زير پوست حوادث
قتل سه عضو يك خانواده در روستاي اطراف عليآبادكتول
فرمانده انتظامي عليآبادكتول از قتل سه عضو يك خانواده در يكي از مناطق روستايي اين شهرستان خبر داد و گفت: «اين جنايت در پي اختلافات شخصي و با دخالت يكي از بستگان مقتولان رخ داده است.»
حسين نوروزي در تشريح جزييات اين خبر گفت: «در پي وقوع يك فقره نزاع و درگيري منجر به قتل يك جوان در تير ماه امسال و دستگيري عامل اين جنايت، ساعاتي قبل حادثه ديگري در يكي از مناطق روستايي شهرستان عليآبادكتول به پليس گزارش شد.» او گفت: «بررسيهاي اوليه پليس نشان ميدهد فردي از بستگان مقتول حادثه تير ماه، در اقدامي جنايتآميز سه نفر از اعضاي خانواده قاتل را به قتل رسانده و پس از ارتكاب جنايت از محل متواري شده است.» فرمانده انتظامي عليآبادكتول با بيان اينكه اختلافات شخصي و سابقه درگيري ميان طرفين از محورهاي بررسي پليس است، گفت: «ماموران انتظامي و پليس آگاهي تحقيقات تخصصي براي شناسايي و دستگيري عامل اين جنايت را آغاز كردهاند.» نوروزي همچنين گفت: «جزييات بيشتر درباره انگيزه دقيق اين جنايت و روند شناسايي و دستگيري متهم پس از تكميل تحقيقات اعلام خواهد شد.»
مرگ مشكوك يك جوان در جنوب تهران
چندي قبل، دو جوان ۲۴ و ۲۵ ساله درحالي كه با ضربات چاقو زخمي شده بودند در بيمارستاني در جنوب تهران منتقل شدند. با وجود تلاش پزشكان يكي از آنها جان باخت اما ديگري نجات يافت. او پس از بهبودي در دادسراي جنايي تهران حاضر شد و درباره جزييات حادثه گفت: «من و دوستم مشروبات الكلي مصرف كرده بوديم و هر دو در عالم مستي اقدام به خودزني كرديم. ما هر وقت مست ميكرديم، با چاقو، خودمان را خط خطي ميكرديم كه خودنمايي كنيم.» او گفت: «آن شب هم پس از نوشيدن مشروبات الكلي اقدام به خودزني كرديم اما او به دليل خونريزي شديد جان باخت و من زنده ماندم.» باتوجه به ادعاي عجيب اين جوان، بازپرس جنايي دستور بازداشت او را صادر كرد و تحقيقات براي رازگشايي از ماجرا ادامه دارد.
ماجراي خيانت مرگبار به شوهر
۲۷ آذر ماه ۱۴۰۱ مرد ميانسالي در تهران به اداره پليس رفت و از گم شدن ناگهاني پسرش شكايت كرد. او گفت: «پسرم استاد دانشگاه است و چند سال قبل با دختري به نام شهين نامزد كرد، اما آنها هنوز با هم زندگي مشتركشان را آغاز نكردهاند. يك روز قبل او خيلي عصباني بود و از خانه بيرون رفت و ديگر بازنگشت. تلفن همراه او و نامزدش خاموش است و نگرانيم براي آنها اتفاقي رخ داده باشد.» با شكايت مرد ميانسال، پرونده به دستور قاضي عظيم سهرابي، بازپرس شعبه نهم دادسراي امور جنايي دراختيار تيمي از كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت. ماموران در بررسيهاي ميداني و فني هيچ ردي از زوج گمشده پيدا نكردند تا اينكه مدتي بعد يكي از دوستان نزديك زن به اداره پليس رفت و راز گم شدن استاد دانشگاه را فاش كرد. او گفت: «من در يك كافيشاپ با اين زن آشنا شدم و فهميدم او با شوهرش اختلاف دارد. از طرفي خبر داشتم او با پسر جواني ارتباط دارد. يك شب اين زن مهمان من بود و دوست او به خانه ما آمد و گفت شوهر اين زن را به قتل رسانده است. آنها جسد استاد را در حوالي جاده دماوند آتش زدند و فرار كردند.» با اطلاعاتي كه دوست اين زن دراختيار ماموران قرار داد، ماموران جسد سوخته شدهاي را كشف و به پزشكي قانوني منتقل كردهاند. با شناسايي هويت جسد، پرونده وارد مرحله تازهاي شد و ماموران اين زن و مرد را پس از چند ماه در مخفيگاهشان بازداشت كردند. ماموران دريافتند دو متهم دو بار قصد خروج از ايران را داشتند كه موفق نشدند. دو متهم در بازجوييها به قتل اعتراف كردند. مرد متهم گفت: «مدتي قبل با اين زن در كافيشاپ آشنا و متوجه شدم با شوهرش اختلاف دارد. روز حادثه من و او با شوهرش قرار گذاشتيم تا با هم صحبت كنيم كه در درگيري او به قتل رسيد. پس از آن جسد را به جاده دماوند برديم و آتش زديم.» متهم زن در بازجوييها به جرم خود اعتراف كرد و گفت همدستش قاتل است. به اين ترتيب دو متهم راهي زندان شدند و كيفرخواست عليه آنها صادر شد. پرونده براي رسيدگي به شعبه 8 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در جلسه رسيدگي اولياي دم كه پدر و مادر مقتول بودند، درخواست قصاص كردند. در ادامه متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفت و گفت: «من و مقتول همديگر را ميشناختيم. مقتول مدتي قبل با زني جوان عقد كرد و من با آنها رفت و آمد خانوادگي پيدا كردم. مدتي بود كه با زن مقتول ارتباط داشتم. وقتي شوهرش اين موضوع را فهميد خيلي ناراحت شد و اختلافات ما از آنجا شروع شد. روز حادثه مقتول از من خواست قرار ملاقات با هم بگذاريم. ما سوار ماشين مقتول بوديم كه به من گفت دست از سر زنم بردار و ارتباطت را با او قطع كن. من هم گفتم او را دوست دارم و اين كار را نميكنم. مقتول عصباني شد و روي من چاقو كشيد. من هم در دفاع از خودم او را زدم. بعد با كمك همسر او جسد را آتش زديم.» درنهايت قضات وارد شور شدند و متهم را به قصاص و همدستش را به 10 سال حبس محكوم كردند. راي صادره مورد تاييد ديوان عالي كشور قرار گرفت. پرونده براي اجرا آماده شد، اما اين زن همچنان اصرار داشت كه در قتل نقشي نداشته و درخواست اعاده دادرسي داد. صبح پنجم مهر ماه جاري جلسه بررسي پرونده جهت اعاده دادرسي در شعبه 10 برگزار شد. متهم گفت: «من هيچ نقشي در قتل نداشتم ولي چون خيانت كرده بودم، ترسيدم. ما سعي كرديم از كشور خارج شويم كه نشد و دستگير شديم. من مستحق اين مجازات نيستم.» در پايان قضات براي تصميمگيري درباره اعاده دادرسي وارد شور شدند.