تبريز، كسب و كار و تاريخ
مرجان يشايايي
تبريز ازجمله شهرهاي استثنايي ايران است. نامش هم با كسب و كار و بازار گره خورده و هم با مدرنيته و جنبش مشروطه كه اولين آن در نوع خود در منطقه بوده است. همواره شهري پررونق بوده. از دلايل رونق اين شهر، قرار داشتن در چهارراه چهار تمدن اصلي آن روز بود. در شرق تبريز به تمدن كهن چين ميرسيد و در غرب به يونان و رم. نقشه بزرگمقياس را كه پيش روي خود بگذاريد، مسير داد و ستد لاجرم از تبريز ميگذرد. تداوم حيات بازرگاني به همين دليل در تبريز وجود دارد. اين مراودات تبريز را تبديل به يك نقطه پراهميت ميسازد و اگر بازار تبريز از دوره سلجوقي رونق داشته به دليل قرار گرفتن بر سر راه چهار تمدن اصلي است. خيلي از شهرها مانند سمنان در گذشته در مسير داد و ستد و جاده ابريشم بودهاند، اما تبريز در مسير نقطه اتصال چهار تمدن است. اگر از تاريخ كهن فاصله بگيريم، حتي بعد از انقلاب صنعتي نيز مراودات موسوم به شمال و جنوب وجود داشته و هنوز وجود دارد و بشر همواره راه ارتباط را پيدا كرده. بعد از انقلاب كبير فرانسه و جنبش تنباكو و انقلاب مشروطه و بعد ملي شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامي، نقش تبريز كاملا مشهود است. اما تبريز تنها به رونق بازارش معروف نبوده، در تبريز همواره تشكلهاي سياسي و فرهنگي نقشي پررنگ داشتهاند[1]. قلب تپنده اين دو تمدن در شرق تبريز بوده و در غرب استانبول.
زلزله، دشمن غدار تاريخ است و در كشور ما بسياري از بناهاي تاريخي را كه گواه دورهاي از زيست مردمان اين كهنسرزمين بودهاند، زلزله از ميان برده. تبريز نيز در منطقه زلزلهخيز قرار دارد و زلزله بارها اين شهر را ويران كرده و مردم از نو آن را ساختهاند. آخرين زلزلهاي كه باعث تخريب بسيار در تبريز شد، مربوط به سال 1193 هجري قمري است، يعني همان سالي كه آقامحمدخان قاجار از شيراز به تهران كوچ و سلسله قاجار را تاسيس ميكند. در اين سال زلزله مهيب ديگري در كاشان اتفاق ميافتد كه شهر را كاملا تخريب ميكند و از تمام شهر تنها يك مناره و زيرزمينها ميماند، به همين دليل هر چه در كاشان ميبينيد مربوط به دوره قاجار و پس از آن است و تنها نشان از تاريخ پيش از قاجار، همان منارهاي است كه از زلزله جان به در برده. در تبريز هم زلزله تقريبا همين آسيب را رسانده و امروز ما از زمانهاي قديم ايران بقاياي ارگ دوره ايلخاني، رقع رشيدي و بقاياي مسجد كبود است. آنچه در حال حاضر از مسجد كبود ديده ميشود، حاصل همت صد ساله اخير است كه ديوارهاي جداگانه بهجامانده از تخريب زلزله را با مرمت به نوعي بههم پيوند دادهاند. گذشته از آن حملات مكرر يونانيها از سمت غرب به منطقه آذربايجان فعلي و گاه به كرمانشاه فعلي در قبل از اسلام، باعث ويراني تبريز بوده. در دوراني نزديكتر به ما روسها به خصوص در دوره صفوي و قاجار به سرزمين ما آمدهاند، تخريب كرده و آثار تمدني آن را از ميان بردهاند. اين دو عامل مانند بسياري از نقاط ايران ردپاي گذشته را تا حد زيادي از ميان بردهاند.
[1] سه جلد كتاب نوشته آقاي رييسيان درباره تاثير متقابل فرهنگ عثماني و تبريز روي يكديگر را مطالعه كنيد.