• 1405 شنبه 9 آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه دریافت همه صفحات
تبلیغات
fhk; whnvhj بانک ملی بیمه ملت

30 شماره آخر

  • شماره 6453 -
  • 1405 شنبه 9 آبان

ایران و امریکا؛ انتخابات اسراییل و تله تل‌آویو (۱۰)

بدین‌ترتیب، منازعه با ایران نه فقط موضوع سیاست خارجی اسراییل، بلکه به عنصری در کشمکش داخلی بر سر تشکیل دولت تبدیل شده است. بررسی اتهامات انتخاباتی وظیفه نهادهای مسوول است؛ اما طرح اتهام، دلیل مخدوش بودن آرای شهروندان نیست.
انتخابات همچنین واقعیتی عمیق‌تر را آشکار می‌کند: اختلاف احزاب اسراییلی درباره شخص نتانیاهو لزوما به معنای اختلاف بنیادین آنان درباره ایران نیست. در میان رقیبان او نیز جریان‌های امنیت‌محور و راستگرا حضور دارند. تغییر نخست‌وزیر می‌تواند بر شیوه تصمیم‌گیری اثر بگذارد، اما تضمینی برای تغییر سیاست نظامی و منطقه‌ای اسراییل نیست. به همان اندازه، بقای نتانیاهو نیز به معنای قطعیت جنگ تازه نخواهد بود. میان بن‌بست سیاسی و تصمیم نظامی، متغیرهای متعددی فاصله است.
اینجاست که مفهوم «تله تل‌آویو» اهمیت پیدا می‌کند. خطر آن است که منازعه تاریخی اعراب و اسراییل، به رویارویی فراگیر ایران و اسراییل و سپس ایران و کشورهای عربی تبدیل شود؛ مسیری که می‌تواند امریکا را عمیق‌تر وارد جنگ کند و زمینه همگرایی امنیتی برخی دولت‌های منطقه با اسراییل را فراهم آورد. در چنین وضعیتی، هزینه‌های انسانی، اقتصادی و سیاسی بر دوش ملت‌های منطقه قرار می‌گیرد. این تحلیل به معنای نادیده گرفتن نقش مستقل دولت‌های عربی یا نسبت دادن همه بحران‌ها به اسراییل نیست.
سیاست ایران نیز از نقد معاف نیست. مواضع محمود احمدی‌نژاد درباره هولوکاست، «کاغذپاره» خواندن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، حمله به سفارت بریتانیا در تهران و تعرض به سفارت عربستان‌سعودی در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، از خطاهایی بودند که به اعتبار بین‌المللی ایران آسیب زدند و زمینه تقویت ایران‌هراسی و بی‌اعتمادی همسایگان را فراهم کردند. این اقدامات را نمی‌توان صرفا اشتباهاتی ناخواسته دانست یا مسوولیت سیاسی و حقوقی آنها را نادیده گرفت. خروج از تله تل‌آویو مستلزم شناخت تهدیدهای خارجی و همزمان، نقد صریح تصمیم‌ها و رفتارهایی است که برخلاف منافع ملی، به تقویت موقعیت مخالفان ایران کمک کرده‌اند.
در واشنگتن نیز جنگ ایران به مساله‌ای داخلی تبدیل شده است. نظرسنجی رویترز و ایپسوس در اواخر اکتبر، رضایت از عملکرد ترامپ را ۳۲ درصد نشان می‌دهد؛ همزمان نگرانی از گرانی و هزینه‌های جنگ در فضای انتخاباتی امریکا حضور دارد. انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر می‌تواند بر محاسبات کاخ سفید اثر بگذارد، اما کاهش محبوبیت رییس‌جمهور به‌تنهایی نشانه انتخاب قطعی مذاکره یا تشدید جنگ نیست. واشنگتن میان هزینه ادامه درگیری، اعتبار بازدارندگی و فرصت دستیابی به توافق، با انتخاب‌هایی دشوار روبه‌رو است.
در تهران نیز مساله اصلی نباید انتظار برای شکست نتانیاهو یا تغییر موازنه حزبی در امریکا باشد. ابتکار دیپلماتیک زمانی معنا پیدا می‌کند که پشتوانه تصمیم‌گیری منسجم، اهداف روشن و توان اجرای تعهدات داشته باشد. تجربه تفاهم‌های شکننده نشان می‌دهد گشودن کانال گفت‌وگو ضروری است، اما کافی نیست. توافق پایدار به ترتیبات قابل راستی‌آزمایی، تعهدات متقابل و سازوکارهایی نیاز دارد که هزینه نقض آن را افزایش دهد.
مطالبه تضمین امنیتی باید با واقع‌بینی درباره محدودیت هر تضمین سیاسی همراه باشد. در این میان، نقش پاکستان، قطر، ترکیه و عربستان‌سعودی شایسته توجه است. تلاش‌های گزارش‌ شده برای میانجیگری، حتی اگر هنوز به توافق نرسیده باشد، نشان می‌دهد کشورهای منطقه فقط تماشاگر بحران نیستند. 
امنیت خلیج‌فارس، آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، پایان محدودیت‌های اقتصادی و کاهش خطر حملات متقابل، منافعی مشترک‌اند که می‌توانند موضوع گفت‌وگویی منطقه‌ای باشند. پیشنهادهای مطرح ‌شده درباره تضمین توافق یا سرنوشت مواد هسته‌ای هنوز محل اختلاف‌اند؛ نباید احتمال مذاکره را با پذیرش شروط یا حصول توافق اشتباه گرفت.
صورت‌حساب جنگ به شمار موشک‌ها و خسارت تاسیسات محدود نمی‌شود. آوارگی خانواده‌ها، اختلال در تولید و تجارت، فرسایش معیشت و دشواری بازسازی شهرها، هزینه‌هایی هستند که حتی پس از توقف حملات باقی می‌مانند. دیپلماسی نه نشانه ضعف، بلکه ابزاری برای پاسداری از جان شهروندان و فرصت‌های توسعه است؛ همان‌گونه که بازدارندگی بدون پیوند با هدف سیاسی روشن، ممکن است کشور را در چرخه فرسایشی تهدید و پاسخ گرفتار کند.
خروج پایدار از این چرخه، به بازنگری در داخل نیز نیاز دارد. «جمهوری سوم» تنها بحث تغییر قواعد حقوقی نیست؛ دعوت به تغییر پارادایم حکمرانی است: تقدم منافع ملی بر منازعات ایدئولوژیک، بازسازی اعتماد عمومی، پاسخگویی قدرت، مشارکت شهروندان و پیوند امنیت با رفاه. کشوری که سرمایه اجتماعی خود را تقویت کند و با همسایگانش روابطی قابل اتکا بسازد، در برابر فشار خارجی نیز انتخاب‌های بیشتری خواهد داشت.
راه دیگر، گرفتار شدن در انتظار و واکنش است؛ انتظاری که فرصت ابتکار را از تهران می‌گیرد و تصمیم درباره آینده ایران را به تحولات بیرونی واگذار می‌کند. استقلال در سیاست خارجی، پیش از هر چیز، توان تعیین دستور کار و تبدیل قدرت ملی به دستاوردی برای مردم است.
انتخابات اسراییل ممکن است ترکیب قدرت را تغییر دهد، اما به‌تنهایی منطق منازعه با ایران را دگرگون نمی‌کند. خروج از تله تل‌آویو مستلزم تغییر محاسبات راهبردی در تهران، واشنگتن و پایتخت‌های منطقه است؛ نه انتظار برای شکست یا پیروزی نتانیاهو.

ارسال دیدگاه شما

ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
عنوان صفحه‌ها
کارتون
کارتون