رسانههاي نوين و خلق شبكههاي جديد در جامعه
هيچ يك از اين سطوح به تنهايي براي شكلگيري جامعه مدني پويا كافي نيست. نكته قابل توجه اين است كه اين فرآيندها به صورت خودكار عمل نميكنند، بلكه به آگاهي اجتماعي و فردي و توانايي شهروندان براي استفاده از ظرفيتهاي ارتباطي نياز دارند. افراد جامعه با بهرهگيري از اين ظرفيتها ميتوانند در تقويت جامعه مدني و افزايش توان مطالبهگري آن نقش داشته باشند. از اين منظر، ميتوان دستكم چهار كاركرد مهم براي رسانههاي نوين در ارتباطات مدني در نظر گرفت:
۱. اطلاعات و دسترسي عمومي- رسانههاي نوين ميتوانند با تسهيل دسترسي به دادهها، اطلاعات و خدمات عمومي، فاصله ميان شهروندان و نهادهاي تصميمگير را كاهش دهند. ديجيتالي شدن اطلاعات و ارايه خدمات از طريق اينترنت، در صورت دسترسي آزاد و شفاف به دادهها، ميتواند امكان آگاهي شهروندان از عملكرد نهادهاي عمومي را افزايش دهد. سهولت و هزينه نسبتا پايين انتقال اطلاعات نيز فرصت دسترسي به ديدگاهها، تفسيرها و اطلاعات متنوع را فراهم ميكند. البته دسترسي ديجيتال به اطلاعات، به خوديخود به معناي شفافيت كامل نيست؛ اهميت اين ظرفيت در امكان دسترسي، بررسي و استفاده آگاهانه شهروندان از اطلاعات قرار دارد. شهروندان با برخورداري از اين ظرفيت قادر خواهند بود ضمن دستيابي به اطلاعات امكان نظارت و پرسشگري در فضاي نسبتا شفافي قرار گيرند.
۲. نظرخواهي و گفتوگوي عمومي- ماهيت تعاملي رسانههاي نوين، فرصتي براي شكلگيري فضاهاي عمومي مجازي فراهم ميكند؛ فضاهايي كه در آنها امكان تبادل نظر و گفتوگو درباره مسائل عمومي وجود دارد. با اين حال، درباره ميزان تاثيرگذاري واقعي گفتوگوها و نظرسنجيهاي آنلاين و ارتباط آنها با فرآيندهاي رسمي تصميمگيري، همچنان بايد با احتياط قضاوت كرد. فراهم شدن امكان اظهارنظر، لزوما به معناي اثرگذاري آن بر تصميمات عمومي نيست؛ اما ميتواند زمينه طرح مسائل و آشكار شدن ديدگاههاي متنوع شهروندان را تقويت كند.
۳. نمايندگي و نظارت شهروندان- رسانههاي نوين بر رابطه ميان مردم و نمايندگان آنها نيز تاثير ميگذارند. اگرچه درباره جايگزيني كامل شيوههاي سنتي رايگيري و همهپرسي با روشهاي آنلاين نميتوان بدون بررسي شواهد عملي قضاوت كرد، اما اين رسانهها فرصتهاي تازهاي براي ارتباط مستمر شهروندان با نمايندگان و ارزيابي عملكرد آنان ايجاد ميكنند. شهروندان با استفاده از اين ظرفيتها ميتوانند ديدگاهها و مطالبات خود را بيان كنند، عملكرد نمايندگان را مورد پرسش قرار دهند و نظارت عمومي را تقويت كنند. البته ميزان تحقق اين ظرفيت به شرايط سياسي، اجتماعي و نهادي هر جامعه نيز بستگي دارد.
۴. سازماندهي كنش جمعي- يكي ديگر از كاركردهاي رسانههاي نوين، فراهم كردن امكان سازماندهي كنش جمعي است. اين رسانهها ميتوانند افراد و گروههايي را كه دغدغه مشتركي دارند، به يكديگر متصل كنند، اطلاعات لازم را در اختيار آنان قرار دهند و هماهنگي ميان فعاليتهايشان را تسهيل كنند. با اين حال، تبديل اين ارتباطات به كنش جمعي پايدار، علاوه بر ابزارهاي ارتباطي، به اعتماد متقابل، هدف مشترك، استمرار فعاليت و توانايي سازماندهي نيز نياز دارد.
در نهايت به نظر ميرسد تفاوت ميان رسانههاي نوين، شبكههاي اجتماعي و جامعه مدني بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد، چراكه هر كدام ظرفيتهاي متفاوتي ايجاد ميكنند و پيوند ميان آنها به عامليت انسان و معنابخشي اجتماعي وابسته است. رسانهها امكان ارتباط را فراهم ميكنند، شبكهها روابط ميان افراد را شكل ميدهند و جامعه مدني هنگامي تقويت ميشود كه اين روابط در مسير مشاركت، بيان مطالبات عمومي و كنش جمعي قرار گيرند.
از سوي ديگر شكلگيري، قوام و دوام فعاليتهاي اجتماعي به تداوم كنش جمعي وابسته است. اين تداوم صرفا با حضور در فضاي مجازي تضمين نميشود، بلكه پيوند ميان فضاهاي مجازي و فيزيكي، ارتباط چهرهبهچهره و تقويت اعتماد دروني گروهها ميتواند به پايداري فعاليتهاي جمعي كمك كند. فضاي مجازي و فضاي واقعي را نبايد دو عرصه جدا از يكديگر دانست، بلكه تعامل ميان آنهاست كه ميتواند ظرفيت شبكههاي ارتباطي را افزايش دهد و امكان استمرار مشاركت را فراهم سازد. نهادهاي مردمنهاد و گروههاي مردمي قادرند با استفاده از اين فضا بسترهاي تعامل براي شهروندان را بيشتر سازند .
تقويت مشاركت مدني، ضرورتي انكارناپذير براي پويايي اجتماعي است. رسانههاي نوين با فعالسازي شبكههاي سنتي و ايجاد شبكههاي ارتباطي جديد، گام نخست را در گسترش ارتباطات برميدارند؛ اما آنچه ميتواند اين فضا را به جامعه مدني پويا و آگاه تبديل كند، آگاهيبخشي درباره مسائل اجتماعي، حساسسازي شهروندان نسبت به آنها و فراهم شدن فرصتهاي موثر براي تعامل، نظارت و كنشگري است. آگاهيبخشي و كنشگري و تعامل بسترهايي است كه با ورود رسانههاي نوين به عرصه اجتماعي فرصتهاي تازهاي را براي جامعه مدني خلق كرده است .