وقتي سوگ زبان مشترك ملتها ميشود
معمولا ذهن ما به وزارت امور خارجه، سفارتخانهها، مذاكرات رسمي، توافقهاي بينالمللي و ديدارهاي سياسي ميرود. همه اينها بخش مهمي از ديپلماسي هستند، اما ديپلماسي در معناي گستردهتر، تنها مذاكره ميان دولتها نيست. ديپلماسي به ارتباط انسانها و ملتها نيز وابسته است. شناخت متقابل، احترام، ارتباطات فرهنگي، دانشگاهي، رسانهاي، علمي و اجتماعي، همگي ميتوانند در ايجاد شناخت ميان جوامع نقش داشته باشند. از همين منظر، حضور سفرا و نمايندگان خارجي در يك مراسم سوگ را ميتوان از زاويهاي انساني و ارتباطي نيز مورد توجه قرار داد. گزارشهاي منتشر شده از حضور نمايندگان شماري از كشورهاي خارجي، ازجمله عربستان، ازبكستان، الجزاير، عمان و ارمنستان حكايت دارد.اين حضور لزوما به معناي تاييد همه سياستهاي دولت ميزبان نيست و نبايد چنين تفسيري بر آن تحميل كرد، اما ميتواند نشانهاي از آن باشد كه روابط انساني و ديپلماتيك حتي در شرايط پيچيده سياسي نيز ادامه پيدا كند و همين ارتباط، ارزشمند است.
اختلاف دولتها؛ دشمني ملتها نيست- يكي از خطرناكترين اتفاقات در روابط بينالملل زماني رخ ميدهد كه اختلاف ميان دولتها به خصومت ميان ملتها تبديل شود.در چنين شرايطي، انسانها ديگر يكديگر را به عنوان انسان نميبينند، بلكه طرف مقابل را صرفا در قالب يك «دشمن» تعريف ميكنند. اين همان نقطهاي است كه راه گفتوگو دشوار ميشود، اما راه ديگري نيز وجود دارد.ميتوان پذيرفت كه دولتها ممكن است اختلافات جدي داشته باشند، منافع متفاوتي دنبال كنند و حتي در برخي مقاطع با يكديگر وارد منازعه شوند؛ اما ملتها الزاما دشمن يكديگر نيستند. يك ايراني ميتواند با سياست يك دولت خارجي مخالف باشد، بدون آنكه با مردم آن كشور دشمن باشد.همين تفكيك ساده، در شرايط بحراني بسيار مهم است، زيرا حفظ مرز ميان «اختلاف سياسي» و «دشمني انساني» يكي از پايههاي امكان صلح است.
مسجد نور؛ قاب كوچكي از يك مساله بزرگ- از اين منظر، تصاوير مراسم مسجد نور را ميتوان يك «قاب اجتماعي» دانست؛ قابي كه در آن چهرههايي با جايگاهها و سوابق متفاوت، در يك موقعيت انساني كنار يكديگر قرار گرفتهاند. اين قاب نميگويد اختلافات سياسي از ميان رفته است. نميگويد همه حاضران درباره سياست داخلي يا خارجي يكسان ميانديشند. نميگويد اختلافات گذشته فراموش شده است، اما ميتواند يك سوال بسيار مهم را پيش روي جامعه بگذارد؛ آيا ميتوان متفاوت بود، اما دشمن نبود؟ به نظر ميرسد پاسخ به اين پرسش براي آينده جامعه بسيار مهمتر از آن است كه بخواهيم از يك مراسم، نتيجهاي سياسي و قطعي استخراج كنيم.
جامعه متكثر، جامعه دشمن نيست- يكي از اشتباهات رايج در نگاه به جامعه، اين تصور است كه وحدت به معناي يكسانانديشي است. درحالي كه جامعه پويا، جامعهاي است كه در آن تفاوت ديدگاه وجود دارد. افراد ممكن است درباره اقتصاد، فرهنگ، سياست داخلي، سياست خارجي يا شيوه اداره كشور اختلافنظر داشته باشند. اين اختلافها لزوما تهديد نيستند. آنچه ميتواند تهديدكننده باشد، تبديل اختلافنظر به نفرت و حذف ديگري است.جامعهاي كه بتواند اختلاف را تحمل كند، امكان گفتوگو را نيز حفظ كرده است و جامعهاي كه امكان گفتوگو را حفظ كند، در برابر بحرانها ظرفيت بيشتري خواهد داشت.
رسانه؛ مسووليت روايت كردن- در اين ميان، رسانهها نيز نقش بسيار مهمي دارند. رسانه فقط وظيفه ثبت حضور افراد را ندارد؛ نحوه روايت يك رويداد نيز بخشي از مسووليت رسانهاي است. ميتوان يك مراسم را صرفا به فهرستي از اسامي تبديل كرد. ميتوان آن را به يك رقابت سياسي فروكاست. اما ميتوان از آن، يك پرسش اجتماعي نيز استخراج كرد.رسانه ميتواند اختلاف را توضيح دهد، بدون اينكه نفرت توليد كند. ميتواند از منافع ملي سخن بگويد، بدون آنكه ملتهاي ديگر را دشمن ذاتي معرفي كند. ميتواند از سياست خارجي دفاع يا آن را نقد كند، بدون اينكه راههاي ارتباط انساني را ببندد. اين نوع روايت، بهويژه در شرايط بحراني، اهميت زيادي دارد.
صيانت از ديپلماسي، صيانت از راه گفتوگوست- اگر بخواهيم از مراسم مسجد نور يك مفهوم راهبردي استخراج كنيم، شايد بتوان آن را در يك عبارت خلاصه كرد؛ صيانت از ظرفيت ديپلماسي. ديپلماسي زماني ميتواند كار كند كه هنوز راه ارتباط وجود داشته باشد و راه ارتباط زماني باز ميماند كه همه پلها را خراب نكرده باشيم. ديپلماسي فقط هنر مذاكره نيست؛ هنر حفظ امكان بازگشت به مذاكره نيز هست. گاهي ممكن است مذاكرات متوقف شود.گاهي ممكن است اختلافات شديد شود. گاهي ممكن است روابط سياسي ميان دولتها دچار تنش شود. اما اگر ارتباط انساني و امكان گفتوگو كاملا از بين نرفته باشد، هنوز راهي براي بازگشت وجود دارد. اين همان سرمايهاي است كه بايد از آن صيانت كرد.
سخن پاياني- مراسم ختم خواهر وزير امور خارجه، پيش از هر چيز مراسمي براي سوگ و تسليت به يك خانواده بود و بايد حرمت انساني آن حفظ شود. اما تصاوير و گزارشهاي اين مراسم، امكان تأمل درباره موضوعي بزرگتر را نيز فراهم كرده است؛ ظرفيت جامعه براي حفظ همدلي و ارتباط در دل تفاوتها. حضور مسوولان و شخصيتهاي سياسي با پيشينههاي متفاوت، حضور اقشار مختلف مردم و حضور شماري از نمايندگان ديپلماتيك كشورهاي خارجي، به خودي خود يك اجماع سياسي ايجاد نميكند، اما ميتواند تصويري از امكان ارتباط انساني در جامعه ارايه دهد. شايد ارزش واقعي اين تصوير نيز همين باشد. اينكه هنوز ميتوان انسان را پيش از موضع سياسي او ديد. هنوز ميتوان با وجود اختلاف، احترام را حفظ كرد. هنوز ميتوان مخالف بود، اما دشمن نبود. هنوز ميتوان از منافع ملي دفاع كرد، اما راه ارتباط با جهان را نبست و هنوز ميتوان ميان دولتها اختلاف داشت، بدون آنكه ملتها را دشمن يكديگر كرد. در جهاني كه جنگها، بحرانها و شكافهاي سياسي ميتوانند ملتها را از يكديگر دور كنند، حفظ همين ظرفيت انساني، خود نوعي سرمايه براي صلح است. مسجد نور شايد در ۱۲ مهر ماه ميزبان يك مراسم سوگ بود؛ اما تصويري كه از آن به جامعه رسيد، ميتواند حامل يك پيام بزرگتر باشد؛ جنگ ممكن است ميان دولتها آغاز شود، اما صلح، پيش از هر چيز، از ميان انسانها آغاز ميشود و شايد وظيفه امروز ما همين باشد؛ نه حذف اختلاف، بلكه مديريت اختلاف؛ نه انكار منافع ملي، بلكه صيانت از راههاي گفتوگو و نه تبديل ملتها به دشمن يكديگر، بلكه حفظ پلهايي كه فرداي صلح از روي آنها خواهد گذشت.
كارشناس مسائل بينالملل