر دارد با هيچ منع قانوني و اخلاقي در رابطه با بيان ديدگاهش روبهرو نيست.
تمجيد دخالت نيست، انتقاد دخالت است؟
فدراسيون فوتبال در قبال تمجيد و انتقاد سياست دوگانهاي دارد. سياستي كه در قبال رسانهها هم در چند سال گذشته دنبال كرده: اگر تمجيد ميكنيد رسانه خوبي هستيد و اگر انتقاد كرديد حذف ميشويد! در مورد عليرضا دبير هم اين سياست دوگانه به صورت مشخص خودش را نشان داده است. در همين 6 ماه نخست سال دبير چندين بار در مورد فوتبال صحبت كرده بود اما نه نبي نه تاج نه رسانههاي نزديك به مديريت فدراسيون به مدير كشتي نگفتند سرت به كار خودت باشد و تو را چه به فوتبال؟! چرا؟ چون دبير انتقاد نكرده بود. دبير در زماني كه بحث رفتن يا نرفتن تيم ملي به جام جهاني در ميانه جنگ بود گفته بود «حرف دلم را بزنم؟ آره، چرا نرويم؟ مال مملكت است. يك فرصت است. ما فكر ميكنيم تهديد است اما ميتوانيم به فرصت تبديلش كنيم. اين بچهها زحمت كشيدهاند. اين فوتبال فقط مال تيم ملي نيست، مال مملكت است.» دبير در همان مصاحبه از مديران فدراسيون و سرمربي تيم ملي تقدير كرده و گفته بود «خدا را به حق حضرت زهرا قسم ميدهم كه نتيجه بگيرند. جام جهاني هم يك فرصت است و نميدانم چرا به دل من افتاده كه تيم از گروه بالا ميرود.» زماني كه تيم ملي نتوانست از آسانترين گروه تاريخ جام جهاني 48 تيمي صعود كند و در دور گروهي حذف شد باز هم دبير به دفاع از اين تيم پرداخت و به رسانهها گفت: «خداوند به تيم ملي عزت داد كه در سه بازي شكست نخورد.» در آن مقطع كسي به ياد نميآورد كه تاج و دوستانش عليه دبير موضع بگيرند كه «به چه حقي در مورد رفتن يا نرفتن تيم ملي يا صعود كردن و نكردنش حرف ميزني؟» هيچ كس همانند سالاري عضو هيات رييسه فدراسيون به او نگفت «تزوير ميكني و مردم خادم را دوست دارند.» اتفاقا برعكس! از فدراسيون به برخي رسانهها تاكيد ميشد كه اين جملات دبير در مورد فوتبال وايرال شود! حال چطور ممكن است كه امروز همين افراد به دبير بگويند حق ندارد در مورد فوتبال اظهارنظر كند؟
فوتبال ايران را تحقير كرديد و طلبكاريد!
باخت چهار بر يك اميدهاي ايران مقابل كره شمالي و حذف از مرحله گروهي بازيهاي آسيايي در شرايطي رقم خورد كه ساير اعضاي كاروان ورزشي كشورمان در حال افتخارآفريني براي ايران هستند؛ آن هم با بودجهاي ناچيز در قياس با فوتبال. حال در اين وضعيت چطور مديران فدراسيون شكست خورده فوتبال انتظار دارند هيچ كس در مورد عملكرد فاجعهبارشان حرفي نزند؟ از سال 2010 و با حضور مهدي تاج در فدراسيون (ابتدا به عنوان نايبرييس و سپس رييس) فوتبال هيچ مدالي براي كاروان ايران در بازيهاي آسيايي به دست نياورده است. بقيه رشتهها، مديران، ورزشكاران و ساير اقشار جامعه ورزش چشم دارند و ميبينند كه سالها گندهگويي و بودجهبلعي فدراسيون فوتبالي كه ادعا دارد مستقل است اما دم سفر دستش جلوي دولت دراز ميشود كه پول بليت بگيرد چه نتيجهاي به دنبال داشته؟! اينكه دبير ميگويد دولت و مجلس و وزارت ورزش پول ميدهند به فدراسيون فوتبال و بايد بتوانند بر اين نهاد نظارت كنند حرف بيجايي نيست. اگر تاج ميتوانست مثل محمد دادكان بدون يك ريال كمك گرفتن از دولت فوتبال را اداره كند آن وقت ميتوانست چنين ادعاهايي را مطرح كند كه تازه در آن صورت هم باز كلي تبصره بايد رديف ميشد. فدراسيون فوتبال اساسا نميتواند خودش را يك جزيره مستقل در داخل كشور بداند كه تنها به فيفا و ايافسي و مجمع فدراسيون پاسخگو است. در اين زمينه به تاج، نبي، سالاري و هر عضوي از فدراسيون فوتبال كه از حرفهاي دبير آشفته شده بايد گفت عرضه داشتيد و نتيجه ميگرفتيد تا كسي نتواند در مورد شما حرف بزند. اما وقتي از شكست پشته ساختهايد، بهتر است سكوت كنيد.
تاج و همكارانش ترسيدهاند!
همه اين حرفها به كنار. گوينده جملات به اضافه فحواي كلام دليل اصلي برآشفتن فدراسيوننشينان بوده و دليل اصلي اين برآشفتن هم يك چيز است: ترس! وقتي فردي با جايگاه عليرضا دبير از لحاظ نزديكي به ساختارهاي تصميمگير و تصميمساز كشور از فدراسيون فوتبال انتقاد ميكند و از كلمه «تصميم نظام» حرف ميزند چيزي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت. فدراسيون فوتبال كه اين روزها منتظر صدور ابلاغ حكم انفصال از خدمت تاج و همكارانش بابت صدور كيفرخواست در پرونده پاداش نجومي بعد از جام جهاني 2022 است متوجه چيده شدن تكههاي پازل كنار هم شده و به همين دليل به شدت احساس نگراني كرده و آخرين راه را بستن شمشير براي دبير و سايرين از رو ديده است. وگرنه بعيد بود تاج اجازه ميداد فرد ناشناختهاي نظير سالاري بخواهد خودش را جلوي دبير قرار بدهد و در آتش اين جنگ رسانهاي بدمد. اما گويا فدراسيوننشينها به شيوه مرگ يك بار شيون هم يك بار تلاش كردهاند آخرين شانسهاي بقا را امتحان كنند.
اين جنگ رسانهاي بين عليرضا دبير و فدراسيون فوتبال بعيد است به همين دو مصاحبه ختم شود. در روزهاي آينده حتما اتفاقات مهمي در اين زمينه رخ خواهد داد.