منزلت زن از نگاه بنيانگذار (۶)
اين نگرش اثر شگرفي بر حضور اجتماعي زنان در بعد از انقلاب ايجاد ميكند...» (جايگاه زن در انديشه امام خميني(ره) و آثار اجتماعي آن، الهام شريعتي و هاجرالسادات كلانتر معتمدي) امام خميني در يكي از آثارشان به خدمات اسلام به زنان تصريح ميكنند و ميفرمايند: «سلام ميخواهد كه زن و مرد رشد داشته باشند. اسلام زنها را از آن چيزهايي كه در جاهليت بوده نجات داده است. آنقدر كه اسلام به زن خدمت كرده است خدا ميداند به مرد خدمت نكرده است. شما نميدانيد كه در جاهليت زن چه بوده و در اسلام چه شده. حالا هم اينها دارند از جاهليت بدتر ميكنند. آن وقت آنها زن را بياهميت ميكردند، و حالا ايشان (شاه) ميفرمايند كه زن بايد لعبت باشد! زن بايد نميدانم چه باشد، يك چنين حرفي كه به كرامت زن برميخورد اعتقاد ايشان درباره زن اين است كه بايد- يك تعبير سوئي كرده بود- اين طوري باشد. اسلام ميخواهد زن اين طوري نباشد. اسلام ميخواهد زن همان طوري كه مرد همه كارهاي اساسي را ميكند، زن هم بكند اما نه اينكه زن يك چيزي بشود كه آقا دلشان ميخواهد كه بزك كرده بيايد توي جامعه و با مردم مخلوط بشود، با جوانها آن طوري مخلوط شود! اسلام ميخواهد اينها را جلو بگيرد. اسلام ميخواهد حيثيت و احترام زن را حفظ كند. ميخواهد به زن شخصيت بدهد كه از اين شيئيت بيرون بيايد. اينها ميخواهند زن را بفروشند و او را از اين دست به آن دست كنند، اين را مخالف است اسلام. با زن مخالف است اسلام؟! اسلام به زن خدمتي كرده است كه در تاريخ همچو سابقهاي ندارد. اسلام زن را از توي آن لجنزارها برداشته آورده و به او شخصيت داده. اين اسلام با زن مخالف است؟ اينها تبليغات است. ميخواهند شما را از اسلام دور كنند و مال شما را بخورند.» (صحيفه امام، ج۴، ص ۴۲۸-۴۲۷) امام امت در اين بيان بر خدمات اسلام به زنان از نجات آنها از دختركشي عصر جاهليت و زنده به گور كردن نوزادان دختر تا خيانت به زنان در دنياي امروز و در دوران حكومت دست نشانده پهلوي در قالب استفاده ابزاري از زن اشاره كرده و بر برابري زنان و مردان با رعايت موازين و پرهيز از اختلاط و سوءاستفاده از زن تأكيد كردهاند. و در بياني ديگر ميفرمايند: «صلاح و فساد يك جامعه از صلاح و فساد زنان در آن جامعه سرچشمه ميگيرد.» (همان؛ ج ۱۶، ص ۱۹۲.) و ديگر اينكه بر نقش بزرگ زنان تأكيد ميكنند و ميفرمايند: «زن نقش بزرگي در اجتماع دارد. زن مظهر تحقق آمال بشر است.» (همان؛ ج ۷، ص ۳۴۱)