اختلافنظر در سايه وحدت
جامعه پويا و سالم، جامعهاي است كه شهروندان بتوانند ديدگاهها، انتقادات و مطالبات خود را در چارچوب قانون بيان كنند. البته آزادي بيان، مسووليت نيز به همراه دارد و رعايت حقوق و حرمت ديگران بايد همواره مورد توجه قرار گيرد. نقد يك انديشه يا عملكرد، نبايد به تخريب شخصيت افراد تبديل شود و اختلافنظر مجوزي براي توهين، تهديد يا حذف ديگري از فضاي اجتماعي باشد. گفتوگو و آزادي بيان زماني ميتوانند در ارتقاي جامعه، نقشآفريني كنند كه شهروندان، به قانون و عدالت، اعتماد داشته باشند. يكي از مسائل مهم در اين زمينه، حفظ ارتباط ميان جامعه و قانون است. قانون، زماني ميتواند نقش تنظيمكننده روابط اجتماعي را به درستي ايفا كند كه شهروندان، آن را قابل اتكا بدانند و اجراي آن را عادلانه و يكسان ببينند. اگر احساس تبعيض يا بيعدالتي گسترش يابد، اعتماد عمومي آسيب ميبيند و در نتيجه، ظرفيت جامعه براي حل اختلاف نيز كاهش پيدا ميكند. اعتماد به قانون و عدالت نيز ارتباط مستقيمي با امنيت اجتماعي دارد. امنيت اجتماعي پايدار، زماني شكل ميگيرد كه شهروندان، اطمينان داشته باشند اعتراضات و مطالبات آنها از طرق قانوني و عادلانه قابل پيگيري است. هر چه اين طرق، قابل اعتمادتر باشند، احتمال آنكه تعارضهاي اجتماعي به خشونت يا آسيبهاي اجتماعي تبديل شوند، كمتر خواهد شد. در چنين شرايطي، انسجام و وحدت اجتماعي را نبايد با يكسانانديشي اشتباه گرفت. جامعهاي كه در آن شهروندان، ديدگاههاي يكساني داشته باشند، الزاما جامعهاي منسجم نيست. انسجام زماني معنا مييابد كه افراد و گروههاي مختلف بتوانند با وجود تفاوت در ديدگاهها و منافع، همچنان قواعد مشترك زندگي اجتماعي را بپذيرند و اختلافاتشان را از طرق مسالمتآميز دنبال كنند. اين موضوع، تنها به رفتار شهروندان محدود نميشود. نهادهاي اجتماعي، رسانهها و مسوولان نيز در ايجاد فضاي حاكم بر جامعه نقش دارند. نوع ادبياتي كه در جامعه رواج پيدا ميكند، نحوه مواجهه با منتقدان، ميزان تحمل ديدگاههاي متفاوت و چگونگي اجراي قانون، همگي بر احساس اعتماد يا بياعتمادي شهروندان اثر ميگذارند.
با اين وصف، اختلافنظر را نميتوان از جامعه حذف كرد و اساسا چنين هدفي نيز نه ممكن است و نه مطلوب. آنچه اهميت دارد، ايجاد سازوكارهاي مناسب، براي مديريت اختلاف است؛ سازوكارهايي كه به شهروندان اجازه دهد، بدون تبديل شدن به دشمن يكديگر، درباره مسائل مورد اختلاف، گفتوگو و مطالبات خود را از طرق قانوني پيگيري كنند. شايد در شرايط امروز، يكي از مهمترين سرمايههايي كه بايد از آن محافظت كرد، فرهنگ گفتوگو باشد. گفتوگو، فرصتي است براي شنيدن يكديگر و پذيرش اين واقعيت كه جامعه از انسانهايي با ديدگاههاي متفاوت، تشكيل شده و ادامه زندگي مشترك، نيازمند قواعدي براي كنار آمدن با اين تفاوتهاست. هر اندازه اعتماد به قانون، عدالت و امكان بيان مسالمتآميز ديدگاهها تقويت شود، احتمال آنكه اختلاف به شكاف و تعارض به آسيب اجتماعي تبديل شود، كاهش خواهد يافت.