• 1405 دوشنبه 20 مهر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6441 -
  • 1405 دوشنبه 20 مهر

«اعتماد» در گفت‌وگو با جواد حيران‌نيا بررسي می‌کند

چانه‌زني با چاشني فشار

همزماني بحران‌هاي امنيتي، فشارهاي اقتصادي و تحركات ديپلماتيك، معادلات منطقه‌اي را پيچيده‌تر كرده آن‌هم در شرايطي كه تغيير اولويت‌هاي واشنگتن، تشديد فشار عليه تهران و ابهام درباره مسير مذاكرات، چشم‌انداز روابط ايران و امريكا را با عدم قطعيت مواجه كرده است. در اين ميان، رقابت قدرت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي و نقش بازيگراني مانند روسيه، بر روند مديريت بحران‌هاي جاري اثرگذاشته و ممكن است بسترساز تصاعد بحران شود. در شرايطي كه معادلات امنيتي خاورميانه تغيير كرده و منطقه درگير تصاعد بحران است، گروهي از ناظران مدعي‌اند تغيير اولويت‌هاي واشنگتن از بازگشايي تنگه هرمز به پرونده هسته‌اي و تشديد فشارهاي اقتصادي، در كنار محاسبات انتخاباتي امريكا و اسراييل، چشم‌انداز ديپلماسي تهران و واشنگتن را با ابهام روبه‌رو كرده است.  همزمان، معامله ادعايي واشنگتن و مسكو بر سر صادرات گازوييل روسيه نيز از جايگاه پرونده ايران در محاسبات سياست خارجي امريكا حكايت دارد و موجب شده تا درباره نقش روسيه جهت خروج از بحران حاكم گمانه‌زني‌هايي مطرح شود.  در همين راستا جواد حيران‌نيا، استاد دانشگاه و پژوهشگر روابط بين‌الملل براي بررسي ابعاد تحولات حاكم و سناريوهاي پيش رو با روزنامه اعتماد گفت‌وگو كرده است.

 

تغيير دستور كار امريكا در مذاكرات

جواد حيران‌نيا، پژوهشگر روابط بين‌الملل در پاسخ به پرسش «اعتماد» درباره شكاف‌هاي عميق حاكم بر فضاي مذاكراتي ميان تهران و واشنگتن گفت: پس از جنگ ۴۰ روزه، امريكا به اين جمع‌بندي رسيد كه براي بازگشايي تنگه هرمز و جلوگيري از افزايش قيمت نفت و انرژي به اقداماتي نياز دارد. در همين چارچوب بود كه تفاهمنامه اسلام‌آباد شكل گرفت. در فاز نخست اين تفاهمنامه، موضوع اصلي بازگشايي تنگه هرمز بود؛ مساله‌اي كه بر قيمت‌هاي انرژي و همچنين تامين و تداوم زنجيره تامين كالاها و فرآورده‌هاي مرتبط با انرژي تاثير گذاشته بود. در آن مقطع، امريكايي‌ها احساس مي‌كردند كه بازگشايي تنگه هرمز براي معكوس كردن روند صعودي قيمت نفت و انرژي ضروري است.  به گفته حيران‌نيا، اما پس از نقض تفاهمنامه اسلام‌آباد گزينه محاصره دريايي توسط امريكا جدي‌تر دنبال شد. بر همين اساس و باتوجه به فشاري كه محاصره دريايي بر اقتصاد ايران وارد كرد و آثار آن نيز در قالب تلاطمات اقتصادي مشهود است، امريكايي‌ها به اين نتيجه رسيدند كه موضوع بازگشايي تنگه هرمز ديگر آن جايگاه و اعتباري را كه پيش از تفاهمنامه اسلام‌آباد داشت، ندارد. به همين دليل، تاكيد فعلي امريكا بيش از گذشته بر موضوع هسته‌اي است.  اين درحالي است كه در تفاهمنامه اسلام‌آباد پيش‌بيني شده در مرحله بعدي و در چارچوب مذاكرات ۶۰ روزه، گفت‌وگوهايي درباره پرونده هسته‌اي انجام شود. با اين حال، اكنون امريكايي‌ها بر طرح موضوع هسته‌اي تاكيد بيشتري دارند، زيرا ارزيابي آنها اين است كه با اتكا به محاصره دريايي و حفظ اين اهرم در مذاكرات هسته‌اي مي‌توانند امتيازاتي از ايران بگيرند. اين كارشناس مسائل بين‌الملل در ادامه درباره چشم‌انداز ديپلماسي در مقطع كنوني خاطرنشان كرد: در پي اظهارات اخير مقام‌هاي امريكايي، ازجمله جي‌دي ونس، معاون رييس‌جمهور امريكا و همچنين سخنان دونالد ترامپ، ظاهرا شاهد تعديل مواضع واشنگتن در قبال تهران درخصوص برنامه هسته‌اي به ويژه موضوع غني‌سازي هستيم. در اظهارات مطرح شده مساله اصلي لزوما غني‌سازي صفر نيست، بلكه ممكن است هدف، كاهش سطح غني‌سازي ازسوي ايران باشد. اگر اين موضع‌گيري واقعي باشد، مي‌تواند مسير ديپلماسي را هموار كند و چشم‌انداز مثبتي را پيش روي مذاكرات قرار دهد. با اين حال، به نظر نمي‌رسد زمان‌بندي طرح چنين مواضعي نشان‌دهنده جديت امريكا براي دستيابي به توافقي هسته‌اي باشد كه براساس آن، حق غني‌سازي ايران به رسميت شناخته شود. دست‌كم براساس آنچه در ميدان جريان دارد و تفسيري كه خود امريكايي‌ها از شرايط ارايه مي‌كنند، نمي‌توان توافق را چندان محتمل دانست. به گفته حيران‌نيا به نظر مي‌رسد تاكيد اصلي امريكا بيش از آنكه معطوف به دستيابي فوري به يك توافق هسته‌اي با پذيرش حق غني‌سازي ايران باشد، بر ايجاد نوعي آرامش در فضاي منطقه، دست‌كم تا پيش از انتخابات ميان‌دوره‌ا‌ي كنگره، متمركز است. همچنين ممكن است امريكايي‌ها برآوردي از احتمال اقدام پيش‌دستانه ايران داشته باشند و بخواهند با ايجاد چنين فضايي، ايران را در موقعيتي قرار دهند كه از اين منظر، تحت فشار قرار بگيرد.  به بيان ديگر، ممكن است هدف اين باشد كه اگر در داخل ايران ديدگاه‌هايي درباره ضرورت انجام حمله پيش‌دستانه مطرح مي‌شود، اين ديدگاه‌ها چندان محتمل نيست و امكان پيگيري چنين رويكردي كاهش پيدا كند.

دو نگاه متفاوت به جنگ با ايران

حيران‌نيا در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» پيرامون اثرگذاري انتخابات امريكا و اسراييل بر روند معادلات ميان تهران و واشنگتن تشريح كرد: ترامپ پيش‌تر در اظهاراتي گفته بود كه چه رييس‌جمهور موفقي باشد و چه عملكرد ناموفقي داشته باشد، در انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره شكست خواهد خورد. منظور او از طرح اين موضوع اين بود كه سياست‌هايش درقبال ايران، مستقل از انتخابات ميان‌دوره‌اي دنبال خواهد شد و تحت تاثير اين انتخابات قرار نخواهد گرفت. با اين حال، اخباري منتشر شده مبني بر اينكه جمهوري‌خواهان و هم‌حزبي‌هاي ترامپ به او فشار آورده‌اند و درباره پيامدهاي منفي سياست‌هايش درقبال ايران هشدار داده‌اند. به گفته اين پژوهشگر روابط بين‌الملل با وجود اين، به نظر نمي‌رسد كه لازم باشد وزن بسيار زيادي به انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره بدهيم. به هر حال، ترامپ شخصيتي است كه بيش از هم‌حزبي‌هايش به نزديكان خود توجه دارد. او برخلاف روساي‌جمهور جمهوري‌خواه پيشين، رفتار سنتي و متعارف حزبي از خود نشان نداده است.

در مجموع، به نظر مي‌رسد كه احتمالا تمايل امريكا اين است كه هرگونه ماجراجويي نظامي را به بعد از انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره موكول كند؛ مگر اينكه اين ماجراجويي هزينه بالايي نداشته باشد. اما مشكل اصلي اين است كه تخمين واكنش ايران كه ممكن است جنگ را منطقه‌اي كند، آسان نيست.

حيران‌نيا در ادامه تاكيد كرد: اما ممكن است مساله براي بنيامين نتانياهو متفاوت باشد. نتانياهو با طرح موضوع پرواز فلاي‌دوبي و تلاش ادعايي او براي نسبت دادن آن به ايران، به دنبال حفظ فضاي امنيتي موجود است تا بتواند خود را به عنوان تنها منجي اسراييل در برابر تهديدات ايران معرفي كند. استقبال از مسافران اين هواپيما نيز در همين چارچوب قابل ارزيابي است؛ اقدامي كه مي‌تواند به تقويت اين تصوير در ذهن اسراييلي‌ها كمك كند كه نتانياهو تنها نخست‌وزيري است كه قادر است در آينده نيز امنيت اسراييل را در برابر آنچه او تهديد وجودي ايران مي‌خواند، تامين كند. از اين منظر، به نظر مي‌رسد نتانياهو بيش از امريكا از وقوع جنگ سود مي‌برد.  به گفته اين استاد دانشگاه، در همين زمينه، گزارش‌هايي نيز منتشر شده مبني بر اينكه امريكا از اسراييل خواسته حمله‌اي را با مسووليت خود انجام دهد. به نظر نمي‌رسد چنين گزارش‌هايي چندان دور از واقعيت باشد، چراكه امريكا مي‌تواند از جنگي كه تبعات سياسي آن مستقيما متوجه واشنگتن نباشد، به عنوان اهرم فشاري عليه ايران استفاده كند و تهران را به پذيرش خواسته‌هاي خود متقاعد سازد. حيران‌نيا در ادامه به «اعتماد» گفت: با اين حال، همه‌چيز آن‌گونه كه روي كاغذ به نظر مي‌رسد، روشن و قابل پيش‌بيني نيست. ممكن است آغاز جنگ با واكنش شديد ايران همراه شود و اسراييل، در صورت ورود مستقيم به درگيري، با پاسخ سنگيني مواجه شود يا حتي ايران جنگ را محدود به اسراييل نكند و جنگ را به صورت افقي (گسترش منطقه‌اي جنگ) و عمودي (تغيير در خطوط قرمز در اهداف مورد حمله) گسترش دهد. چنين وضعيتي مي‌تواند به نقطه‌ضعفي براي نتانياهو تبديل شود و هزينه‌هاي سياسي، نظامي و امنيتي قابل‌توجهي براي او به همراه داشته باشد.

راهبرد تازه واشنگتن براي تشديد فشار اقتصادي عليه ايران

حيران‌نيا در پاسخ به ديگر سوال «اعتماد» پيرامون نتايج احتمالي تشديد فشارها از‌سوي واشنگتن از طريق همراه كردن كشورهايي چون تركيه و پاكستان گفت: تحريم‌هايي كه دولت ترامپ عليه ايران اعمال كرد، در واقع با هدف بستن تمام روزنه‌هايي طراحي شده‌اند كه ايران از طريق آنها به تجارت و مبادله كالا مي‌پردازد. وزارت خزانه‌داري امريكا نيز بر همين موضوع تاكيد دارد. هدف اين است كه دامنه فشارها صرفا به دولت‌ها و كشورها محدود نماند، بلكه بخش خصوصي اين كشورها را نيز دربر بگيرد و شركت‌ها و نهادهاي فعال در زنجيره تجارت با ايران، از بانك‌ها و شركت‌هاي بيمه گرفته تا شركت‌هاي حمل و نقل و بخش‌هاي مختلف اين زنجيره در داخل ايران، تحت فشار قرار بگيرند. به گفته حيران‌نيا، منطق تحريم‌هاي ثانويه امريكا اين است كه نه‌تنها دولت‌ها، بلكه شركت‌هاي خصوصي را نيز از انجام مبادلات تجاري با ايران منصرف كند. به اين ترتيب، شركت‌هايي كه قصد دارند با ايران دادوستد داشته باشند، با اين ريسك مواجه مي‌شوند كه در صورت همكاري با ايران، خودشان نيز مشمول تحريم‌هاي امريكا شوند؛ به‌ويژه در شرايطي كه را‌ه‌آهن، بانك‌ها، نهادهاي مالي و شركت‌هاي بيمه‌اي ايران نيز در فهرست تحريم‌ها قرار دارند. بنابراين، تمام تلاش امريكا اين است كه ريسك تجارت با ايران را افزايش دهد، به‌گونه‌اي كه حتي بدون نياز به مسدود كردن كامل مسيرهاي تجاري، شركت‌ها و فعالان اقتصادي به دليل هزينه‌ها و مخاطرات احتمالي، از همكاري با ايران خودداري كنند. در اين ميان، به نظر مي‌رسد كشورهايي مانند تركيه و پاكستان كه در شرايط فعلي تاحدي به عنوان مسيرهاي تنفسي اقتصادي ايران عمل مي‌كنند نيز تا اندازه زيادي تحت تاثير فشارهاي امريكا قرار بگيرند و تمايل كمتري به پذيرش ريسك‌هاي تجاري ناشي از همكاري با ايران داشته باشند. به گفته اين پژوهشگر روابط بين‌الملل، البته در چنين شرايطي معمولا نمي‌توان انتظار داشت كه تجارت با ايران به‌طور كامل متوقف شود، اما به نظر مي‌رسد امريكايي‌ها در اعمال اين فشارها جدي هستند و جزييات مسيرهاي تجاري و مبادلات اقتصادي ايران را با دقت بيشتري دنبال مي‌كنند. از اين رو، بعيد است كشورهايي مانند تركيه و پاكستان بتوانند تحريم‌هاي ثانويه امريكا را در اين زمينه ناديده بگيرند، بي‌آنكه با پيامدهاي سنگين و فشارهاي جدي از سوي واشنگتن مواجه شوند.

معامله با پوتين

 به بهاي فاصله گرفتن از اوكراين

اين استاد دانشگاه در پاسخ به ديگر پرسش «اعتماد» درباره پشت پرده احتمالي توافق اخير ترامپ و پوتين پيرامون صادرات گسترده گازوييل توسط روسيه گفت: توافقي كه ترامپ با ولاديمير پوتين درباره صادرات گازوييل روسيه انجام داد، در واقع تصميمي بود كه پس از رايزني‌هاي امريكا با رييس‌جمهور اوكراين و به‌دنبال شكست مذاكرات ميان نمايندگان طرفين اتخاذ شد. در جريان اين مذاكرات، نمايندگان امريكا از اوكراين خواسته بودند كه بخش‌هاي مرتبط با ذخاير انرژي و تاسيسات توليد فرآورده‌هاي نفتي روسيه را هدف قرار ندهند. در مقابل، اوكراين نيز خواستار آن شده بود كه روسيه حملات خود به زيرساخت‌هاي صنعت برق اوكراين را متوقف كند. براساس گزارش‌ها، اين رايزني‌ها به نتيجه نرسيد و نمايندگان امريكا به اوكراين هشدار دادند در صورت ناكامي مذاكرات، واشنگتن با روسيه وارد معامله خواهد شد. درنهايت نيز امريكا چنين مجوزي را براي صادرات گازوييل روسيه صادر كرد.  به گفته حيران‌نيا در مقطع كنوني، اين اقدام نمي‌تواند چندان به نفع ايران باشد، چراكه تهران تلاش مي‌كند از افزايش قيمت انرژي به عنوان اهرم فشاري عليه امريكا و دولت ترامپ استفاده كند. با اين حال، بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه افزايش قيمت گازوييل در امريكا، تحت تاثير حملات اوكراين به زيرساخت‌هاي انرژي روسيه هم بوده؛ عاملي كه شايد در شرايط فعلي، در مقايسه با مساله تنگه هرمز، برجستگي بيشتري پيدا كرده باشد. با اين حال، به نظر مي‌رسد اين اقدام دست‌كم نشان مي‌دهد كه جنگ ايران و حفظ اهرم فشار دريايي در تنگه هرمز، براي امريكا اهميت بيشتري از پيگيري هدف مشترك با كشورهاي اروپايي درقبال جنگ اوكراين دارد. اين تصميم نشان مي‌دهد كه واشنگتن به هيچ عنوان حاضر نيست موضوع محاصره دريايي، پرونده ايران و جنگ جاري را قرباني ملاحظات مربوط به اوكراين كند تا جايي كه حتي حاضر است بر سر جنگ اوكراين با پوتين وارد معامله شود، اما همزمان مسير خود را در قبال ايران ادامه دهد. همچنين گزارش‌هاي منتشر شده مبني بر اينكه امريكا در پي ناكامي توافق با اوكراين، حاضر بوده ارسال بخشي از اطلاعات به دولت زلنسكي را محدود كند. اگر اين گزارش‌ها درست باشد، خود اين موضوع نيز نشان مي‌دهد كه مساله ايران در محاسبات فعلي واشنگتن از اهميت بالايي برخوردار است و امريكا حاضر است براي پيشبرد اهداف خود در اين پرونده، در ساير مناسبات و اولويت‌هاي سياست خارجي‌اش نيز تجديدنظر كند.

 

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون