• 1405 چهارشنبه 15 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6437 -
  • 1405 چهارشنبه 15 مهر

نهضت سینمای ارزان راهی برای عبور از بن‌بست تولید

رضا اصفهانی‌زاده

سینمای ایران امروز با مشکلاتی جدی روبه‌روست، هزینه فیلم‌سازی هر روز بیشتر می‌شود و امکان تجربه کردن هر روز محدودتر. سرمایه‌ای که زمانی می‌توانست چند فیلم را وارد چرخه تولید کند، امروز گاه صرف یک پروژه می‌شود و طبیعی است که در چنین اقتصادی، تهیه‌کننده بیش از گذشته به بازگشت سرمایه فکر کند ،حاصل چنین وضعیتی را می‌توان در ترکیب اکران نیز دید ،جایی که فیلم کمدی به دلیل برخورداری از امکان جذب مخاطب گسترده‌تر، سهم مهمی از چرخه نمایش را به خود اختصاص داده و گونه‌های دیگر سینما، به‌ویژه فیلم‌های اجتماعی و تجربه‌گرا، با دشواری بیشتری برای تولید و نمایش مواجه‌اند ،مسئله الxبته کمدی نیست، کمدی نیز بخشی از سینماست و مخاطب حق دارد آن را انتخاب کند، مسئله زمانی شکل می‌گیرد که فشار اقتصادی، انتخاب‌های سینمایی را محدود کند و یک ژانر  به گونه راه اصلی بازگشت سرمایه تبدیل شود، در چنین شرایطی، سینما از یک عرصه متنوع برای روایت جهان‌های مختلف به بازاری پر ریسک‌تر تبدیل می‌شود، بازاری که در آن امکان آزمون و خطا کاهش پیدا می‌کند و فیلم‌ساز تازه‌نفس برای ورود به سینمای حرفه‌ای باید از موانعی عبور کند که بخش مهمی از آنها اقتصادی است‌. باچنین وضعیتی شاید لازم باشد مفهوم نهضت سینمای ارزان را دوباره از نو تعریف کنیم ، درسینمای ارزان قرار نیست کیفیت فنی، ارزش‌های زیبایی‌شناختی یا استانداردهای حرفه‌ای قربانی کمبود بودجه شوند. مسئله، تغییر رابطه میان سرمایه و خلاقیت است، اینکه فیلم‌ساز یاد بگیرد چگونه به جای بزرگ کردن هزینه‌های تولید، امکانات موجود را در خدمت ایده قرار دهد ،در واقع، بحران امروز می‌تواند فرصتی برای بازنگری در شیوه تولید نیز باشد، وقتی سرمایه محدود است فیلم‌ساز ناچار می‌شود دقیق‌تر انتخاب کند، قصه را فشرده‌تر روایت کند، از لوکیشن واقعی‌تر استفاده کند و به جای تکیه بر زرق‌وبرق تولید، میزانسن را جدی بگیرد. در چنین سینمایی خیابان می‌تواند جای دکور را و انتخاب بازیگر مستعد جای چهره پرهزینه و خلاقیت جای بخشی از هزینه را در نسبت مستقیم با ضرورت‌های دراماتیک و زیبایی‌شناختی اثر‌گذار باشند ،این اتفاق امروز بیش از هر جای دیگری در سینمای کوتاه ایران قابل مشاهده است،فیلم کوتاه را نباید فقط سکوی تمرین برای ساخت فیلم بلند دانست ،در سال‌های اخیر، بخشی از استعدادهای تازه سینمای ایران در همین فضاي محدود اما مهم در حال شکل‌گیری هستند، فیلم‌سازانی که با سرمایه‌های کوچک، گروه‌های جمع‌وجور و امکانات محدود کار می‌کنند، در حقیقت دارند تجربه‌ای را انجام می‌دهند که سینمای پرهزینه کمتر امکان آن را دارد، سینمایی که نتواند تجربه کند دیر یا زود به تکرار می‌رسد، و سینمایی که به تکرار برسد، حتی اگر از نظر اقتصادی مدتی دوام بیاورد، از نظر هنری فرسوده خواهد شد ،اهمیت نسل تازه فیلم‌سازان نیز دقیقا در همین نقطه است،آنها هنوز گرفتار منطق تثبیت‌شده تولید نشده‌اند. بسیاری از آنها برای ساختن نخستین فیلم‌هایشان منتظر سرمایه‌های بزرگ نمانده‌اند با امکاناتی که در اختیار داشته‌اند، شروع کرده‌اند. این آغاز شاید کوچک باشد، اما اهمیتش در همان شروع کردن است. فیلم کوتاه برای این نسل فقط یک قالب کوتاه‌تر از فیلم بلند نیست، یک میدان مستقل برای تجربه روایت، میزانسن، بازی، صدا، تصویر و نگاه است. فیلم‌ساز در این میدان می‌تواند شکست بخورد، دوباره تجربه کند و خودش را پیدا کند، چیزی که در پروژه‌های پرهزینه و سرمایه‌محور، به دلیل حساسیت اقتصادی، بسیار دشوارتر است ،از این منظر، نهضت سینمای ارزان را می‌توان نوعی بازگشت سینما به اصل تجربه دانست ،سینما در آغاز، پیش از آنکه به صنعتی پیچیده با هزینه‌های سنگین تبدیل شود، با یک ایده و گروهی کوچک شکل می‌گرفت. امروز نیز قرار نیست به گذشته برگردیم یا امکانات حرفه‌ای را کنار بگذاریم، مسئله این است که فناوری و امکانات موجود را متناسب با نیاز فیلم به کار بگیریم، نه اینکه خود فیلم را برای توجیه هزینه‌ها بزرگ و پرخرج کنیم ،بخشی از هزینه‌های سینمای امروز نیز نه الزاماً از نیازهای هنری فیلم، بلکه از مناسبات پیرامونی تولید ناشی می‌شود؛ دستمزدهای نامتناسب، تجمل در تولید، تعدد نیروهای غیرضروری و وابستگی بیش از اندازه به چهره‌های شناخته‌شده. حذف این هزینه‌ها می‌تواند سرمایه را به جایی بازگرداند که اساساً باید در آن مصرف شود .
در این میان تهیه‌کننده نقشی اساسی دارد، حمایت از فیلم‌ساز جوان فقط به معنای تأمین بودجه نیست و پذیرش ریسک کشف یک استعداد است، سینمایی که فقط زمانی به کارگردان اعتماد می‌کند که او پیشاپیش موفقیت خود را ثابت کرده باشد، عملا راه کشف استعدادهای تازه را می‌بندد. نسل جدید برای ورود به سینمای حرفه‌ای، بیش از سرمایه عظیم، به امکان ساختن نیاز دارد،از همین رو، فیلم کوتاه را باید بخشی از پیکره اصلی سینمای ایران دانست، نه حاشیه آن . بسیاری از فیلم‌سازان خوش‌آتیه امروز از همین مسیر می‌آیند، نسلی که با وجود محدودیت‌های اقتصادی، همچنان فیلم می‌سازد و تجربه می‌کند . این جریان، شاید از نظر حجم سرمایه قابل مقایسه با تولیدات بزرگ نباشد، اما از نظر کشف استعداد و تولید اندیشه سینمایی اهمیت دیگری دارد؛ نکته مهم این است که «ارزان» نباید به یک برچسب برای توجیه ضعف تبدیل شود، آنچه به یک اثر اعتبار می‌دهد، نسبت هوشمندانه میان امکانات و ایده و شکل‌گیری داستان است، سینمای ارزان زمانی معنا پیدا می‌کند که محدودیت مالی به خلاقیت در فرم و روایت منجر شود، نه اینکه کیفیت را قربانی کند ،شاید به همین دلیل، امروز باید بیش از گذشته به فیلم کوتاه و فیلم‌سازان جوان نگاه کرد. در شرایطی که بخش‌هایی از سینمای بلند درگیر هزینه‌های سنگین، بازگشت سرمایه و تکرار فرمول‌های مطمئن شده‌اند، سینمای کوتاه هنوز امکان تجربه دارد، در همین عرصه می‌توان نشانه‌های نسل آینده را دید،فیلم‌سازانی که هنوز نام‌های بزرگی نیستند، اما ممکن است نگاه‌های بزرگ سینمای فردا را با خود داشته باشند ،نهضت سینمای ارزان، اگر بخواهد در زمانه ما معنایی واقعی پیدا کند، باید از همین‌جا آغاز شود، از اعتماد به فیلم‌ساز جوان، از حمایت جدی‌تر از فیلم کوتاه، از بازنگری در هزینه‌های تولید و از پذیرفتن این واقعیت که آینده سینمای ایران الزاما از پروژه‌های بزرگ و سرمایه‌های کلان عبور نمی‌کند،گاهی آینده یک سینما در فیلمی شکل می‌گیرد که با کمترین امکانات ساخته شده، اما یک نگاه تازه دارد.سینمای ایران امروز بیش از آنکه فقط به سرمایه بیشتر احتیاج داشته باشد، به امکان تجربه بیشتر نیاز دارد. اگر فیلم کوتاه بتواند این امکان را برای نسل تازه فراهم کند، شاید آنچه امروز یک جریان کوچک و پراکنده به نظر می‌رسد، فردا به یکی از مسیرهای مهم تجدید حیات سینمای ایران تبدیل شود. نهضت سینمای ارزان شاید از جایی آغاز شود که سرمایه کم است، اما جسارت ساختن هنوز باقی مانده است.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون