احمد ناطقنوري و بودجه پروژههاي مشترك عسلويه
غلامحيدر ابراهيمبايسلامي
درايت و ويژگيهاي پهلواني به روشني در روش و رفتار «احمد ناطقنوري» موج ميزد، او هفت دوره از سوي مردم شهرستانهاي نور و محمودآباد مازندران نماينده ادوار مجلس شوراي اسلامي بود . احمدآقاي ناطق اگرچه تحصيلات دانشگاهي و آكادميك نداشت، اما نمايندهاي توسعهگرا بود و انديشهاي باز نسبت به مسائل كلان و راهبردي كشور داشت.در جريان بررسي بودجه سالانه ۱۳۷۷ كه براي اولينبار موضوع اجراي پروژههاي مشترك بينالمللي درقالب بيع متقابل (Buy Back) و بياوتي (BOT Contracts) براي بهرهبرداري بيشتر از ميدانهاي نفت و گاز به ويژه از ميدانهاي مشتر ك با كشورهاي قطر، عراق و فلات قاره در لايحه بودجه دولت جناب سيدمحمد خاتمي پيشنهاد شده بود در پاييز۱۳۷۶ دولت مبلغ پنج ميليارد و چهارصد ميليارد دلار براي اين امر در نظر گرفته بود كه با اين مبلغ طرحها و پروژههاي پالايشگاهي همانند «پارس جنوبي»، «فروزان»، «اسفنديار» و «نوروز» به اجرا و احداث ميرسيد. كميسيون برنامه و بودجه مجلس پنجم با مديريت محمدمهدي رهبري املشيِ رودسر، محمدرضا باهنرِ كرمان، دكترحسن سبحانيِ سمنان و برخي ديگر از اعضاي آن در راستاي مهار اقتصادي دولت آقاي خاتمي مبلغ چهار ميليارد دلار از اين بودجه را كم و كسر كرده بودند و براي كل طرحها و پروژههاي ميدانهاي نفت و گاز جنوب كشور فقط يك ميليارد و چهارصد ميليون دلار باقي ميماند و عملا عمده پروژههاي گازي در عسلويه و ميدانهاي مشترك با ديگر كشورهاي همجوار خليجفارس از دستور كار اجرايي دولت خارج ميشد.براي من به عنوان يك جامعهشناس توسعه و جوانترين نماينده مجلس دوره پنجم دومين سال در تجربه بررسي بودجه سالانه بود و از آنجا كه تمركز بر آيندهنگري راهبردي و توجه به مسائل كلان كشور در چشمانداز عمده فعاليتهايم قرار داشت همانند آنچه در پيشنهادها و حمايتها و پيگيريهاي طرحهايي همانند طرح احداث راهآهن مشهد به بافق، راهآهن تربتحيدريه به خواف و سنگان و هرات، بزرگراه باغچه به تربتحيدريه و ديگر پروژهاي ملي و بينالمللي مدنظر داشتم، حذف چهار ميليارد دلار از پروژههاي مشترك بينالمللي از ميدانهاي نفت و گاز جنوب كشور بسيار دشوار ميآمد و تلاش براي اين مهم اهميت داشت. تلاشها در كميسيون برنامه و بودجه بيثمر مانده بود و بخش پارلماني دولت هم حريف اعضاي پر قدرت آن كميسيون نميشد و دولت نيز در آن جو سنگين سكوت اختيار كرده بود به هر حال پيشنهاد تغييرات كميسيون مبني بر كاهش چهار ميليارد دلار از آن طرحها و پروژههاي مشترك در مجلس چاپ و منتشر شده بود و جاي هيچ پيشنهاد ديگري متصور نبود. در سحرگاه روزي كه نوبت اين تبصره از بودجه براي طرح در صحن علني مجلس بود در يك بررسي فني پيشنهاد «جايگزيني لايحه دولت» به ذهنم رسيد و به محض شروع جلسه علني پيشنهاد خود را با مهندس باهنر كه عضو هيات رييسه مجلس نيز بود، مطرح كردم كه ايشان نپذيرفت و به ناچار به رييس محترم مجلس كه جناب علياكبر ناطقنوري رياست جلسه را برعهده داشتند، مراجعه كردم و ايشان با رويي گشاده دستور دادند كه اين پيشنهاد حسب آييننامه داخلي مجلس در نوبت قرار گيرد . از آنجا كه من در مجلس پنجم عضو فراكسيون اقليت بودم احتمال و اميد بسيار كمي بود كه اين پيشنهاد در صحن علني مصوب شود به هر حال در نوبت خودم پيشنهاد جايگزيني لايحه دولت يعني بازگشت چهار ميليارد دلار حذف شده به بودجه را به جاي مصوبه كميسيون مطرح كردم و در سخنراني و نطق خود به اهميت اجراي پروژههاي مشترك بينالمللي و انتقال آخرين رويكردهاي تكنولوژي در برداشت از ذخاير نفتي و گازي كشور اشاره كرده و مساله مهم برداشت از ميادين مشترك به ويژه ميادين مشترك با كشورهاي قطر، عراق و فلات قاره و همكاري با شركتهاي بزرگ نفتي و گازي جهان را مطرح كردم. با اين سخنان در صحن مجلس حساسيت ويژهاي پيدا شد و جناب دكترحسن سبحاني در حين سخنراني من تابلوي مخالفت خود را به شدت تكان ميداد و به عنوان اولين مخالف پيشنهاد من ناطق بعدي مجلس شد. سبحاني سخن خود را با اين بيت آغاز كرد كه «خدا را بر آن بنده بايد گريست -كه دخلش بود نوزده خرج بيست». ايشان كه داراي دكتراي اقتصاد و استاد دانشگاه تهران هستند سخناني بدين مضمون اظهار كردند كه بيع متقابل و باي بك، بياوتي و روشهايي از اين قبيل و همچنين پروژههاي مشترك بينالمللي موجب استقراض و وابستگي كشور به كشورهاي غربي ميشود و پاي بيگانگان به كشور را باز ميكنند و
اينچنين شد كه دكتر سبحاني برحسب همان روحيه محافظهكاري كه عمدتا دارد و با اتكا به رويكردهاي كهنه سوسياليستي و تهنشستهاي كمونيستي كه برخي سياستمداران موثر ايراني به آن مبتلا هستند به شدت با پيشنهاد و سخنان من به مخالفت پرداخت.
احمد ناطقنوري كه در آن دوره نيز عضو كميسيون نفت مجلس بود به عنوان اولين موافق پيشنهاد من تابلوي موافقت را بلند كرد و با سخناني از سر درايت و فهم مسائل كلان منطقهاي، اهميت سرمايهگذاري در حوزههاي مشترك بينالمللي و فلات قاره را به ويژه سرمايهگذاري در جنوب كشور و عسلويه مطرح كرد و درخواست بازگشت به لايحه دولت و جايگزيني آن چهار ميليارد دلار را براي طرحهاي معين شده مطرح كرد.در نهايت رايگيري شد و مجلس پنجم به كمك احمد ناطق و ديگر نمايندگان به پيشنهاد جايگزيني لايحه دولت راي داد و بدين ترتيب اعتبار و بودجه براي اجراي طرحهاي مهم خصوصا در منطقه عسلويه براي پروژههاي پارس جنوبي، فروزان، اسفنديار و نوروز در آن سال مصوب و تامين شد.
در بررسي بودجه لايحه سال ۱۳۸۱ كه در زمستان ۱۳۸۰ در دستوركار كميسيون تلفيق مجلس بود، احمد ناطقنوري با همان درايت و ذهن بازي كه نسبت به توسعه كشور داشت يكي از نمايندگاني بود كه به عنوان عضو كميسيون تلفيق به طرح راهبردي و بينالمللي ساخت راهآهن «تربتحيدريه، خواف، سنگان به هرات» راي داد و در كنار مهندس «محسن صفاييفراهاني»، رييس كميته زيربنايي به گشايش كريدور مهم غرب به شرق راهآهن بينالمللي در شرق كشور كمك كرد. او در جلب نظر و اخذ آراي برخي دوستان ديگر چون شادروان «سيد محمد ميرمحمدي»، نماينده قم در مجلس ششم براي موافقت با اين طرح بسيار موثر بود. احمد آقا كه گاهي با لطيفهگويي و طنزپردازي به ويژه در ايام دشوار بودجه موجبات رفع خستگي همكاران را فراهم ميساخت، علاقه وافر خود به كارهاي عمراني رضا شاه را پنهان نميكرد. بعد از تصويب طرح راهآهن تربتحيدريه به هرات به ويژه با اشاره به قطعه «خواف-هرات» خطاب به اعضاي كميته ويژه تلفيق گفت: حالا كه اين طرح تصويب شد و ديگر كسي نميتواند آن را دستكاري كند، ميخواهم يك جمله در قالب طنز بگويم. كاري كه ابراهيمباي در تصويب راهآهن هرات بهرغم مخالفت دولت كرد، رضا شاه هم نكرد، چون رضا شاه راهآهن تهران را از سوادكوه مازندران از نزديك شهر خودش گذراند و به گرگان برد ولي آقاي باي به عنوان يك نماينده نظر ما را جلب كرد و راه آن را از خواف عبور داد و به هرات رساند. امروز ما براي هرات خارج از مرزهاي رسمي كشور بودجه تصويب كرديم تا به شرق ايران و افغانستان كمك شود. من هم در پاسخ گفتم: احمد آقا با ذكر نام رضا شاه كار دست ما نده! طرح ما يك راهبرد جهاني دارد كه اروپا را از مسير ايران و افغانستان به چين متصل خواهد ساخت و نام آن را طرح «پاريس، خواف، پكن» گذاشتهايم كه اين طرح از طريق گذر از منطقه مرزي واخان يا شهر كاشغر به شبكه راهآهن چين متصل خواهد شد.
در عصر يكي از همان روزها احمدآقاي ناطق سراغم آمد و محكم دستم را فشرد و گفت: ميان دو كار گرفتار شدهام و بايد كمكم كني. گفتم: امر كن پهلوان! با اضطراب گفت: من به مردم شهر محمودآباد قول دادهام اگر يك قطعه زمين فراهمكنند براي سال آينده اعتبار ساخت يك مجتمع فرهنگي و هنري را خواهم گرفت. مردم به قول خود عمل كردهاند و من مراحل نخست را در كميسيون تخصصي (فرهنگي) مصوب كردهام، ولي اكنون بررسي طرحها در تلفيق با تاخير مواجه شده است و از سوي ديگر من همين امشب با خانواده عازم حج هستم، ميترسم كه اگر به حج بروم كميته و كميسيون تلفيق اين طرح را در غياب من تصويب نكنند. در پاسخ احمدآقا گفتم: اطلاعات كارشناسي و توجيحي اين مجتمع فرهنگي را به من بدهيد و با خيال راحت عازم حج شويد. احمدآقا به حج رفت و بهرغم برخي نظرات مخالف، موفق شديم با كمك چند نماينده ديگر از جمله مهندس صفاييفراهاني آن طرح را نيز به تصويب برسانيم و اكنون آن مجتمع فرهنگي و هنري در يكي از بهترين نقاط شهر محمودآباد به يادگار از «احمد ناطقنوري» ميدرخشد. يادش ماندگار و روحش شاد باد.
نماينده ادوار مجلس