ادامه از صفحه اول
نقدي بر برنامه «به وقت ايران»
تحليل كردن برعهده مهمانان برنامه است و دوستان حداكثر ميتوانند پرسشگران خوبي باشند. ناگفته نماند و از انصاف خارج نشويم كه بسياري از تحليلهاي ارائه شده درست هستند ولي اين دليل نميشود كه سخنان درست را با دوري از لوازم حرفهاي شهيد كنند.
متاسفانه كار درست صدا و سيما در دعوت از افراد با گرايشهاي متفاوت با بياحتياطي روبهرو شد تا جايي كه ممكن است بازتابهاي منفي خارجي هم داشته باشد. آقاي كرباسچي كه در بيان نقطه نظرات خود صريح است و اهل ملاحظه نيست بحث را به ريز مسائل نظامي و سياسي كشاند و ادعاهايي را مطرح كرد كه با واكنش سريع سخنگويان نيروهاي مسلح روبهرو شد. زدن سه كشتي پس از تفاهمنامه اسلامآباد پاسخ به نقضهاي مكرر امريكا بود و اگر ايران جواب نميداد پايمالي همه بندهاي آن تثبيت ميشد و امريكا گامي جديد در تقابل با ايران برميداشت. البته در اين مورد نظر شوراي امنيت ملي ملاك و معيار است ولي اجمالا به نظر ميرسد كه قبل از پاسخ عملي به نقضهاي امريكا بايد هشدارهاي لازم داده ميشد و تبليغات گستردهاي پيرامون آن صورت ميگرفت.
امريكا ثابت كرده است كه به معاهدهها، قرارها و اعلانها و امضاهاي خود پايبند نيست و به بهانههاي مختلف كار خود را پيش ميبرد و اگر بهانهاي نداشته باشد آن را توليد ميكند و اگر هيچ بهانهاي نتوانست بتراشد، بيبهانه اقدام ميكند. براي خروج از برجام بهانهاي وجود نداشت و حتي متحدان اروپايي امريكا تلاش كردند تا ترامپ را از بحران خروج از آن آگاه كنند و بازدارند ولي رييسجمهور امريكا بيش از اروپاييان گوشش بدهكار تلآويو است. در هر حال صدا و سيما بايد چندصدايي را تمرين كند و براي عدم خدشه به منافع و امنيت ملي ترتيبات دقيقي را اعمال کند. هيچ كس حق ندارد دانسته يا نادانسته حتي بيرون از صدا و سيما براي مصالح ملي مساله ايجاد کرده و دفاع از ايران را با اما و اگر روبهرو کند. طرح مكرر مطالبات سياسي در فضاي جنگي كه از سوي برخي مدعيان مردمگرايي صورت ميگيرد بايد با ملاحظه وضعيت كشور صورت بگيرد و نامش هر چه باشد نبايد به فرصتطلبي آلوده شود. نيروهاي مسلح و ايرانيان وطندوست در كمال مظلوميت در حال بيسابقهترين مقاومتها هستند.
۱۵۰۰ شهيد پاي لانچرهاي موشكي نمونهاي از فداكاري فرزندان ملت است و اگر در هر مناسبتي و به هر شكلي ياد و خاطره آنها زنده شود كمترين قدرشناسي صورت گرفته است. بياعتنايي به حجم عظيم و درازمدت ايثار مدافعان ايران بياخلاقي بزرگي است كه در تاريخ ثبت ميشود و قضاوت سختي به بار ميآورد. جنگ بايد تمام شود ولي اين ايران نيست كه معتاد به جنگ و تحريم شده است. امريكا ميز مذاكره را تا بيمعنايي پيش برده و ضمن گفتوگو هر كاري كه دلش ميخواهد انجام ميدهد. اينجا هر سياستمداري متوجه ميشود كه در مقابل واشگتن نياز به تضمينهاي معتبر است. اينكه گفته شود نبايد كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس مورد حمله قرار ميگرفتند از عجايب نظرات سياسي است چرا كه اگر ايران به اين دفاع مشروع و قانوني نميپرداخت هم شدت و گستردگي حمله به ايران افرايش پيدا ميكرد و هم شاهد جنگي يكجانبه و كاريكاتوري ميشديم. معلوم نيست يك سياستمدار با سابقه چگونه چنين توصيهاي را روا ميدارد و اشتباه فاحشش از چه مبنايي سرچشمه ميگيرد؟ امريكا از خاك و آبها و همه امكانات ممكن كشورهاي جنوبي خليجفارس براي انبوه حملات عليه ايران استفاده كرده و ميكند آيا اساسا امكان عدم آسيب به اين كشورها وجود دارد؟! عدم حمله به مراكز تجاوز به ايران يعني نيروهاي مسلح دستهاي خود را ببندند و شخم زدن ايران را تماشا كنند! به نظر ميرسد نه تنها ايران مطابق عقل و منطق و حتي قوانين جنگ عمل كرده بلكه بسيار ملاحظه روا داشته و تا آنجا كه امكانش بود حملات خود را متوجه كشورهاي حامي متجاوز نكرد. ظاهرا كار به جايي كشيده كه برخي از سياستمداران را در معركه نبرد و تجاوز عليه ميهن به انصاف دعوت كرد چرا كه مطالبه جانبداري سرسختانه از ايران ظاهرا مسموع نيست و شايد روزي مجبور شويم بيطرفي برخي از دوسنان را بخواهيم و مورد نقد قرار بدهيم.
راز موفقيت در ديپلماسي
3- شناخت طرف مقابل: اينكه شما منافع ملي كشورت و خواست خودت را براي مذاكره بداني، هرچند لازم است اما كافي نيست. بسياري از مذاكرات موفق نه صرفا به دليل قدرت چانهزني ديپلماتها، بلكه به دليل شناخت عميق آنها از شخصيت، طرز تفكر، ترسها، انگيزهها و محدوديتهاي طرف مقابل شكل گرفتهاند. براي مثال كيسينجر قبل از ورود به چين، از رقابت پكن با مسكو و مشكلات آنها به خوبي آگاه بود، ظرفيت چين را ميشناخت، نياز اين كشور براي ورود به جامعه جهاني و كمك امريكا در اين راستا را ميدانست و... اين بود راز برداشتن ديوار چين...
4-يافتن منافع مشترك: ديپلمات بازيگر پوكر نيست كه بخواهد رقبا را شكست بدهد بلكه سعي دارد تعريفي از منافع مشترك ارائه بدهد و سعي در يافتن راهحلي برد-برد نمايد. براي همين لازم نيست راهحل كاملي پيدا شود يا اعتمادسازي به نهايت برسد بلكه به دنبال راهكاري ميانه است كه مورد قبول دو طرف قرار گيرد.
5- پنهانكاري: يكي از دلایل شكست ترامپ در مذاكرات، آشكار كردن مفاد آن است. او به دليل شومن يا نمايشگر بودن سعي دارد از موضوعات مذاكرات براي خودش پرستيژ درست كند و همين با منش ديپلماسي تفاوت دارد. ميگويند كیسينجر براي آنكه راز ورودش به چين براي مذاكره برملا نشود، به پاكستان رفت و در آنجا اعلام شد كه بيمار است و از اين طريق، پنهاني وارد پكن شد و زماني كه توافق با مقامات چين قطعي گرديد، موضوع را رسانهاي كرد.
6- مستظهر به حمايت: ديپلمات سرباز ميانه جنگ در خط مقدم است كه براي پيروزي نياز به حمايت از فرماندهان و پشتيباني عدوات دارد. كیسينجر براي مذاكره با چين حمايت كامل نيكسون را به دنبال داشت و ميدانست كه حتي به نتيجه هم نرسد، او از هرگونه اتهامي مبرا خواهد بود. اگر ديپلمات به حمايتهاي مسوولان نظام مستظهر نباشد، زبانش الكن و قلمش لرزان است.
نماد موفقيت يك ديپلمات در اين است كه بتواند كشور خود را از خطرات احتمالي حفظ كند، منافع ملي آن را كسب نمايد و جايگاه آن را در مجامع بينالمللي بالا ببرد. براي ساختن چنين ديپلماتي نياز به حمايت همهجانبه ساختار سياسي و نظامي كشور از دستگاه ديپلماسي دارد به خصوص در شرايط بحراني مانند جنگ.
منزلت زن از نگاه بنيانگذار (۸)
در نتيجه مبارزات سياسي تعدادي از زنان توسط ساواك دستگير و در كميته مشترك ضد خرابكاري شكنجه و بازجويي شدند. (رك به: آن روزهاي نامهربان)
در اين دوره همچنين عدهاي از مادران مبارزان سياسي از ناراحتي و اضطراب ناشي از حمله ماموران و نگراني از وضعيت فرزندان خود غريبانه درگذشتند.
با اوجگيري نهضت اسلامي از ديماه ۱۳۵۶، زنان در مناسبتهاي مختلف حضور فعال و پيشگامي داشتند. از آن جمله نخستين تظاهرات را در ۱۷ ديماه ۱۳۵۶ در مشهد در اعتراض به سالروز كشف حجاب برپا كردند؛ هنگامي كه مراسم جشن با حضور گروهي از زنان وابسته در حال برگزاري بود، حدود ۱۲۰ نفر از بانوان مسلمان مشهد در اعتراض به مراسم ۱۷دي (سالگرد كشف حجاب) در خيابانهاي خسروي نو، شاهرضا و نادري دست به تظاهرات زدند. در چنين شرايطي، ماموران رژيم پهلوي در نزديكي ميدان شهداء آنها را پراكنده و عدهاي را دستگير كردند. آيتالله سيد عبدالله شيرازي نيز در پي اين حادثه، درس خود را تعطيل كرد.
(مشهد از مقاومت تا پيروزي، مركز اسناد انقلاب اسلامي) راهپيمايي مستقل زنان مشهدي، زمينهساز حركتها و راهپيماييهاي با شكوه بعدي آنان شد؛ به گونهاي كه زنان خراسان، الهامبخش زنان سراسر كشور در مبارزه عليه رژيم شدند.
يكي از زنان حاضر در آن روز چنين روايت ميكند:
«در سرماي دي ماه، هنگامي كه انگشتانمان از سرما سياه شده بود، با چادر از كوچهها بيرون آمديم. افراد با يكديگر همراه شدند و جمعي متصل شكل گرفت. در خيابانهاي مشهد، ماشينهاي ارتش وارد شده و ماموران دولتي پياده شدند. ما پرچم برداشتيم و به سمت زناني كه عبور ميكردند رفتيم تا آنها متوجه شوند كه راهپيمايي آغاز شده است.
در آن روز، گروهي از بانوان مسلمان به راهپيمايي پرداختند؛ اين حركت، عليه برخي كساني بود كه هرساله به مناسبت ۱۷ دي، روز كشف حجاب، پرچم بالا ميبردند و به مجسمه رضاخان تقديم ميكردند. مسير راهپيمايي از فلكه آب آغاز شد و با حدود ۱۵ نفر، آهسته و پيوسته حركت كردند و كمكم تعدادشان افزوده ميشد. پرچمي را باز كردند با نوشته: «ما زنان ايران، اين روز را روز خود ميدانيم.» (زن مسلمان از حاشيه تا متن مقاومت/ ۴۵، خبرگزاري مهر)
سلاح پنهان در لحظه اتصال فيلترشكنها
هدف از اين كار، باورپذير كردن شايعات، تشديد بدبيني ميان جناحها و ايجاد تقابلهاي ساختگي درون كشور است.
پنجم، رصد دادههاي رفتاري: اين صفحات صرفا پيامرسان نيستند؛ بلكه ميزان مكث، كليك يا رد كردن ويديو را اندازه ميگيرند. اين واكنشها به طراحان كمك ميكند نبض احساسي جامعه را بسنجند و كارزارهاي بعدي را دقيقتر طراحي كنند.
ششم، فرسايش رواني ناشي از تكرار مداوم: كاربران ايراني روزانه دهها بار فيلترشكن را قطع و وصل ميكنند. اين مواجهه مكرر با روايتهاي بحرانزا، به صورت قطره چكاني واقعيت ذهني فرد را دگرگون ميسازد و احساس بن بست اجتماعي ايجاد ميكند.
هفتم، بهرهگيري از جذابيت هوش مصنوعي: استفاده از پويانماييهاي پرتحرك و چهرهسازي و صداسازي رايانهاي سبب ميشود جذابيت بصري، سد دفاعي منطق مخاطب را بشكند و پيام سياسي در قالب يك ويديوي كوتاه جذاب منتقل شود.
مواجهه با اين پديده نيازمند اتخاذ رويكردي واقعگرايانه، ايجابي و چندوجهي است:
۱. احزاب و شخصيتهاي سياسي بايد در برابر سوءاستفاده از نام و تابلوي خود هوشيار باشند و با موضعگيري سريع، راه را بر اين بازيهاي دروغين ببندند.
۲. سياستگذاران بايد در الگوي انسداد فراگير اينترنت تجديدنظر كنند؛ چرا كه فيلترينگ گسترده، ميليونها شهروند را ناخواسته به سوي دالانهاي ناامن فيلترشكنها و قرار گرفتن در معرض اين حملات كشانده است.
۳. تقويت پدافند حقوقي و رصد بينالمللي: پلتفرمهاي توزيع آگهي ضوابط مشخصي عليه محتواي نفرت پراكن و جعل هويت دارند. نهادهاي مدني و حقوقي حوزه فناوري ميتوانند با مستندسازي اين تخلفات، پلتفرمهاي ميزبان را به پاسخگويي و مسدودسازي اين كارزارها وادار كنند.
4. افزايش سواد رسانهاي جامعه ضروري است تا كاربران بدانند هيچ فيلترشكن رايگاني خيرخواهانه نيست و هزينه آن با امنيت رواني مخاطب تامين ميشود.