وقتي آسمان هم بر سر نمايندگان ايران آوار ميشود
فوتبال در محاصره
فوتبال با اعمال شاقه ديگر يك اصطلاح تكراري نيست كه توصيفي دقيق از واقعيت تلخي است كه نمايندگان ايران در رقابتهاي آسيايي با آن دست و پنجه نرم ميكنند. وضعيتي كه باعث شده رقابت نمايندگان ايران با رقبا كاملا نابرابر و به دور از انصاف باشد. درحالي كه فوتبال حرفهاي دنيا بر محور سرعت ريكاوري و آرامشِ رواني بازيكنان ميچرخد، نمايندگان فوتبال ايران اين روزها درگير بنبستهاي فرسايشي ديپلماتيك و هوايي هستند؛ وضعيتي كه عملا آنها را با دستهاي بسته به ميدان رقابت ميفرستد. نمونه بارز اين وضعيت باشگاه تراكتور است. تيمي كه پس از سلب ميزباني حالا براي سفر به عمان جهت ديدار با نفتچي ازبكستان با ديوارِ بلند محدوديتهاي پروازي روبهرو شده است.
وقتي درخواستهاي مكرر براي پرواز مستقيم به سنگاندازيهاي سياسي ميخورد و حتي مسيرهاي ترانزيتي هم مسدود ميشوند، تراكتور مجبور شده براي رسيدن به مقصد، مسيري عجيب و طاقتفرساي
تبريز-استانبول-مسقط را انتخاب كند. اين يعني بازيكنان پيش از آنكه پاهايشان به چمن ورزشگاه برسد كيلومترها پرواز و ساعتها معطلي در سالنهاي فرودگاهها را پشت سر گذاشتهاند، خستگياي كه مستقيما سلامت و كيفيت فني آنها را نشانه ميرود.
اين درحالي است كه تراكتور پيش از اين تهديد كرده بود در صورتي كه نتواند مجوز پرواز مستقيم به عمان را كسب كند ممكن است قيد حضور در رقابتهاي ليگ نخبگان را بزند. اما گويا اين تهديد هم نتوانست شرايط را تغيير دهد تا تراكتور مجبور شود مثل بازيهاي قبلي با مشقت خودش را به زمين بازي برساند.
اما اين فاجعه هوايي به تراكتور محدود نميشود و گلگهر هم با مشكل مشابهي براي حضور در ليگ قهرمانان آسيا مواجه است. طبق آخرين اطلاعات گلگهر بايد با پرواز راهي مشهد شود و از آنجا زميني به سمت تركمنستان برود تا مقابل آركاداغ اين كشور بازي كند.
همزمان با اين اتفاق استقلال هم براي سفر به عراق جهت ديدار مقابل الشمال قطر با شرايطي مشابه
مواجه بوده است.
اما اواخر روز گذشته خبر رسيد با پيگيريهاي مسوولان باشگاه استقلال مشكل اين تيم برطرف شده است.
اين درحالي است كه اين اتفاقات پيامد مستقيم شرايط سياسي و جنگي است كه ورزش ايران را در بر گرفته است. سلب ميزباني آغاز اين زنجيره بود و حالا محدوديتهاي پروازي آن را به يك بحران تمام عيار تبديل كرده است. در اين ميان مسوولان AFC با سكوت يا بيتوجهي به درخواستهاي منطقي باشگاههاي ايراني نشان داده كه مفهوم عدالت ورزشي در قاموس آنها جايي ندارد.
وقتي تيمهاي ايراني نميتوانند حتي از حق اوليه سفر استاندارد بهرهمند شوند چطور ميتوان انتظار رقابت برابر با تيمهاي متمول عربي يا قدرتمند شرقي را داشت؟
فوتبال ايران به گروگان سياستهاي خصمانه و استانداردهاي دوگانه نهادهاي حاكم بر فوتبال جهان درآمده است. جايي كه بازيكنان پيش از سوت آغاز بازي بايد با كوفتگي عضلات و بيخوابي و استرسِ مسيرهاي اجباري بجنگند. اين تراكتور و استقلال و گلگهر خسته نه فقط نماينده باشگاههاي خود كه نماد ورزش كشوري هستند كه بهرغم همه سنگاندازيها و احتلافات سياسي نميخواهد از مسير رقابت خارج شود هر چند راهي كه پيش رويشان گذاشتهاند فرسنگها با استانداردهاي حرفهاي فاصله دارد. در اين وضعيت حضور در آسيا ديگر يك مسابقه ورزشي نميتواند تلقي شود اين يك آزمون طاقتفرساي بقاست كه از همين حالا نتيجه را براي نمايندگان ايران سختتر كرده است.
با همه اين تفاسير اين اميدواري وجود دارد كه نمايندگان كشورمان بتوانند با غلبه بر اين شرايط نابرابر نتايج بهتري در رقابتهاي آسيايي كسب كنند.