سوار اسنپ ميشوم و در راه به اين فكر ميكنم كه ترافيك نباشد تا زودتر به جشنواره برسم و چند فيلم از فيلمسازان فيلم كوتاه را ببينم. وقتي نزديك پرديس سينما ملت ميشويم راننده از دليل شلوغي مقابل پرديس ميپرسد، به او ميگويم: در پرديس جشنواره فيلم كوتاه برگزار است. سري تكان ميدهد و هيچ نميگويد .
دلتنگي عباس آقا براي سينما
راننده اسمش عباس آقاست و 50 سال دارد و اهل چهارمحال و بختياري است. از او ميپرسم ميداند فيلم كوتاه چيست؟ ميگويد: همين فيلمهايي كه بازيگران در آن بازي ميكنند و در تلويزيون ميبينيم؟ ميگويم نه و برايش توضيح ميدهم كه فيلم كوتاه با فيلم سينمايي و سريال تلويزيوني فرق دارد. عباس آقا ميگويد: همين فيلمهايي كه در اينستاگرام پخش ميشود، فيلم كوتاه است؟ ميگويم: زيرمجموعه فيلمهاي كوتاه است. نفسي ميكشد و ميگويد: مدتهاست سينما نرفتم، آنقدر مشغله دارم كه اصلا به فيلم ديدن و تلويزيون تماشا كردن فكر نميكنم. خانم براي سينما رفتن و عروسي گرفتن بايد دلخوشي داشت. وقتي خوشحالي، وقتي پول داري سينما ميروي، عروسي براي فرزندت ميگيري، حالا خوشحالي هيچي، پول نداريم كه سينما برويم.
هيچ وقت تلويزيون و موبايل، جاي سينما را نميگيرد
از عباس آقا ميپرسم: به سينما رفتن علاقه داريد؟ ميگويد: قطعا علاقه دارم، با اينكه سينما اين روزها به خانهها آمده و در تلويزيون و گوشي موبايل همه چيز را ميبينيم، اما اصلا هيچ وقت تلويزيون و موبايل، سينما نميشود، مگر ميشود غذاي رستوران با غذاي خانگي يكي باشد، ما هر روز در خانه غذاهاي خوشمزه درست ميكنيم پس چرا به رستوران ميرويم، براي اينكه روحيه ما عوض شود، به سينما هم ميرويم تا تفريح كنيم، اما اين روزها متاسفانه آنقدر مشغله و كار داريم كه نميتوانيم به تفريح فكر كنيم.
به در ورودي پرديس سينما ملت رسيدهايم، از عباس آقا خداحافظي ميكنم، حرفهايش ذهنم را درگير ميكند. در حالي كه خيلي از منتقدان و سينماگران معتقدند با گسترش صنعت سريالسازي و پلتفرمها، سالنهاي سينما در چند سال آينده اهميت خود را از دست ميدهد، رانندهاي از چهارمحال و بختياري ميگويد: هيچ وقت تلويزيون و گوشي موبايل جاي سينما را نميگيرد.
درددل يك فيلمساز جوان
خودم را به گيت ورودي پرديس ميرسانم و از راهروها عبور ميكنم، لابي سالنهاي سينما كم و بيش شلوغ است، داخل يكي از سالنهاي سينما ميشوم، نمايش فيلم شروع شده و سالن تاريك است، چراغ موبايل را روشن ميكنم تا جايي براي نشستن پيدا كنم، كيپ تا كيپ صندلي ها پر است و حتي روي پلهها هم نشستهاند، نميتوانم سرپا فيلم تماشا كنم، پشيمان ميشوم از سالن بيرون ميآيم. كنار در سالن سينما پسر جواني را ميبينم كه روي صندلي نشسته و به موبايلش نگاه ميكند . كنارش مينشينم و خودم را معرفي ميكنم . نامش علي اسماعيلي است و فيلمساز فيلم كوتاه است، ميگويد: چند سالي است كه در جشنواره فيلم كوتاه حضور پيدا ميكنم . فيلم كوتاه «كمي از امروز» را ساختم كه به دليل مشكل فني به جشنواره نرسيد.
از او نظرش را درباره كيفيت جشنواره ميپرسم و او توضيح ميدهد: آنچه در اين سالها برايم آزاردهنده بوده، الگوي تكرارشوندهاي است كه در جشنواره شاهديم و آن موضوعات ثابت با قصههاي تكراري كه هر سال در جشنواره ميبينيم . به عنوان مثال درباره سرباز هر سال با يك مدل روايت در جشنواره فيلم داريم، درباره زنان تنفروش هر سال فيلم داريم، قصههايي درباره مردم شمال كشور گفته ميشود كه عمدتا شخصيتها در خانههاي كپر و داغان با گاو و گوسفند زندگي ميكنند و انگار كه اين افراد، انسان نيستند. حتي اسم ميبرم امسال فيلمي با عنوان «گوره» در جشنواره داريم كه فاجعه بود، واقعا نميدانم نگاه انسان چگونه است كه فكر ميكنند آدمهايي كه در شمال زندگي ميكنند لزوما همه زندگيشان در گاو خلاصه شده يا قصههايي كه در مناطق غربي كشور روايت ميشود درگير اجنه و قصههاي اساطير با داستانهاي مندرآوري است يا روايتهايي كه در جنوب تخيلي تعريف ميشود. روايت بكر و جديد و پازلي به ندرت در جشنواره ميبينيم. مشخص است كه فيلمها طي يك چرخه تكرارشونده در جشنواره پذيرفته ميشوند و خارج از آن دايره، ايده كسي ديده نميشود.
او ميگويد: عمدتا فيلمهاي پذيرفته شده در جشنواره با بودجههاي كلان ساخته ميشود كه به نظرم بچههاي ناتوان مالي و دانشجوهاي مستعد در توانشان نيست هزينههاي چند ميلياردي براي فيلم كوتاه بپردازند. انجمن هم از آنها حمايت نميكند، چون دورههاي انجمن را سپري نكردند. اين بچههاي مستعد هيچ وقت در ايران جايي ديده نميشوند، اما در جشنوارههاي خارجي جايزه ميگيرند. اين بزرگترين ايراد جشنواره فيلم كوتاه است. با بچهها و همكاران امروز صحبت ميكرديم و اين پرسش ما بود كه چرا همه چيز در جشنواره تكراري است، چرا به مسائل سطحي نگاه ميكنند؟
از او ميپرسم: پيشنهاد شما براي بهتر شدن فيلمهاي جشنواره چيست؟ ميگويد: راجع به معتادها فراوان فيلم كوتاه ساخته ميشود، هيچ ايرادي ندارد فيلم كوتاه رئاليسم اجتماعي ساخته شود، اما بهتر نيست كه فيلمساز جوري فيلم نسازد كه جشنواره بپسندد؟ جشنواره فيلم كوتاه به گونهاي شده كه يك الگوي نانوشتهاي دارد كه فيلمسازان طبق آن الگو فيلم ميسازند كه در جشنواره پذيرفته شود. درباره زن زخم خورده پرستار فيلم ميسازند، چون پذيرفته ميشود ديگر فيلمساز به دنبال روايت نو و زاويه نو نيست.
آقاي اسماعيلي ميگويد: نفس برگزاري جشنواره حسن است، همه اين جوانان حاضر در جشنواره كه ميبينيد، استعدادهاي خوبي هستند، اما وقتي تفكر آنها در چارچوب از پيش تعيين شده قرار بگيرد هدر ميرود. به نظرم استعدادها بايد رها شوند و بدون توجه به جايزه، فيلم و نگاه خودشان را روايت كنند. برايشان آرزوي موفقيت ميكنم .
همجواري جشنواره با غرفههاي نشرهاي سينمايي
از سالن گفتوگو و استراحت رسانه عبور ميكنم و توجهم را غرفههاي گوشه پرديس جلب ميكند. يكي از نكات قابل توجه در محل برگزاري جشنواره، برپايي غرفههاي كتابهاي سينمايي از نشريات مختلف است. لحظاتي كنار انتشارات ساقي ميايستم و به كتابها نگاه ميكنم. نشر ساقي، ويژه كتابهاي هنر و سينماست، عناويني همچون آناتومي داستان، آن سوي لنز، تعمق در فيلم، درون داستان، خودآموز فيلمسازي و... . از مجيد خضرايي، فروشنده نشر ساقي درباره استقبال از كتابهاي سينمايي ميپرسم، او ميگويد: كتابهاي نشر ساقي، كتابهاي پايه هنر و خاصه سينماست، از اين حيث مراجعهكنندههاي زيادي امسال داشتيم و همچنان هم مراجعهكننده داريم، از دانشجويان تا اساتيد دانشگاهها و... اما از آنجايي كه هزينهها بالا رفته، بعضي مراجعهكنندهها قدرت خريد ندارند، حتي دانشجوهاي زيادي بايد كتابها را براي درسهايشان بخرند، اما چون هزينهها بالا رفته و قيمت نهايي كتاب افزايش پيدا كرده، بعضي از آنها نميتوانند خريد كنند و اين براي ما بسيار ناراحتكننده است. ولي بهطور كل استقبال خوب است و علاقهمند به كتاب سينمايي در ميان دانشجويان و فيلمسازان فيلم كوتاه زياد است.
نمايش فيلمهاي كوتاه سينماگران قديمي
به طبقات منفي پرديس ميروم، يكي از بخشهاي قابل توجه در چهلوسومين دوره جشنواره، فيلمهاي كوتاهي است از هنرمندان قديمي همچون هژير داريوش، منوچهر طياب، نصرت كريمي، اسفنديار احمديه، احمد فاروقيقاجار، خسرو سينايي، بزرگمهر رفيعا، تورج منصوري، ابراهيم حاتميكيا، ناصر هاشمي و حميد جبلي كه نسخه مرمت شده فيلمهايشان به همت فيلمخانه ملي ايران در بخش جنبي جشنواره به نمايش درآمده و جذابيت زيادي براي سينمادوستان دارد. استقبال خوبي از اين بخش براي سينمادوستان جوان شد.
نقاط ضعف و نقاط قوت جشنواره چيست؟
دوباره به طبقه بالا ميروم و وارد سالن سينما ميشوم، همچنان صندلي سالن سينما پر است. فيلم «ميان» به كارگرداني آقاي حسيني نمايش داده ميشود و مجبور ميشوم ايستاده تماشا كنم. بياغراق اثري تكاندهنده با بازي عليرضا كمالي است كه مورد استقبال تماشاگران سالن قرار ميگيرد .موضوع فيلم درباره عذاب وجدان راننده آمبولانس است كه كارگردان خوب از پس روايت برآمده است. با دختر جواني از سالن سينما خارج ميشوم، از فرصت استفاده ميكنم و از او ميپرسم: شما فيلمساز هستيد؟ جواب مثبت ميدهد، از او دعوت ميكنم و روي صندلي مينشينيم و با هم گفتوگو ميكنيم.
از فيلمسازان نسل جوان است، مهتاب شيخانصاري نام دارد و چند سال است در جشنواره فيلم كوتاه حضور دارد و چندين فيلم كوتاه ساخته است. آخرين فيلم كوتاهش به نام فاديا در جشنواره فيلم فجر سال گذشته و جشنواره كودك داخلي كه پشت سر گذاشتيم، نمايش داده شده، ميگويد: جشنواره فيلم كوتاه را به خاطر اتمسفري كه دارد خيلي دوست دارم، فضاي فيلم كوتاه فضاي مستقلتر است. به نظرم فيلمسازان تجربههايي در فضاي فيلم كوتاه كسب ميكنند كه در فضاي فيلم بلند نميتوانند تجربه كنند، داستانهايي در فيلم كوتاه ميتوانند بگويند كه شايد در فيلم بلند برايشان امكانش فراهم نباشد. براي همين حس ميكنم در جشنواره فيلم كوتاه فيلمهايي ميبينيم كه فيلمسازان فيلم كوتاه قصههاي خودشان را روايت ميكنند تا اينكه مجبور باشند قصههايي را روايت كنند كه مخاطب ميپسندد.
شيخانصاري معتقد است: وقتي جشنوارهاي در ابعاد وسيع برگزار ميشود نقاط ضعف دارد، اما نقاط قوتش بيشتر به چشم ميآيد. هر سال كه هيات انتخاب عوض ميشود، سليقهها عوض ميشود و فيلمهاي متفاوت ميبينيم، چون فضاي جشنواره را خيلي دوست دارم، ترجيح ميدهم نقاط قوت را بيشتر ببينم.
از او ميپرسم: چقدر در جشنواره فيلم ديده است؟ ميگويد: فيلم زياد در جشنواره امسال ديدم، بعضي باكسهاي فيلم كلا خوب است، بعضي باكسها چند فيلم خوب دارد البته بخشي به سليقه من برميگردد، شايد در سليقه من بعضي فيلمها نباشد. ولي سليقه هيات انتخاب بوده و در جشنواره حضور دارد. اما نكته مهم اين است كه امسال بچهها هم در فرم و هم در روايت تلاش خوبي داشتند.
شيخانصاري همچنين درباره پويايي جشنواره فيلم كوتاه نظري ندارد، اما ميگويد: همين كه جشنواره پسرفت نكرده اتفاقي مثبت است، اما يك نكته منفي درباره جشنواره اينكه متاسفانه جشنواره فيلم كوتاه به سمت فيلمهايي با هزينههاي زياد و بازيگران چهره ميرود تا ديده شود، شايد من فيلمساز اشتباه ميفهمم؟ شايد جشنواره مرا به اين سمت ميبرد؟ نميدانم بايد علتيابي شود.
او ميگويد: چند فيلم شخصي ساختم، اما فيلم آخرم با اينكه بنا بر لوكيشن و قصه بود، فيلم سختي بوده، اما بودجهاش زياد نبود. از نظراتش تشكر ميكنم و دقايقي كنار سالن ميايستم و به حضور مشتاقانه جوانان نگاه ميكنم.
توجه رييس جمهور به جوانان فيلمساز
يادم ميآيد رييس جمهور روز اول جشنواره براي سينماگران جوان پيام صادر كرد. او خطاب به فيلمسازان جوان نوشته بود: «سينما يكي از مهمترين زبانهاي روايت اين زندگي و اين فرهنگ است؛ زباني كه ميتواند آنچه مردم ميبينند، تجربه ميكنند و براي آينده خود ميخواهند، به تصوير بكشد و با ديگران به اشتراك بگذارد. فيلم كوتاه، با فرصت و امكاني كه براي نگاههاي تازه، تجربههاي نو و روايتهاي خلاقانه فراهم ميكند، بخشي از واقعيت امروز ايران و جهان را صادقانه و هنرمندانه روايت ميكند. جشنواره بينالمللي فيلم كوتاه تهران، فرصتي ارزشمند براي گرد هم آمدن اين نگاهها و گفتوگو ميان سينماگران ايران و جهان است و زمينهاي براي شناخت بيشتر ملتها از يكديگر و نزديكتر شدن انسانها از مسير هنر و فرهنگ فراهم ميآورد. امروز بيش از هميشه به هنر و روايتهايي نياز داريم كه انسانها را به يكديگر نزديك كنند، زمينه گفتوگو و درك متقابل را فراهم آورند و اميد، همدلي و امكان ساختن آيندهاي بهتر را در متن زندگي مردم جستوجو كنند. فيلم كوتاه، با صميميت و جسارتي كه در روايت دارد، صداي نسل امروز و نگاه آنان به جهان و آينده است.»
اين بار اول نيست كه پزشكيان به سينما و جوانان توجه ميكند، او هميشه در صحبتهايش بر لزوم حمايت از جوانان تاكيد دارد.
زنده باد نسل جوان با استعداد
در حالي كه هوا تاريك شده از پرديس سينما ملت خارج ميشوم، از سالنهاي سينما گرفته تا لابي و راهروها و حتي مقابل در ورودي پرديس سينما ملت مملو از جوانان علاقهمند به سينماست، دختر و پسرها جمعهاي چند نفره تشكيل دادند از كنارشان كه رد ميشوم بياستثنا موضوع همه صحبتها سينماست. جواناني با پوشش مرسوم جامعه كه با آرامش در كنار هم گفتوگو ميكنند.
گردهمايي تنوع سليقه در جشنواره فيلم كوتاه تحسينبرانگيز است، جايي كه فرصت براي همه تفكرها هست، همه جور نگاه در كنار هم از علايقشان ميگويند و جالب اينكه هيچ چهره شناخته شده در ميان اين جوانان نيست، هر چه تلاش كردم فيلمساز چهره ببينم تك و توك توجهم را جلب كرد .
وقتي از محل جشنواره بيرون ميآيم دو نكته ذهنم را درگير ميكند؛ اول: از روز اول جشنواره رسانههاي دلواپس و افراطي نقدهاي منفي بر برگزاري جشنواره نوشتند، اما از اين همه استقبال و اشتياق جوانان سخني نگفتند، واقعا حضور گسترده استعدادهاي جواني كه قرار است جايگزيني براي بزرگان سينما باشند را نديدند؟
دوم: پرسش من از مسوولان سينماست، آيا برنامهاي براي اين حجم انبوه از علاقهمندان و استعدادهاي نو و جديد براي سينما دارند؟ كه اتفاقا هر سال به تعدادشان اضافه ميشود، چه حمايتي از اين همه جوان علاقهمند ميشود كه سرخورده نشوند؟ جوانان با انگيزهاي كه ميدانيم از ميان آنها نه مهرجويي، ناصر تقوايي، بهرام بيضايي ولي به حتم فيلمسازان خلاق و پديده بيرون ميآيد.