• 1405 شنبه 2 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6447 -
  • 1405 شنبه 2 آبان

آموزش در عصر تحول مدرسه را بايد از نو انديشيد

سيداسماعيل ميرشاهرضا

آينده آموزش در انتخاب ميان كلاس حضوري و فضاي مجازي نيست؛ در پيوند هوشمندانه اين دو است.
مدرسه ديگر نمي‌تواند تنها با تكيه بر تجربه‌هاي گذشته، خود را براي آينده آماده كند. جهان تغيير كرده، شيوه دسترسي به اطلاعات دگرگون شده و نسل جديد با ابزارها و فرصت‌هايي بزرگ مي‌شود كه نظام آموزشي ديروز براي آنها طراحي نشده بود. با اين ‌حال، هنوز در بسياري از بحث‌هاي آموزشي، پرسش اصلي اين است كه آموزش حضوري بهتر است يا غيرحضوري؛ گويي براي ساختن آينده، ناچاريم يكي را انتخاب و ديگري را كنار بگذاريم.
اما شايد مساله را بايد از زاويه‌اي ديگر ديد: چگونه مي‌توان ظرفيت‌هاي هر دو شيوه را در خدمت يادگيري بهتر قرار داد؟
آموزش حضوري همچنان جايگاه مهمي دارد. ارتباط مستقيم معلم و دانش‌آموز، گفت‌وگو، فعاليت گروهي، تجربه‌هاي عملي و شكل‌گيري مهارت‌هاي اجتماعي، بخش‌هايي از تربيت‌اند كه نمي‌توان به ‌آساني جاي آنها را با صفحه نمايش پر كرد. در مقابل، آموزش غيرحضوري فرصت‌هايي فراهم مي‌كند كه مدرسه سنتي كمتر دراختيار داشته است؛ از دسترسي به منابع متنوع و مرور چندباره مطالب گرفته تا تمرين فردي، يادگيري با سرعت متناسب با توان دانش‌آموز و ادامه فعاليت‌هاي آموزشي خارج از كلاس. بنابراين، نه بايد به نام تحول، مدرسه حضوري را كم‌اهميت شمرد و نه بايد به بهانه حفظ سنت‌ها، امكانات آموزش غيرحضوري را ناديده گرفت. مساله اصلي، تركيب هدفمند اين دو ظرفيت است؛ رويكردي كه مي‌توان آن را آموزش تلفيقي ناميد. البته آموزش تلفيقي به معناي آن نيست كه چند نرم‌افزار به برنامه مدرسه اضافه كنيم، تكاليف را در فضاي مجازي بفرستيم يا از دانش‌آموز بخواهيم بخشي از وقت خود را پشت رايانه بگذراند. اگر هدف‌ها، محتواي درسي، روش تدريس، فعاليت‌هاي يادگيري و شيوه ارزشيابي همچنان بر الگوي گذشته استوار باشند، فناوري به‌تنهايي تحول ايجاد نمي‌كند. حتي ممكن است به افزايش تكاليف، خستگي دانش‌آموزان و گسترش نابرابري آموزشي منجر شود.
تحول واقعي زماني آغاز مي‌شود كه براي هر فعاليت آموزشي، آگاهانه تصميم بگيريم كدام شيوه اثربخش‌تر است. آيا اين مبحث به توضيح مستقيم معلم و گفت‌وگوي كلاسي نياز دارد؟ آيا دانش‌آموز مي‌تواند بخشي از آن را با مطالعه هدايت ‌شده و تمرين غيرحضوري بهتر بياموزد؟ آيا فرصت حضور در كلاس بايد صرف تكرار مطالب كتاب شود يا مي‌توان آن را به پرسش‌ و پاسخ، حل مساله، كار گروهي و رفع اشكال اختصاص داد؟
پاسخ درست به چنين پرسش‌هايي مي‌تواند زمان كلاس را ارزشمندتر و فرآيند يادگيري را عميق‌تر كند.
در اين ميان، نقش معلم بيش از گذشته اهميت پيدا مي‌كند. در دنيايي كه اطلاعات با سرعت در دسترس قرار مي‌گيرند، وظيفه معلم صرفا انتقال محتوا نيست. او بايد مسير يادگيري را طراحي كند، منابع مناسب را بشناسد، دانش‌آموز را در تشخيص اطلاعات درست ياري دهد، بازخورد موثر ارايه كند و زمينه رشد تفكر انتقادي و توانايي حل مساله را فراهم آورد. براي تحقق چنين نقشي، توانمندسازي معلمان و فراهم‌ كردن فرصت‌هاي واقعي براي يادگيري حرفه‌اي آنان، ضرورتي انكارناپذير است.
با اين ‌حال، نمي‌توان از آموزش تلفيقي سخن گفت، اما مساله عدالت آموزشي را ناديده گرفت. همه دانش‌آموزان به اينترنت پايدار، ابزار مناسب يا محيط آرام براي مطالعه دسترسي ندارند. اگر برنامه‌ريزي آموزشي بر اين تفاوت‌ها چشم ببندد، روشي كه قرار است فرصت يادگيري را گسترش دهد، ممكن است فاصله ميان دانش‌آموزان را بيشتر كند. پس توسعه زيرساخت‌ها، پيش‌بيني راه‌هاي جايگزين براي دسترسي به محتوا و توجه به شرايط خانوادگي دانش‌آموزان بايد بخشي از سياست آموزش تلفيقي باشد، نه موضوعي فرعي و پس از اجرا.
ارزشيابي نيز نيازمند بازنگري است. اگر موفقيت دانش‌آموز همچنان تنها با حفظ مطالب و پاسخ ‌دادن به پرسش‌هاي تكراري سنجيده شود، تغيير ابزار و محيط آموزش تاثير محدودي خواهد داشت. نظام آموزشي بايد بيش از گذشته به ميزان فهم، توانايي كاربرد آموخته‌ها، خلاقيت، مشاركت و حل مسائل واقعي توجه كند. هدف آن نيست كه دانش‌آموز مطالب بيشتري حفظ كند؛ هدف اين است كه بتواند آموخته‌هاي خود را در زندگي به كار گيرد.
البته اجراي چنين الگويي با بخشنامه و خريد تجهيزات به نتيجه نمي‌رسد. مدرسه به برنامه‌ريزي روشن، مديران آشنا با نيازهاي تحول، معلمان توانمند، محتواي مناسب، پشتيباني فني و ارزشيابي مستمر نياز دارد. همچنين بايد به مدارس فرصت داد تا متناسب با شرايط و امكانات خود، روش‌هاي مناسب را اجرا و تجربه‌هاي موفق را به اشتراك بگذارند.
كتاب «آموزش در عصر تحول» بر همين ضرورت تاكيد دارد: مساله اصلي، جايگزين‌ كردن يك شيوه با شيوه ديگر نيست؛ مساله، بازانديشي در ساختار آموزش براي دستيابي به يادگيري باكيفيت‌تر است. در اين نگاه، فناوري نه هدف نهايي آموزش، بلكه ابزاري براي تحقق بهتر اهداف تربيتي و آموزشي است. امروز بيش از آنكه به مدرسه‌اي مجهز به ابزارهاي تازه نياز داشته باشيم، به مدرسه‌اي نيازمنديم كه درست‌تر بينديشد، هوشمندانه‌تر برنامه‌ريزي كند و يادگيري را جدي‌تر بگيرد.
 آينده آموزش از آنِ نظام‌هايي نخواهد بود كه صرفا فناوري بيشتري به كار مي‌گيرند، بلكه از آنِ نظام‌هايي است كه مي‌دانند هر ابزار را كجا، چگونه و براي چه هدفي به كار ببرند.
تحول آموزش از جايي آغاز مي‌شود كه به ‌جاي پرسيدن «كلاس كجا برگزار شود؟» بپرسيم: «دانش‌آموز چگونه بهتر ياد مي‌گيرد؟»
كارشناس فرهنگي و فعال صنفي

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون
وب گردی
سرویس «چک الکترونیک» در بانک دی راه‌اندازی شد اولین پردیس هوش مصنوعی و فناوری های مالی كشور با سرمایه گذاری بانك ملت در دانشگاه تهران تاسیس می شود ارائه خدمت حساب وكالتی در بانك ملت برای خرید خودروهای وارداتی از طریق سامانه اتونوین توسعه آموزش دیجیتال و مسئولیت اجتماعی همراه اول؛ از توزیع سیم‌کارت نوجوان تا بورسیه ۱۰ هزار دانش‌آموز محروم از تحصیل در «آی‌نو» سرگذشت دومان سهند؛ از تالیف کتاب‌های اقتصادی تا مشاوره سرمایه‌گذاری علائم سرطان مغز استخوان در آزمایش خون چیست؟ بانک ملت بیشترین تسهیلات ازدواج و فرزندآوری را در بین بانک های کشور پرداخت کرد/ اعطای ۳۵.۴ همت تسهیلات طی ۶ ماه به ۱۵۶ هزار متقاضی هزارمین کارآموز؛ نقطه عطف پنج سال فعالیت آکادمی همراه اول انتصاب مدیران جدید چهار منطقه امور شعب / اکبری: چابک‌سازی و بهره‌وری، اولویت بانک ملی ایران است پذیره‌نویسی صندوق سرمایه‌گذاری ارزی «ملی کیمیا» از طریق شعب بانک ملی ایران