يادداشتي بر نمايش «پشت صحنه» به كارگرداني حسين كشفياصل
تئاتري در نكوهش خيانت به تئاتر
احمدرضا حجارزاده
نمايش «پشت صحنه» يا (Backstage) به نويسندگي آيت نتاج و كارگرداني حسين كشفياصل كه اين روزها در تماشاخانه هيلاج به روي صحنه رفته، اثري شگفتآور و فوقالعاده است كه به نظرم بايد خيلي پيشتر اجرا ميشد تا شايد تلنگري بر متوليان و مجريان تئاتر باشد تا راهكاري اتخاذ كنند كه هنر نمايش در ايران به وضعيت اسفبار امروز نرسد. آيت نتاج (نمايشنامهنويس) در متن خود به مواردي از مهمترين مسائل و مصائب تئاتر كنوني ما پرداخته است، يعني ورود برخي افراد نابلد به عرصه تئاتر كه فقط با تكيه بر سرمايههاي كلان، ميخواهند چند صباحي در فضاي هنر دوام بياورند، ولي اين افراد كه با توهم و خودبزرگپنداري، سعي در فعاليتهاي طولاني و گسترده در تئاتر دارند، نه تنها خودشان راه به جايي نميبرند كه مانع از پيشرفت و موفقيت ديگران در اين حرفه ميشوند. چنانكه در همين نمايش ميبينيم گروهي از علاقهمندان به بازيگري، سعي دارند نمايشنامه «هملت» را آماده و اجرا كنند اما به دليل حواشي متعدد از جمله روابط عاطفي و موازي اعضاي گروه با يكديگر، كارگردان نمايش هملت نميتواند تمريناتش را به نتيجه برساند و در نهايت هملت هرگز اجرا نميشود.
حسين كشفياصل قبلا در نمايش ديگري به نام «عددهاي نشده» نيز به افرادي از اين دست پرداخته بود. بر همين اساس، شايد بتوان «پشت صحنه» را قسمت دوم و نسخه كاملتر همان نمايش دانست. اگر چه مخاطباني كه آثار كشفياصل را در مقام كارگردان دنبال كردهاند، اذعان دارند «پشت صحنه» متفاوتترين نمايش او به لحاظ شيوه اجرايي و مضمون روايي تا به امروز است. اين كارگردان در نمايش تازهاش، جامعه تئاتر كشور را مخاطب قرار داده تا تصويري جسورانه و بيپروا از روابط پشتپرده توليد تئاتر را به نمايش بگذارد. همان طور كه در اجرا ميبينيم وقتي فرهاد (محمد امين) بهرغم تلاش فراوان موفق به گرفتن سالن براي اجراي هملت نميشود، دست به دامن بهرام (ميكاييل ضياييفرد) ميشود كه از قضا روابط و پارتيهاي بانفوذي براي رزرو سالن و دريافت نوبت اجرا دارد.
نمايش «پشت صحنه» از نظر ايده كلي (پرداختن به پشت صحنه توليد تئاتر) تا حدودي يادآور نمايشهايي مثل «شنيدن» (اميررضا كوهستاني) و «آوينيون» (حسن معيني) است، اما غير از اين بايد نمايش تازه كشفياصل را اثري با نگاهي كاملا نوآورانه دانست كه بيواهمه، از دردها و معضلاتي ميگويد كه ميتوان آنها را خيانت به تئاتر تعبير كرد و كشفياصل چنين فضايي را به درستي نكوهش ميكند. نگاه كنيد به آغاز جلسات تمرين نمايش هملت كه هر بار فرهاد از بازيگران ميپرسد طي روزهاي گذشته چه كتابي خواندهاند يا چه فيلمهايي ديدهاند، تنها پاسخ اعضاي گروه سكوت است! در عوض بيشترين گفتوگوي افراد در پلاتو تمرين، حول محور روابط عاشقانه، مصرف مواد و مهاجرت ميگردد. بنابراين بيراه نيست اگر ادعا كنيم «پشت صحنه» نمايشي است كه تفكر تماشاگر را تحريك ميكند و حتي پس از پايان اجرا، رهايش نميكند تا به آنچه روي صحنه ديده بيانديشد و براي سرنوشت آدمها و بيش از آنها براي خودِ تئاتر غصه بخورد.
فارغ از محتواي نمايش، اجراي «پشت صحنه» كيفيت تحسينبرانگيزي در ساير ابعاد خود دارد. آيت نتاج قصه و ديالوگهاي بينظيري براي شخصيتها نوشته كه تا مدتها در ذهن بيننده ميماند. حسين كشفي در كارگرداني سنگ تمام گذاشته و در فضايي خالي از دكور، بهترين بازيهاي حسي را از بازيگران گرفته است. هرچند موتور نمايش كمي دير گرم ميشود، ولي بازي و بيان خوب و مسلط بازيگران، از دقايق نخست اجرا، توجه مخاطب را به خود جلب ميكند. كشفياصل حتي در كارگرداني موزيكويديوهاي نمايش، تمام هنرش را به رخ كشيده و علاوه بر قاببنديهاي خوب، بازيهاي درست و مطلوبي از بازيگران در مديوم روايت تصويري ثبت كرده است.
تمام بازيگران نمايش در نقشهاي خود ديدني و ستودنياند.گروه بازيگران با حركت بر لبه مرز بازيهاي واقعگرا و نمايشي، حس باورپذيري و همدلي مخاطب با شخصيتها را فعال ميكنند. مهتاب باجلان كه در همكاري ديگرش با حسين كشفياصل (نمايش «سوءتفاهم» ـ 1403) خوش درخشيده بود، با ارائه بازي پرشور و متفاوتش در دو نقش «مينا» و «گرترود» برگ ديگري از توانمنديهايش در هنر بازيگري را رو كرده است. محسن ميرزاخاني هم پس از همكاري قبلي با كشفياصل در نمايش كمدي «زوج ناجور» (1404) اينجا در دو نقش كاملا متفاوت (شايان ـ گيلدنسترن) يك بار ديگر بازي به ياد ماندني و جذابي ارائه ميكند. كوثر باصري (نازنين ـ افليا)، صبا سبحاني (ياسمن) و ميكاييل ضياييفرد (بهرام ـ كلاديوس) با بازيهاي خيرهكننده و تاثيرگذارشان، تماشاگر را غافلگير كردهاند. هر سه بازيگر چنان با نقش خود در هم تنيده شدهاند كه تماشاگر، بيش از هنر بازيگري، زندگيكردن را در وجود آنها ميبيند اما بازيگري كه با بازي حيرتانگيزش، نويد ظهور هنرمند خوشآتيهاي را در عرصه تئاتر و سينما ميدهد، حامي حاتمي در اجراي دو نقش «آريا» و «هملت» است. حاتمي با بازي حرفهاي و حساب شدهاش، به خوبي نقشها را از آن خود كرده. مصطفي خسروجردي (نيما)، محمدرضا عليمحمدي (بهمن) و مانا دارابي (سحر) نيز در هنرنمايي از همبازيهايشان عقب نماندهاند و شخصيتهاي نمايشيشان را به بهترين شكل ممكن روي صحنه زنده كردهاند.
در نهايت بايد گفت نمايش «پشت صحنه» اثر صادق و شريفي است كه جامعه تئاتر امروز به تماشاي آن نياز دارد.