• 1405 يکشنبه 12 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6434 -
  • 1405 يکشنبه 12 مهر

از تله ساده‌سازي معيشت تا تضعيف شأن معلمي

در اعتراض به گراني‌هاي افسارگسيخته استعفا مي‌دهند. 
در اينكه در حال حاضر دريافتي فرهنگيان كفاف تورم سنگين و هزينه‌هاي سرسام‌آور زندگي را نمي‌دهد، شكي نيست؛ در اينكه خط فقر از ميانگين احكام كارگزيني معلمان فاصله گرفته و ساختار پرداخت در نظام اداري كشور دچار «تبعيض ساختاري» ناروا ميان كاركنان دستگاه‌هاي مختلف است نيز ترديدي وجود ندارد. اما تقليل دادن مطالبه‌گري اصيل صنفي به يك «نمايش استعفا در برابر دوربين»، نه‌تنها باري از دوش معيشت معلمان برنمي‌دارد، بلكه نقض غرض بوده و آفتي عميق براي شأن حرفه‌اي اين قشر به همراه دارد: 
۱. تفكيك كنشگري اصيل از رفتارهاي نمايشي؛  بدنه راستين تعليم و تربيت نشان داده است كه راه احقاق حق، از مسير ايستادگي، مطالبه‌گري درون‌سازماني و گفت‌وگوهاي كارشناسي مي‌گذرد. استعفا در عرف حرفه‌اي، رفتاري فردي است نه دستمايه‌اي براي توليد كليپ‌هاي احساسي و ترندهاي مجازي. اكثريت قريب به اتفاق معلمان كه در دورافتاده‌ترين روستاها و شلوغ‌ترين مدارس شهري پاي تعهد اخلاقي خود ايستاده‌اند، با اين نمايش‌ها مرزبندي مشخص دارند، چراكه تبديل انصراف از خدمت به يك اكت رسانه‌اي، القاي نااميدي و انفعال است، نه تبلور شجاعت صنفي.
۲. دادن بهانه به دست مدافعان برون‌سپاري و ارزان‌سازي آموزش؛  همان جرياني كه در دوران كرونا با روياپردازي ادعا مي‌كرد آموزش بدون معلمان رسمي و با هزينه‌اي اندك در بستر پلتفرم‌ها قابل اجراست، امروز نيز با مشاهده تصوير ساختگي «معلم مستعفي و مستأصل»، به طمع تكرار ايده‌هاي شكست‌خورده خصوصي‌سازي بدقواره و جذب نيروهاي فاقد هويت حرفه‌اي مي‌افتد. وقتي به جاي زبان استدلال، تصوير رها كردن سنگر كلاس بازتاب پيدا كند، ناخواسته ميدان براي سوداگران آموزشي و هواداران كاهش تعهدات حاكميتي دولت در آموزش عمومي فراخ مي‌شود.
۳. غفلت از «تبعيض ساختاري»؛ مشكل بنيادين در نظام جبران خدمات فرهنگيان، تنها تورم عمومي نيست، بلكه پديده آزاردهنده «تبعيض در نظام پرداخت‌ها» و شكاف ميان رفاهيات آموزش و پرورش با ساير شركت‌ها و دستگاه‌هاي دولتي است. در اين كليپ‌هاي شتاب‌زده، اين مساله محوري و نقد كارشناسي قوانين بودجه به محاق مي‌رود و همه‌چيز به يك ابراز عجز فردي تنزل مي‌يابد. اين ساده‌سازي زمينه را براي برخي مديران فراهم مي‌سازد تا اصل مطالبه عادلانه را در سايه تعابيري چون «جنگ رواني» يا «رفتارهاي هيجاني معدود افراد» به حاشيه برانند.
۴. دوقطبي‌سازي‌هاي بي‌پايان؛ اين‌گونه رفتارهاي نمايشي و فاقد پشتوانه تشكيلاتي، بستر مناسبي براي شكل‌گيري دوقطبي‌هاي فرساينده مي‌سازد: از يك‌سو مسوولان با استناد به فعاليت پرشور صدها هزار كلاس درس در سراسر كشور، اصل بحران‌هاي واقعي معيشت را شايعه تلقي و از سوي ديگر رسانه‌هاي بدخواه از چند كليپ محدود، تصويري از فروپاشي كل آموزش و پرورش مخابره مي‌كنند. در اين ميان، نداي متين، صبور و تخصصي قاطبه معلمان كه با درك بحران‌هاي ژئوپليتيك و اقتصادي كشور كماكان با افتخار تدريس مي‌كنند، اما خواهان رفع تبعيضند، شنيده نمي‌شود. معلمي شغل سوداگري و كاسبكارانه نيست كه با فراز و فرود تحريم و دشواري روزگار، پيمان اخلاقي آن با فرزندان اين آب و خاك در برابر يك دوربين گسسته شود. معلمان شريف ايران با صبوري و بصيرت، هم بار تدريس در دوران تهاجمات و تحريم‌هاي سنگين را به دوش كشيده‌اند و هم پاي ايران ايستاده‌اند و هرگز از درِ قهر و استعفا با آينده‌سازان كشور وارد نشده‌اند. مطالبه عدالت در نظام پرداخت‌ها، اجراي شايسته رتبه‌بندي و بهبود رفاهيات، خواسته برحق اين خانواده بزرگ است؛ اما راه تحقق آن، «ماندن، انسجام، نقادي مستمر و مطالبه‌گري عزتمندانه» است، نه افتادن در دام سناريوهاي نمايشي كه تنها خروجي آن، تضعيف جايگاه استوار معلمي است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون