وقتي فوتبال در خدمت انحراف افكار عمومي قرار ميگيرد
به جان هم انداختن سرخابیها برای فراموشی شکستهای تکراری
روزبه دلاور
فوتبال ايران دوباره درگير يك حاشيه عجيب و مضحك شده است. علي تاجرنيا، مديرعامل استقلال در ادعايي پرسروصدا مدعي شده كه فدراسيون فوتبال به او قول داده است جام قهرماني فصل گذشته را به ويترين افتخارات آبيهاي پايتخت اضافه كنند. اين خبر مانند بنزيني روي آتش اختلافات هميشگي ريخته شد و به سرعت واكنشهاي تند سپاهان و پرسپوليس را در پي داشت. اما در پس اين هياهوي رسانهاي دو پرسش بنيادين و يك تحليل استراتژيك نهفته است كه نبايد از چشم هواداران و ناظران دور بماند. نخستين پرسش اين است كه آيا قهرماني قول دادني است؟ در ذات ورزش قهرماني حاصل عرق ريختن و استراتژي و پيروزي در زمين مسابقه است. اهداي جام به عنوان يك امتياز سياسي يا پاداش توافقي در اتاقهاي در بسته فدراسيون بدعتي است كه كل ساختار ليگ را به بازيچهاي براي جلب رضايت مقطعي تبديل ميكند. اگر قرار بر اهداي جام باشد كدام متر و معيار قرار است عدالت را تعريف كند؟ همانطور كه مديرعامل سپاهان به درستي اشاره كرده اگر فصل ناتمام است ميتوان سراغ صدرنشين نيمفصل رفت پس چرا بايد قواعد بازي تغيير كند تا صرفا يك باشگاه خاص آرام شود؟ نكته دوم بررسي زمانبندي اين ادعاست. چرا بايد چنين بحث جنجالي و غيرمنطقي درست در روزهايي مطرح شود كه فدراسيون فوتبال تحت فشار حداكثري افكار عمومي قرار دارد؟ مهدي تاج، رييس فدراسيون در اين سالها استادي چيرهدست در بحرانسازي براي عبور از بحران بوده است! هرگاه پرونده فساد و كيفرخواستهاي سنگين، شكستهاي بينالمللي و ناكاميهاي تيمهاي ملي از اميدها با آن نتايج فاجعهبار مقابل كره شمالي تا تيم بزرگسالان در بازيهاي دوستانه روي ميز ميآيد ناگهان يك اظهارنظر جنجالي مربوط به سرخابيها از سوي تاج مطرح ميشود. اينبار هم سوژه ماجراي حساسيتبرانگيز جام قهرماني فصل نيمهتمام است. اين ترفند قديمي، اما همچنان كارآمد است. با پرتاب اين استخوان لاي زخم به سمت رسانهها ناگهان فضاي ورزش كشور به جاي نقد عملكرد مديريت فدراسيون و پاسخگويي درباره پروندهها و شكستها به سمت بحث درباره اهداي جام يا مسائلي از اين قبيل منحرف ميشود. در اين ميان تاجرنيا هم كه خود در روزهاي اخير به دليل برخي حواشي رسانهاي از جمله محكوميت 100 ميلياردي در پرونده كاريله تحت فشار بوده در بازي تاج افتاده است. او با رسانهاي كردن اين قول شفاهي سعي كرد محبوبيت كوتاهمدتي در ميان هواداران استقلال بخرد فارغ از اينكه ناخواسته در سناريوي مهدي تاج بازي كرده است. در حقيقت تاجرنيا با اين رفتار آگاهانه يا ناخودآگاه دست به يك قمار رسانهاي زده است. او به خوبي ميداند كه اهداي واقعي جام غيرممكن است، اما همين كه بتواند چند روزي تيتر يك رسانهها باشد و هواداران را به بحث درباره جام فرضي بكشاند براي خودش و فدراسيون يك پيروزي است. چرا فدراسيون چنين نمايشي راه انداخته؟ چون در اين هياهو كسي ديگر از شكست تحقيرآميز تيم اميد مقابل كرهشمالي حرف نميزند، كسي ديگر نميپرسد چرا تيم ملي بزرگسالان در بازي دوستانه مقابل ازبكستان آنطور نمايش ميدهد و مهمتر از همه پروندههاي فساد و كيفرخواستهاي سنگين موجود در راهروهاي فدراسيون به حاشيه ميروند. پرسپوليس، سپاهان و تراكتور بحق شاكي هستند. آنها ميدانند كه اين نمايش اهداي جام توهيني به رقابتهاي حرفهاي است. اما متاسفانه موتور محرك اين نمايش نه در دفتر مديران استقلال، بلكه در اتاق مديري فدراسيون فوتبال روشن شده است. جايي كه مهدي تاج با نگاهي به افكار عمومي ملتهب، عروسكهاي خيمهشببازي خود را به حركت درميآورد تا با تحريك احساسات پاك هواداران يك تيم حاشيه امني براي خود بسازد. وقتي تاجرنيا از قول فدراسيون حرف ميزند در واقع دارد از ابزار فدراسيون براي بقا در فضاي ملتهب مديريتي استفاده ميكند. اما در اين بازي شطرنج بازنده نهايي نه سپاهان است و نه پرسپوليس، بازنده نهايي عدالت در فوتبال است كه زير پاي بازيهاي سياسي مديران ناتوان له ميشود. بنابراين شايد بهتر باشد قبل از فكر كردن به جام قهرماني فصل قبل فكري به حال آبروي ريخته شده در ميادين بينالمللي و فساد نهادينه شده در سطوح مديريتي كرد.